اتحاد جماهیر شوروی سابق از همان زمانی که «پطر کبیر» امپراتور «تزار روس»، دکترین رسیدن به آبهای گرم دریای عمان و خلیج فارس را مطرح نمود، همواره این راهبرد را در نظر داشته و از آن بعضا بهترین استفادهها را بعمل آورده است که میتوان از جنگ جهانی دوم که ایران بعنوان پل پیروزی متفقین شناخته شد، نام برد.
اکنون که آن کشور پهناور و ابرقدرت به اضمحلال کشیده شده است و ملتهای مسلمان و تحت ستم آسیای مرکزی استقلال پیدا نمودهاند با یک مشکل اساسی روبرو هستند و آن عدم دسترسی به آبهای آزاد برای ورود به دنیای تجارت بینالمللی است. بر همگان به خوبی روشن است که یکی از عمدهترین هزینههای تجارت و صادرات و واردات را حمل و نقل تشکیل میدهد لذا دسترسی به حمل و نقل ارزان که صرفهجوئیهای وسیعی را برای هر مملکتی به همراه دارد از مزیتهای نسبی آن کشور محسوب میگردد.
جمهوری اسلامی ایران با داشتن 1700 کیلومتر ساحل در دریای آزاد که 700 کیلومتر آن در دریای عمان قرار گرفته است دارای این مزیت نسبی میباشد که به آن میتوان وجود پارهای از امکانات طبیعی برای ایجاد بندرگاهها را بر شمرد که بالاخص در جنوب شرق در چابهار، جاسک و در خلیج گواتر به خوبی دیده میشود.
اهمیت این مزیت نسببی وقتی بیشتر میگردد که بدانیم بهترین راه برای ورود به تجارت بینالمللی توسط 55 میلیون نفر سکنه پنج جمهوری آسیای مرکزی به دریاهای آزاد از این سواحل ممکن خواهد بود، پنج جمهوری مستقلی که ضمن داشتن نزدیکیهای وسیع فرهنگی با ما مللی مسلمان و محروم بوده و دارای امکانات و توانائیهای بالقوه وسیعی میباشند لذا این سوال فراروی ماست که با عنایت به این عوامل و همچنین رهآوردهای اقتصادی مختلفی که ایجاد ارتباط این جمهوریها با دریای آزاد از طریق ایران فراهم میآورد چگونه باید تدارک و پشتیبانی گردد بنحوی که علاوه بر بالفعل نمودن این مزیتها بهترین استفاده ممکن از آن بعمل آید.
بنظر میرسد برای جواب به این سوال باید نکاتی را مورد توجه قرار داد:
1 - باید در نظر داشت که وجود زیر بناهای ارتباطی یکی از مهمترین عوامل ایجاد این تسهیلات میباشد چیزی که در محور شرق یعنی نقطه همگرائی هر پنج جمهوری آسیای مرکزی و ایران که نزدیکترین راه مطمئن برای توسعه حمل و نقل بین آنها و دریای آزاد میباشد در حد بسیار پائینی است که مهمترین آن راهآهن بوده و فقدان ارتباط جنوب شرق و شمال شرق کشور از طریق راهآهن خلا محسوسی را در این جهت بوجود میآورد.
2 - اگر نگاهی به فهرست مناطق محروم و غیر برخوردار کشور داشته باشیم ملاحظه مینمائیم که دو استان محور شرق ایران یعنی خراسان و سیستان و بلوچستان از این نظر در صدر قرار میگیرند بنابراین توسعه این محور در کشور هم از جهت عدالت اجتماعی و هم از جهت نگهداشتن جمعیت و حتی ایجاد مهاجرت به این مناطق با عنایت به اشتغال عمدهای که از راه ارتباط جمهوریهای آسیای مرکزی با دریای عمان در جنوب شرق کشور ایجاد میشود دارای اهمیت خواهد بود بدین جهت تداوم امنیت در این محور رکنی مهم است.
3 - ایجاد بنادر با ظرفیتهای بالا در چابهار - گواتر و جاسک میتواند موجبات تسهیل این روند را فراهم نماید که به آن همچنین باید بهسازی و گسترش راههای زمینی موجود را نیز افزود این دقیقا در ادامه همان روندیست که دولت در قلمداد نمودن چابهار بعنوان منطقه آزاد آنرا دنبال مینماید، وجود چابهار بعنوان یک بندر آزاد خود یکی از مزیتهای نسبی است که پنج جمهوری آسیای مرکزی میتوانند از آن استفادههای وسیعی را بعمل آورند.
4 -نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد مسئله توسعه خطوط حمل و نقل در کشور میباشد. همه صاحبنظران متفقالقولند که یکی از مهمترین تنگناهای توسعه در ایران خلا موجود در بخش حمل و نقل میباشد که البته توسعه آن خود نیاز به سرمایهگذاریهای عظیمی دارد که ما با مشکل فقدان سرمایه در این جهت روبرو هستیم لذا ایجاد ارتباط متقابل بین ایران و پنج جمهوری آسیای مرکزی میتواند در جهت سرمایهگذاری مشترک برای ایجاد خطوط حمل و نقل بالاخص راهآهن و ایجاد بنادر در محور شرق برای ایران بسیار مفید افتد و بطور متقابل آنها نیز با ایران میتوانند خطوط مشترک لوله گاز و نقت ایجاد نموده و آن جمهوریها نیز از این جهت منتفع گردند. بنابراین لازم است ایران بطور بسیار فعال و قوی در صحنه سیاسی در این پنج کشور تازه استقلال یافته ظاهر شده و زمینههای ایجاد اشتراک و تفاهم برای رسیدن به نتایج فوقالذکر را فراهم آورد.
با عنایت به این نکات بنظر میرسد که ما در جهت غلبه بر رقیبان خود که اکنون سعی در باز نمودن دربهای ورود به جمهوریهای آسیای مرکزی را دارند باید سریعتر و با سرعت عمل بیشتری اقدام نمائیم و با عنایت به این ویژگیها و علائق موجود که ما را از بسیاری از رقبا جلوتر میاندازد و با انگیزه بیشتر باید در صحنه حضور یابیم که تعلل ما حتی میتواند امنیت ملی ما را در آینده در این منطقه در معرض خطر قرار دهد؛ ضمن اینکه با این اقدامات محور شرق که سالها در نظام ستمشاهی به بوتۀ فراموشی سپرده شده بود و اکنون در صحنۀ اقتصادی کشور کاملا منزوی است به تحرک در آمده و در صورت انجام سیاستگذاریهای درست که از آنجمله میتوان قرار دادن ایجاد راهآهن مشهد - زاهدان - چابهار در صدر برنامه دوم توسعه را نام برد، این اقدامات میتواند پلی باشد برای توسعه اقتصادی این منطقه از کشورمان «ایران».