تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۸۵۱

حسام‌الدین برومند
این روزها موج فزاینده خیزش های اسلامی آنچنان اوج گرفته است که بیش از هر چیزی نشان دهنده شکست پروژه های ضداسلامی است که آمریکا و اذنابش طی دهه گذشته تمام توان و پتانسیل خود را به صحنه آوردند تا آنها را عملیاتی و اجرایی نمایند.
10 سال پیش در 11 سپتامبر 2001 دو هواپیمای خطوط هوایی آمریکا- پان آمریکن و آمریکن ایرلاینز- به دو برج تجارت جهانی اصابت کردند و دستمایه ای شد تا آمریکایی ها با ادعای مبارزه با تروریسم در 2001 به افغانستان و بعد در 2003 به عراق لشکرکشی کنند. در این میان پروپاگاندای رسانه ای غرب ادعای واهی مبارزه با تروریسم را به گفتمانی مبدل ساخت که در این گفتمان جعلی واژه تروریسم معادل کلید واژه «اسلام» قرار بگیرد.
پروژه «اسلام هراسی» و پس از آن «اسلام ستیزی» در منطقه خاورمیانه در ادامه گفتمان دروغین مبارزه با تروریسم کلید خورد و کار بدین جا منتهی نشد و با هدف سیطره بر منطقه، مثلث شوم آمریکا، برخی کشورهای غربی و رژیم جعلی صهیونیستی طرح خاورمیانه بزرگ را در سال 2003 رونمایی کردند. طرحی که در واقع نقشه راه آمریکایی ها و صهیونیست ها برای جنایت، تجاوز، چپاولگری، غارت منابع و ثروت های عمومی منطقه بود. با به راه انداختن جنگ 33 روزه در 2006 محرز شد که طرح خاورمیانه بزرگ به نتیجه نرسیده است و در همان ایام بود که این بار از طرح خاورمیانه جدید (در سال 2006) سخن به میان آمد.
در سال 2008 رژیم صهیونیستی پس از آن که ضرب شستی از حزب الله در جنگ 33 روزه خورد جنگی 22 روزه را در غزه به راه انداخت و کلکسیونی از جنایت و تجاوز را مرتکب شد.
آنچه که در تمامی آن سال ها یعنی از کشتار مردم افغانستان و عراق در 2001 و 2003 تا کشتار مردم مظلوم لبنان و فلسطین در 2006 و 2008 از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی و چند کشور غربی حامی آن دو به وقوع پیوست چیزی جز «ترور اسلام» نبود آن هم با ادعای اولیه مبارزه با تروریسم!
طرح خاورمیانه بزرگ و بعد طرح خاورمیانه جدید که تشکیل خاورمیانه ای با مختصات آمریکایی- صهیونیستی را دنبال می کرد نیز در راستای حذف عنصر اسلام خواهی در گستره منطقه خاورمیانه بود.
طبیعی بود که ابتدا پروژه «اسلام هراسی» و سپس «اسلام ستیزی» نیز چاشنی نقشه ها و طراحی های آمریکایی- صهیونیستی علیه ملت های مسلمان و مستقل و آزادی خواه قرار بگیرد.
اما آنچه با تحولات اخیر منطقه و سقوط دولت ها و حاکمان دست نشانده جای تامل دارد سندی است که دو سال پیش روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز افشا کرد.
این روزنامه آمریکایی اواخر آذرسال 87 در شماره روز شنبه خود فاش ساخت دولت آمریکا در یک برنامه 5 ساله 500 میلیون دلاری برای مبارزه با اسلام خواهی در بخشی از آفریقا و کشورهایی چون تونس، لیبی، الجزایر و... مداخله نظامی و غیرنظامی کرده است.
آنچه که نیویورک تایمز از آن پرده برداشت این واقعیت غیرقابل انکار بود که آمریکایی ها برای جلوگیری از اسلام خواهی و ترور اسلام ناب نه تنها به منطقه خاورمیانه و کشورهای عراق و افغانستان قشون کشی کرده اند بلکه پهنه آن تا هزاران مایل دورتر یعنی تا قاره آفریقا نیز گسترش یافته است.
اکنون سوالی که پیش کشیده می شود این است که آیا آمریکایی ها و صهیونیست ها با به راه انداختن جنگ و کشتار در منطقه و علم کردن پروژه هایی چون اسلام هراسی و اسلام ستیزی و به صحنه آوردن طرح خاورمیانه بزرگ و طرح خاورمیانه جدید توانسته اند عنصر اسلام خواهی را در منطقه متوقف کنند؟
بدون تردید پاسخ به این سوال در گرو دانش نظری و تئوریک نیست چرا که بدون تردید سونامی تحولات در کشورهای مستبد و مرتجع عربی خود گویای همه چیز است.
همچنانکه موج انتفاضه در تونس، لیبی و بخشی از آفریقا که آمریکایی ها سرمایه گذاری کلانی انجام داده بودند تا گرایش به اسلام خواهی را متوقف کنند آشکارا نشان می دهد که در این توطئه و دسیسه ناکام بوده اند.
بدون تردید تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و بخشی از آفریقا متاثر و ملهم از روحیه اسلام خواهی است که سیاست های آمریکایی و صهیونیستی را برنمی تابد. نمادها و نشانه های اسلامی بودن این حرکت نیز عیان و نمایان است.
در منطقه خاورمیانه و در کشوری مثل بحرین، مردم در تجمعات و راهپیمایی اعتراض آمیز خود شعار «الله اکبر» سر می دهند و طنین فریاد «یا حسین(ع)» میدان «لؤلؤ» را دربر گرفته است.
یا از باب نمونه می توان به تونس اشاره کرد، کشوری در منطقه آفریقا که بلافاصله پس از سقوط دولت غربگرای «بن علی» مردم آزادانه و باشور و شعف به مساجد می روند. نمازجماعت حلقه اتصال پولادین عموم مردم تونس شده و انگیزه آنها را مضاعف کرده است.
در مصر نیز مشاهده می کنیم که علی رغم بیش از سه دهه حکومت وابسته «نامبارک» به آمریکا و ترویج مدل و الگوی زندگی به سبک غربی آنچه مردم مصر پس از سقوط دولت بر آن اصرار دارند تاکید بر آموزه های اسلامی و تبری از سیاست های آمریکایی و صهیونیستی است. کمال الهلباوی عضو ارشد اخوان المسلمین در همان روزهای اول پس از سقوط دولت حسنی نامبارک تصریح می کند: «آرزوی ما تشکیل حکومتی اسلامی مانند جمهوری اسلامی ایران است».
نکته دیگری که باید به مطالب قبلی علاوه کرد این است که آمریکایی ها طی سال های گذشته افزون بر تمامی حربه هایی که بکار گرفته و طرح ها و پروژه هایی که به صحنه آوردند همواره از روند و فرآیند سکولاریزاسیون در منطقه حمایت کردند.
تلاش برای استقرار وضعیتی که در آن «دنیوی کردن دین مردم» (سکولاریسم) شکل بگیرد در جای جای منطقه قابل رصد و واکاوی است. در همین راستا می توان جریان 14 مارس در لبنان، العراقیه در عراق و جریان اصلاحات و فتنه سبز در ایران را نام برد.
طرفه آنکه جرج بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا مکرراً در سخنرانی های خود می گفت: «ما از اصلاح طلبان و دموکرات ها در جای جای خاورمیانه از بیروت گرفته تا دمشق و از تهران تا بغداد حمایت می کنیم.»
هم اکنون آنچه که پس از یک دهه تلاش آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای غربی در منطقه قابل رؤیت است موج بیداری اسلامی و افزایش روحیه اسلام خواهی است و این بدان معناست که در وهله اول پروژه هایی چون «اسلام هراسی» و «اسلام ستیزی» به شکست انجامیده است و طرح های خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید با مختصات آمریکایی- صهیونیستی نه تنها شکل نگرفته بلکه به تعبیر روزنامه الحیات چاپ لندن خاورمیانه آنگونه که ایران اسلامی اراده کرده شکل گرفته است.
جالب اینجاست که حتی شکست پروژه «اسلام هراسی و اسلام ستیزی» نه تنها در گستره منطقه خاورمیانه بلکه در مقیاس جهانی به شکست انجامیده است. همین چند روز پیش وقتی کنگره آمریکا در قالب طرحی که «پیترکینگ» نماینده نیویورک و رئیس کمیته امنیت داخلی کنگره ارایه کرده بود و در راستای «اسلام ستیزی» ممنوعیت تدریس آیاتی از قرآن در مدارس مسلمانان را کلید زده بود؛ مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به همراه سازمان های غیر دولتی به شدت نسبت به آن واکنش نشان دادند.
6 ماه پیش نیز هنگامی که «تری جونز» کشیش احمق کلیسای فلوریدا اعلام کرد که در نهمین سالگرد حوادث 11 سپتامبر قصد دارد در اعتراض به «اسلام»، قرآن سوزی کند موج اعتراضات گسترده جهانی و هشدارها درباره عواقب هرگونه بی حرمتی به قرآن کریم منجر به عقب نشینی و انصراف این کشیش شد. از سوی دیگر؛ به موازات شکست «پروژه اسلام ستیزی» در مقیاس جهانی، موج اسلام خواهی و گرایش به اسلام فراتر از منطقه خاورمیانه و آفریقا به اروپا و آمریکا با سرعتی شتابان نفوذ کرده است.
ماه گذشته بود که روزنامه بیلد آلمان که نزدیک به محافل صهیونیستی است در گزارشی نوشت: «تا سال 2030 بیش از یک چهارم جمعیت جهان را مسلمانان تشکیل خواهند داد.»
دیروز نیز روزنامه انگلیسی گاردین از رشد جمعیت مسلمانان اروپا به 35 درصد خبر داد و اعتراف کرد: «انگلیس در 20 سال آینده بیشترین افزایش مسلمانان در اروپا را داراست.»
آنچه اشاره شد اندکی از بسیارهاست که نشان می دهد پروژه ها و طرح های آمریکایی در جهت اسلام ستیزی و توقف روحیه اسلام خواهی به شکست انجامیده است.