تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۰۱۴
رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه در گفت‌وگو با مردم‌سالاری:
علی ودایع ـ مریم یوسفی مقدمه: دستگاه سیاست خارجی کشورمان در سال 89 سال پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت هر چند که در برخی موارد همچنان شاهد فرازو نشیب در برخی مسائل بودیم. از شهریور سال 1389 که محمود احمدی نژاد اقدام به تعیین نمایندگان ویژه رئیس جمهوری در برخی مناطق کرد همگان معتقد بودند وزارت خارجه تحولی را درپیش خواهد داشت و این تحول با برکناری ناگهانی منوچهر متکی آغازشد. البته در کنار این تحولات، برنامه هسته ای ایران نیز به نوعی محور سیاست خارجی منشور ما در این سال قرار گرفت. برگزاری کنفرانس خلع سلاح هسته ای، امضای بیانیه تهران، نشست ژنو و نشست استانبول از موضوعاتی بود که با پرونده هسته ای ایران به سختی وزارت خارجه کشورمان را به خود مشغول کرده بود. در همین ارتباط با رامین مهمانپرست، سخنگوی خوش اخلاق وزارت امور خارجه و دستیار ویژه وزیر امور خارجه کشورمان به گفت و گو نشستیم. سخنگوی وزارت امور خارجه در رابطه با تعیین نمایندگان، هر گونه تحول و تغییر رویکرد در دستگاه دیپلماسی کشور را رد کرد و تاکید کرد که سیاست خارجی در همه کشورها از جمله کشور ما توسط بالاترین مقامات ارشد نظام طراحی و جهت گیری های آن مشخص می شود. این گفت و گو را می خوانید:

* عملکرد دستگاه دیپلماسی در سال 89 را چگونه ارزیابی می کنید، و چه افقی برای سال 90 تنظیم شده است؟
** عملکرد دستگاه دیپلماسی تقریبا چارچوب هایی مشخص مربوط به خود را دارد. موضوعات و مصادیق به تحولات و اتفاقاتی که منجر می شود، بستگی دارد که تنظیم این سیاست ها در این چارچوب تعریف می شود. اما سیاست کلی دستگاه سیاست خارجی کشورمان مبنی بر گسترش روابط با همه کشورها، رفع تنش ها، توجه ویژه به همسایگان، ارتباطات گسترده با کشورهای اسلامی و ایجاد ظرفیت های فراوان برای توسعه همکاری های اقتصادی در کنار یک رابطه سیاسی محترمانه از موضع برابر و محترمانه با دیگر کشورهاست. همچنین در موضوعات بین المللی ایده های جدیدی طرح شود که می تواند به رفع بحران های بین المللی کمک کند مساله ای بوده که همیشه به آن توجه شده است. البته حساسیت هایی که در رابطه با عملکرد سیاست خارجی کشورمان ممکن است در برخی کشورها وجود داشته باشد و در همین راستا ما شاهد فشارهایی هستیم که سعی می کنند به ما وارد کنند. مساله هسته ای، حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و دمکراسی موضوعات مختلفی است که معمولا دستاویز کشورهای غربی قرار می گیرد. برای اینکه در منطقه حضور فعال داشته باشیم باید اقداماتی را مدنظر قرار دهیم، اینکه به چه صورت ما بتوانیم برای افکار عمومی تبیین کنیم موضوعاتی را که مطرح می کنند و اتهاماتی که به ملت ما نسبت می دهند واقعیت ندارد و در برابر این اتهامات از منافع کشورمان دفاع کنیم، در موقعیت ها و شرایط مختلف با هم تفاوت دارد و شکل های خاصی را ممکن است به خود بگیرد. اما این یک چارچوب کلی است. همچنین باید اشاره کنم دستگاه دیپلماسی کشورمان در سال 89 برروی موضوعاتی که برای ایران بسیار با اهمیت بود، تمرکز کرده بود که توسعه روابط با کشورهای مستقل و تاثیر گزار منطقه و طراحی های همکاری های چند جانبه با آنها از جمله شاخص های مورد نظر بوده است. ما از نظر خود رایزنی های مستمری با کشورهایی داشته ایم که علاوه بر مسائل سیاسی در مسائل اقتصادی و مسائل منطقه ای کمک زیادی به کشورما کرده است، رابطه کشورمان با ترکیه، سوریه و لبنان که این روابط به صور قطع ادامه پیدا خواهد کرد. توسعه روابط با کشورهای آمریکای لاتین و برخی از کشورهای منطقه و آفریقا، پیدا کردن مسیرهای جدید برای توسعه همکاری، دنبال کردن پروژه های مرتبط اقتصادی و طرح های مربوط به انتقال و امنیت انرژی می تواند در دستور کار وزارت خارجه قرار بگیرد.
* نقطه اوج این چارچوب ها را در کجا می بینید؟
** بالاترین دستاورد کشور در سال 89 تثبیت حقوق هسته ای صلح آمیز کشورمان که نمادی از مقاومت ملت بود. این در حالی است که در پی تثبیت حقوق هسته ای فضاهای جدید نیز از پیشرفت علوم در مواردی مانند تکنولوژی هوا و فضا و... شکل گرفت ما در پیشرفت علوم درکشورمان شاهد دستاوردهای بسیاری بودیم، مساله ای که باید به آن اشاره کرد که مقاومت ملت ایران نشان داد تحریم ها و فشارهایی که علیه کشور ما وارد می کنند خللی در عزم و اراده مردم ما وارد نکرده است. البته در سال 89 با مشکلاتی هم روبه رو بودیم. به موازات فشارهایی که به بهانه بحث هسته ای به کشور ما وارد و سعی می کردند قطعنامه و موارد جدیدی از تحریم ها را به تثبیت برسانند و حتی برای رسیدن به این هدف تحریم های یک جانبه و فراتر از شورای امنیت در دستور کار خود قرار دادند. در عین حال فشار هایی نیز در بحث حقوق بشر وجود داشت که به موازات فشارهای هسته ای به کشور ما وارد می شد و هر چه جلوتر می رفتیم این فشارهای سیاسی رنگ وبوی دیگری در موضوع حقوق بشر به خود می گرفت. نمونه های زیادی را می توانیم مثال بزنیم از جمله بحث های مربوط به خانم سکینه آشتیانی، موضوعاتی که پیرامون محاکمه و اعدام خانم زهرا بهرامی مطرح کردند، ربودن بعضی از اتباع ایرانی و زندانی کردن آنها در آمریکا و اتهاماتی که به بعضی از اتباع کشورمان نسبت می دادند از جمله مباحث مربوط به حقوق بشر بود. سعی برپرونده سازی علیه کشورمان و یا ایجاد ترس و نگرانی از گسترش اسلام در سطح بین الملل و اسلام هراسی موضوعاتی بود که توسط مخالفین نظام سیاسی ما از سوی کشورهای غربی مطرح می شد از جمله مواردی بود که سیاست خارجی ما با این موضوعات درگیر بود.
* سال 89 ما شاهدتغییر رویکردی در بحث سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی کشورمان بودیم که مربوط به انتخاب نمایندگان ویژه رئیس جمهوری بود .چرا این موضوع به درستی تببین نشد که این نمایندگان ویژه چه نوع همکاری را با وزارت خارجه باید داشته باشند؟
** ما هیچ تغییر رویکردی در دستگاه دیپلماسی نداشته ایم. چرا که سیاست خارجی در همه کشورها از جمله کشور ما توسط بالاترین مقامات ارشد نظام طراحی و جهت گیری های آن مشخص می شود. دستگاه سیاست خارجی مجری این سیاست ها است البته می تواند نقطه نظرات خود را در مورد این سیاست ها ارائه کند و در تصمیم سازی ها نقش داشته باشد و زمانی که سیاست ها مشخص شد آن را به مرحله اجرا در آورد. اما اینکه در اجرا چه شیوه هایی انتخاب شود ممکن است سلیقه ای باشد و در آن سلیقه های مختلفی را به کار رفته باشد. به هرحال دستگاه سیاست خارجی قطعا مهمترین تشکیلاتی است که برای این کار طراحی شده است اما این به معنا نیست که بعضی از موضوعات سیاست خارجی اگر خواست اجرا شود نتواند از کانال های دیگری با هماهنگی وزارت خارجه پیگیری شود. تعیین نمایندگان ویژه برای انجام یک ماموریت خاص در همه کشورها مرسوم است که از طرف رئیس جمهور و نخست وزیر در کشورها تعیین می شوند. فرض کنید با توجه به اهمیت یک موضوع در یک منطقه برای کشورها ممکن است، بالاترین مقام اجرایی آن کشور فردی را به عنوان نماینده ویژه در آن منطقه تعیین کند، که شخص رئیس جمهور یا در بعضی از کشورها که نخست وزیر که بالاترین اختیارات را دارد،قصد دارد مستقیما در مورد آن مساله نظر دهد و پیگری کند تا به نتیجه مورد نظر برسد. این مساله نشان دهنده این نیست که در وزارت خارجه ناهماهنگی وجود دارد این مساله با هماهنگی دستگاه سیاست خارجی می تواند، باشد.
* شائبه ای در مورد نمایندگان ویژه وجود داشت، که آنها درک درستی از وظایف خود ندارند. پیش از تحولات منطقه و شروع موج اعتراضات مردمی برخی از این نمایندگان ویژه سفری به این کشورها داشتند که یا اعتراضات گسترده ای درآن انجام می شود یا مانند کشور مصر رئیس جمهور این کشور با درخواست و پافشاری مردم این کشور تصمیم به استفعا گرفت. برخی معتقدند سفر نمایندگان و مشاوران ویژه رئیس جمهوری به این مناطق به دلیل عدم درک درست آنها از شرایط منطقه بوده است.شما این مساله را چگونه ارزیابی می کنید؟
** وقتی ما با برخی از کشورها رابطه سیاسی رسمی نداریم یا رابطه سیاسی گرمی نداریم این مساله مانع از آن نمی شود که برخی جنبه های دیگر روابط دنبال نشود. شاید ما با دولت آمریکا رابطه رسمی نداشته باشیم اما روابط تجاری و اقتصادی میان اتباع و کشورهایی ممکن است، وجود داشته باشد. این موضوع دیگری است که جدا از نوع دولت ها بررسی می شود و به ملتها باز می گردد. در مورد سفر آقای بقایی به مصر باید به همین مساله توجه کرد که سفراین نمایندگان ویژه رئیس جمهوری که به بدنه مردمی آن مربوط می شود. ممکن است ما رابطه رسمی به یک کشور نداشته باشیم اما همکاری می تواند میان مردم دو کشور باشد. علاقه ای که میان مردم ایران و مردم مصر وجود داشت، به روابط تجاری تعریف شده ای کمک کرد. سفر آقای بقایی برای توسعه گردشگری میان دو کشور، رفت وآمد گردشگران و ایجاد تسهیلات برای اینکه مردم دو کشور بتوانند از جذابیت های فرهنگی استفاده کنند. بنابراین نمی توانیم این موضوع را به اینکه یک تصمیم گیری سیاسی اشتباهی در رابطه با مصر صورت گرفته است نسبت دهیم به دلیل اینکه تسلطی و درک درستی برای انجام این ماموریت نبوده است; چنین موضوعی صحیح نیست. در کشورهای مختلف ممکن است میزان مقبولیت حکومت هایی مردمی شان با همدیگر متفاوت باشد و طبیعی است که زمانی در یک کشور اکثریت مردم حاکمان یک کشور را قبول نداشته باشند و نسبت به آن اعتراضی داشته باشند و در راستای روند اعتراضات و حرکات مردم برای دسترسی به خواسته تغییری در سیستم حکومتی شان ایجاد شود. در عین حال اگر فضایی ایجاد شود که دولت مردمی با پشتوانه قوی مردمی روی کار بیاید حتما ما از آن بیشتر استقبال می کنیم و فرصت بهتری را برای برقراری رابطه مستقیم و توسعه همکاری برای ما ایجاد خواهد کرد. در هر صورت ما فکر می کنیم ارتباط ملت ما با برخی ملت های دیگر می تواند ارتباط مفیدی باشد و کسی نیز مانع از این روابط نیست ولی اگر دولت ها بتوانند چارچوب رسمی را در روابط ایجاد کنند و دولت های قوی، مستحکم، مستقل و با پشتوانه مردمی نیز یر روی کار بیایند این روابط را عمق جدیدی می بخشد و کارهارا موثرتر از گذشته پیش خواهد رفت.
* در سال 89 آخرین گزارش آژانس بین المللی اتمی در مورد برنامه هسته ای ایران منتشر شد. واکنش هایی که به این گزارش در کشورمان به دنبال داشت حاکی از این بود که آژانس تحت فشارهای سیاسی بوده است. با وجود مطالعات ادعایی که در آن گزارش منتشر شده است کشورهای 1+5 حاضر شده اند که به پای میز مذاکرات بازگردند. شما چه ارزیابی از انتشار این گزارش دارید و آیا ایران بازگشت سریعی به میز مذاکره خواهد داشت؟
** بحث مذاکره میان ایران و کشورهای 1+5 را نباید با موضوع هسته ای و تبادل سوخت دنبال کنیم و با هم مرتبط بدانیم.آنچه که به فعالیت صلحآمیز هسته ای کشورمان باز می گردد کاملا در چارچوب حقوق تعریف شده آژانس بین المللی اتمی است. ما هیچ چیزی فراتر از حق خود نمی خواهیم و از آنجایی که تمام فعالیت های ما تحت نظارت آژانس و با همکاری آژانس بین المللی اتمی است اجازه مخدوش شدن حق خود را نخواهیم داد. انتظار ما در این باره از آژانس این است که در چارچوب وظایف قانونی خود و براساس مسائل تکنیکی فنی و حقوقی با مساله هسته ای ایران برخورد کند. وقتی گزارش های آژانس منتشر می شود شما شاهد دو موضوع مختلف در گزارش های آژانس هستید; گزارشی مربوط به بحث فنی و نوع عملکردی که داشته ایم و نحوه راستی آزمایی است و موضوع بعدی در مواردی است که در مطالعات ادعایی به آن اشاره می شود. تقریبا 28 بار در گزارش های دبیر کل آژانس بین المللی اتمی تصریح می کنند هیچ شاهدی مبنی بر اینکه انحرافی در فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران وجود دارد را ارائه نکرده اند و همچنین تاکید کرده اند مدرکی دال بر نظامی بودن فعالیت های هسته ای ایران وجود ندارد. بنابراین به لحاظ فنی و درچارچوب وظایف آژانس گزارش هایی که تاکنون منتشر شده است، موید این است که تمام فعالیت های کشورمان در چارچوب حقوق قانونی خود بوده است و براساس حقوقی که برای ما تعیین شده است ما متعهد به این هستیم که به سمت فعالیت های نظامی نرویم و با امضای معاهده ان پی تی پایبند باشیم.صراحتا هم بارها اعلا م کرده ایم به این سمت نخواهیم رفت و به هیچ وجه این مساله در دکترین فعالیت هسته ای ما وجود ندارد. مهمتر از همه اینها فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر حر ام اعلام کردن حرکت به این سمت است. بنابراین نوع فعالیت ایران روشن است. بخش دیگری که در گزارش ها دیده می شود، گرایش و رویکرد سیاسی است.
برای مثال به جملاتی که در تهیه و تنظیم این گزارش استفاده می شود، توجه کنید: هیچ انحرافی را در فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی مشاهده نشده است یا می توان گفت امکان اینکه ما مطمئن شویم فعالیت نظامی در ایران انجام می شود وجود ندارد! این همان حرف را تکرار می کند اما با ادبیاتی که در آن ابهام وجود دارد و دو پهلو است. اگر فردی که قصد تنظیم یک گزارش در مورد فعالیت هسته ای را دارد این مساله در گزارش قید شود که ما اطمینان داریم این کشور در آینده به سمت فعالیت های نظامی نخواهد رفت به نوعی از سخنان دو پهلو استفاده کرده است این همان مصداقی است که در رابطه با ایران هم تکرار می شود، چرا که مشخص است یک رویکرد و غرض سیاسی پشت پرده این گزارش است. همچنین زمانی که قصد اتهام زدن را دارند به طرح مطالعات ادعایی اشاره می کنند. در این مطالعات ادعایی به 6 مورد تحت عنوان مدالیته بین ایران و آژانس بین المللی اتمی مطرح شد، مرحله به مرحله هر کدام از این موارد در جلساتی که برگزار می شد، رفع ابهام شد. آژانس نیز متعاقبا و کتبا اعلام می کرد این موضوع رفع ابهام شده است و تردیدی در این مساله وجود ندارد. اما پس از اینکه هر 6 مورد رفع ابهام شد آمریکایی ها ادعاهای جدیدی را مطرح کردند اما این مساله از نظر ما اعتباری نداشت چرا که پس از توافقنامه ما و آژانس مطرح شده بود اگر ادعاهایی داشتند باید در آن 6 مورد به آن اشاره می شد. اما آنها باز بر ادعای خود اصرار کردند و مقامات کشورمان نیز ازآنها اصل اسناد را خواستار شدند و تا کنون اصل اسناد حتی به خود آژانس ارائه نشده است. بنابراین ادعا بودن موارد مورد نظر آمریکایی اثبات شده است.
با مطرح کردن ادعاهای جعلی و وارد کردن اتهامات جدید که باعث سنگین شدن فضا می شود، روشن می شود رویکردی کاملا سیاسی پشت این مساله وجود دارد. بنابراین ما به هیچ وجه حاضر نیستیم در چارچوبی حق قانونی خود با کشورهای دیگر مذاکره کنیم. موضوع دیگر نیز مبادله سوخت بود که از سوی شما مطرح شد. موضوع مبادله سوخت مساله ای فنی است و به راکتور تحقیقاتی تهران مربوط می شود که توسط خود آمریکایی ها پیش از انقلاب راه اندازی شده بود. تولیدات این راکتور نیز رادیو دارو است که برای درمان بیماران سرطانی به کار می رود. فعالیت این راکتور روشن است و هیچ تردیدی را نمی توان نسبت به این مساله ایجاد کرد. این راکتور به سوخت نیاز دارد و اگر سوخت این نیروگاه تامین نشود 800 هزار بیمار سرطانی از بین خواهند رفت. طبق قانون توافقنامه آژانس آنها باید این سوخت را در اختیار ما بگذارند. این در حالی است که در این موضوع نیز ما شاهد یک رویکرد سیاسی هستیم و به جای اینکه سوخت را به ما بفروشند موضع معاوضه سوخت را مطرح کردند در حالی که این مساله قانونی نبود، اما ما حاضر به معاوضه سوخت شدیم و به دلیل عدم اعتماد آنها به ایران و همچنین عدم اطمینان کشورمان به فرمول پیشنهادی آنها این مساله نیز منتفی شد و پس از آن نیز بیانیه تهران امضاشد. بیانیه تهران می توانست تبادل سوخت را عملیاتی کند اما غربی ها از این بیانیه استقبال نکردند و ادعاهای دیگری مطرح کردند و به دنبال تصویب رساندن قطعنامه و تحریم های جدید رفتند.بنابراین بحث مبادله سوخت یک بحث کاملا فنی است و از حقوق قانونی و مشروع کشورمان است ،آنها موظف هستند این سوخت را به کشور ما بدون شرط منتقل کنند. اما موضوعات دیگری نیز در مذاکرات ایران و 1+5 مطرح می شود بارها برای مذاکره اعلام آمادگی کرده این اما به شرط اینکه مشخص شود این مذاکره چه هدفی را دنبال می کند، اگر واقعا این کشورها به دنبال همکاری با کشور ما هستند که از ظرفیت ها و توانایی های همدیگر برای مشکلاتی که در جهان امروز وجود دارد استفاده کنیم تا برای آنها راه حلی ارائه شود. موضوعات مشترکی مانند امنیت، پیشرفت های علمی، بحران های اقتصادی و مالی، افراط گرایی وموارد از جمله مواردی است که ما از مذاکره در مورد آن استقبال می کنیم.
همچنین یکی از موضوعاتی که میان ایران و 1+5 مطرح شود می تواند برنامه هسته ای باشد، اما نه در مورد فعالیت های صلح آمیز کشورمان بلکه در مورد اینکه چه باید کرد که کشورها به معاهدهNPT پایبند باشند. این معاهده سه بخش مهم دارد. خلع سلاح یکی از این موارد است باید همفکری کرد که سلاح هایی که در برخی کشورها وجود دارد که می تواند مردم کره زمین را نابود کند از بین برود. عدم اشاعه دومین موضوع مهم ان پی تی است که نگرانی ها از این جهت است که کدام کشور عدم اشاعه را رعایت نکرده و منجر به نقض قوانین ان پی تی شده است و اسرائیل را به سلاح هسته ای مجهز کرده است. موضوع سومی که در این معاهده به آن اشاره شده است که همه کشورها این حق را دارند که از دانش هسته ای برای فعالیت صلحآمیز بهرمند شوند و در این راستا چه اقداماتی را باید انجام داد که این دانش در اختیار سعادت بشر قرار گیرد. این موارد احتیاج به بحث دارد و هر زمانی که آنها آماده باشند ما نیز در مورد موضوعات مشترک با رویکرد همکاری وارد مذاکره خواهیم شد.
* یکی از مشکلات میان ایران و 1+5 کشور آمریکاست. اما وقتی ما هیچ رابطه سیاسی با آمریکا نداریم،چگونه ممکن است پشت میز مذاکره با نماینده این کشور به توافق برسیم؟
** این دو موضوع خیلی به هم ارتباطی ندارد. اگر هیات آمریکایی زمانی وارد مذاکره می شود به دنبال روابط دوجانبه با جمهوری اسلامی ایران است حتما باید دلیلی برای این روابط دوجانبه وجود داشته باشد. خود آمریکایی ها این رابطه راقطع کرده اند و برای برقراری این رابطه باید مسیر و چارچوب مشخصی طراحی شود و همچنین باید اقداماتی انجام دهند که نشان دهد دست از خصومت نسبت به مردم ایران برداشته اند و ثابت کنند در عمل با منافع ملت ما قصد دشمنی ندارند. به نوعی اقدامات گذشته خود را جبران کنند. درحال حاضر از قطع رابطه با آمریکا 30 سال می گذرد این در حالی است که خود آمریکایی ها مسبب این مساله شده اند و اگر بخواهند جهت گیری جدیدی داشته باشند باید از راه جدیدی وارد شوند. ما نیز باید به اطمینان برسیم که ایجاد رابطه با آمریکا برای ما منافعی در برخواهد داشت و طبق تعهد که به ما خواهد داد، دشمنی های گذشته را کنار می گذارند. آمریکایی ها باید به دلیل یکسری اقدامات از ملت ایران عذر خواهی کنند. ما نمی دانیم آمریکا برای مذاکره با ایران دنبال چه هستند و در مورد چه مساله ای صحبت خواهند کرد. اگر قرار است به عنوان موضوعات دستور کار جلسه بحث شود به گفت وگو بپردازند، منعی نیست و همه نمایندگان 1+5 می توانند حرف های خود را بزنند وبه همین دلیل احتیاجی به دیدار دو جانبه خصوصی نیست. ما معتقدیم هر پیشنهادی که این کشورها دارند، می تواند مطرح کنند و به همین دلیل پذیرفته ایم آنها در مذاکرات حضور داشته باشند تا حرف خود را بزنند. مشخص است ما با مطرح شدن موضوعات بین المللی مشکلی نداریم و آماده طرح ایده ها هستیم. اما این مساله را درک نمی کنیم که درخواست برای نشست دوجانبه در حاشیه مذاکره با 1+5 با چه هدف ورویکردی است.
* روسیه یکی از همسایگان ایران است که رابطه با این کشور از ابعاد گوناگون قابل بررسی است، عملکرد روس ها در پرونده اتمی ایران عملکرد متناقضی بوده، .بخصوص پس از اینکه پیمان استارت عملی شد. یکی از این موارد چچن است که کشورهای مسلمان هیچ واکنشی در مورد جنگ های داخلی چچن نداشته اند و این خلا» حضور کشورهای مسلمان بخصوص ایران باعث شده طالبان و القاعده آنجا نفوذ داشته باشد. آیا ایران برنامه ای ندارد که بتواند جلوی انحراف آنها رابگیرد؟
** ایران به هیچ وجه بنا ندارد در مسائل داخلی سایر کشورها دخالت کند. در وزارت خارجه حمایت از تمامیت ارضی کشورها،وحدت ملی و عدم مداخله در امور جزو اصول سیاست خارجی در کشور ما است. البته نقطه نظراتمان را درمورد مردم سایر کشور بیان می کنیم، حساسیت های خود را مطرح می کنیم و اگر حقوق آنها نادیده گرفته شود تذکر می دهیم و اگر در حق مسلمانان تعدی و محدودیت برای آنها ایجاد شود از توانایی ها و ابزارهای مختلف برای گفت وگو استفاده می کنیم و این به معنا نیست که ما در مسائل داخلی سایر کشورها دخالت می کنیم و بخواهیم نقشی را ایفا کنیم و تغییری را ایجاد کنیم. در مذاکرا ت و روابط دو جانبه مان یکی از موضوعاتی که می تواند مطرح شود توجه به حقوق مسلمانان و اقلیت هایی در کشورهای دیگر هستند همچنین از حقوق اتباع خود دفاع می کنیم.
* روسیه مانند آمریکا با رژیم صهیونیستی رابطه بسیار گسترده ای دارد و میان این دو کشور مبادلات تسلیحات وسیعی را داشتند. وزارت خارجه چه فرقی میان روسیه و آمریکا قائل می شود؟یکی از دلایل رابطه با آمریکا حمایت همه جانبه آنها از رژیم صهیونیستی است و آیا این مورد را در رابطه با روسیه مد نظر قرار خواهیم داد یا خیر؟
** حمایت همه جانبه آمریکا یکی از دلایل است که ما ایجاد رابطه با آمریکا را موثر نمی دانیم. این کشور اقدامات گسترده ای را مستقیما علیه ایران انجام داده است و باعث شده ملت ایران خاطره تلخ تاریخی از این کشور در ذهن داشته باشد. باید بررسی شود اینها در گذشته چه اقداماتی علیه کشورمان انجام داده اند و در حال حاضر چه اقداماتی را انجام می دهند. این در حالی است که هیچ نشانه ای از اینکه آمریکایی ها از رفتار گذشته خود پشیمان شده باشند و تلاش کرده باشند دشمنی های خود را جبران کرده باشند، وجود ندارد. اگر آمریکایی ها با ملت ها از موضع برابر صحبت کنند، به ملت ها احترام بگذارند و گوش شنوا داشته باشند، می توان تا حدودی امیدوار شد. اما آمریکایی ها عادت کرده اند گوش شنوای خود را ببندند و تنها به حرف زدن بسنده کنند و تنها به منافع خود توجه کنند آنها به حقوق ملتهای دیگر احترام نمی گذارند و به همین دلیل این ارتباط هیچ نفعی برای ملت ما نخواهد داشت. علی رغم همه شعارهای ظاهری که دولتمردان دولت جدید آمریکا داده اند در مقابل هیچ نشانه ای از اقدام عملی برای تغییر سیاست هایشان مشاهده نکرده ایم. بنابراین به این نتیجه می رسیم این آمریکا ادامه همان آمریکایی است که دشمنی های فراوانی را علیه ملت ما انجام داده است.
* اما ما این خاطره تلخ تاریخی را نسبت به روسیه نیز داریم، در این باره چه می توان گفت؟
** در مورد روسیه باید گفت تفاوت های بسیاری نسبت به این کشور و آمریکا وجود دارد. سیستم جدیدی در روسیه تشکیل شده است که یک بخش از امپراتوری است که دچار تغییرات شده و تلاش می کند به عنوان کشور تاثیرگذار در سطح بین الملل خود را نشان دهد. روسیه همسایه ماست و روابط همسایگی ایجاب می کند به دنبال پیدا کردن حداکثر ظرفیت ها برای همکاری باشیم. ما موضوعات مشترک بسیاری داریم که می توانیم از این موضوعات مشترک برای گسترش همکاری ها استفاده کنیم در موضوعات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با این کشور نقطه نظرات و ظرفیت های فراوانی داریم. بنابراین نقشی که روسیه در رابطه با کشور ما می تواند، داشته باشد با نقش آمریکا قابل مقایسه نیست.
* اقدامات این کشور پیرامون عدم تحویل اس 300 به ایران و تصویب قطعنامه علیه ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
** زمانی که قصد تنظیم رابطه با یک کشور وجود دارد، همه عوامل می تواند در تنظیم روابط نقش داشته باشد. اگر کشوری همه تعهدات خود را انجام دهد و توافقات خود را سر موعد مقرر دنبال کند اقدامات این کوشش باعث ایجاد فضای بهتری برای جهش در روابط می شود. همچنین ممکن است رابطه سیاسی خوبی بین دو کشور وجود داشته باشد ولی به هر دلیل و بهانه ای تعهدات خود را عملی نکند یا برخی از آنها را عملی نکند این یک ذهنیت منفی برای مردم ایجاد می کند این ذهنیت منفی باعث می شود آن جهش در گسترش روابط ایجاد نشود به عبارتی یک تردید باقی بماند و همان تردید اجازه ندهد دایره فعالیت ها به سطح مناسب روابط دو کشور ارتقا پیدا کند. اما برای ارتقای روابط یکی از شروط لازم این است که طرف روسی هم باید نشان دهد که به همین میزان به گسترش روابط علاقه مند است و می توان به آن اعتماد کرد. هر مقدار که این اعتماد در ذهن ملت ما تقویت شود راه برای بک جهش قابل توجه در روابط بیشتر از گذشته خواهد بود.
* شما به اعتماد اشاره می کنید، اما اخیرا گفته شد سوخت از نیروگاه بوشهر خارج شد اما برخی ها معتقدند این اقدامات بهانه ای برای روس ها است که ماجرای اس 300 آمد سر بوشهر نیز پیاده شود .چه تضمینی وجود دارد که روس ها به تعهدات خود پایبند باشند؟
** سوخت از نیروگاه بوشهر خارج نشده و ما در این مساله از طرف روسی انتظار داریم طبق قراردادی که منعقد شده است و طبق تعهدی که طرف روسی دارد در همان موعد مقررو پیش بینی شده نیروگاه تولید خود را داشته باشد و برق هسته ای وارد شبکه سراسری شود.
* چرا زمان دقیق راه اندازی نیروگاه بوشهر اعلام نمی شود؟
** در قرار داد جزئیاتی ذکر شده است، محدوده ای برای راه اندازی ذکر شده است، ولی انجام مراحل فنی به ترتیب باید صورت بگیرد تا آن مرحله ای که تمام تست های مختلف انجام شود و دیگر هیچ مرحله اجرایی قبل از تولید برق وجود نداشته باشد که آن زمان برق به شبکه سراسری وصل خواهد شد. تاکنون تمام این مراحل دنبال شده است و همه مراحل فنی نیز به ترتیب انجام شده است. در حال حاضر در مرحله آماده باش برای وارد شدن به کار نهایی نیروگاه و وارد کردن برق هسته ای به شبکه سراسری هستیم.
* ما در سال گذشته شاهد بودیم دستگاه سیاست خارجی برای رهایی دانشمند هسته ای ایران در آمریکا از دیپلماسی رسانه ای بهره برد که قابل تقدیر است. اما در کنار این پرونده ما پرونده های دیگری هم در وزارت امورخارجه داریم که متاسفانه به آنها بها داده نمی شود. بحث 4 دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان در همین راستا است.در مورد این 4دیپلمات پیگیری خیلی روشنی از سمت دستگاه دیپلماسی صورت نگرفته است. آیا اخیر دستگاه دیپلماسی در برابر این پرونده اقداماتی را انجام داده است یاخیر؟
** دستگاه سیاست خارجی کشور در مورد حقوق اتباع خود بیشترین همت را دارد و آن را جزو اولویت های کاری خود می داند و در این مساله تردیدی نیست. در خیلی از مواقع ممکن است اتباع مان در کشورهایی گرفتار شوند و شاید هم تخلفی را مرتکب شده باشند ولی دفاع از آنها و بسیج کردن امکانات برای اینکه به صورت عادلانه به پرونده آنها رسیدگی شود و حمایت دولت خودشان را پشت سر خود احساس کنند، اقداماتی در دستور کار قرار دارد. در تمام کشورها بخش کنسولگری سفارت کشورمان پیگیر اوضاع اتباع کشورمان هستند. این مورد جز» یکی از اصلی ترین وظایف وزارت خارجه است. اما سه موضوع به صورت ویژه اتفاق افتاده که دسترسی ما را به اطلاعات دقیق سخت کرده، آن هم به خاطر وضعیت بی ثباتی بوده که در آن کشور وجود داشته. به طور مثال 4 دیپلمات ایرانی در شرایطی ربوده شده اند که لبنان وضعیت با ثباتی نداشته است درگیری های داخلی در آنجا شدت داشته به همین دلیل سیاست خارجی ما اجازه اینکه بتوانیم سریع و شفاف از طریق مراجع ذیربط قانونی و مقامات رسمی آن کشور پیگیر وضعیت اتباع دیپلمات خود باشیم وجود نداشته است. اما این اقدام به این معنا نبوده است که ما وضعیت این افراد را دنبال نکرده ایم. اکنون یکی از موضوعات اصلی مان در مذاکره با لبنانی ها، موضوع این 4 دیپلمات ربوده شده در این کشور است. حتی در این رابطه کمیته ای تشکیل شد. همچنین به دلیل اینکه این مساله رنگ وبوی جدی تر پیدا کند بعد از سالها زمانی 5 دولت رسمی با حضور همه احزاب و وحدت ملی تشکیل شد اولین اقدام ما تشکیل کمیته ای در درون وزارت خارجه لبنان بود تا نسبت به پیگیری 4 دیپلمات اقدام بیشتری انجام گیرد.
* در کنار پرونده این 4 دیپلمات، پرونده امام موسی صدر نیز وجود دارد. چند روزی است که با تحولات لیبی سرنوشت ایشان پررنگ تر شده است.وزارت خارجه مشخصا به طور رسمی چه عملکردی در مورد پرونده امام موسی صدر داشته است و اگر قذافی رهبر لیبی ساقط شود چه اقداماتی را انجام خواهد داد؟
** همین مساله ای که در سوال قبلی اشاره کردم در مورد پرونده امام موسی صدر نیز مشاهده می شد. در مورد امام صدر آخرین اطلاعاتی که وجود داشت این بود که امام صدر وارد لیبی شده است و از آن زمان تا کنون کسی از ایشان خبر دار نیست. زمانی که قصد دارید موضوعی را از کانال های سیاسی و حقوقی پیگیری کنید با مقامات آن کشور باید وارد مذاکره شد اما آنها در برابر این مساله اظهار بی اطلاعی کرده اند. وقتی با چنین مساله ای روبه رو می شویم باید اطلاعات مستند و شواهدی پیدا شود و از آن طریق این پرونده را دنبال کرد.
متاسفانه همه کسانی که دنبال سرنوشت امام صدر بوده اند و همه جریاناتی که نسبت به ایشان احساس وظیفه و دین داشته اند از جمله مقامات کشورمان با تمام تلاشی که انجام شد، اطلاع دقیق و مستندی از آخرین وضعیت ایشان به دست نیاورده ایم. آنچه که می تواند امیدواری برای ما ایجاد کند این است با وضعیتی که در لیبی به وجود آمده است اطلاعات مردمی و اطلاعاتی از مقاماتی که عضو دولت بوده اند و در حال حاضر از دولت انصراف داده اند شاید بتوانیم نسبت به وضعیت امام موسی صدر اطلاعات جدیدی را دست بیاوریم. امیدواریم با فضای جدیدی که در لیبی شکل گرفته است این امکان را به وجود آورد و خبرهای موثقی را در مورد ایشان پیدا کنیم و قطعا اگر خبرها دال بر زنده بودن ایشان باشد و بتواند کمک کند به آزادی ایشان خبر مسرت بخشی برای ملت ما و خیلی از مسلمانان دنیا می تواند باشد. در عین حال وزارت خارجه تمام تلاش خود را می کند تا اطلاعات دقیقی را در مورد ایشان پیدا کند.