* آقای دکتر با توجه به اینکه جنابعالی در نشست نخبگان با مقام معظم رهبری حضور داشتید، مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان کشور تعاریف و شاخصهایی را از الگوی اسلامی - ایرانی تبیین کردند. جنابعالی به عنوان کسی که در زمینه مدیریت اسلامی هم دارای تألیفات متعددی هستید چه تحلیلی از اجزای یک الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت دارید؟
** یک الگو مشتمل بر اجزایی است که برگرفته از چند مجموعه عمده متشکل از مبانی نظری، نظریهها، راهبردها و برنامهها است. اگر بخواهیم جزئیات الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت را تشریح کنیم باید موارد ذیل را به طور کامل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم. 1- مبانی نظری و نظریههای مملکتداری از دیدگاه اسلام 2- نظامات و زیرنظامهایی که برای کشورداری لازم است 3- رویکردهایی که برای تحقق نظام اسلامی باید مورد استفاده حاکمان قرار گیرد 4- دکترین و راهنمای حرکت از دیدگاههای نظری تا برنامههای عملیاتی 5- چشماندازهای آرمانی و مطلوب 6- مدلهایی که برای اقتباس الگوهای اسلامی لازم است 7- استراتژیها و راهبردها 8- برنامهها و پروژههای اولویتدار 9- نقشه راه اداره هر یک از بخشهای کشور 10- وضع قوانین، سیاستها و برنامههای ویژه 11- روشها و ابزار مورد نیاز 12 نهادهای سازمانهای اعمال حاکمیت تا اجرا.
البته این فرآیند ممکن است اجزای دیگری را نیز برای طراحی الگو نیاز داشته باشد.
لذا در طراحی یک الگو لازم است از آموزههای وحیانی دین مبین اسلام به طور کامل استفاده گردد تا الگوی اسلامی - ایرانی از جامعیت کامل برخوردار باشد. بنابراین بنده ترسیم چشمانداز و دورنمای آرمانی مباحث ذیل را در طراحی این الگو لازم میدانم: 1- الگوی انسان کامل 2- جامعه سعادتمند 3- کشور پیشرفته 4- دولت کارآمد 5- حکومت عادلانه 6- امت وسط و نمونه 7- حکومت واحد جهانی. اینها مواردی هستند که در طراحی الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت البته در سطح کلان باید مورد توجه قرار گیرد. در سطح میانی نیز باید چشمانداز نظام اقتصادی اسلام، نظام حقوقی اسلام، نظام فرهنگی اسلام و نظام اجتماعی اسلام، نظام عبادی اسلام و... توسط نخبگان ترسیم شود.
درسطح پائینتر یا به عبارت دیگر در سطح خرد نیز باید چشمانداز آرمانی نهادهایی که برای اداره کشور فعالیت میکنند، ترسیم شود. در این سطح باید تعاریف جامعی از دانشگاه اسلامی، مدارس اسلامی، شهر اسلامی، بازار اسلامی و ... به طور کامل تبیین و طراحی شود. همچنین برای اقشار مختلف انتظارات نظام اسلامی در قالب ویژگیهای استاد نمونه، دانشجوی نمونه، دانشآموز نمونه، کاسب نمونه، پزشک نمونه، مهندس نمونه، محقق نمونه، کارمند نمونه و... تبیین شود.
* اما برخلاف اظهارنظر شما که معتقدید برای طراحی یک الگوی اسلامی - ایرانی باید تمام اجزا و چشماندازهای الگو مشخص شود و فرمولی پیچیده را برای طراحی عنوان کردید. عدهای میگویند ما نباید الگو را از ابتدا بنویسیم؛ چرا که ما در حال حاضر حلقههایی از الگو را مانند قانون اساسی و سیاستهای کلی و یا چشمانداز 20 ساله داریم.
** سؤال من از کسانی که میگویند با وجود قانون اساسی و چشمانداز و ... دیگر نیازی به طراحی الگو نداریم این است که با وجود مردمسالاری دینی، نظریه ولایت فقیه که در قانون اساسی مشخص شده است، آیا دیگر مسائل کلان و چالشهای سیاسی نداریم که نیاز به تدوین و طراحی یک الگوی جدید باشد؟
به عنوان مثال رابطه احزاب و گروههای سیاسی با مجلس و دولت و یا حاکم اسلامی و یا رابطه هر یک از نهادهای مردمنهاد با اجزای حکومت؛ اینها مواردی است که به یک طراحی جدید در قالب الگویی جدید نیاز دارد اساساً این مفهوم از کجا نشأت گرفته که ما تنها دارای سه قوه مستقل هستیم؛ در حالی که با نگاهی به ساختار سیاسی کشور متوجه میشویم که ما به جای 3 قوه دارای چندین قوه هستیم! به عنوان مثال در کنار قوه مقننه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان و شورایعالی انقلاب فرهنگی حضور دارند که اختیار دارند تا قانونگذاری و سیاستگذاری انجام دهند. مثال دیگری برای شما ارائه میکنم. در قانون اساسی آمده است: اقتصاد ایران از سه بخش دولتی، خصوصی و تعاونی تشکیل شده است. اما آنچه در عمل مشاهده شده است ما دارای اقتصاد عمومی، اقتصاد زیرزمینی، بخش خصوصی، بخش دولتی و بخش تعاونی هستیم. بخش دولتی ما هم خیلی بزرگ است. خصوصیها هم خیلی نتوانستهاند از رشد قابل توجهی برخوردار شوند و تعاونی هم که کم داریم! البته در چند سال اخیر این ارقام بهبود یافته است اما در مجموع اینها تعارضاتی است که با طراحی یک الگو میتوان مشکلات و چالشهای آن را رفع کرد.
لذا با این اوصاف و با آن که قانون اساسی کشور میثاق ملی تمام ایرانیان است اما الگوی اسلامی - ایرانی سندی بالاتر از قانون اساسی است و شاید با طراحی این الگو نیاز باشد تا قانون اساسی نیز با تغییرات اساسی مواجه شود. فکر میکنم اشکالی وجود نداشته باشد که با طراحی و اجرایی شدن الگوی اسلامی - ایرانی قانون اساسی کشور هم تغییر کند؛ چرا که الگوی اسلامی - ایرانی مرجعی بالاتر از قانون اساسی خواهد بود.
اما حالا این سؤال پیش میآید. در صورتی که ما ابتدا الگو را طراحی میکردیم و بعد سیاستهای کلی نظام یا سیاستهای موضوعی را تصویب میکردیم، آیا به همین سیاستهای فعلی میرسیدیم؟
مطمئناً این گونه نخواهد بود. ما در کشور دارای اصولی هستیم که از آن به عنوان اصول مکتبی و آرمانی یاد میکنیم اگر همین اصول را که از آن به عنوان حرکت مکتبی یاد میکنیم احصا کنیم و مصادیق آن را در حوزههای مختلف تبیین نماییم و پس از آن به سیاستگذاری و برنامهریزی بپردازیم، مطمئناً در این راه به موفقیت والاتری خواهیم رسید. باید توجه داشته باشیم طراحی الگوی اسلامی - ایرانی اقدامی است که زمانبر است و ابعاد بسیار گستردهای را در برخواهد گرفت. به گونهای که میتوان اذعان کرد تمام تلاشهای ایجاد شده در 32 سال اخیر برای رسیدن به آن تنها توانسته است بخش بسیار کوچکی را در پیمودن این راه جبران کند. حالا سؤال بنده از اندیشمندان و طراحان الگوی اسلامی- ایرانی این است که آیا ما میتوانیم بدون دورنمای مدیریت بر جهان به طراحی الگوی اداره کشور بپردازیم؟
از نظر بنده این مسئله از محالات است. مدیریت کشور باید قبل از طراحی الگوی بومی، پیشفرضهایی را برای مدیریت جهان ترسیم کند تا پس از آن بتواند برای اداره کشور الگوی متناسب بومی- اسلامی طراحی کند. از نظر بنده تا زمانی که مدیران کشور نخواهند چشمانداز مناسبی راجع به امت اسلامی ترسیم کنند، نخواهند توانست برای اداره کشور آینده مناسبی را طراحی کنند. ما ابتدا باید با طراحی الگوی اسلامی- ایرانی، نسبت خود را با امت اسلامی مشخص کنیم و نشان دهیم که از دید ما در این جهان هستی، امت اسلامی چه شأن و جایگاهی دارند. لذا میتوان نتیجه گرفت در الگوی اسلامی- ایرانی علاوه بر لحاظ شدن موقعیت داخلی کشور، باید تعریف ویژهای از امت اسلام داشت و جهان را هم مدیریت کرد. بنابراین توصیه میشود یکی از پارامترهای طراحان الگو باید نحوه مداخله و مدیریت در اداره جهان باشد.
* فکر میکنید طراحی یک الگو چند سال زمان نیاز داشته باشد و طراحان در طراحی چنین الگویی به چه شاخصهایی باید توجه داشته باشند؟
** زمان طراحی را نمیتوان به طور خاص مشخص کرد اما همان طور که حضرت آقا درباره زمان طراحی اشاره کردند؛ معلوم نیست شاید 20-10 سال هم طول بکشد. البته این منافاتی ندارد که هر اندازه که توانستیم، ابعاد آن را روشن نماییم و برای تحقق آن نیز تلاش نماییم. اما مهمترین پارامتر و شاخص طراحی الگو، تحول علوم انسانی در دانشگاههای کشور است. مطمئناً طراحی الگو بدون مبانی نظری امکانپذیر نیست. این دانشگاهها و حوزهها هستند که باید در این راستا اقدام کنند. تبیین جایگاه نظری و مبانی فکری الگو باید در حوزهها و دانشگاهها صورت بپذیرد.
* شما فضای فکری دانشگاهها را برای این انقلاب فکری مناسب میدانید؟
** ببینید، این یک واقعیت است. دانشگاه ما خیلی نتوانسته در حوزه علوم انسانی تکامل یافته عمل کند. به همین دلیل هم بود که مقام معظم رهبری چند سال پیش خواست تا در حوزه علوم انسانی تحولات اساسی و جدیتر صورت گیرد و از آن به عنوان تحول یاد کرد اما تحلیل بنده از اوضاع این است که خیلی اقدام جدی در این باره صورت نگرفته و دانشگاهها همان رویه قبلی خود را انجام میدهند. باید در دانشگاهها نظریهها و افراد متخصص در این حوزه تربیت شوند، اما آنچه هم اکنون مشاهده میشود، مشتی علوم غربی و احیاناً اساتیدی دلباخته به غرب باشند. البته بنده همه را این گونه توصیف نمیکنم اما تفکر غالب دانشگاهها در حوزه علوم انسانی و اجتماعی را این گونه تصور میکنم. فکر میکنم باید اصلاحات جدی در این حوزه صورت گیرد.
* بالاخره طراحی یک الگوی بومی– اسلامی در دستور کار نخبگان و دولتمردان کشور قرار گرفته. چه رویکردهایی را برای الگوی اسلامی– ایرانی پیشنهاد میدهید؟
** سؤال خوبی را مطرح کردید. بنده معتقدم در طراحی الگوی مذکور حداقل 14 رویکرد باید به صورت جدی توسط نخبگان و طراحان مدنظر قرار گیرد که عبارتند از:
1- رویکرد علمی و جهان وطنی تلقی شدن دانش رشد و توسعه
پیشفرض اولیه این رویکرد جهان وطنی علوم از جمله داشتن توسعه و رشد است. همان طور که میدانید، تفکر حاکم بر اقتصاد ایران سالهاست که از مکتبهای اقتصاد لیبرالی و بعضاً سوسیالیستی تبعیت میکرد. همین بحران مالی سال 2007 در جهان غرب نشان داد استفاده از این مکتب، یعنی تفکر لیبرالی کاملاً شکست خورده است. بنابراین میتوان اذعان کرد پیدایش بحرانهای اقتصادی چند ساله اخیر در کشورهای غربی، پیدایش انقلاب اسلامی و دستاوردهای عظیم علمی و سیاسی جمهوری اسلامی، خط بطلانی بر اندیشمندان جهان وطنی الگوهای عمومی رشد و توسعه وارد ساخت و ضرورت دستیابی به الگوهای بومی برای هر کشوری را نمایان کرد.
2- رویکرد مدیریت مسلمانان و سپردن امور مدیریتی به دست انسانهای متعهد و تحصیلکرده
در طراحی الگوی اسلامی– ایرانی از دیدگاه طرفداران این رویکرد، باید تمام امور به دست مدیران مسلمان ، معتقد و مسئولیتپذیر باشد. ایدهآلترین حالت در انتخاب مدیران بهکارگیری افراد خوشنام، متخلق به اخلاق اسلامی و پایبند به احکام رساله علمیه و دارای مدرک تحصیلی دکتری و مهندسی در رشته تحصیلی مرتبط است. رویکرد مدیریت مسلمانی کنونی بتدریج باید با وحدت حوزه و دانشگاه، با تحقق نهضت تولید دانش مبتنی بر آموزههای اسلامی و عقل سلیم بشری، الهامات رحمانی، تجارب روشمند علمی، طراحی و پیادهسازی نظامات و نهادها، ساختارهای لازم برای حاکمیت اصول و ارزشهای اسلامی و صدور انقلاب اسلامی با ارائه نمونه کشور پیشرفته به جهانیان و... تبدیل به تمدن جدید اسلام با پیشتازی ایرانیان بشود.
3- رویکرد حذف تباین و تعارض آشکار یافتههای علمی با آموزههای اسلامی
4- رویکرد اخلاقی به مسائل اقتصادی و مدیریتی جامعه
باید اذعان کرد متأسفانه امروز بخشی از مدیران بنگاههای اقتصادی جامعه ما اهداف خویش را سودآوری بنگاههای تحت مدیریت خویش حتی به بهای تضییع حقوق کارگران و مهندسان، فرار مالیاتی، آلودگی محیطزیست، زیرپا گذاشتن استانداردهای اجباری، حساب سازی مالی و... میدانند در حالی که اگر نظام ارزیابی عملکرد بنگاهها فقط بر مبنای صورت سود و زیان سال مالی تنظیم نمیشد و پاداشدهی به مدیران به رعایت اصول اخلاقی، رعایت حقوق ذینفعان سازمانی و کسب ارزشهای سازمانی و ازجمله ارزش سودآوری معطوف بود، آیا باز هم رفتارهای مدیریتی چنین بود؟! آیا این قبیل موضوعات نباید در چارچوب الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت چارهاندیشی شود.
5- رویکرد بهرهمندی از آیات و روایات در بخشها و موضوعات مرسوم دنیا در باب رشد و توسعه
مرسومترین رویکرد ایجابی برای اسلامی کردن دانش در حوزههای مختلف تاکنون همین رویکرد بوده است.
6- رویکرد فقهی و حقوقی در اداره جامعه و به کارگیری روش اجتهاد برای دستیابی به احکام اجتماعی اسلام
بسیاری از قوانین و مقررات جاری کشور ممکن است مغایرت آشکار با آموزههای دینی ما نداشته باشند، لیکن در بسیاری از موارد مبتنی بر مر اسلام تدوین نشدهاند چرا که بخش قابل توجهی از آنها در نظام ستم شاهی وضع شدهاند و بخش دیگر نیز با رویکرد عدم مغایرت با اسلام وضع شدهاند. لذا باید در این زمینه اصلاحات جدی صورت گیرد.
7- رویکرد تاریخی بهرهمندی از سیره و سنت معصومین (ع) و زمامداران در صدر اسلام و دوران انقلاب اسلامی
در این حوزه باید اقدامات ویژهای صورت گیرد و به دوران گذشته خصوصاً شیوه زمامداری نبی مکرم اسلام(ص) و حضرت علی(ع) نگاه ویژهای داشت. طراحی سبک زندگی مردم و شیوههای تعامل با رفتارهای اسلامی از جمله بهرهمندی از این رویکرد است.
8- رویکرد بهرهمندی از مبانی و اصول ارزشی حاکم بر تفکر اسلامی و تدوین مبانی و اصول الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت مبتنی بر عدالت
یکی از بنیادیترین ارزشهایی که در طراحی الگوهای رشد و توسعه در جهان مدنظر قرار گرفته «عدالت» است. در عین حال در دین مبین اسلام واژه عدالت با مفاهیم والاتر و گستردهتر مورد عنایت حق تعالی قرار گرفته و حاکم اسلامی ضمن داشتن ملکه عدالت در شخصیت خویش، مأمور به حاکمیت و تحقق عدالت در ابعاد مختلف جامعه است و حضرت مهدی موعود«عج» نیز برپا دارنده حکومت عدل در سطح جهان هستند. لذا عدالت در این حوزه جایگاه ویژهای دارد و طراحی الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت باید با تبیین مصادیق اصول ارزشی اسلام در حوزههای مختلف حکومتی همراه باشد.
9- رویکرد فلسفی چیستی، چرایی و چگونگی پیشرفت و تعالی در قالب تدوین فلسفه مضاف اقتصاد و مدیریت توسعه و پیشرفت منظومه فکری
در این محور باید این سؤالات با استفاده از آموزههای وحیانی اسلام ناب محمدی(ص) به طور کامل پاسخ داده شود.
10- رویکرد سیستمی به کشورداری و توسعه نظامات عبادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، بینالمللی مورد نیاز حکومت اسلامی
11- رویکرد احیا، توسعه و ترویج علوم غریبه و به کارگیری آن در ابعادی از زندگی فردی و اجتماعی مردم
12- رویکرد علوم قدسی و کاربرد آن در توسعه دانش اسلامی مبتنی بر وحی، عقل، دل و حواس بشری
13- رویکرد ظهور منجی و حاکمیت عدل در سراسر گیتی و نجات بشریت از سردرگمیهای موجود پیرامون الگوی حکومت عادلانه
14- رویکرد جامع اقتضایی- تلفیقی از هر یک از رویکردهای فوق به همراه به کارگیری تجارب موفق بشری که برای طراحی الگوی
اسلامی - ایرانی ما معتقدیم که باید برحسب ضرورت به صورت اقتضایی از هر یک از این رویکردها و تلفیق تعدادی از آنها به طور همزمان بهره برد.