سناریوی چندین ساله غرب برای تجزیه کشورهای اسلامی سرانجام در دی ماه سالجاری با تجزیه سودان به ثمر نشست و به این ترتیب زمینه تشکیل اسرائیل دوم در قاره آفریقا و در جنوب یک کشور پهناور اسلامی ایجاد شد.
سناریوی طراحی شده برای جنوب سودان این بود که پس از مدتها تحت فشار گذاشتن عمرالبشیر رئیسجمهور سودان، وی سرانجام در دوراهی حفظ استقلال سودان و یا حفظ موقعیت خود بر قدرت، راه حل دوم را برگزید و با اجرای همهپرسی در جنوب سودان، اجازه تحقق نقشههای شوم را به غربیها داد. بدینترتیب کشوری با عنوان کشور مستقل و مسیحی جنوب سودان به ریاست "سلفاکر"، رئیس جنبش موسوم به خلق سودان که وابستگی شدید و آشکار به آمریکا و رژیم صهیونیستی را دارد بعد از همه پرسی تشکیل شد و این دولت درصدد کسب حمایت بینالمللی گردید.
در چارچوب یک توطئه استعماری که توسط آمریکا و صهیونیسم بینالملل طراحی شده، ساکنان جنوب سودان 19 دی به پای صندوقهای رای رفتند تا درباره باقی ماندن این منطقه در قلمرو کشور سودان و با جدا شدن آن نظر بدهند. از همان موقع مشخص بود که نتیجه نهایی این به اصطلاح همهپرسی، جدا شدن این منطقه از سودان خواهد بود و اساسا استقبال زائدالوصف غربیها از این همه پرسی به خاطر آن بود که آنها به نتیجه مورد نظر خود کاملا اطمینان داشتند.
با توجه به اینکه اکثریت ساکنان جنوب سودان را مسیحیان جداییطلب تشکیل میدهند، میتوان حدس زد باید تجزیه سودان و تشکیل کشوری جدید در جنوب این کشور را قطعی دانست. این همهپرسی آنچنان مورد توجه و اشتیاق غرب به ویژه آمریکا قرار گرفته بود که چندین مقام غربی از جمله "جان کری" معاون اوباما شخصا برای به اصطلاح نظارت بر آن به جنوب سودان رفت و در این میان، مقامات رژیم صهیونیستی نیز خشنودی خود را از تحولات سودان کتمان نکرده و از آن استقبال کردند.
مجموعه این تحولات بیانگر آن است که توطئهای بسیار خطرناک و عمیق علیه سودان و مجموعه کشورهای اسلامی در حال اجراست که ابعاد این توطئه قطعا به سودان محدود نخواهد ماند.
کسانی که در خارطوم زیربار این طرح تحمیلی رفتند آیا از خود سئوال کردند که کشورهای غربی حاضر خواهند بود چنین طرحهایی را در خاک کشورهای خود به اجرا بگذارند؟ به عنوان نمونه،آیا آمریکا که داعیه دلسوزی و دفاع از ساکنان مسیحی جنوب سودان و شورشیان دارفور را دارد، میپذیرد کشوری مستقل برای سرخپوستان، که صاحبان اصلی قاره آمریکا هستند، در آن کشور ایجاد شود؟
تنها توجیهی که برای پذیرش طرح تجزیه سودان از سوی عمرالبشیر عنوان شد این بود که وی برای گریز از فشارهای غرب و خروج از انزوای سیاسی ایجاد شده توسط محافل صهیونیستی زیربار این ننگ رفته است. به عبارت دیگر، البشیر راضی شده است تجزیه و فروش بخشی از خاک کشورش را با ابقای خود در قدرت و حکومت بر بقیه خاک سودان معاوضه نماید.
نکته قابل توجه این است که غرب قطعا به تجزیه جنوب سودان بسنده نخواهد کرد و خوابهای بیشتری برای این کشور دیده است. اظهارات جانکری معاون اوباما میتواند هشداری برای دولت سودان و حتی دیگر کشورهای مسلمان آفریقایی و غیرآفریقایی باشد. کری با استقبال از همهپرسی جنوب سودان و تاکید بر اینکه مقامهای دولت سودان به دلیل اتخاذ تصمیم اجرای همه پرسی سزاوار تشویق و احترام هستند، گستاخانه اظهار داشت تحریمهای سودان همچنان پابرجا خواهد بود و زمانی لغو خواهد شد که دولت این کشور برای منطقه "دارفور" نیز فکری بکند و صلح را در دارفور نیز تامین نماید. سخنان کری مفهومی به جز این ندارد که تجزیه سودان همچنان ادامه خواهد یافت و این موضوعی است که اخیرا یک مقام سودانی نیز به آن اشاره نموده و هشدار داده است که غرب درصدد تجزیه سودان به 4 کشور است.
آنچه این توطئه را خطرناکتر میسازد این است که رژیم صهیونیستی یکی از صحنه گردانان اصلی این توطئه بود و در واقع مواضع این رژیم است که از زبان دولتمردان آمریکایی و اروپایی و حتی مقامات سازمان ملل مطرح میشود. واقعیت این است که محافل صهیونیستی درصدد هستند در این منطقه حساس آفریقا، اسرائیل دیگری به وجود آورند که نشانههای بارز آن از مدتها قبل آشکار شده بود.
معاون رئیس جمهوری سودان اعتراف کرد نقش رژیم صهیونیستی در طرح جداسازی جنوب بسیار قوی و گسترده بود. از سوی دیگر، حکومت جنوب سودان هم اکنون بیشترین ارتباطات را در منطقه با رژیم صهیونیستی دارد و تصادفی نیست که اکثر هتلها و مراکز تجاری در جنوب سودان توسط شرکتهای صهیونیستی خریداری شدهاند. حکومت جنوب سودان همچنین سلاحهای بسیاری را از رژیم صهیونیستی خریداری و انبار کرده است.