* امروز شاهد این موضوع هستیم که مدعیان اخلاق گرایی در مواردی در عرصه سیاسی کمتر رعایت می شود به نظر شما چرا چنین روندی پیش گرفته شده است برخی اصولگرایان از بداخلا قی ها ناراضی هستند؟
** رعایت اخلاق یکی از ضرورت های زندگی بشر است. چرا که شخصیت و وجود انسان ترکیبی از اعتقادات و باورها و اخلاقیات و صفاتی است که متعلق به انسان است یعنی صفت کمالی و به دنبال آن کنش ها و واکنش ها، این مجموعه است که شخصیت انسان را تشکیل می دهد که اگر مثبت باشد شخصیت انسان مثبت و اگر منفی باشد، شخصیت انسان منفی خواهد شد.
برای همه رعایت اخلاق لازم است. به خصوص یک انسان مسلمان شیعه که مدعی است از سیره و سنت پیامبر (ص) پیروی می کند برای او رعایت اخلاقیات بیش از دیگران لازم است. معتقدیم یکی از امتیازات جمهوری اسلامی، اسلامی بودن نظام است وگرنه نظام های دیگری در جهان هستند که ممکن است در برخی جهات از ما پیشرفته تر باشند، اما ما می گوییم آن نظام های دیگر و آن حکومت ها را قبول نداریم به این لحاظ که زیربنا و شالوده رفتارشان دستورات وحیانی و اخلاقی نیست اما ما که نظام خود را بر این اساس پایه ریزی کرده ایم همه افراد باید مبنا و شالوده را اخلاقیات اسلامی قرار دهند و خلقیات آن ها نمودار و نشان دهنده حکومت دینی باشد و اگر خدای ناخواسته در نظام اسلامی اخلاق اسلامی مورد توجه واقع نشود نمی توان ادعای دینی بودن حکومت داشت.
باید دانست تنها با شعار نمی توان حکومت دینی را برقرار ساخت. بنابراین اگر دروغ کار زشتی است.
البته مسوولان هستند که باید از دروغ گفتن پرهیز کنند. اگر تهمت زدن حرام است برای مسوولان یک جرم نابخشودنی است.
اربابان رسانه ها به خصوص رسانه ملی که حضرت امام (ره) می فرمود درخت بزرگی است که شاخه و شعبه ای از آن در همه خانه ها وجود دارد اگر از آن خدای ناخواسته یک دروغ یا تهمتی صادر بشود نظام دینی را زیر سوال می برد ضمن اینکه دانشگاهی که باید مردم را به سوی اخلاق دینی رهنمون کند نمی تواند دروغ و تهمت را در جامعه رواج دهد.
اگر در جامعه تعرض به حیثیت افراد حرام است، برای همه افراد حرام است و به فرمایش یکی از مراجع بزرگوار تحت هر عنوانی باشد. مثلا تحت عنوان افشاگری باید با آن برخورد شود. این افشاگری ابتکار چریک های فدایی و منافقین بود که بعد از انقلاب می گفتند که ما می خواهیم افشاگری بکنیم و بسیاری از شخصیت های انقلاب را زیر سوال بردند که امام(ره) و علما برخورد می کردند.
متاسفانه در این سال های اخیر تحت عنوان افشاگری و انتقاد کردن و معرفی کردن چه حرف ها زده شد. از رسانه های عمومی و مطبوعات و تریبون های مختلف به حدی این کارها انجام شد که فریاد مراجع تقلید را در آورد بنابراین کسانی که مدعی اصولگرایی هستند، بیایند بگویند امتیازشان از غیر اصولگرایان چیست و اساسا منظورشان از اصولگرایی چیست؟ اگر اصول قانون اساسی است که همه قبول دارند و اگر اصول فقه و شرع است که باید خود الگو باشند چه قدرت را در اختیار داشته باشند و چه نداشته باشند، ما می بینیم که تحت عنوان اصولگرایی چه کارهایی که صورت نمی گیرد و ای کاش اصولگرایان واقعی آنهایی که بی باکانه به حریم شخصیت ها حمله می کنند را از جرگه خودشان اخراج می کردند.
در میان آنها کمتر می بینیم و به جز چند نفری در مجلس مثل آقای مطهری و گاهی آقای توکلی که جملاتی را با احتیاط و موردی می گویند چنین اتفاقی در میان آنها نمی افتد و باید بگویم که این رسم اصولگرایی نیست.
* در فضای سیاسی فعلی طوری عنوان می شود که گویی عده ای حق و عده ای باطل هستند. نظر شما چیست؟
** ما به جز خدای متعال مطلق نداریم، حتی انبیا» و ائمه نیز به لحاظ اتصالی که به خداوند دارند دارای حق مطلق هستند و در غیر این صورت انسان هستند، کمال و حقانیت آنها در طول کمال و حقانیت پروردگار است و به لحاظ اینکه مطیع خدا هستند حقیقت دارند ما حق مطلق را به جز ذات الهی نداریم.
امیرالمومنین (ع) می فرمایند که حق و باطل به وسیله شخصیت ها شناخته نمی شود، بلکه حق را باید بشناسید تا شخصیت ها و افراد را بشناسید. باطل را بشناسید تا طرفدار باطل را تمییز دهید. ببینید امام علی(ع) میزان حق و باطل را هیچ شخصیتی قرار نمی دهد بلکه بر شناخت خود حق و باطل تاکید می کند. معصومین هم به دلیل اینکه مورد عنایت خدا بودند حساب جداگانه ای داشتند. بقیه همه در معرض خطا هستند همه نسبی هستند.
باید عدالت را ملاک قرار داد. هر کسی که با میزان عدالت و میزان حقانیت خود را منطبق کرد می تواند حق باشد و هر کس غیر از این بود باطل است.
* برخی از اصولگرایان هنگامی که صحبت از تندروی ها می شود اصلاح طلبان را متهم می کنند که این تندرو ی ها در دوره زمامداری شما هم اتفاق می افتاد و کسانی که خودشان امروز تندروی ها را محکوم می کنند روزگاری خود جز» تندروها محسوب می شدند. تصور می کنید اکنون که در دهه چهارم انقلاب قرار داریم دو جریان چگونه باید در مورد گذشته، حال و آینده یکدیگر قضاوت کنند؟
** هیچکس مبرا از اشتباه نیست، چه اصلاح طلبان و چه اصولگراها و چه به قول دیروز خط امامی ها یا خط بازار و راستی ها همه ممکن است اشتباه بکنند. منتهی قبل از دوم خرداد و به خصوص در زمان حضرت امام(ره) رقابت بین طرفداران امام و کسانی بود که در برابر امام (ره) اطاعت و تبعیت نداشتند. نباید صورت مساله پاک شود. تا امام(ره) زنده بود یک جماعتی تحت عنوان خط امام گوش به فرمان ایشان بودند شعار هم نمی دادند، راست می گفتند با تمام وجود مطیع امام بودند چه به نفعشان بود و چه به ضررشان و یک جماعتی هم بودند که هر وقت امام انتقادی می کرد مستقیم یا غیرمستقیم برابر ایشان می ایستادند. ما در تاریخ رهبری حضرت امام(ره) موارد فراوانی را داریم که همین جناح راست یا به تعبیر امروز اصولگرایان بارها مورد توبیخ حضرت امام (ره) قرار گرفتند در حالی که حتی یکبار هم امام جناح خط امام را مورد توبیخ قرار ندادند.
نگذارید شما را معرفی بکنم آن گروه 99 نفر از کدام جناح بودند یا آن 8 نفر که امام فرمودند لحن شما در آن نامه از لحن اسرائیل بدتر بود از کدام جناح بودند. چه کسی بود که برخاست و گفت از جماران 270 پوزبند برای مجلس بفرستید؟ این ها از آن جناحی بودند که آن روز به جناح بازار موسوم بودند و امروز به جناح اصولگرا معروف هستند. در زمان وزارت کشور همین آقای ناطق نوری عده ای از حزب اللهی ها به بد حجابی تعرض کردند خبر به امام رسید ایشان به آقای ناطق فرمودند این ها را بگیرید مجازات کنید حتی اگر حزب اللهی باشند. امام به هیچکس اجازه تندروی نمی دادند چه آن هایی که مطیع بودند و چه آن هایی که دهن کجی می کردند. خب آن نیروها غیرت دینی داشتند و تند روی می کردند که اشتباه هم بود، اما بعد از چند سال که ثبات در جامعه بوجود آمد نیروهای خط امامی بسیار معقول حرکت می کردند. شما حتی یک مورد را نمی توانید پیدا بکنید که امام (ره) به نیروهای خط امام تشر زده باشند یا انتقاد کرده باشند. اما ده ها مورد داریم که به آن نیروها انتقاد می کردند و آنها را مورد توبیخ قرار می دادند. اگر به خاطر نمی آورند بیایند تا ما اسناد را از مجلس و خارج از مجلس در اختیارشان بگذاریم تا مشخص شود پیشینه آنها چگونه بوده است. این ها را نباید فراموش کرد و همانطور که گفتم حافظه تاریخ اشتباه نمی کند و همه چیز رادر خودش ثبت می کند.
* با تمام تلاشی که انجام گرفت که گفت وگوهایی در فضای آرام شکل بگیرد به نظر می رسد عده ای از مدعیان اصولگرا، گفت وگو در فضای آرام را نمی پسندند و سعی در به هم زدن فضای گفت وگو دارند. دلیل این مواضع را چه می دانید؟
** من بارها تاکید کرده ام که عقل سیاسی ایجاب می کند که ثبات و آرامش وجود داشته باشد. جنگ و دعوا و منازعه باعث اضطراب است، بیشترین ضرر را در دعوا و اختلاف اول مسوولان می برند و بعد از آن همه مردم و دود اختلاف به چشم همه می رود، اما متاسفانه جماعتی هستند که نان خود را در دعوا می بینند و می خواهند در بازار شلوغ و جار و جنجال به کار خود ادامه دهند.
یک تزی در مملکت ما بوجود آمده که باید دعوا را بزرگ کرد تا ما بمانیم و تصور می کنند اگر دعواها به آرامش تبدیل شود دست آنها رو می شود و من فکر می کنم بعضی از اینها چون احساس می کنند لیاقت و شایستگی لازم برای پست هایی که در آن قرار گرفته اند را ندارند فکر می کنند تنها می توان از آب گل آلود ماهی بگیرند و اگر دعواها جای خود را به آرامش بدهد آن وقت افراد شایسته مطرح می شوند لذا متوسل به زور و تفرقه انگیزی می شوند تا خود را نگاه دارند و گرنه هیچ عقل سیاسی تجویز نمی کند که یک مسوول خودش پیشگام در اختلاف و دعوا بشود. شما بعضی از روزنامه های وابسته را ببینید که بعضا پیشتاز هستند در هتک حرمت و دامن زدن به اختلافات در حالی که اینها می توانند دعوت به صمیمیت بکنند. این موضوع به این برمی گردد که اینها خود را حق مجسم و دیگران را باطل مجسم می دانند و می گویند همه باید از بین بروند تا ما بمانیم که همه اشتباهات هم از همین جا نشات می گیرد.