تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۸۰۲

نگاهی به مهمترین رویدادهای سیاسی در فاصله سه ماهه بین اعلامیه امام خمینی(ره) در یی اسفند یی تا عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا، ضمن آشکار کردن نزدیکی بسیار زیاد راهبردهای سیاسی بنی صدر و منافقین، نشان دهنده قصد بنی صدر و منافقین برای پیشبرد اهداف سیاسی تبلیغاتی خاص به منظور پیاده سازی استراتژی مشروعیت قهقرایی (تضعیف، بی اعتبار ساختن و از بین بردن مقبولیت اجتماعی مخالفان) برای ارعاب، تطمیع، جذب یا انزوای اعضای خط امام است. مهمترین رویدادهای سه ماهه مورد اشاره به این شرح است:
نامه مسعود رجوی به بنی صدر و پیشنهاد برگزاری راهپیمایی از سوی رئیس جمهور در روز یی فروردین یییی؛
امتناع بنی صدر از امضای لایحه سرپرستی وزارت امور خارجه توسط نخست وزیر علیرغم شرایط جنگی و نیاز کشور به دیپلماسی فعال و همچنین رد سه نامزد پیشنهادی نخست وزیر برای تصدی پست وزارت خارجه؛
راهپیمایی منافقین در حمایت از بنی صدر در روز ی اردیبهشت یییی پس از صدور اعلامیه امام خمینی(ره) و ایجاد درگیری و آشوب در این راهپیمایی؛
حمایت بنی صدر از یکی از اعضای سازمان منافقین که اقدام به خودزنی نموده بود و متهم نمودن نهادهای انقلابی به شکنجه وی؛
نامه بنی صدر به مجلس در تاریخ ی اردیبهشت یییی و متهم نمودن شهید رجایی به تخلف؛
نامه منافقین به بنی صدر و تقاضای تضمین از او برای خلع سلاح؛
اقدام دفتر بنی صدر برای خروج اسناد وابستگی کاظم رجوی به ساواک از وزارت خارجه و دستگیری فضلی نژاد عامل خارج کننده اسناد؛
موافقت ضمنی بنی صدر با پیشنهاد منافقین در مورد برگزاری رفراندوم به منظور حذف خط امام؛
نامه تشکر آمیز منافقین به بنی صدر در مورد پذیرش رفراندوم و دعوت به اعتصاب در حمایت از رئیس جمهور؛
مصاحبه ها و سخنرانی های تحریک آمیز بنی صدر علیرغم ممنوع ساختن این امر از سوی امام خمینی(ره) ؛
دستگیری منوچهر مسعودی مشاور حقوقی دفتر بنی صدر به جرم رابطه با ضدانقلاب و عوامل رژیم شاه، توقیف روزنامه های انقلاب اسلامی، آرمان ملت و جبهه ملی به حکم دادستان انقلاب اسلامی در یی خرداد یی؛
روزنامه وی و راهپیمایی طرفداران او در همدان؛
صدور بیانیه منافقین در مورد حمایت یکپارچه از بنی صدر در روز یی و یی خرداد یی.
7- تشکیک در دومین انتخابات ریاست جمهوری و عدم تسلیم در برابر عزل قانونی مجلس:
بنی صدر درحالیکه با رأی مردم به شهید رجایی دست خود را برای رسیدن دوباره به قدرت کوتاه می دید با طرح موضوع تقلب در انتخابات سعی نمود تا حضور میلیونی مردم در انتخابات و شکست خود را به نحوی به ستاد انتخابات وزارت کشور نسبت دهد و از طرفی فرار خود را از کشور به منظور سازماندهی ضد انقلاب توجیه نماید.او در این خصوص این گونه می گوید:
"وقتی انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد، در وزارت کشور که مسئولیت اجرای انتخابات را به عهده داشت، چند تن دوستان ما که آنجا بودند و رژیم هم نمی‌دانست، به ما خبر دادند، در سراسر کشور فقط دو میلیون و هفتصد هزار نفر در انتخابات شرکت کردند... حال، راست یا دروغ، این موضوعی است که آقای منتظری باید بگوید چون این طور گفته شد: "اینان رفتند پیش آقای منتظری و به او گفتند، آقا! جریان رای‌گیری و تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات این طور شده، تکلیف چیست؟ " او گفت: "برای حفظ حیثیت اسلام، بگویید بالای چهارده میلیون نفر رای دادند. "… این موضوع را هم تاکید کنم، کسانی که این مطلب را [راجع به آقای منتظری] به من گفتند، آدم های موثقی هستند.بعد از آمدن این گزارش، گفتم، بسیار خوب و حالا مردم مرا همچنان رئیس‌جمهور می‌شناسند، یعنی به من رای اعتماد دادند و تأیید کردند رای قبلیشان را و تکذیب کردند کودتا را. حال، ما وظیفه داریم برویم در صحنه اصلی و روابط پنهانی آنها را که به اتکاء به آن روابط، دسته به کودتا زدند تا جنگ را ادامه بدهند، فاش کنیم. به این دلیل بود که با خروج از ایران، موافقت کردم. در حالی که، در آغاز هیچ قصدی برای خروج از ایران نداشتم. (درس تجربه، ص347)
او در خصوص نقش و تأثیر نتایج انتخابات در فرار او از کشور می گوید:
" مسعود رجوی آمد به محلی که من مخفی بودم. او در آنجا گفت، می‌خواهیم قبل از برگزاری انتخابات رئیس‌جمهوری- که 40 روز بعد انجام می‌شد- خارج شویم. من گفتم، نه. اول باید ببینیم، مردم ایران در این انتخابات ریاست‌جمهوری، چگونه عمل می‌کنند. اگر مردم رفتند پای صندوق‌ها و رای دادند، معنایش این است که این کودتا را تایید کردند... آقای رجوی گفت: "اکثر هم لایعقلون. قرآن می‌گه، اکثر مردم عقل ندارند. شما می‌گید، اگر مردم رفتند پای صندوق‌ها، خب، میرن. آخوندها بهشون می‌گن بروید پای صندوق‌ها، اینها هم می‌روند پای صندوق‌ها. " گفتم: "اولاً، شما قرآن را نخوانده‌اید. " (درس تجربه، ص345)
8- تشکیل شورای ملی مقاومت در جهت براندازی انقلاب:
پس از استقرار رجوی و بنی صدر در پاریس، سلسله مصاحبه‌های طرفین، جهت معرفی شورا، شروع شد. اگر به رسانه‌های آن زمان مراجعه شود، در عکس‌های چاپ شده، اکثرا مسعود رجوی پشت سر بنی‌صدر نشسته است. علت این بود که نام بنی‌صدر به عنوان رییس جمهور بر کنار شده، در همه جا می‌درخشید، ولی کسی سازمان مجاهدین خلق را نمی‌شناخت؛ بدین علت، سازمان، از نام و اعتبار بنی‌صدر در این تاریخ حسابی استفاده سیاسی کرد. حضور بنی‌صدر در شورا آن قدر برای مجاهدین خلق مهم بود که برای سفت کردن پای ایشان در شورا، مسعود رجوی دختر او، یعنی فیروزه بنی‌صدر را به عقد خود در آورد. این ازدواج زمانی انجام شد که تازه چند ماه از قتل اشرف ربیعی، همسر پیشین رجوی می‌گذشت. در تاریخ هفتم مهر ماه 1360، برنامه "دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران " توسط شورای ملی مقاومت اعلام شد. این برنامه را بنی‌صدر به عنوان رییس جمهور و رجوی به عنوان مسؤول شورای ملی مقاومت امضا کردند. در 20 اسفند ماه 62،‌ ابوالحسن بنی‌صدر که حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق را به ضرر جایگاه و اعتبار خود می دید ، طی نامه‌ای به مسعود رجوی اعلام جدایی کرد. بنی‌صدر در این نام نوشته بود. "البته همانطور که نوشته‌اید دو نظر وجود دارد: یکی نظر سرنگونی رژیم به بهای جلب همکاری و استفاده از خارج را جایز می‌شمارد و یک نظر جایز نمی‌شمارد. این جانب جانب‌دار نظر دوم هستم. هر چه می‌خواهید بنویسید، اما چه کسی گول می‌خورد که مسأله اصلی که شما را به نوشتن این نامه برانگیخته، مسأله‌ همکاری با عراق برای سرنگونی رژیم است. از این راه رژیم [آیت الله] خمینی سرنگون نمی‌شود، با کمال تأسف تثبیت می‌شود ". (مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، صص 164-139)
9- تدارک دیدار طارق عزیز با مسعود رجوی در محل اقامت بنی‌صدر در فرانسه:
این ملاقات ننگین که در خانه بنی‌صدر و با حضور همزمان وی در منزل صورت می‌گیرد به لحاظ سیاسی فراتر از موافقت رئیس جمهور یک تشکیلات خود ساخته با ملاقات نخست‌وزیر خود یعنی مسعود رجوی معنی پیدا می‌کند. براساس قراردادی که بین آقای بنی‌صدر و مسعود رجوی منعقد شده بود کلیه اقدامات این تشکیلات ائتلافی می‌بایست به امضای رئیس‌جمهور تشکیلات می‌رسید. بنابراین در این قضیه بنی‌صدر در واقع یک گام فراتر از صرف موافقت با ملاقات رجوی و طارق عزیز برداشته بود. این سکوت بنی صدر و حضور او در محل این دیدار، بیانگر این حقیقت است که او نه تنها با گفتگوی مستقیم بلکه با همکاری گسترده گروه تروریستی مجاهدین خلق با دشمن بعثی و نیز باز شدن پای مسعود رجوی به بغداد مخالفت چندانی نداشته است. اظهارات بنی‌صدر در خصوص ملاقات طارق عزیز با مسعود رجوی ، شناخت چهره خائنانه وی را جامعیت می‌بخشد:
" اینکه چه جوری بیاید اینجا و راجع به ملاقات، در کجا باشد بالاخره گفتم: "اگر من بخواهم موافقت کنم، فقط به یک ترتیب می‌شود موافقت کرد و آن ترتیب هم این است که یک فاتح، یک شکست خورده‌ را می‌پذیرد. اینها متجاوزند و در تجاوزشان هم شکست‌ خورده‌اند وگرنه به سراغ ما به اینجا نمی‌آمدند... ملاقات شما (رجوی) با او، حداکثر نیم ساعت بیشتر طول نکشد. گفت: "بسیار خوب " (درس تجربه، ص380)
جالب آن است که بنی صدر با اشاره به این موضوع که "یک فاتح یک شکست خورده را می پذیرد " در واقع به طور تلویحی اقرار می کند که طارق عزیز به سبب حضور فرمانده اسبق کل قوای ایران به این دیدار آمده است و دیدار او با مسعود رجوی بهانه ای بیش نیست و چه بسا بین او و طارق عزیز نیز گفتگوهایی صورت گرفته باشد.
10- وارد نمودن اتهامات بی اساس به مسئولین نظام و زیر سئوال بردن مشروعیت نظام پس از جنگ
از دیگر اقدامات او علیه جمهوری اسلامی، حضور در دادگاه فرانسه برای رسیدگی به اتهام فردی به نام رضا مشهدی در رابطه با ترور سیروس الهی بود. وی در این دادگاه به عنوان شاهد، اتهاماتی را علیه سران جمهوری اسلامی وارد کرد. اما روند برگزاری جلسه چندان به مذاق او خوش نیامد و رأی دادگاه مطابق با برداشت و تفسیر او نبود. به همین خاطر وی مسئولین قضایی فرانسه را متهم به سهل‌انگاری کرد.
او فعالیت‌های مطبوعاتی خود را پس از فرار از کشور از سرگرفت و تاکنون نیز انقلاب اسلامی در هجرت را منتشر می‌کند. هر از گاهی هم به فراخور متقضیات روز و مناسب با حال و هوای سیاسی کشور، اعلامیه‌ها و بیانیه‌های هشدارگونه‌ای را منتشر می‌کند و همّ و غم وی در این نوع فعالیت‌ها، زیر سؤال بردن مشروعیت نظام است. او از این رهگذر اتهامات گوناگونی را علیه متولیان جمهوری اسلامی عنوان کرده و همواره درصدد القای این مطلب است که تنها انقلاب در سایه تدابیر او می‌توانست به سرمنزل مقصود برسد. این امر نشان می‌دهد که این نگاه کاملاً خودمحورانه بنی‌صدر در طول دوران ریاست جمهوری و مسئولیت وی در نظام جمهوری اسلامی همچنان وجود داشته و هنوز هم در او جریان دارد.
جمع‌بندی:
با در نظر داشتن موارد فوق شکی نیست که بنی صدر خیانت های بزرگی را در حق ملت ایران و انقلاب اسلامی روا داشته است که موارد بسیاری از آن هنوز در سینه تاریخ مدفون مانده است.از طرفی شکی نیست که بنی صدر در طول جنگ حداکثر به دنبال کسب پیروزی و یا حداقل به دنبال دستیابی به آتش بس موقت بوده است لذا برخی مسئولین در اظهار نظر های خود نباید فراموش کنند که تلاش بنی صدر به منظور کسب پیروزی در جنگ، دستیابی به ابزاری سیاسی به منظور کسب قدرت بیشتر ،محبوبیت سیاسی ،فشار به امام و مجلس و در نهایت سرکوب نیروهای پیرو خط امام بوده است و بنابراین طرح موضوع خیانتکار نبودن بنی صدر در جنگ و انقلاب به دلیل نیاز به کسب پیروزی از این منظر قابل دفاع نیست .به ویژه آنکه همانطور که حضرت امام پیرامون قضاوت در خصوص اشخاص فرموده اند: "میزان حال فعلی افراد است "و لذا موضعگیری رسانه ای در خصوص یک فرد نباید به نحوی چهره امروز او را آن طور تطهیر نماید که استنباط شود که مسئولین نظام پس از گذشت سی سال به این نتیجه رسیده اند که بنی صدر در جنگ خیانت نکرده است.در همین خصوص دکتر محسن رضایی می گوید:
" بنی صدر اگر یک پیروزی به دست می آورد چنان بر کشور مسلط می شد که شاید هیچ کس نمی توانست او را از جایش تکان دهد لذا بنی صدر خیلی تلاش کرد که بتواند حتی تپه ای کوچک را آزاد کند تا بواسطه آن تبلیغاتی انجام دهد اما نتوانست.او بعضاً در خط مقدم جبهه نیز وارد می شد و بسیار به دنبال پیروزی بود. بنابراین مشکل اصلی، بیشتر در ساختار فرماندهی و مدیریت و تاکتیک‌ها و روش‌های جنگ در دورة بنی صدر بود. که تاکتیک‌های و توانائی های نظامی به کار گرفته شده، قابلیت و ظرفیت برای تغییر موازنة قوا به نفع ایران را نداشت. بنابراین بحث، بیشتر به ساختارهای و تفکرات نظامی کلاسیک حاکم بر جنگ در دوران بنی صدر باز می گردد. "
هر چند ما در حال حاضر شاهد مصادیق فراوانی از خیانت های بنی صدر در حافظه تاریخی خود هستیم اما باید دانست که در فضای حاکم بر سال 60 ،این تلقی مردم و مسئولین به اندازه امروز دارای مصداق نبوده است.با این اوصاف صراحت نمایندگان مجلس در خصوص بی کفایتی بنی صدر و بیان "انتقادهای اصولی و اساسی " وارد بر بنی‌صدردر این سال جالب به نظر می رسد.آن گونه که در اطلاعیه مشترک جمعی از نمایندگان مجلس مصادیق خیانت او به ملت ایران اینگونه عنوان می شود:
1.مقابله وی با نظام و رهبری امام.
2.عمده ساختن اختلاف با جناح مقابل و تبدیل شدن به مرکز وحدت اکثر مخالفین نظام جمهوری اسلامی.
3.غرور و خودمداری و کیش شخصیت.
4.مخالفت با نهادهای انقلابی. (سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام،ص 577)
از طرفی در نامه حضرت امام به آقای منتظری -در خصوص عدم صلاحیت وی برای تصدی رهبری- عدم رضایت ایشان با ریاست جمهوری بنی صدر نمایان است:
" و الله قسم ، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم ، من رأی به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم. (صحیفه امام جلد 21 - صفحه 330)
در پایان این نوشتار نیز نصیحت های امام به بنی صدر جهت آگاهی بیشتر خوانندگان با فضای حاکم بر آن دوران تقدیم می شود:
"من الآن هم نصیحت می‌کنم آقای بنی‌صدر را به اینکه مبادا در دام این گرگ‌هایی که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید ، و این آبرویی که از دست دادید بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی. من علاقه دارم که همه اشخاصی که در این مملکت زندگی می‌کنند یک زندگی انسانی - الهی باشد. مبادا یک وقت در دام اشخاصی بیفتی که این ملت آنها را سر تا پا شناخته است ؛ و آنها از تو پشتیبانی کنند و تو هم در دام آنها بیفتی ؛ که هم دنیا به باد رفته است تا آخر ، و هم آخرت.
اگر نصیحت‌های من را گوش کرده بودی ، این مسائل پیش نمی‌آمد. لکن نگذاشتند ؛ آنهایی که به تو اظهار علاقه می‌کردند آنها به اسلام علاقه نداشتند ؛ و تو را کشاندند به جایی که تباه کردند ، بیش از این خودت را تباه نکن ؛ به دام این اشخاصی که مثل اژدها دهان باز کرده‌اند تا همه حیثیت تو را به باد فنا بدهند و ببلعند نیفت. چنانچه توبه کنی و برگردی و علاقه خودت را از این گروه‌های مفسد ، فاسد ، جنایتکار ، سلب کنی ، و در یک کناری بنشینی مشغول تصنیف و تالیف بشوی ، صلاح تو است. اگر شما آن نصیحتی را که آن روز من با حال بیماری در بیمارستان به شما کردم گوش کرده بودید ، امروز این طور نبود و من نمی‌خواستم باشد ؛ آن روز من (در) یکی از حرف‌ها ، که اساس همه گرفتاری‌های بشر است ، تنبه دادم که "حب الدنیا رأس کل خطیئه " تمام خطاهایی که از ماها صادر می‌شود روی این حب نفس و جاه و مال و منال است ؛ اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته بودید ، این طور نمی‌شد که همه گروه‌ها ، همه دوستان شما ، از شما منفصل بشوند ، الا این گروه‌هایی که می‌خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان برسند. دوست‌های درجه اول شما پشت به شما کردند. گروه‌هایی که با شما بودند و برای شما شعار می‌دادند پشت به شما کردند. و این دلیل این بود که شما قدرت سیاسی ندارید ، بزرگ‌تر دلیل این است که انسان یازده میلیون 11 رأی را تباه کند! این گذشت و ناگوار گذشت ، من نمی‌خواستم این طور بشود. لکن باز برای هر کس ، هر کار بکند ، جای توبه و در توبه باز است. رحمت خدا واسع است. شما توبه کن و یک قدم طرف خدا برو و پشت به هوای نفسانی بکن ، خداوند می‌پذیرد تو را. آبروی تو را اعاده می‌دهد. حیثیت تو را اعاده می‌دهد. (صحیفه امام جلد 14 - صفحه 493)