تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۵۲۹

دکتر علی‌اصغر نهاوندیان
بیش از دو ماه است که ماشین جنگی ابرقدرت شرق، در شهر کوچک گروزنی در 1400 کیلومتری مسکو به گل نشسته است. مردم مسلمان چچنستان که با جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر در برابر کشور یکصد و پنجاه میلیون نفری روسیه، قهرمانانه به مقاومت ایستاده‌اند، شعارهای حیاتبخش اسلام عزیز را فریاد می‌کنند و با پرچمهای سبز و الله‌اکبر‌گویان، امان روسهای مهاجم را بریده‌اند.
آنان در حرکتی شهادت‌طلبانه زنان و فرزندان را به جمهوریهای مسلمان‌نشین همجوار نظیر داغستان، اینگوش، کالمیک، اوستیای شمالی و یا آبخازیا و آذربایجان فرستاده‌اند و مردان برای دفاع مانده‌اند، از هر خانه در گروزنی قلعه‌ای ساخته‌اند تا دشمن را برای تصرف هر منزل وادار به استفاده از توپ و تانک و دادن قربانی نمایند. تک تیراندازان و آر.پی.جی‌زنهای چچن در پس هر روزنی در کمین شکار افسران روس و ادوات نظامی مهاجمان هستند تا بتدریج شرنگ تلخ شکست را در کام آنان بنشانند.
مقامات نظامی روسیه تلفات این کشور در هجوم به چچنستان را در ارقامی کوچک شده، کمتر از یکهزار نفر اعلام کرده‌اند. آنان به هنگام عبور از اینگوش نیز تلفات خود را فقط چهار نفر ذکر کرده بودند و حال آنکه بر اثر عملیات مسلمانان آن سامان که مخالف حمله روسیه به چچن بودند تعداد بیست و پنج دستگاه نفر‌بر زرهی و تانک ارتش روسیه طعمه خشم انقلابی مردم گردید و در آتش سوخت. چنانچه هر تانک یا نفربر حداقل چهار سرنشین داشته باشد کشته‌های آنان بیش از یکصد نفر میشود. مسافرانی که مقاومت دلیرانه مردم چچن را روایت میکنند، سخن از تلفات 7 - 6 هزار نفر روسها و به شهادت رسیدن 5 - 4 هزار نفر از مبارزان و مردم چچن می‌رانند.
تاریخچه قیام مردم چچن به یکصد و هفتاد سال پیش برمی‌گردد. در آنزمان روسها با درهم شکستن ارتش پانصد هزار نفری فرانسه به رهبری ناپلئون (812 ام) و غلبه بر حکومت بی‌کفایت قاجار در ایران (جنگهای ده ساله و جنگهای بیست ماهه) و توفیق در جدا کردن یونان از امپراطوری عثمانی توانسته بودند در جهت تحقق آرمان ملی و تاریخی خود در خصوص دستیابی به آبهای گرم جنوب، اراضی وسیعی را از دریای سیاه تا دریاچه آرال به مستملکات خود بیفزایند و زمینه را برای گسترش نفوذ خود تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان با رخنه در اوضاع داخلی ایران، هند و افغانستان فراهم سازند.
در آن شرایط وحشتناک که مسلمانان، خود را در لبه پرتگاه سقوط به کام اژدهای روس در شمال و روباه انگلیس در جنوب می‌دیدند، شیخ شامل، شیرمردی از سلاله روحانیت، پرچم قیام علیه کفار و اجانب را در شمال قفقاز بدست گرفت و با استفاده از شعارهای اسلامی در متحد کردن طوائف مسلمان شمال قفقاز کوشید و نیمی از عمر 74 ساله خود (1250 - 1176) را به مبارزه علیه روسها گذراند. او بیش از 40 سال (1250 - 1208)، سمبل جهاد اسلامی علیه ارتش نیرومند تزار روس بود و نسلهای بعد نیز از نام و یاد او برای حفظ روحیه استقلال‌طلبی بهره گرفته‌اند. امروز رزمندگان چچن که خود را فرزندان شیخ شامل می‌دانند در جنگ نابرابر به جهاد پرداخته‌اند. شیخ شامل که در 1223 توانسته بود ارتش اعزامی روسیه را متلاشی کرده پایه‌های حکومت اسلامی را در مناطق قفقاز شمالی و جنوبی مستقر نماید نهایتاً به دلیل خیانت داخلی ـ و نه اقتدار روسها ـ مغلوب شد و در 1250 در مدینه منوره در گذشت.
روسها به منظور اعمال حاکمیت کامل خود بر مناطق مسلمان‌نشین بارها طوائف مسلمان شمال قفقاز را به تبعید دستجمعی مجبور ساختند. از آثار این مهاجرتهای اجباری می‌توان به حضور اقلیتهای چچن در روسیه، قزاقستان، اردن، سوریه و ترکیه اشاره کرد که نتیجه کوچ مسلمانان در دوران حکومت تزارها و نیز در زمان سلطه کمونیسم بویژه دوره استالین بوده است.
نیروی هوائی ارتش چچنستان در نخستین مرحله تهاجم روسها در فرودگاه گروزنی منهدم شد و جنگ تمام عیار روسها از هوا و زمین علیه ساکنان گروزنی با شدت تمام آغاز گردید. قبلاً روسها منکر دخالت نظامی خود بودند و تنها با ژست‌های اصلاح‌طلبانه سخن از لزوم رفع اختلاف بین دودایف و رقبای او می‌راندند. اما زمانی که عوامفریبی‌های گذشته سودی نبخشید، مداخله آشکار نظامی مسکو شدت گرفت که تا این لحظه نیز بی‌وقفه ادامه داشته است.
مقاومت دلیرانه مردم چچن، اعجاب جهانیان را برانگیخته و بار دیگر یادآور حماسه‌آفرینی‌های رزمندگان ایرانی در جنگ تحمیلی شده است. مبارزان چچن نگران سلاح و مهمات نیستند و با حملات شهادت‌طلبانه شبانه به واحدهای نظامی روس، کمبود مهمات و تجهیزات خود را از زرادخانه دشمن تهیه می‌نمایند و جنگ فرسایشی را که به‌ قول جوهر دودایف تا پنجاه سال هم طول خواهد کشید از هم‌اکنون آغاز نموده‌اند.
سرزمین غنی چچن سرشار از ذخایر نفت است که در صورت نیل به استقلال کامل می‌تواند کویت شمال دریای خزر گردد. این دو کشور به لحاظ جمعیت، وسعت و تولید نفت مشابهت عجیبی دارند. گرچه در تقسیمات جغرافیایی دوران کمونیسم تعدادی از روستاهای چچنستان را که در ساحل دریای خزر قرار دارد به جمهوری داغستان ملحق و به این ترتیب دستیابی این جمهوری را به دریا غیر ممکن ساختند، اما در صورت تحقق استقلال، این مشکل با تفاهم همسایگان مسلمان قابل حل خواهد بود. آمارهای غیر رسمی حاکی از تولید سالانه 50 میلیون تن (معادل یک میلیون بشکه در روز) نفت می‌باشد که از مخازن چچن به روسیه یا جمهوری‌های دیگر شوروی سابق منتقل می‌گردد.
گرچه کویت و چچن مشترکات زیادی به لحاظ جمعیتی و اقتصادی دارند ولی عکس‌العمل غرب در قبال اشغال این دو کشور نفتی متفاوت است. وقتی صدام در 1369 به کویت حمله کرد 32 کشور جهان برای دفع تجاوز نیروی متحدی تشکیل داده با بزرگترین لشگرکشی در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم به بازگرداندن هیات حاکمه کویت کمک نمودند. اما در مورد چچن تنها با صدور بیانیه‌های سیاسی و احضار سفرای روسیه در پایتختهای مختلف جهان و اعتراض در جراید و مطبوعات، موضوع خاتمه یافت.
این نخستین‌بار نیست که مفاهیم زیبائی نظیر دموکراسی، آزادی، استقلال، حق حاکمیت ملی، انتخاب مردم و...، لگدکوب مطامع سیاستمداران حرفه‌ای و چکمه‌های نظامیان بی‌منطق می‌شود. تغییر رژیم‌های حاکم بر گرانادا، پاناما، دمنیکن، نیکاراگوئه و هائیتی توسط آمریکا و سلطه مجدد انگلیس بر جزایر مالویناس (فالک‌لند) پس از جنگ با آرژانتین و ادامه سرکوب حرکتهای آزادی‌خواهانه در ایرلند توسط انگلیسی‌ها و حمایت غرب از رژیم‌های خودکامه نظامی در الجزایر، مصر، اسرائیل، ال‌سالوادر و... و بی‌اعتبار کردن آراء مردم در انتخابات پارلمانی و بهره‌برداری از مجامع بین‌المللی بویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نقض حاکمیت کشورها از طریق تطبیق مقررات جهانی مربوط به حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، خلع سلاح، حفظ محیط زیست و... مثنوی هفتاد من کاغذ از شیوه‌های مدرن حاکمیت ابرقدرتها بر جهان است.
پاسخ به این سئوال که چرا در کویت دولت آمریکا ـ علیرغم چراغ سبز سفیرش در بغداد به صدام ـ داعیه‌دار دفاع از تمامیت ارضی آن کشور شد ولی تهاجم به چچن را یک مساله داخلی روسیه تلقی نمود، شاید به دلیل تقسیم حوزه نفوذ ابرقدرتها یا به عبارت دیگر «یالتا»یی جدید بوده باشد. بازگذاشتن دست مسکو در تاجیکستان و گرجستان و اشغال 20% اراضی آذربایجان توسط ارمنستان شواهدی بر این مدعاست.
برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند که مسکو در توافقات پنهانی با واشنگتن به حفظ جمهوریهای شوروی سابق در حوزه نفوذ خود و واگذاری آمریکای لاتین و اروپای شرقی و سه جمهوری دریای بالتیک [لیتوانی ـ لتونی ـ استونی] به غرب رضایت داده بود تا در مقابل از مواهب اهدائی غرب در بازسازی اقتصاد نابسامان خود برخوردار گردد.
تخلف آمریکائیها از تعهدات قبلی خود و بروز تمایل آنان برای حضور قوی در جمهوریهای مستقل مشترک‌المنافع و غارت ذخائر مادی و استراتژیک آنان بویژه در قزاقستان و اوکراین [دو متحد هسته‌ای روسیه] و مشارکت میلیاردی شرکتهای آمریکائی در حوزه‌های نفتی خزر و گسترش فعالیت‌های سازمان جاسوسی آمریکا [سیا] در مسکو و اقمار آن خشم مردم و دولتمردان روسیه و واکنش نسبتا تند ـ گرچه دیرهنگام ـ کرملین را در قبال عضویت کشورهای اروپای شرقی در ناتو برانگیخت و نیز به قدرت‌نمائی محدود آن کشور در جهت لغو تحریم اقتصادی عراق و جلوگیری از اقدام نظامی علیه صربستان منجر گردید. آمریکا برای مقابله با این تحرک روسیه و جلوگیری از فعال شدن سیاست خارجی مستقل مسکو، بحران چچن را دامن زد.
از سوئی تبلیغات آمریکائی از حمایت واشنگتن از استقلال‌طلبی چچن‌ها و عدم امکان توسل به زور در این جمهوری دم می‌زد که این امر نه تنها باعث بالا رفتن توقعات استقلال‌طلبانان چچن گردید بلکه موضوع به یک مساله حیثیتی برای کرملین در رد خواستهای آنان بدلیل وجود حمایت خارجی بدل شد از سوی دیگر برخی از مشاوران رئیس‌جمهور روسیه که از عوامل وابسته به صهیونیسم بین‌الملل یا جزء اقلیت متنفذ ارمنی و نهایتا کارگزار دستگاههای اطلاعاتی غرب هستند با تحریک یلتسین به مداخله نظامی در چچن او را چنان در این گرداب غوطه‌ور کردند که تا مدتها روسیه قادر به مداخله در امور اروپا بویژه اروپای شرقی و شمالی نباشد و وجهه دموکرات‌مآبانه یلتسین را که پس از به توپ بستن پارلمان روسیه در اذهان جهانی مخدوش شده بود هرچه بیشتر بی‌اعتبار سازند.
بدیهی است هر تغییر حاکمیت در مسکو به بی‌ثبات‌تر شدن این کشور می‌انجامد که یکی از اهداف دیرینه استراتژیک غرب است. از اینرو این ناظران سیاسی، اوجگیری بحران چچن را دامی گسترده از سوی آمریکا بر سر راه سیاستمداران کم‌تجربه یا وابسته و نظامیان مغرور روسی دانسته‌اند تا علاوه بر ایجاد اشتغال ذهنی برای دولتمردان مسکو که به انصراف آنان از مشارکت فعال در مسایل بین‌المللی می‌انجامد، در عین حال با کاهش توان نظامی روسیه و تحمیل خسارات وسیع مالی و تلفات انسانی به آن کشور، خود را از اجرای تعهدات اقتصادی در قبال مسکو به بهانه نقض حقوق بشر در چچن رها سازد.
این امر منفعت ثانویه‌ای نیز برای لابی ارمنی موجود در کرملین دارد و آنهم اینست که از نقش احتمالی چچن‌ها ـ که اخیرا به نفع جمهوری آذربایجان در قره‌باغ فعال شده بودند ـ جلوگیری خواهد کرد و زمینه مناسبتری برای متحدان طبیعی غرب نظیر ارمنستان [که برخی از دولتمردان آن نظیر وزیر خارجه رسما تبعه آمریکا بوده‌اند] فراهم خواهد ساخت. ضمنا بحران چچن به محاصره اقتصادی جمهوری آذربایجان به دلیل وابستگی آن به خطوط مواصلاتی روسیه ـ چچن ـ داغستان ـ باکو می‌انجامد. این دو نکته می‌تواند ارامنه را به استفاده از فرصت و نقض آتش‌بسی که از 9 ماه قبل [20/2/1373] بین آنان و آذریها برقرار شده و ایجاد دور جدیدی از فشار سیاسی ـ نظامی بر باکو تشویق نماید.
آمریکا هم که در 2 سال اخیر بارها باکو را متهم به بنیادگرایی اسلامی کرده و سفارت آن کشور رسما بدلیل برگزاری کنفرانس مطبوعاتی اینجانب در 13/8/1373 (بعنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در باکو) به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی به مقامات آذری اعتراض نموده بود، به نوبه خود می‌تواند از این امر جهت حذف ایران اسلامی از معادلات منطقه بعنوان پیش‌شرط بازگرداندن اوضاع به شرایط قبل از تنشهای اخیر بهره‌برداری نموده خواستهای خود را دیکته نماید.
روسها هم که از مقاومت سنگین مسلمانان چچن و همراهی مسلمانان سایر جمهوریها خشمگین هستند، در این دور جدید فشار ارامنه ـ آمریکا بر باکو دیگر همچون گذشته نیازی به حفظ ظاهر میانجیگرانه نداشته، آذریها را فدای منافع خود خواهند نمود بویژه آنکه مقامات باکو ظرف 20 ماه گذشته همواره از پیشنهاد مسکو برای استقرار نظامیان روسی در مرزهای ایران و در مناطق دیگری با ارمنستان امتناع کرده‌اند. سرانجام این تحولات تشدید نفوذ مسکو و واشنگتن در منطقه و تضعیف موقعیت مسلمانان و روند اسلام‌گرائی در منطقه خواهد بود، مگر آنکه تدابیر درستی سوی کشورهای اسلامی اندیشیده شود.
فروپاشی شوروی و بلوک شرق و پایان جنگ سرد که پیروزی اردوگاه غرب و تحمیل نظام جدیدی را بر معادلات بین‌المللی به همراه آورد به رغم برخی از صاحبنظران به یکی از خواستهای غربیها در جهت جلوگیری از پیدایش یک قدرت بزرگ هسته‌ای مسلمان در جهان جامه عمل پوشانده است. اینان استدلال می‌کنند که در شوروی سابق با جمعیت 285 میلیون نفر قریب یکصد میلیون مسلمان زندگی می‌کردند و قریب نیمی از ارتش بزرگ آن کشور را مسلمانان تشکیل می‌دادند که بسیاری از آنان قادر به خواندن و نوشتن به زبان روسی نبوده‌اند و مقالات متعددی در این خصوص در مطبوعات مسکو به چاپ رسیده بود.
رشد سالانه جمعیت مسلمانان شوروی 4 ـ 3 درصد و مدت زمان دو برابر شدن جمعیت آنان 22 سال بود. بسیاری از خانوده‌های مسلمان بویژه در روستاهای قفقاز و ترکستان به کثیر الاولاد و [تا 8 - 7 فرزند] بودن افتخار می‌کردند. اما روس‌تبارها بدلیل نداشتن اعتقادات عمیق مذهبی و افراط در مشروبخواری و سست بودن بنیاد خانوادگی، از رشد منفی جمعیت رنج می‌بردند که این امر در سالهای اخیر شدت یافته است.
آمارهای منتشره در سالهای 1371 و 1372 حاکی از فزونی متوفیات بر موالید در روسیه بوده بطوریکه در این دو سال به ترتیب دویست هزار و پانصد هزار نفر از جمعیت کشور کاسته شده است. مشکلات اجتماعی آنان باعث افزایش خودکشی تا 23% در سال 72 [رتبه سوم در جهان] و مرگ و میر اطفال تا 19 در هزار در سال 73 شده که 5/2 برابر رقم مشابه در آلمان و آمریکا می‌باشد.
از اینرو جمعیت مسلمانان در شوروی سابق در مدتی کمتر از 20 سال دو برابر می‌شود و به حدود دویست میلیون نفر بالغ میگردید و در حالیکه جمعیت غیر مسلمان آن ابرقدرت سابق به کمتر از 180 میلیون نفر می‌رسید. ساختار حکومتی کشور شوراها ـ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ـ لاجرم به دستیابی مسلمانان بر پستهای کلیدی می‌انجامید. این خطر را روسها پس از مرگ پیاپی سران اسبق کرملین [برژنف ـ آندروپوف ـ چرنینکو] حس کردند و به هنگام انتخاب آخرین دبیرکل حزب کمونیست شوروی از بین دو نامزد که یکی مسلمان و آذری [حیدر علی‌اف رئیس‌جمهور فعلی آذربایجان] و دیگری غیر مسلمان و روس [گورباچف بانی فروپاشی شوروی] بود رای به گورباچف دادند.
او با هدایت غرب و با یک سلسله اقدامات پیچیده برای تجزیه شوروی توانست خطر تفوق مسلمانان بر کرملین را حداقل تا یک قرن دیگر به تعویق افکند. هم‌اکنون حدود 20 میلیون نفر از 150 میلیون جمعیت فدراسیون روسیه مسلمان هستند و با تشدید وخامت اوضاع اقتصادی روسیه بسیاری از آنان به مهاجرت دست می‌زنند. نکته مهم آنست که جمهوریهای مسلمان‌نشین جدا شده از شوروی سابق فاقد سلاحهای هسته‌ای یا ملزم به تحویل آن شده‌اند و عموما در شرایط اقتصادی نامطلوبی بسر می‌برند.
غرب برای ادامه حیات میلیتاریستی خود نیازمند حضور یک دشمن بالقوه یا بالفعل است. فروپاشی شوروی و تقلیل حجم نیروهای نظامی روسیه و چین بویژه آغاز روند انهدام سلاحهای هسته‌ای روسیه و اوکراین و انتقال تجهیزات اتمی قزاقستان و بیلوروسی به مسکو برای اعمال کامل، دولتمردان غربی را از بهانه لازم برای حفظ و گسترش توان نظامی خود و منافع شخصی جنبی آن محروم کرد.
آنان با تحریف حقایق و سوءتعبیر از گرایش طبیعی اندیشمندان جهان به اسلام و سرخوردگی آزادیخواهان جهان سوم از مکاتب فکری شرق و غرب و روی آوردن مردم به تعالیم اسلامی بعنوان نسخه‌ای حیات‌بخش، سعی کردند به کمک شواهد از پیش‌ساخته به القای فرضیه «بنیادگرائی اسلامی، دشمن درجه یک غرب» و ایجاد کانونهای بحران در بالکان، خاورمیانه، آفریقا و محتملا در آینده در نقاط دیگر جهان بپردازند و بار دیگر با سرپوش نهادن بر مطامع خود که در گرو گسترش ساخت و فروش تسلیحات می‌باشد، از رهگذر کشتار انسانهای بیگناه در گوشه و کنار این کره خاکی جیب خود را آکنده‌تر و کیسه جهان سومی‌ها را تهی‌تر سازند.
بی‌تفاوتی غرب در قبال آوارگی صدها هزار نفر از مردم چچن و به ویرانی کشاندن مراکز اقتصادی و مسکونی گروزنی نسخه دوم نمایشنامه این مدعیان تمدن و آزادگی و حقوق بشر در جنگ نابرابر هزار روزه بوسنی ـ هرزگوین است که قریب یکصد و پنجاه هزار مسلمان اروپائی را به مسلخ عشق و شهادت کشانده است. کشتار اخیر صربها در بیهاج و سکوت سربازان کلاه آبی سازمان ملل متحد [به فرماندهی یک ژنرال انگلیسی] و مخالفت غربیها با اعزام سربازان ناظر صلح از کشورهای اسلامی نظیر ایران و جلوگیری از لغو تحریم تسلیحاتی بوسنی که نقض آشکار اصل 51 منشور ملل متحد در دفاع مشروع کشورهاست، صرفاً به این دلیل صورت می‌گیرد که رزمندگان بوسنیائی سربند «الله‌اکبر» می‌بندند و سعی در یادگیری نماز و قرآن و بازگشت به اصالتهای معنوی خویش داشته‌اند.
آیا غرب واقعاً از تجدید حیات اسلام در اروپا و قفقاز هراسان است یا برداشت خاصّی از اسلام ـ اسلام انقلابی ـ آنان را به وحشت افکنده است؟ با آنکه منافع مادی آنان اقتضا کرده که چنین خطری را ترسیم و سپس برای مبارزه با آن امکانات وسیعی را بسیج نمایند تا به تأمین منافع دولتمردان و صاحبان صنایع غرب بیانجامد؟
وارن کریستوفر وزیر خارجه آمریکا که داغ کهنه تحقیر توسط ایرانیان انقلابی را از زمان مذاکرات مربوط به آزادسازی گروگانهای آمریکائی در ایران بر دل دارد، اخیراً در جلسه‌ای در خصوص برقراری روابط با میانه‌روهای ایرانی ضمن نفی وجود چنین ایرانیانی در یک جمله کوتاه شدت بغض و کینه خود را نسبت به ایران اسلامی ابراز داشته و گفته بود «یک ایرانی خوب یک ایرانی مرده است». از اینرو غرب استکباری که طعم تلخ شکست را طی دو دهه گذشته در ایران اسلامی چشیده است از تصّور تبدیل سایر نقاط مسلمان‌نشین به ایرانی جدید نگرانست و به منظور جلوگیری از تحقق چنین وضعی با زیر پا گذاشتن اصول شناخته شده حقوق بین‌الملل و شعارهای دموکراسی و آزادی در بوسنی و چچن عمل کرده است. حمایت بی قید و شرط غرب از اسرائیل و رژیمهای خودکامه عرب در سرکوب فلسطینیان و سایر اسلامگرایان در کشورهای عربی روی دیگر همین سکّه می‌باشد.
اظهارات هفته گذشته سفیر آمریکا در باکو در خصوص کناره‌گیری شرکتهای آمریکائی از کنسرسیوم نفتی آذربایجان در صورت شرکت ایران در راه‌اندازی چاههای نفت دریای خزر گرچه با مصاحبه مطبوعاتی مدیر شرکت نفتی آمریکائی آموکو که گفته بود «آذریها مختارند هر مقدار از سهم خود را که بخواهند به دیگران و منجمله ایرانیها واگذار نمایند ولی آمریکائیها هرگز با ملّایان ایرانی بر سر یک میز نخواهند نشست» مغایرت دارد، امّا می‌توان آنرا یک بلوف سیاسی دانست که با هدف زیاده‌طلبی و خنثی کردن فعالیتهای وسیع سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در باکو ظرف سه سال گذشته طراحی و اعلام شده است.
آمریکائیها اگر به این هدف هم نایل نشوند از طرح آن بعنوان اهرم فشاری علیه هیات حاکمه باکو به منظور دور کردن باکو از تهران استفاده خواهند نمود و در حرکتی همسو با مسکو خواهند توانست از نزدیکی بیشتر باکو به همسایگان مسلمان خود در شمال و جنوب ـ بویژه در شرایط حساس امروز مسلمانان چچن ـ جلوگیری نمایند. نگاهی به مشکلات فراوان اقتصادی در جمهوری آذربایجان و حضور بیش از یک میلیون آواره آذری، حیاتی بودن تسریع در تحقق قرارداد نفتی خزر را که یگانه راه‌حل مشکلات این کشور می‌باشد روشنتر می‌سازد. بدیهی است آمریکا با تجارب فراوان خود در بهره‌برداری از نقاط ضعف کشورها این فرصت طلائی را از دست نخواهد‌ داد.
غرض از تحلیل فوق آن نیست که بدلیل امکانات وسیع و طراحی‌های پیچیده و توطئه‌های ابرقدرتها، مسلمین مجبورند به سرنوشت محتومی که خواسته دشمنان است گردن نهند، بلکه هدف آنست که «دشمن‌شناسی» در برنامه کار ملتهای اسلامی قرار گیرد و از آن بعنوان گام نخست در مبارزه با خصم به منظور شناخت نقاط ضعف حریف و برنامه‌ریزی در جهت نیل به پیروزی استفاده گردد. خوشبختانه امروز غرب نه تنها از انسجام و هماهنگی کامل در زمینه‌های سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی برخوردار نیست بلکه نابسامانیهای فراوان آنان در ساختار داخلی و سیستم‌های حکومتی و زیربنائی، زمینه مناسبی را برای بهره‌گیری مسلمانان هوشمند فراهم کرده است.
اظهارات اخیر بیل کلینتون در نطق سالانه خود در پارلمان آمریکا و اعتراف صریح او به اشتباهات دولتش و عقب‌نشینی صریح در قبال جمهوریخواهان که برای نخستین بار ظرف سی‌ سال اخیر اکثریت پارلمانی را بدست آورده‌اند از مواردی است که باید به آن توجه کرد. ناکامی آمریکا در تحمیل نظرات اقتصادی خود به متحدان غربی و ژاپن و تصمیم قطعی پارلمان آمریکا به جبران اشتباهات کلینتون و احتمال انتقام‌جوئی جمهوری‌خواهان از یهودیها و همجنس‌بازان ـ عاملان اصلی به قدرت رسیدن کلینتون ـ اوضاع مبهمی را در داخل و بالطبع در سیاست خارجی آمریکا رقم می‌زند.
روسها بر اثر بحران چچن و به درازا کشیده شدن نبرد در این منطقه کوچک کوهستانی در قفقاز بر سر دو راهی مانده‌اند. موج اعتراضات و مخالفت با مداخله نظامی روسیه در سراسر آن کشور رو به افزایش است. رئیس‌جمهور قزاقستان پیشنهاد میانجیگری داده است و مسکو با واکنشهائی در جهان اسلام مواجه شده است. اینروزها صحبت از محاکمه عاملان این لشکرکشی در مسکو به گوشها می‌رسد و ادامه بحران و گسترش جنگ فرسایشی به سایر جمهوریها یادآور مداخله ناموفق شوروی سابق در افغانستان و شکست مفتضحانه آمریکا در ویتنام است.
اعتراف مسکو به شکست میلیتاریزم و نسل‌کشی در قفقاز و خروج نظامیان روس از چچن نیز ته‌مانده ‌اعتبار نیروهای مسلّح روسیه را محو خواهد نمود و سرنوشت فروپاشی بلوک شرق به 31 کشور و اضمحلال شوروی و تجزیه آن به 15 کشور را در انتظار فدراسیون روسیه قرار خواهد داد که قریب نود قوم و ملیت را در خود جای داده است. بسیاری از این اقوام نظیر باشقیرها ـ اینگوشها ـ چرکس‌ها ـ بالکارها ـ گاباردین ـ آبخاز ـ تاتار و... مسلمان هستند. استمرار نبرد نیز باعث تقویت روحیه جمهوریهای مسلمان‌نشین شوروی سابق و تسریع در گریز آنان از محور مسکو خواهد بود که به دلیل گرفتاری در باتلاق چچن امکان اعاده نفوذ خود را در مستملکات سابق خود نخواهد داشت.
در پایان اشاره‌ای به موقعیت سوق الجیشی و اهمیت مواصلاتی چچنستان خالی از فایده نخواهد بود. گروزنی که مرکز خطوط انتقال لوله نفت و یکی از نقاط اتصال مهم در شبکه حمل و نقل جاده‌ای و خطوط راه‌آهن سراسری روسیه می‌باشد تا باکو 1200 کیلومتر فاصله دارد. کامیونهای ایرانی که در سال گذشته موفق به حمل قریب یک میلیون تن کالا از طریق آستارا ـ باکو ـ به روسیه و اروپا و بالعکس شدند و نیز کامیونهای بین‌المللی حامل کالا از اروپا برای جمهوری آذربایجان از این شهر می‌گذرند.
روسها با آگاهی از اهمیت استراتژیک چچن برای اقتصاد و مواصلات روسیه از بدو انجام استقبال چچن در سه سال قبل بارها کوشیدند با تحریک عناصر مسلح غیر قانونی و مسدود کردن خطوط راه‌آهن یا ضرب و شتم رانندگان کامیونهای عبوری و غارت اموال و کالاهای آنان درصدد ایجاد نارضائی در ایران و آذربایجان و ایجاد جو منفی علیه استقلال‌طلبان چچن برآیند. هر بار که چنین مشکلی پیش می‌آمد و در تحویل بموقع کالاهای موردنیاز آذربایجان بویژه غلات وقفه‌ای حاصل می‌شد با عزیمت یک هیأت مذهبی ـ سیاسی متشکل از روحانیون مسلمان و دولتمردان آذری از باکو به گروزنی و دخالت نظامیان وفادار به دولت چچن و فرار اشرار، امنیّت راهها تأمین و مواد غذائی و سایر مایحتاج مردم به جمهوری آذربایجان ارسال میگردید.
در فصل حج سال گذشته که جمعی از بزرگان این کشور برای ابراز تشکر از جمهوری اسلامی ایران که امکانات عبور زمینی برای تشرف آنان به حرمین شریفین را فراهم نموده بود به سفارت آمده بودند مشکل رانندگان ایرانی را مطرح نمودم. هفته بعد جوهر دودایف و تنی چند از ریش سفیدان چچن که نزد مردم از اعتبار ویژه‌ای برخوردارند با حضور بر صفحه تلویزیون اعلام کرده بودند: «هرکس به رانندگان ایرانی آزار برساند مسلمان نیست». تأثیر کلام اینان را از قطع شکایات رانندگان دانستیم.
گرچه در بحران چچن بسیاری از کشورهای اسلامی نظیر سوریه، اردن، ترکیه، پاکستان، مالزی و... موضعگیری صریح و جدّی انجام داده‌اند امّا موقعیت ویژه ایران اسلامی بعنوان پایگاه نهضت جهانی اسلام ایجاب می‌‌نماید که در حرکتی منسجم همانگونه که در مورد بوسنی جهانیان شاهد آن بودند، به ابتکاری سازنده با رعایت مصالح سیاسی کشور و حفظ اصول اساسی انقلاب و با تکیه بر تعالیم رهبران بزرگ خود در جهت ادای تکلیف الهی دست زند و به این ترتیب بر نقش بنیادین خود در تحولات سیاسی پایان قرن حاضر تأکیدی مجدد نماید و بر این باور که قرن آینده قرن حاکمیت ملتها و آرمانهاست مهر ثبوت زند.
در اینراه گوش جان بسپاریم به رهنمود الهی در سوره آل‌عمران آیه 139 که به مؤمنان چنین دستور میدهد: «ولاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین». یعنی سست نشوید و اندوهگین مباشید که شما برترین هستید اگر که مومن باشید.