تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۲۴۶

بدنبال برگزاری نشست سران دو کشور سوریه و آمریکا یعنی حافظ اسد و بیل کلینتون در ژنو، برخی از صاحب‌نظران نسبت به تغییر روند مذاکرات صلح خاورمیانه، خوش‌بین شدند.
این در حالی بود که پس از گذشت دو سال از آغاز مذاکرات صلح در مادرید که اقدامی مغایر با اصل «زمین در مقابل صلح» بود ـ فضای مذاکرات بشدت تیره و تار و نگران‌کننده شده بود بویژه پس از اینکه توافقنامه غزه ـ اریحا واشنگتن میان رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین و مقامات بلندپایه رژیم صهیونیستی به امضا رسید و اجرای آن باعث شد تا روند گفتگوها سیر نزولی طی کند. همچنین این موافقتنامه با موجی از مخالفت در سطح محافل مردمی و رسمی عربی اسلامی مواجه شد و آمریکا و اروپا نیز در تثبیت این توافقنامه و راههای منتهی به آن که مبتنی بر مذاکرات مستقیم و محرمانه و نیز عقب‌نشینی‌های بدون حساب طرف فلسطین از مواضع خود می‌باشد کاملا ناکام ماندند به طوریکه این شکست در میان جهان عرب و اسلام کاملا مشهود بود.
جهانی که در آن سازمان آزادیبخش فلسطین برهبری یاسر عرفات در انزوا بسر می‌برد و چنانچه از کمک و پشتیبانی مصر ـ که هرگاه خود را در تنگنا می‌بیند از آن استفاده می‌کند ـ برخوردار نشود، همچنان منزوی باقی خواهد ماند ـ پیش از این مذاکرات دو جانبه در واشنگتن متوقف شده بود و طرفهای مذاکره‌کننده فاقد هرگونه راه‌حل سیاسی مقبولی جهت از سرگیری آن بودند.
اما اینک چند هفته‌ای است که جریانات اوضاع در خاورمیانه به سمت یک راه‌حل فلسطین ـ اسرائیلی که از سوی محافل عربی و اسلامی مردود شناخته شده است، کشیده می‌شود ـ ایالات متحده آمریکا که خود را ملزم به انجام گفتگوهای صلح نموده بود و پس از پایان جنگ سرد و برپایی نظم نوین جهانی آنرا یکی از مشخصه‌های بارز سیاست خارجی خود قرار داده بود، راهی جز به کار بستن تلاشهایی بسیار به منظور خارج کردن مذاکرات از بن‌بست نداشت و از آنجایی که سوریه در حال حاضر کلید «صلح و جنگ» در منطقه را در اختیار دارد و هرگونه مذاکره‌ای بدون موافقت آن، فاقد ضمانت اجرایی است، لذا آمریکا ناگزیر از متمرکز کردن تلاشهایش بر روی مذاکره با سوریه شد.
از این رو ایالات متحده تمامی توجه خود را معطوف به نقش و جایگاه سوریه نمود و موافقت خود را با برگزاری نشستی در ژنو میان سران دو کشور یعنی بیل کلینتون و حافظ اسد، در روز شانزدهم ژانویه 1994 میلادی اعلام کرد ـ مقامات آمریکایی چنین می‌پنداشتند که چنانچه در وهله اول در خصوص بلندیهای جولان و جنوب لبنان پیشرفتی حاصل شود، بازتاب این امر در مذاکرات صلح ظاهر خواهد شد، و نیز ضمن اعاده قدرت به آمریکا در مذاکرات صلح، این کشور را بعنوان شریک اصلی کنفرانس صلح خاورمیانه قرار خواهد داد.
از سویی دیگر سیاستمداران سوریه نسبت به این موضوع آگاهی داشتند که انجام مذاکراتی جدی و اساسی پیرامون صلح در خاورمیانه، تنها با ایالات متحده امکان‌پذیر است چرا که دشمن صهیونیستی علیرغم برخورداری از بعضی اختیارات، صرفا مجری سیاستهای آمریکا در خاورمیانه ‌می‌باشد ـ از این‌رو امکان استفاده از این لحظه مناسب جهت گفتگو با آمریکائیها، وادار کردن آنها نسبت به تحمیل نتایج گفتگوها به رژیم صهیونیستی وجود دارد و این همان نکته‌ای است، که رهبران ساف از آن غافل بودند و یا قادر به درک آن نبودند. حافظ اسد رئیس‌جمهور سوریه درصدد بود تا آمریکا را نسبت به محور قرار دادن مواضع کشورهای عربی در مذاکرات صله متقاعد سازد ـ مواضعی که اصول آن عبارتند از:
الف ـ یافتن راه‌حلی فراگیر و عادلانه. ب ـ حاصل «زمین در مقابل صلح»، ج ـ اجرای قطعنامه‌های 242 و 338
شورای امنیت و نیز قطعنامه شماره 425 که در خصوص لبنان صادر شده است. رئیس‌جمهور سوریه در قبال این اصول ثابت در مذاکرات، نه تنها از موضعی منفعلانه و دفاعی برخورد نمی‌کرد بلکه از موضعی تهاجمی برخوردار بود، چرا که وی ضمن تاکید بر یافتن راه‌حلی همه جانبه و عادلانه بر این مطلب تصریح می‌کرد، که برقراری صلح بدون حضور تمامی طرفهای ذینفع در مذاکرات، امکان‌پذیر نیست و چنین صلح غیر عادلانه‌ای چیزی جز تسلیم و سازش در برابر دشمن نیست که آنهم مردود است و نسلهای آینده نیز آن را نخواهند پذیرفت و سرنوشتی جز شکست در انتظار آن نخواهد بود.
همچنین حافظ اسد ضمن پافشاری مبر اصل «زمین در مقابل صلح» با هرگونه مذاکره‌ای پیرامون عقب‌نشینی‌های جزئی و محدود، چه از بلندیهای جولان و چه از سرزمینهای اشغالی سال 1967 و چه از جنوب لبنان، مخالفت کرده و این به معنای مردود بودن عقب‌نشینی‌های جزئی و باقی ماندن بخشی از سرزمینهای اشغالی در دست دشمن، می‌باشد.
اما در خصوص اجرای قطعنامه‌های بین‌المللی باید گفت که این مسئله به قانونی بودن این قطعنامه‌ها ـ بمنظور تعیین قوانین بعدی ـ مربوط می‌شود و این به معنای محور قرار دادن وقایع سال 1967 در مذاکرات می‌باشد و اما در خصوص وقایع قبل از این سال هیچگونه سخنی در مذاکرات کنونی به میان رانده نخواهد شد ـ از آنجائیکه ایالات متحده آمریکا از سیاست دفاعی، هجومی حافظ اسد رئیس‌جمهور سوریه در مذاکرات، آگاهی داشت چه پیش از این چندبار مذاکره با سوریه را تجربه کرده بود ـ لذا درصدد برآمد تا سوریه را به میدان جدیدی بکشاند که طی آن ضمن موافقت با خواسته‌های سوریه در خصوص واگذاری بلندیهای جولان و تخلیه جنوب لبنان از سوی رژیم صهیونیستی امکان استمرار روند طبیعی مذاکرات پیرامون اوضاع فلسطین را فراهم کند، مشروط بر این که حافظ اسد نیز دقیقاً مشخص سازد که چه اهدافی را در گفتگوهای صلح دنبال می‌کند.
در این میان حافظ اسد سخن از برقراری روابطی عادی به میان راند که با واکنش آمریکا مبنی بر اینکه سخن گفتن پیرامون جزئیات صلح، تنها در صلاحیت مذاکرات دو جانبه در واشنگتن می‌باشد، روبرو شده بدنبال آن موافقت خود را با آمریکا در این زمینه به عنوان راه‌حلی صحیح، اعلام کرد و بدینگونه همه به انتظار نتایج حاصله در مذاکرات دو جانبه واشنگتن نشستند.
سئوالی که در اینحا مطرح می‌شود این است که در دو مرحله از مذاکرات که پس از نشست ژنو، در واشنگتن برگزار شد چه گذشت و طرفهای مذاکره‌کننده در مراحل بعدی چه طرحهایی را ارائه خواهند داد و نتایج مورد انتظار از این مذاکرات دشوار که بر سر دو راهی «صلحی دشوار» و «جنگی احتمالی» بدست می‌آید چیست؟
به گفته برخی منابع دیپلماتیک که در جریان مذاکرات قرار دارند و نسبت به نتایج احتمالی این مذاکرات هشدار می‌دهند، رژیم صهیونیستی درصدد است تا همچون گذشته با استفاده از کمک آمریکا، بر روی نتایج حاصله در نشست ژنو سرپوش گذارد از این رو هیئت اعزامی خود به مذاکرات را موظف نمود تا اقدامی در جهت حصول پیشرفتی قابل ملاحظه در مذاکرات که نتایج نشست ژنو را تقویت می‌کند، به عمل نیاورد همچنین پیش از برگزاری مذاکرات دو جانبه مسئله برگزاری رفراندوم پیرامون عقب‌نشینی از منطقه اشغالی جولان را مطرح کرد که سوریه ضمن مخالفت آن را بازی کثیفی قلمداد کرد که منافی با روح کنفرانس مادرید و نشست ژنو و قطعنامه‌های سازمان ملل می‌باشد ـ بدنبال آن رژیم صهیونیستی توسط بیشتر مقامات حکومتی و فرماندهان ارتش، سخن از احتمال بروز جنگ در خاورمیانه در صورت شکست مذاکرات به میان آورد، که این سخن تهدید آشکار دمشق و هشداری به آن تلقی می‌شود، و این در حالی است که «آمنون شاحاک»... آشکارا سخن از این تهدید به میان آورده است.
وی اظهار داشت: «در طول سال 1994 امکان کوچکترین تغییری در ماموریتها و مواضع نظامیان اسرائیل مستقر در جولان ندارد و این نیروها همچون سابق آمادگی جنگی خود را حفظ خواهند کرد. «اما در مقابل، سوریه که پیش از این نسبت به مواضع رژیم صهیونیستی آگاهی داشت اینک شناخت کاملی از این مواضع بدست آورد، و لذا شاهد بودیم که هیئت سوری شرکت‌کننده در مذاکرات ضمن تاکید بر دشواری گفتگوها اظهار داشتند: که سوریه نسبت به این امر عجله‌ای ندارد. اما در خصوص مسئله جنگ اظهار داشتند که ما هر لحظه آماده جنگ هستیم چرا که اهداف دشمن شناخته شده می‌باشد و هیچگونه تغییری نیافته است.
به گفته منابع دیپلماتیک، دوازدهمین دور از مذاکرات دو جانبه که در واشنگتن برگزار شد، صرفا بر این محور می‌چرخد که هر یک از طرفها درصدد بودند تا نسبت به اهداف طرف مقابل در پرتو نشست ژنو و میزان تاثیر نتایج این نشست بر مواضع آن، آگاهی یابند، از اینرو شاهد تحرکات دیپلماسی چندی در سطح منطقه بودیم که خلاصه آنها بقرار زیر است:
الف ـ سوریه: مسئله قابل اهمیت برای هیئت مذاکره‌کننده سوریه، آگاهی از این امر بود که آیا صهیونیستی از بلندیهای جولان عقب‌نشینی خواهد کرد. و آیا این عقب‌نشینی همه جانبه و فراگیر خواهد بود، و این امر در چه فاصله زمانی تحقق خواهد یافت؟ همچنین وضعیت شهرکهای یهودی‌نشین در منطقه چگونه خواهد بود؟ و این در حالی بود که هیئت مذاکره‌کننده رژیم صهیونیستی مبادرت به طرح مسائلی کلی به منظور استفاده از آنها علیه طرفهای اردنی و لبنانی و چه بسا فلسطینی، می‌نمود. همچنین مسائل مربوط به اوضاع لبنان و منطقه مانند نحوه برخورد با مقامات اسلامی و حزب‌الله و انتفاضه و تحریم این رژیم از سوی کشورهای عربی و نیز انجام مذاکرات چند جانبه و... را مطرح می‌کرد.
ب ـ لبنان: آنچه که برای هیئت مذاکره‌کننده لبنان حائز اهمیت بود شناخت این مسئله بود که آیا دشمن صهیونیستی جنوب لبنان را تخلیه خواهد کرد؟ خواه این عقب‌نشینی در چهارچوب اجرای قطعنامه 425 صورت گیرد و خواه در رابطه با انجام اقدامات امنیتی مورد درخواست رژیم صهیونیستی که همواره از سوی این رژیم مطرح شده است.
لازم به تذکر است که به اعتقاد مقامات لبنان، انجام اقدامات امنیتی همچنین بستگی به مواضع سوریه و قطعنامه‌های سازمان ملل داد و از همین رو بود که نخست‌وزیر لبنان اظهار داشت: لبنان و سوریه در آینده‌ای نزدیک مبادرت به امضای توافقنامه‌ای با یکدیگر خواهند نمود و این در حالی بود که هیئت رژیم صهیونیستی، در مذاکره با هیئت لبنان تلاش می‌کرد تا با طرح همان مسائل کلی‌ای که در مذاکره با هیئت سوریه مطرح می‌کرد ـ بدون اینکه وارد در جزئیات شود ـ مواضع هیئت لبنانی را مورد ارزیابی قرار دهد. البته ناگفته نماند که این رژیم می‌کوشید تا مذاکرات 3 موضوع زیر سوق دهد:
1) مقاومت اسلامی در جنوب لبنان، 2) تحریم این رژیم از سوی کشورهای عربی، 3) مذاکرات چند جانبه، و از آنجائیکه سوریه نسبت به این مطلب آگاهی داشت که این سه موضوع، اهرمهای فشار اعراب علیه دشمن صهیونیستی می‌باشند، لذا با تمام قدرت به حفظ آنها پرداخت و حاضر به شرکت در مذاکرات چند جانبه نشد چرا که نتایج این مذاکرات بستگی به مذاکرات دو جانبه دارد و از آنجائیکه مذاکرات دو جانبه در حال انجام است لذا ضرورتی برای حضور در این گفتگوها وجود ندارد.
از این رو پیش‌بینی‌ای که قبلا صورت می‌گرفت مبنی بر تغییر مواضع سوریه و لبنان در قبال مذاکرات چند جانبه در صورت حصول پیشرفت کمی در مذاکرات دو جانبه، تحقق نیافت. اما در رابطه با تحریم اعراب رژیم صهیونیستی باید گفت که علیرغم فشارهای آمریکا علیه کشورهای عربی بمنظور لغو آن، این کشورها با عدم لغو آن تحریم به طور رسمی، همچنان از آن بعنوان برگ برنده‌ای در گفتگوها سود می‌جویند. در اینجا بعنوان حسن ختام این بحث به مسئله مقاومت بعنوان تنها راه قضیه فلسطین میپردازیم.
مقامت تنها راه‌حل
سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان در دومین سالگرد شهادت شهید سعید‌ سید‌عباس موسوی ضمن اشاره به وضعیت کنونی مبارزه با دشمن صهیونیستی، اظهار داشت:
«ما معتقدیم که مقاومت نه تنها حق ماست بلکه تکلیفی است که حتی یک لحظه هم نباید در انجام آن کوتاهی کرد ـ ما همچنان به تکلیف الهی و انسانی خود در دفاع از ملت، خاک و مقدساتمان، عمل خواهیم کرد، ما با ایمان و جهاد و اخلاق و انسانیت به مقاومت ادامه خواهیم داد، مقاومتی که اهداف خود را بخوبی می‌شناسد و با آگاهی و بینش صحیح به جلو گام بر می‌دارد. ما در این مبارزه با آزادی کامل عمل می‌کنیم و هیچ نیرویی قادر نخواهد بود که سد راه ما گردد چرا که حق ما در دفاع از ملتمان و تشدید مقاومت در برابر دشمن صهیونیستی، حقی کاملا مشروع است و ما هر زمانی هم که لازم باشد به آن ادامه خواهیم داد.
«وی ضمن بی‌ثمر خواندن مذاکرات، عرفات را مورد حمله قرار داد و او را بخاطر امضای توامقنامه غزه ـ اریحا و قاهره متهم به خیانت و سازش در برابر دشمن، نمود، وی همچنین نسبت به تحت فشار قرار دادن دوباره سوریه و لبنان و منزوی نمودن آن دو و قرار دادن مجدد آنها در برابر راه‌حلهای دشوار، هشدار داد بویژه که ایالات متحده که طی نشست ژنو کوشید تا خود را به مثابه میانجیگر بی‌طرفی نشان دهند اکنون اعلام می‌دارد که تامین امنیت رژیم صهیونیستی از جمله اولویتهای آمریکا در منطقه می‌باشد.