تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۰۶۰

تسریع مذاکرات توسط جناح اردنی مذاکره کننده که ناگهانی و غافلگیر کننده بود، باعث گردیده تا سئوالات متعددی در رابطه با علت خارج شدن اردن از حالت رکود و سکون به حالت فعالیت شدید مطرح شود که بسیاری نتوانسته‌اند به پاسخ این سئوالات دست یابند.
علاوه بر این، وقوع این امر تفاسیر و نگرانی‌های عمده‌ای را در میان جناح‌های متعدد عربی و بویژه سوریه به وجود آورده که خود را در زمینه عدم امضای پیمان و یا موافقتنامه‌ای با اسرائیل، تنها یافته است.
اگرچه سوریه تصریح کرده که از انعقاد موافقتنامه‌ای میان اردن و اسرائیل در هراس نیست، بلکه بیم و هراس آن کشور از آینده اردن است، اما باید گفت میزان هماهنگی که در هفته‌های آخر قبل از انعقاد موافقتنامه‌ میان اردن و اسرائیل وجود داشت، بسیار محدود شد بطوری که ضرورت یافت تا یک میانجی مصری برای برقراری سطح محدودی از تحرک و گرمی در روابط میان دو کشور اقدام کند. این همان ماموریتی بود که دیدار ملک‌ حسین از مصر و گفتگوی او با حسنی ‌مبارک در اوایل ماه گذشته، مسئولیت آنرا برعهده گرفت و اکنون انتظار می‌رود که حسنی‌ مبارک برای چنین منظوری از دمشق بازدید به عمل آورد.
در زمینه مذاکرات نیز اسرائیل در مذاکرات جدید خود با جناح اردنی علناً بر این امر تاکید کرده بود که اردن باید بپذیرد که پیشرفت در مذاکرات دو طرفه میان اردن و اسرائیل را نباید منوط به بروز پیشرفت در این زمینه در میان سایر جناح‌ها کند و بر ضرورت انجام دیداری رسمی میان ملک‌ حسین و نخست‌وزیر اسرائیل، اذعان داشته باشد. و اردن نیز استقبال و موافقت خود را با این دو اصل اعلام داشته بود و اینکه در چارچوب تدابیر اتخاذ شده در این رابطه، دیدار طرفین در تاریخ 25 ماه ژوئیه در واشنگتن صورت گیرد.
جناح اسرائیلی بر انعقاد این دیدار تاکید فراوان کرده بطوری که به نظر می‌آید در این زمینه زیاده‌روی کرده است تا بدانجا که انجام این دیدار به منزله یک هدف، جلوه‌گر شده‌ است. اهداف اسرائیل از چنین تأکیدی به منظور در انزوا قرار دادن سوریه و سرسختانه جلوه‌ دادن مواضع آن کشور بر کسی پوشیده نیست. همچنین تحکیم موقعیت اسحاق رابین نخست‌وزیر اسرائیل برای دور ماندن از حملۀ شدید راستگرایان. زیرا این تأکیدات اولا موفقیت دولت رابین را در انعقاد قراردادهای صلح با جناح‌های عربی، برجسته‌تر کرده و ثانیاً مثمر ثمر بودن تلاشهای اسرائیل را برای ارائه طرحی مورد قبول به منظور بحث و بررسی موضوع شهر قدس در چهارچوب حفظ یکپارچگی شهر و باقی‌ ماندن آن در حاکمیت اسرائیل را علنی‌تر و مشهودتر می‌کند. طرح اسرائیل در زمینه حاکمیت شهر قدس موضوع جوانب مذهبی شهر را شامل می‌شد و امکان نظارت و اشراف اردن در این زمینه را مطرح می‌کند بی‌آنکه به موضوع حاکمیت سیاسی بر شهر بپردازد. حکومت اسرائیل بنا به اظهار برخی مقامات آن، امید داشت که اردن در تداوم نقش سابق خود در زمینه نظارت بر امکنه مقدسه و در چهارچوب شعارهای مقامات آن کشور مبنی بر حاکمیت‌ الهی بر شهر قدس، نقش نظارت مذهبی بر این شهر را بپذیرد. علاوه بر آن، جناح اسرائیلی معتقد است که در مذاکرات اخیر خود با اردن به امتیاز جدیدی دست‌ یافته که همان موافقت امان با انتقال محل مذاکرات طرفین به منطقه خاورمیانه است بطوری که اکنون انعقاد ادوار مذاکره در مناطق مرزی میان اردن و اسرائیل و در منطقه «وادی عربها» در جنوب «بحرالمیت» میسر شده‌ است.
امتیاز دیگری که به امتیاز فوق‌الذکر اضافه می‌شود؛ انجام مذاکرات به صورت دوجانبه و مستقیم و خارج از چارچوب مذاکرات سه‌ جانبه قبلی است که با نظارت آمریکا صورت می‌گرفت.
این واقعیتی است که در مذاکرات اخیر میان طرفین در واشنگتن که پس از مذاکرات مادرید صورت گرفت، عینیت یافت. به این ترتیب مذاکرات میان طرفین به مذاکراتی دو جانبه مبدل شده ‌است که ادوار آن در منطقه تشکیل می‌شود و بنابه اظهار مقامات اسرائیلی، بعید به نظر نمی‌رسد که در آینده محل این مذاکرات از مناطق مرزی به «ایلات» و یا بندر «عقبه» به منظور فراهم ساختن زمینه انتقال نهایی محل مذاکرات به امان و تل‌آویو در صورت امکان منتقل شود. سئوالی که اکنون مطرح می‌باشد، عبارت است از اینکه کلیه این مراحل چگونه با سرعتی بی‌نظیر طی شد و محقق گردید و آیا این امکان وجود دارد که در روزهای آینده شاهد چنین مواردی در جناح اردنی باشیم؟!
برای پاسخ به چنین سئوالی باید از دو زاویه به مواضع جناح اردنی مذاکره‌کننده با اسرائیل نگریست. 1- منافع آنی و مستقیم اردن تحت عنوان بزرگ جلوه ‌دادن امتیازات کسب ‌شده و کوچک جلوه ‌دادن امتیازات از دست رفته.
2_ ارتباط میان اردن و موضوع سرنوشت مذاکرات جناح فلسطینی با اسرائیل. در رابطه با منافع مستقیم اردن باید بگوئیم که مواضع این کشور برپایه احتیاجات مادی و اقتصادی، اتخاذ می‌گردد. حال این منافع و احتیاجات توسط آمریکا تأمین گردد و یا کشورهای عرب حاشیه جنوبی خلیج ‌فارس، فرقی نمی‌کند.
بدنبال اشغال کویت و بحران دوم خلیج‌ فارس، کمک‌های ارسالی کشورهای عرب خلیج ‌فارس به اردن متوقف شده ‌بود و حجم سنگین بدهی خارجی که بر دوش اقتصاد اردن سنگینی می‌کند، فشارهای عمده‌ای را بر امان وارد می‌سازد. علاوه بر آن موضوع آب و ترسیم خطوط مرزی اندیشه گسترش حاکمیت اردن در آینده را نیز منتفی کرده‌ است. در زمینه بدهی‌ها، حکومت آمریکا وعده‌هایی را در خصوص بخشش یک میلیارد دلار از بدهی هشت میلیارد دلاری اردن و از سرگیری ارائه کمک‌های مالی به آن کشور را، داده است.
علاوه بر آن، حکومت آمریکا فشارهایی را بر کشورهای عرب خلیج ‌فارس به منظور از سرگیری ارائه کمک‌های مالی به اردن و بهبود مناسبات با آن کشور وارد آورده ‌است.
در رابطه با ارتباط موافقتنامه اردن - اسرائیل با موضوع سرنوشت مذاکرات جناح فلسطینی با اسرائیل، باید بگوئیم که اردن همواره تأکید کرده که در جریان نزدیک مذاکرات فلسطینی‌ها با اسرائیل قرار داشته باشد تا مواردی که با منافع اردن و اوضاع داخلی آن کشور اعم از ساختار جمعیتی و ترکیب جمعیت و یا حاکمیت و ساختار حکومت، موضوع توافق میان طرفین قرار نگیرد. از این رو بعید نیست که مقامات اسرائیلی با توجه به چنین شرایطی میان اردن و فلسطینی‌ها مبادرت به تکرار ترفند خود به دو جناح اردنی و فلسطینی نماید. به این ترتیب آنچه را که ساف از پذیرش آن سرباز زند به جناح اردنی پیشنهاد می‌شود و هر آنچه را که جناح اردنی در پذیرش آن شک و تردید دارد، برای اعلام موافقت با آن به جناح فلسطینی پیشنهاد می‌شود. تا از این طریق رقابتی را میان دو جناح مذکور به وجود آورده و آنها را نسبت به یکدیگر از بابت احتمال تأمین مخفیانه خواسته‌های اسرائیل و انتخاب تل‌آویو به عنوان شریکی برای خود، بدبین ساخته و تحت فشار قرار دهد. در زمینه مسائل برخوردار از اهمیت مشترک برای دو جناح فلسطینی و اردنی، باید به مسئله آوارگان و آیندۀ حکومت خودگردانی و ارتباط آن با اردن در چارچوب اتحادیه کنفدرالی اشاره کرد.
شاید اظهارات شاه اردن در برابر یگان‌هایی از نیروهای مسلح آن کشور، سایر عواملی را که اردن را به تسریع روند مذاکرات ناگزیر ساخته، مشخص نماید. وی می‌گوید؛ اردن خود را در مقابل فشارهایی خارجی، از چند جناح می‌یابد و سپس به تهدیدات مبنی بر تقسیم اردن به دو بخش شمالی و جنوبی اشاره می‌کند. تصریحاتی از این قبیل، مؤید اظهارات برخی از مقامات اردنی است که عنوان داشته‌اند، اردن مختارانه به سر میز حاضر نشده و همچون سایر جناح‌های عربی در جریان مذاکره، تحت فشار قرار داشته است. برخی منابع اردنی به این امر اشاره دارند که اقدام اردن در شتاب بخشیدن به روند مذاکرات، ناشی از اطلاعاتی بوده که مقامات آمریکایی در اختیار اردنی‌ها قرار داده‌اند و بر اساس آن، مذاکرات اسرائیل - سوریه به پیشرفت‌های چشمگیری دست‌ یافته و تنها موارد اختلاف میان آنها به برخی امور فرعی مانند مراحل عقب‌نشینی اسرائیل از جولان و دوره زمانی این عقب‌نشینی مربوط می‌شود. مخاطرات ناشی از جریانات اخیر را چنانچه عدم هماهنگی میان اعراب در جریان مذاکرات را مدنظر داشته‌ باشیم، نمی‌توان به نامشخص بودن روند تحولات در روزهای آینده محدود و منحصر کرد، بلکه انتظار می‌رود چنین مخاطراتی چه در میان جناح اردن و یا فلسطینی‌ و یا در زمینه عدم وحدت اهداف و اقدامات در میان این دو جناح، ابعاد گسترده‌تر و شدیدتری به خود گیرد. علاوه بر آن موارد دستور کار و مورد مذاکره و ماهیت مسایل طرح شده توسط طرفین اردنی و فلسطینی در جریان مذاکرات احتمالی پنهانی با اسرائیل از جمله مسایلی است که نامشخص بودن ابعاد آن بسیار مایه نگرانی و بیم و هراس می‌باشد.
در این میان، مشکل و معضل اساسی پس از پیشرفت‌هایی که توسط جناح‌های عرب مذاکره کننده با اسرائیل حاصل گردیده، به ماهیت موارد مورد مذاکره دیگر محدود نمی‌شود، بلکه اکنون آنچه که حائز اهمیت و مایه نگرانی است ازهم‌گسیختگی مواضع اعراب و عدم وحدت در دیدگاهها و عملکرد آنها در قبال جناح اسرائیلی است.
آیا آنچه که تاکنون رخ داده، مورد بررسی مجدد و بازنگری اساسی توسط اعراب قرار خواهد گرفت؟ و چنانچه چنین امری به وقوع نپیوندد، احتمالات آتی چه خواهد بود؟
با توجه به آنکه قدرت مانور مذاکره کنندگان عرب در جریان مذاکرات بسیار محدود است و به سان عدم وجود هماهنگی در میان آنها می‌باشد، روند سازش کنونی به کجا منتهی خواهد شد؟