تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۵۸۲
تحلیل - گالف نیوز

«به نظر می‌رسد قطعنامه‌ی سازمان ملل در رابطه با مداخله‌ی نظامی در لیبی به ایجاد آینده‌ای بهتر برای این کشور منجر نمی‌شود.»
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پایگاه اینترنتی گالف نیوز در گزارشی در رابطه با مداخله نظامی نیروهای بین المللی در لیبی نوشته است:
«دخالت نیروهای نظامی به ندرت ممکن است زمینه را برای حل مسالمت آمیز مناقشات فراهم بیاورد و احتمالا به آشفتگی اوضاع در محدوده‌ای که از مراکش تا اندونزی کشیده شده، دامن می‌زند.
در سال‌های اخیر‌، روسیه، آمریکا و کشورهای غربی دریافته‌اند که در موارد بسیاری ساختارهای اجتماعی و نیز آمادگی افراد برای گذشتن از جان و مال در راه عقاید مذهبی، بحران‌هایی غیر قابل پیش بینی را ایجاد می‌کند.
فروپاشی نظام حاکم امری محتمل است، اما چالش تشکیل دولت جدید برای مدت طولانی حتی تا چندین دهه ممکن است همچنان ادامه یابد.
در مورد لیبی این امید وجود داشت که مداخله‌ی نظامی نیروهای خارجی نتیجه‌بخش و مثمرثمر واقع شود، چرا که این اقدام می‌تواند به موفقیت دست یابد و معمر قذافی، حاکم مستبد لیبی را وادارد تا از خشونت و کشتار معترضان دست بردارد.
جامعه بین المللی در خصوص اعزام نیرو به لیبی نگرانی‌هایی داشت و نهایتا دلیل مداخله نظامی را "تعهد به محافظت از افراد" خواند. این مفهوم همواره در سیر تحولات جامعه بین المللی مطرح بوده است. با این حال مداخله‌ی نظامی با قوانین سازمان ملل مبنی بر عدم دخالت در امور داخلی اعضا مطابقت ندارد.
در خصوص لیبی، شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه‌ای این اجازه را به نیروهای ائتلافی داد که برای محافظت از جان غیر نظامیان تمام تدابیر لازم را اتخاذ کنند. این در حالی بود که کشورهای مهمی همچون روسیه، هند و برزیل تصمیم گرفتند از هرگونه اقدام و مداخله نظامی خودداری کنند.
با صرف‌نظر از محافظه کاری شدیدی که از سوی این کشورها بروز یافت، انتظار می‌رفت قدرت آمریکا و سایر کشورهایی که در این ائتلاف شرکت داشتند به سرعت با به کارگیری تمام ظرفیت‌های خود اوضاع آشفته لیبی را آرام کند، حکومت قذافی را از آسیب رساندن به مردم باز دارد و شرایطی به وجود آورد که انتقال قدرت به نظامی دموکراتیک در قالبی مسالمت‌آمیز میسر گردد.
تاکنون شبها‌تی درباره‌ی موفقیت نیروهای ائتلافی شکل گرفته است؛ اول اینکه این انتقاد به طور روز افزون وجود دارد که بمباران هوایی از میزانی که در قطعنامه‌ سازمان ملل مشخص شده بود، تجاوز کرده و ممکن است نقشی پارتیزانی در شکل گیری جنگ داخلی ایفا کند.
دوما، انگیزه‌های فرانسه و انگلیس به طور رو به رشدی نسبت به چشم‌داشت در منابع نفتی و گازی لیبی و نیز بازار این کشور برای فروش اسلحه به دولتی که پس از رژیم قذافی تشکیل خواهد شد‌، مورد ظن است. بدیهی است که دولت جدید نیاز مبرمی به تشکیل ارتش و تهیه تجهیزات نظامی خواهد داشت.
نکته سوم این است که مقابله‌ی نظامی در منطقه وارد مرحله جدیدی شده که در آن غیرنظامیان در هر صورت در معرض آسیب قرار می‌گیرند. شورش‌ها با حمایتی که از سوی ائتلاف و تسلیحات جدید صورت می‌گیرد، بسیاری از شهرها را فرا گرفته است اما مساله اینجاست که روز به روز معترضان بیشتری در درگیری با نیروهای قذافی جان خود را از دست می‌دهند.
به نظر می‌رسد قذافی توانسته با استفاده از نیروها و تجهیزات نظامی خود در شهر المصراته طوفانی به راه بیاندازد. با توجه به حملات هوایی و شدت آن ظاهرا این حملات همچنان به طور متقابل ادامه خواهد داشت.
ظاهرا هیچ یک از دو طرف قادر به شکل‌دهی برنامه‌ی سیاسی خاصی برای پایان دادن به درگیری‌ها نیست. به نظر می‌رسد قذافی گزینه‌ی دیگری جز تن دادن به جنگ ندارد، مگر اینکه فرستادگان وی به دیگر کشورها در این شرایط بحرانی و سردرگم بتوانند در خصوص مصونیت وی وارد مذاکره شوند.
قطعنامه‌ی سازمان ملل احتمالا متضمن آینده‌ای بهتر برای لیبی نخواهد بود. همچنین احتمال بروز درگیری‌های قبیله‌ای در این کشور که از 140 قبیله‌ی کوچک و بزرگ تشکیل شده، وجود دارد.
تصمیم شتابزده‌ی طرابلس برای استفاده بیش از حد از نیروهای نظامی برای سرکوب درگیری‌ها به طور قطع یکی از اصلی‌ترین عوامل نابسامانی سیاسی در لیبی است.
در هر حال بزرگترین و اصلی‌ترین چالش حال حاضر لیبی خاتمه دادن به درگیری‌ها و حفظ قلمرو لیبی به عنوان کشوری مستقل با ویژگی‌های یک کشور عرب است. این اهداف تنها در صورتی به نحو احسن قابل دستیابی هستند که جهان عرب بتواند در خصوص بحران لیبی خود وارد عمل شود و حل و فصل آن را به طور کامل به جامعه‌ی بین المللی ارجاع ندهد.»