تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۸۷۱
با اشاره به انقلاب‌های منطقه و افزایش قدرت جمهوری اسلامی

گروه سیاسی: در ادامه اعترافات مقامات میانی ایالات متحده به افزایش قدرت ایران در منطقه خاورمیانه که در پی بیداری اسلامی در منطقه به‌وجود آمده است، وزیر خارجه آمریکا نیز در دانشگاه واشنگتن با اشاره به تحولات خاورمیانه صراحتا اعتراف کرد: «تحولات منطقه خاورمیانه موازنه قوا را به‌نفع ایران تغییر داده است».
هیلاری کلینتون در ابتدای این سخنان بسیار مهم به قیام‌ها و اعتراضات مردم خاورمیانه اشاره و تاکید کرد: حرکت ملت‌های عرب، بر موازنه قدرت در خاورمیانه تاثیرات بسیار مهمی گذاشت که در حقیقت این تاثیرات حیاتی، در راستای اهداف جمهوری اسلامی و علیه منافع آمریکا بود. کلینتون افزود: اوباما در زمینه نزدیک شدن به ایران نیز شکست خورد. در نتیجه، موازنه قدرت در خاورمیانه بیش از آنکه نفعی برای ایالات متحده داشته باشد، در جهت منافع جمهوری اسلامی ایران و متحدانش رقم خورد و دچار تغییرات شد. اکنون اوباما برای متعادل کردن موازنه قدرت منطقه‌ای در بحرین، مصر، تونس، یمن و حتی دیگر کشورها، مسیرهای جدیدی برای نزدیکی به ایران در پیش رو دارد.
وزیر خارجه آمریکا ادامه داد: واقعیت این است که رژیم‌های خاورمیانه که اکنون با اعتراضاتی مواجهند که با حمایت عمومی مردم روبه رو شده است، یکی از همپیمانان نزدیک آمریکا مانند بحرین، مصر، تونس، یمن یا کشور سرکشی مثل لیبی است که رفتار آمریکا با آن، اکثرا رفتار حاکمانه‌ای بوده است. قضیه این است. بهتر است به این حقیقت اعتراف شود که در سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا، این الگو با نواقصی روبه‌رو است، در حالی که واشنگتن بر این احتمال تمرکز کرده است که موج ناآرامی‌های عمومی که همپیمانان آمریکا در خاورمیانه را یکی پس از دیگری سرنگون کرد، دامنگیر جمهوری اسلامی، دولت اسد در سوریه و دیگر کشورهای منطقه شود. وزیر خارجه آمریکا تاکید کرد: به نظر من، اینها افکار واهی و پوچی است اما چرا اینگونه نیست، چرا جمهوری اسلامی قوانین موجود را به مبارزه طلبید و نه تنها باقی ماند، بلکه تا آن حد قدرتمند شد که اکنون می‌تواند به طور کاملا موثر، در رقابتی که برای نفوذ و تاثیر گذاشتن بر کشورهای خاورمیانه وجود دارد، در برابر آمریکا قدرت‌نمایی کند.
کلینتون گفت: جمهوری اسلامی باقی ماند، به خاطر اینکه حتی جنبش سبز نیز که پس از انتخابات ریاست جمهوری ژوئن 2009، شدیدترین مخالفت‌ها را از خود نشان داد، برای اکثریت جامعه ایران موضوع جدیدی در بر نداشت و ملت ایران حمایت خود را از اصول جمهوری اسلامی ادامه داد. آنچه امروز از جنبش سبز در ایران بر جای مانده است، بخش بسیار کوچکی از اجتماعی است که در تابستان 2009 علیه دولت ایران تظاهرات کردند.
این اعترافات بی‌سابقه وزیر خارجه آمریکا باعث شد تا پایگاه خبری «ریس فور ایران» که این خبر را منتشر کرده بود تحلیل جالبی از شرایط ایران و آمریکا در منطقه ارائه کند. این پایگاه خبری در گزارشی با اشاره به سخنرانی هیلاری کلینتون در دانشگاه واشنگتن درباره تحرکات جهان عرب و تاثیرات منفی آن بر اهداف و منافع آمریکا در خاورمیانه و همچنین نزدیکی به دولت جمهوری اسلامی ایران نوشت: «دولت واشنگتن، در رسیدن به اهدافش برای تسلط دائمی بر کشورهای خاورمیانه، بویژه نزدیکی با دولت ایران شکست خورده است در حالی که ایران به اهدافی که در نظر داشت دست یافته است و تغییرات منطقه خاورمیانه در راستای اهداف ایران شکل گرفت. بنابراین، از دیدگاه بسیاری از مردم موازنه قدرت در خاورمیانه از آمریکا و همپیمانان ما، به نفع جمهوری اسلامی و متحدان سیاسی آن در اردوگاه مقاومت در حال تغییر است.
در این شرایط، سیاستگذاران ایران با دلایلی خوب، مطمئن هستند که هر دولت عربی که به ارزش‌ها، عقاید، نگرانی‌ها، انتظارات و منافع مردم خود توجه کند در بدو امر، به همکاری‌های راهبردی با آمریکا و اسرائیل بی‌علاقه‌تر می‌شود و این نکته مثبتی برای ایران است. سیاستگذاران ایران همچنین با دلایل متقن، اطمینان دارند که هر دولت عربی که به ملت خود بیشتر توجه کند، تمایل بیشتری به پذیرش پیام مقاومت جمهوری اسلامی، در برابر هژمونی آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه خواهد داشت. این پیام، تنها به نفع شیعیان نیست. نظرسنجی‌های عمومی و تجربه گذشت زمان در این جوامع، نشان می‌دهد که پیام این مقاومت، بشدت در منطقه گسترش یافته است و نه تنها شیعیان را هیجان زده کرده، بلکه اعراب سنی را نیز به خیابان‌ها کشانده است». این پایگاه تحلیلی بر این نکته تاکید دارد که «آغاز دگرگونی رژیم‌های کنونی خاورمیانه یا رژیم‌هایی که زمانی طرفدار اصول آمریکا بودند، بر اساس اصول سلفی نیست. دولت‌های عربی که دچار بحران‌های جاری شده‌اند، خواهند خواست که از یک خط مشی سیاست خارجی مستقل پیروی کنند.
بر اساس محاسبه ایران، این امر به نفع آن خواهد بود و این یک نکته مثبت برای جمهوری اسلامی است. اما موازنه قدرت در منطقه همچنین در سطحی دیگر، یعنی در ماهیت سیاست‌های قدرت خاورمیانه در حال تغییر است. در این سطح، نکته مهم این است که موازنه قدرت در خاورمیانه در برابر توانمندی‌های نظامی «سخت» و شاخص‌های اقتصادی قابل سنجش و...، نسبتا ضعیف شده است». ریس فور ایران معتقد است: «در طول یک دهه گذشته یا بیشتر، بویژه از زمان دوره اول ریاست جمهوری احمدی‌نژاد در سال 2005، جمهوری اسلامی برای به حد اعلی رساندن اهرم استراتژیک (برای افزایش قدرت نفوذ راهبردی) در حوزه قدرت نرم، بشدت تلاش کرد. جمهوری اسلامی از پایگاهش در خاورمیانه به عنوان رهبری مقاومت، برای به جنبش در آوردن ملت‌های منطقه علیه آمریکا، اسرائیل و رژیم‌های طرفدار غرب، بشدت استفاده کرد. بسیاری از تحلیلگران غربی، اهمیت قدرت نرم در رقابت سخت در بزرگراه سیاست قدرت خاورمیانه را نادیده گرفتند اما آن نوع از قدرت نرمی که جمهوری اسلامی در منطقه زمینه‌سازی کرد، دارای تاثیرات جهانی بسیار مهمی است».
واکنش آمریکا چیست؟
ایالات متحده برای مقابله با افزایش قدرت منطقه‌ای ایران باید چه اقداماتی را اتخاذ کند؟ ایلان برمن عضو شورای روابط خارجی آمریکا در این رابطه پیشنهاداتی را به کاخ سفید داده است. وی در مقاله‌ای در روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: «آنچه آمریکا می‌تواند و باید درباره ایران انجام دهد کاملا واضح است. دانش عرفی این است که کاخ سفید تنها توانایی محدودی برای تأثیرگذاشتن بر روند دموکراسی در جمهوری اسلامی دارد و بنابراین حتی نباید آن را آزمایش کند. در واقع آنچه آمریکا می‌تواند برای کمک به اپوزیسیون در ایران انجام بدهد و اکنون انجام می‌دهد، بسیار اندک است».
وی در مقاله خود می‌افزاید: «برای شروع، ایالات متحده می‌تواند به اطمینان حاصل کردن از زنده ماندن رهبران مخالفان در ایران کمک کند. امروز رهبری نیروهای طرفدار دموکراسی در ایران را دو تن از غیرمحتمل‌ترین کسانی که گمان می‌رفت برعهده دارند. در عین‌حال این سیاستمداران داعیه‌دار به کمک توانایی‌شان در کشاندن جمعیت به خیابان‌ها و تحریک تصورات توده‌ مردم، رهبری اپوزیسیون را برعهده دارند. ایران متوجه این موضوع است و به همین دلیل است که طی هفته‌های گذشته برخی اقدامات را علیه هردو آنان به‌کار بسته است. کروبی و موسوی در بازداشت خانگی به‌سر می‌برند. در ضمن نمایندگان مجلس خواستار اعدام این 2 تن به اتهام فتنه‌گری شده‌اند. آنها بازداشت کروبی و موسوی را به‌ عنوان ابزار کلیدی برای خرد کردن جنبش سبز به‌طور کامل می‌دانند».
معاون شورای روابط خارجی آمریکا در ادامه این مقاله توصیه کرد: «آمریکا برای اطمینان از به‌ وقوع نپیوستن چنین امری نیازمند آن است که تمرکز بین‌المللی روی درگیری آنان را به‌ تدریج افزایش دهد. از زمانی که آمریکا سرنوشت مخالفان کلیدی شوروی را به‌عنوان موضوعی در روابطش با کرملین مد نظر قرار داد زمان بسیاری نمی‌گذرد. آمریکا با این کار فضای تنفسی بزرگ‌تری را برای مخالفان سرسخت اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کرد تا آنها بتوانند در پشت پرده آهنین، خود را سازماندهی کنند. امروز آمریکا باید با تاثیرش روی شرکای دیپلماتیک و سیاسی ایران در خارج همین کار را انجام دهد تا مانع از آن شود که ایران فعالان جنبش سبز را برای همیشه ساکت کند. کوتاه کردن دست رهبران ایران تنها هنگامی ممکن خواهد بود که آنها دریابند مقابله با مخالفانشان هزینه‌های واقعی در خارج از کشور برایشان دربر خواهد داشت؛ با در نظر گرفتن تجارت بین‌المللی و وجهه‌ دیپلماتیک. ادامه این گزارش به کاخ سفید توصیه می‌کند تا فعالیت‌هایش را در حوزه رسانه‌ای علیه ایران افزایش دهد.
این گزارش می‌افزاید: «در یک برآورد، رسانه‌هایی از قبیل بخش فارسی صدای آمریکا در نیویورک، رادیوفردا و وب‌سایت‌های وابسته روی هم رفته هر هفته تقریبا در دسترس یک‌سوم جمعیت بالغ ایران هستند. پوشش گسترده‌ زنده‌ ماندن اپوزیسیون کشور و ماهیت طبقه‌ روحانی جامعه می‌تواند تاثیر بسزایی بر گفتمان داخلی ایران داشته باشد. به ‌هرحال برای این منظور کاخ سفید نیازمند آن است که حمایتش را از کثرت‌گرایی سیاسی در جمهوری اسلامی دائما و به روشنی بیان کند. آمریکا هنگامی که این کار را انجام می‌دهد نیازمند آن خواهد بود که این اولویت را در سراسر دیوان‌سالاری گسترده و غیرقابل شمارش که دیپلماسی عمومی ایالات متحده را اداره می‌کند، تقویت کند». برمن تاکید کرد: اینکه ایالات متحده این قدم‌ها را برخواهد داشت یا نه، در نهایت یک پرسش سیاسی است. در پی انتخابات سال 2009 دولت اوباما از ترس اینکه دیپلماسی هسته‌ای خود در قبال ایران تضعیف شود، نسبت به انجام اقدامی جدی، مردد بود.
امروز واشنگتن با توجه به درخواست هیلاری کلینتون وزیر خارجه‌اش برای باز کردن نظام سیاسی، شنیدن صداهای اپوزیسیون و جامعه‌ مدنی، موضعی صریح در حمایت از اپوزیسیون ایران اتخاذ کرده است. اما نیروهای طرفدار دموکراسی در ایران به چیزی بیش از تنها حمایت اخلاقی از سوی غرب نیاز دارند. آنها نیازمند آن هستند که ایالات متحده سیاست‌هایی را وضع کند که تلاش‌های آنان را تقویت کند و له کردن مخالفان بدون کیفرخواست معنی‌دار بین‌المللی را برای ایران دشوارتر کند. به عبارت دیگر تنها راه این است که کاخ سفید در نهایت پول و نفوذش را در جای مناسب قرار دهد.