تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۵۴۱

بیانیۀ صادره از طرف حکومت اردن در چندی پیش، پایانی برای موضوع «پرونده قدس» نیست و بحث و جدل‌های موجود پیرامون این موضوع را خاتمه نداده است. به ویژه با توجه به بند 3 اعلامیه واشنگتن میان ملک‌ حسین و رابین که وعده‌های آن از ابعادی فراتر از حد و مرز دولتی برخوردار می‌باشد. این اعلامیه تا حدود زیادی شبیه اعلامیۀ بالفور سال 1917 است. مشابهت‌های اعلامیۀ واشنگتن با اعلامیه بالفور به ویژه در زمینه الفاظ و واژگان به کار برده شده در مضمون آن می‌باشد. عباراتی از قبیل: اسرائیل برای نقش کنونی اردن در قدس احترام قائل است و یا آنکه «اولویت اصلی با نقش اردن در آینده است». مشابهت دیگر میان دو اعلامیه در این مورد است که در بند فوق‌الذکر کسی که دست خالی است یعنی رابین، به کسی که استحقاق ندارد یعنی ملک ‌حسین، افاضات و الطاف مادی می‌کند.
خلاصه آنکه اسرائیل تا زمانی که وضعیت تشتت و از‌‌هم‌گسیختگی اعراب، تداوم دارد، همچنان در پی دست‌یابی به عقب‌نشینی‌های بیشتر از سوی اعراب می‌باشد.
اشتباه بزرگی که اغلب و بسیاری مرتکب آن شده و می‌شوند، کسانی که در رابطه با مساله قدس داد سخن رانده‌اند عبارت است از مطرح کردن صرف این موضوع که اسرائیل در شرایط فعلی درصدد ایجاد شکاف میان فلسطینیان و اردنی‌ها به طور اخص و اعراب به طور اعم می‌باشد.
در واقع این امر که اسرائیل از طریق اقدامات فعلی خود درصدد ایجاد شکاف در میان اعراب می‌باشد، بدیهی و پرواضح است، چرا که آن کشور در پی منافع خود می‌باشد. اما مساله اصلی مشارکت خود اعراب در امر ایجاد چنین خللی در میان خود است. برای مثال، می‌توان به وقایع مربوط به قدس که اخیراً روی داده و از قابلیت زیادی برای تبدیل شدن به مسأله‌ای بحث‌انگیز برخوردار است، اشاره کرد و این در حالی است که اسرائیل به طور عملی در جهت تحقق بخشیدن به آرمان خود، «قدس بزرگ» ، اقدام می‌کند و عرفات و ملک ‌حسین به این بسنده کرده‌اند که کدامیک از آنها محق ادارۀ بخشی از قدس است که شامل مسجد‌الاقصی و «قبةالصخره» می‌شود.
آنچه که اسرائیل خواهان آن می‌باشد و همواره بر آن تاکید دارد، این مساله است که قدس به عنوان پایتخت همیشگی و یگانه آن باقی‌ خواهد ماند. با این وجود، در مذاکرات نهایی مربوط به چگونگی خودمختاری فلسطینیان مشارکت کرده تا آنکه لااقل بدین‌ترتیب یک حاکم عرب، سند مشروعیت و خلاصی آن رژیم از تعهدات وهمی را امضاء نماید. ماحصل وقایع رخ داده در واشنگتن انعقاد یک معاملۀ آشکار میان حسین و رابین است. رابین که از همراهی آمریکا نیز برخوردار است، با اعطای یک نقش به اردن حتی یک نقش حاشیه‌ای در روند صلح منطقه‌ای و خاورمیانه‌ای موافقت کرده ‌است و در قبال به رسمیت شناختن تسلط تل‌آویو بر قدس، به اعطای کمک‌های مالی و تعدادی تجهیزات نظامی به امان رضایت داده‌ است. چنین امری یعنی استمرار تسلط اسرائیل بر قدس به معنای عدم تبدیل شدن حکومت خودمختاری فلسطینی‌ها به یک دولت مستقل و واقعی است. به ویژه پس از آنکه آمریکا و اسرائیل به اردن خاطرنشان ساخته‌اند که در صورت برپایی دولت فلسطین، این تنها ملک‌ حسین و شاید هم اردن باشد که از این امر متضرر می‌شود. از دیگر مواردی که در جریان معامله اخیر میان اسرائیل و اردن بر سر آن تواقف شده، اعطای مشروطیت‌هایی از طرف اسرائیل به اردن است مبنی بر اینکه اردن، فلسطین نیست و حاکم آن کشور تنها ملک ‌حسین است. موضوعی که برخی از غربی‌ها و حتی «اباایبان» وزیر خارجۀ اسبق اسرائیل نیز به آن اشاره کرده‌اند.
در این میان آنچه که نمی‌تواند ابعاد آشکار و صریح چنین معامله‌ای را از نظرها دور بدارد اظهارات مبهم و کلی‌گویی‌های ملک ‌حسین است. وی در برابر کنگرۀ آمریکا گفته است: «عقیدۀ دینی من حکم می‌کند که حاکمیت اماکن مقدس از آن خداوند یکتا باشد و به این ترتیب (این اماکن مقدس) متعلق به همه خواهد بود».
این اظهار عجیب و مشکوک است. دینی که ملک‌ حسین بدان اعتقاد دارد از ما می‌خواهد که قدس اسلامی باشد و یا برای پیروان کلیه ادیان، نه آنکه تحت تسلط و سیطره اسرائیل قرار گیرد.
ملک‌ حسین به خوبی از این امر مطلع است که این یک مساله معنوی است و حاکمیت، یک مسأله سیاسی.
حتی اگر چنانچه بعد دینی این مسأله را لحاظ نمائیم، بعدی که هر کس و براساس منافع شخصی خود آنرا به کار می‌برد؛ مورد اصلی در این قضیه این است که حاکمیت اصلی از آن چه کسی است؟ موضوعی که ملک ‌حسین به نفع اسرائیل درصدد لوث کردن آن می‌باشد، در واقع کسی که عملا به قدس حاکمیت می‌یابد، تصورات و دیدگاه‌های خاص خود را نیز اعمال می‌نماید و در این میان آنچه مضحک و استهزاءآمیز می‌باشد اعلام این امر از سوی یک مقام اردنی است (پس از توافق میان اردن و اسرائیل در واشنگتن) که ما اماکن مقدس اسلامی را با اعتراف رسمی اسرائیل به اینکه ما پاسداران قانونی آن هستیم، آزاد ساختیم و اکنون بر ساف است تا سرزمینی که اماکن مقدس در آن وجود دارد، آزاد سازد.
چنین اظهاراتی را حتی نوعی بذله‌گویی سیاسی نیز نمی‌توانیم توصیف نمائیم. صحت این امر برای کسانی که واکنش اسرائیل در قبال هدایای ملک‌ حسین را پی‌گیری می‌کنند، به خوبی مشهود است.
برای اولین ‌بار از ابتدای جریان روند صلح و سازش، کلیه احزاب موجود در اسرائیل اعم از لیکود و کارگر و احزاب رادیکال مذهبی و لائیک، متفقاً ملک ‌حسین و نقش وی و خانواده‌اش را مورد تحسین و تمجید قرار داده‌اند و چرا وی را در معرض باران ستایش‌های خود قرار ندهند؟ کسی که تمام مناقشه اعراب اسرائیل و مساله محوری آن قدس را به مکانی برای عبادت حتی در زیر سایه امنیت سرنیزه‌های اسرائیلی، فروخته است. معامله حسین - رابین تنها به قدس و فروختن آن به هدیه‌ای ناچیز از سوی اسرائیلی‌ها محدود و منحصر نمی‌شود... این معامله هرگونه ابتکار عملی را برای ایجاد همآهنگی در میان اعراب و یا تقویت مواضع سوریه که اکنون خود را در مقابل اسرائیل در جهان عربی تنها یافته است، خنثی ساخت.
ملک‌ حسین با این اقدام، ضربه‌ای مهلک و کارساز به کلیه جناح‌های عربی وارد آورده و اتخاذ رویه‌های یکجانبه و تک محوری را برای یافتن راه‌حلی برای اختلافات خود با اسرائیل برای همیشه، در میان اعراب تحکیم بخشیده و تثبت کرد و به اسرائیلی‌ها این امکان را داد که از امان به عنوان دروازه‌ای برای رفتن به میان اعراب استفاده کنند و از آن برای تحقق رؤیای پرز در خاورمیانه بهره گیرند، رؤیایی که اخیراً وعده‌های تحقق آسایش و رفاه اقتصادی برای منطقه را نوید داده و حتی خواهان وحدت اسراییل با اعراب است زیرا معتقد است که چنین وحدتی، مشکلات منطقه‌ای را فیصله خواهد داد. با این وصف، پرز به سردمدار وحدت اعراب مبدل گردیده و به گفتۀ یک صاحب‌نظر مسایل سیاسی، شهروندان عربی به یکباره دریافتند که حکام عرب متحد شده‌اند، البته اتحاد اسرائیل!! «جمال الصورانی عضو کمیته اجرایی ساف در رابطه با انجام معامله اخیر میان اردن و اسرائیل و اینکه ملک‌ حسین محق انعقاد چنین قراردادی نبوده می‌گوید: اردن و یا ملک‌ حسین از هیچگونه حقوقی در قدس برخوردار نمی‌باشند. آنها از کدام حقوق دم می‌زنند؟ تنها حقی که ملک‌ حسین می‌تواند داشته‌ باشد، همان حقوق و احساس مسئولیتی است که کلیه رهبران کشورهای اسلامی و عربی می‌توانند در قبال قدس از آن برخوردار باشند.
الصورانی در ادامه می‌گوید:
اسرائیل تلاش می‌کند تا میان بعد سیاسی و دینی مساله قدس، تفاوت ایجاد کند و همزمان با آن در تلاش است تا در زمینۀ اختیارات ناشی از یک حاکمیت واقعی به معنای حاکمیت سیاسی بر شهر و اختیاراتی برای اعطای کمک‌های مالی جهت بازسازی قدس و حفظ هویت آن، تفاوت قایل شود..
به این ترتیب، تل‌آویو می‌کوشد تا روابط میان فلسطینی‌ها و اردن را تیره سازد و درصدد ایجاد اختلافات شدید سیاسی میان آنها با مطرح کردن و عنوان نمودن اظهاراتی مشکوک و مغرضانه است.
الصورانی می‌افزاید:
قدس ظرف 400 سالی که در دوران عثمانی‌ها و استعمار انگلیس تحت سیطره آنها قرار داشت، فلسطینی باقی‌ ماند. نمی‌توان وظایف و مسئولیت‌های دینی و سیاسی که در قبال قدس بر گردن ماست، از یکدیگر تفکیک کرد. اسرائیل درصدد تفکیک ابعاد مختلف این مساله از همدیگر است و همزمان با اتلاف وقت درصدد به وجود آوردن امکانات لازم و زمینه‌سازی برای تحقق سازش‌های آتی با بر کشورهای عربی است.