تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۰۵۸

نشست مقدماتی «اجلاس جهانی برای تمدید پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای» رسماً در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک گشایش یافت. نمایندگان بیش از یکصد کشور جهان در نشست مقدماتی شرکت دارند و هدفشان تعیین قوانین اجرایی اجلاس جهانی است که از 28 فروردین تا 22 اردیبهشت آینده در نیویورک برگزار می‌شود.
پیمان منع گسترش سلاحهای هسته‌ای از سال 1349 به اجرا درآمده و تاکنون حدود 170 کشور به آن پیوسته‌اند. مع‌الوصف دست کم 5 قدرت بزرگ جهان یعنی فرانسه، آمریکا، انگلیس، روسیه و چین از یکسو بی‌اعتنا به این پیمان، طی 25 سال اخیر بسرعت به گسترش زرادخانه‌های هسته‌ای خود پرداخته‌اند. در حالی که آنها همزمان از ضرورت پیوستن کشورهای جهان به این پیمان سخن بمیان آورده‌اند.
بعبارت دیگر پیمان منع تولید و گسترش سلاحهای هسته‌ای نیز همچون بسیاری دیگر از قوانین و پیمانهای شناخته شده جهان مشمول برخوردها و مواضع گزینشی دولتهای صاحب سلاح هسته‌ای شده است. در شرائطی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ‌از عموم کشورها بدون هیچگونه استثنائی خواسته است که به پیمان منع تولید و توسعه جنگ‌افزارهای هسته‌ای بپیوندند، عملاً از اتخاذ موضع علیه قدرتهای هسته‌ای ناتوان می‌باشد.
این ضعف و تبعیض سیاسی طی 25 سال اخیر نه فقط مرتفع نشده است بلکه طی سالهای پس از پایان جنگ سرد، آشکارا تلاشهائی نیز برای تسلیح بعضی رژیمها به سلاحهای هسته‌ای بعمل آمده است.
نشست مقدماتی تمدید «پیمان منع گسترش سلاح هسته‌ای» در شرائطی کار خود را در نیویورک آغاز کرده است که موضع برخورداری یا عدم برخورداری از سلاحهای هسته‌ای از جمله پدیده‌های بحران‌زا در جهان گردیده و حداقل در همین قاره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، در خاورمیانه، خاور نزدیک و خاور دور تنشها و تشنجات چندی را بوجود آورده است.
آمریکا بعنوان بزرگترین کشور دارنده سلاحهای هسته‌ای و بزرگترین دولت بی‌اعتنا به پیمان منع گسترش سلاح هسته‌ای متاسفانه بزرگترین مدعی و مدافع این پیمان نیز شده و بحرانهای فراوانی را بخاطر این خودکامگی سیاسی دامن زده است. آمریکائیها که زرادخانه‌های هسته‌شان بدون کمترین توجهی به قوانین بین‌المللی،‌ طی دو دهه اخیر و حتی در شرائط پس از حذف قطب رقیب از صحنه رقابتهای استکباری همواره روبه توسعه پنهانی بوده است، عملاً مولد کینه و بحران در شبه جزیره کره، در روابط بین پاکستان و هند و در جبهه‌گیریهای دنیای اسلام علیه حکومت تروریست و غاصب اسرائیل بوده‌اند. آمریکائیها، در شرائطی که صهیونیستها را تعمداً در توسعه انبارهای هسته‌ای‌شان یاری می‌دهند، سایر کشورهای خاورمیانه‌ای را برای خلع سلاح هسته‌ای تحت فشار قرار داده‌اند. در شرائطی که خود در صدر تولیدکنندگان جنگ‌افزارهای هسته‌ای قرار دارند، پاکستان، کره‌ شمالی،‌ مصر و دیگر کشورها را برای خلع سلاح هسته‌ای تحت فشار مداوم قرار داده‌اند. این روشی است که بجز قوائد جاری در جنگل،‌ چهارچوب دیگری برای مقایسه با آن نمی‌توان یافت. در چنین وضعیتی رژیم بی‌هویت و جعلی اسرائیل که اساس موجودیتش غیرقانونی است، تا بن دندان خود را به سلاحهای هسته‌ای مجهز ساخته و طبق یک گزارش حداقل 200 کلاهک اتمی در اختیار دارد، اما دیگر کشورها حتی برای امضای پیمان منع گسترش این سلاح تحت فشارهای سیاسی و اقتصادی قرار دارند.
تحت تاثیر چنین شرایطی است که جمهوری اسلامی ایران بعنوان یکی از معتقدین و متعهدین پیمان منع تولید و گسترش سلاحهای هسته‌ای که عملکردش مورد تایید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است حتی از شرکت در اجلاس این پیمان محروم می‌شود. آمریکائیها از بیم آنکه مبادا هیئت جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس نیویورک، زشتی و قباهت نقض این پیمان توسط رژیمهای بی‌تفاوت به تعهدات بین‌المللی را به باد انتقاد بگیرد و از این واهمه که مبادا هیئت ایرانی، به رفتار ظالمانه حکومت زورگو و مکار آمریکا در تلاش برای تسلیح یکی و خلع سلاح دیگری معترض گردد، از صدور ویزا برای سفر این هیئت به نیویورک و شرکت در جلسه کنفرانس خودداری کردند. آمریکائیها بعنوان رکورددار دهن‌کجی به همه ارزشها و معیارهای قانونی و محترم در روابط بین‌المللی، بیم آن دارند که هیئت ایرانی، از حق متقابل کشورهای خاورمیانه برای خودداری از امکانات هسته‌ای تا زمانی که حکومت وحشی و آدمکش اسرائیل در مجاورت آنها مجهز به سلاح هسته‌ای است و به هرگونه جنایت و ددمنشی اشتغال دارد، دفاع نماید. آمریکائیها می‌دانند که ایران اسلامی در مجامع بین‌المللی، ‌منطق آزاد بودن، ‌آزاد زیستن، در مقابل فشارها تسلیم نشدن، از «حق» تحت هر شرائطی دفاع کردن و در برابر زور و ارعاب و تهدید و تطمیع به هر بهائی ایستادن را تبلیغ می‌کند و از آن دفاع می‌نماید. قانون بین‌المللی اگر لازم‌الاجراست باید برای همه لازم‌الاجرا باشد. اگر محترم است، همه موظف به حفظ این احترام هستند و اگر استثنائاتی برای بی‌اعتنائی به آن وجود دارد، این استثنائات براحتی قابل توسعه است.
صهیونیستها و بنگاههای خبری دست‌آموز آنها در غرب دائماً خطر دولتهای مقاوم در برابر روند باصطلاح صلح خاورمیانه را بعنوان مجوز برخورداری اسرائیل از سلاح هسته‌ای ذکر می‌کنند. اما اینکه نیم قرن است که غده سرطانی اسرائیل، برای موجودیت سیاسی، ‌تمامیت ارضی و آزادی و امنیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کشورهای اسلامی موجود در منطقه خاورمیانه،‌ بواقع یک خطر و یک دمل چرکین تلقی می‌شود، جائی در تبلیغات غربی‌ها ندارد. خطر، ‌یک پدیده وارداتی نیست تا دیگران از آن سوی کره زمین وجود آن را برای یک کشور تشخیص دهند و آن مجوزی برای تسلیح آن کشور نمایند. خطر را هر دولتی بهتر از دیگران می‌تواند در مورد خود احساس کند. حکومت غاصب و جابر اسرائیل بسان یک میکروب آلوده این حق همه کشورهاست که با هر ابزاری برای رفع و دفع و هدم این «خطر» همت گمارند.