محمدجواد لاریجانی
1- در هفته گذشته، لحن سیاستمداران، آمریکائی یکباره از موضع به ظاهر تهاجمی علیه صربها به یک موضع انفعالی و باصطلاح قبول واقعیات! تغییر کرده است. مثلا وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه میگوید: «صربها بیش از 70% از سرزمین بوسنی ـ هرزهگوین را اشغال کردهاند و برای مسلمانها راهی وجود ندارد که سرزمین خود را بازپس گیرند!» وزیر خارجه این کشور هم اخیرا گفته است: «راهحل نظامی برای مسئله وجود ندارد، باید واقعنگر بود، سرنوشت ناتو بسیار مهمتر از بوسنی هرزگوین است و...» و در همین فضای مصنوعی ناامیدی است که طرح فرانسه و انگلیس به عنوان راهحل سیاسی مطرح میشود: صربها با صربستان کنفدراسیون داشته باشند و کرواتها با کرواسی و بقیه هم که فقط چند میلیون مسلمان هستند! در دنیا و در کنار بقیه آوارگان قرار بگیرند!
2- اولین سؤال مهم اینست که: آیا در یک هفته گذشته یک چرخش یا تحول عمدهای در سیاست آمریکا نسبت به مسئله بوسنی ـ هرزگوین اتفاق افتاده است؟
مسلم هیچ قرینهای که این فرض را تائید کند وجود ندارد. بنظر من حادثهای که اتفاق افتاده است اینست که فرانسه و انگلیس توانستند آمریکا را مجبور کنند ستارههایش را در همان حوالی مقاصد مشترک غرب نگه دارد! به عبارت دیگر آمریکا و فرانسه و انگلیس همه در اینکه مسلمانان نباید در بوسنی از قدرت و حقوق مدنی برخوردار باشند کاملا همعقیده بوده و هستند و تشکیل یک حکومت جدید در سرزمین بوسنی ـ هرزهگوین با همان ترکیب جمعیتی سابق مسلم مطابق میل غرب نبوده است.
لذا ایدۀ سیستم مبنی بر دو بخش وابسته به صربستان و کرواسی توسط انگلیس و فرانسه مطرح شد. عملاً زمینه تحقق آن آماده شد. مسلم اینکه مسلمانان باید کشته شوند و از خانه و کاشانه آواره شوند چندان خدشه به روحیۀ انساندوستانه غرب وارد نخواهد ساخت زیرا جنایت فقط در مورد انسان غربی معنی دارد! و جهانبینی: غرب و دیگران!
3- رفتار روسیه در مورد بوسنی هرزگوین قابل توجه است. آیا اختلاف عمدهای بین روسیه و غرب وجود دارد؟ عمده است اما نه در دفاع و یا علیه مسلمانان، بلکه بر سر تقسیم غنائم! روسیه معتقد است صربها باید تمام بوسنی را تصرف کنند و صربستان بزرگ تشکیل شود و جزء اروپا باشد! نکتۀ جالب اینست که وزیر خارجه روسیه در توجیه این سیاست مشعشع خود همواره روی خطر بنیادگرایی در اروپا تأکید کرده است! به هر صورت غرب از قدرت گرفتن یک عنصر جدید در اروپا خیلی خوشحال نیست و لذا مرحلۀ جدید سیاست محدود کردن صربها خواهد بود. و عملا ناتو مسئولیت این کار را بعهده گرفته است و قرار است به تنهایی ـ و جدا از سازمان ملل ـ این سیاست را به پیش ببرد.
4- سؤال مهم اینست که امروز مسئولیت امت اسلامی چیست؟ در قبال جنایت غرب در بوسنی چه باید کرد؟ مسلم نباید مسئله را ختم شده بدانیم، حتی اگر یک وجب از خاک بوسنی باقی باشد باید مقاومت ادامه یابد.
لذا امروز باید همۀ مسلمانان با عده وعده به کمک برادران و خواهران مظلوم خود بشتابند. استراتژی «مقاومت پایدار» باید مبنای حرکت باشد. لیکن پاسخ جهان اسلام به غرب صرفا نباید به بوسنی محدود شود.