تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۲۷۱
مقدمه : اردن یکی از کشورهای متحد غرب است که در بحران خلیج‌فارس برغم بیطرفی اعلام شده اما در مجموع از عراق حمایت میکند و در کنار این کشور قرار گرفته است. این کشور در روند نزدیکی هر چه بیشتر خود به عراق طی چند سال گذشته پیوندهای سیاسی، اقتصادی و خود را با عراق استحکام بخشید و پس از پایان یافتن جنگ عراق علیه ایران، بعنوان یکی از چهار عضو «شورای همکاری عرب» در این دسته‌بندی جدید، در مقابل «شورای همکاری خلیج‌فارس» شرکت جست. همسایگی با رژیم اشغالگر قدس، حضور گسترده فلسطینیان در اردن، رشد جریانهای اسلامی ، وابستگیهای شدید اقتصاد اردن به مبادلات اقتصادی و بارزگانی عراق از جمله موارد مهمی بوده است که موجب شده شاه حسین در تحولات اخیر جانب صدام را بگیرد و بطور غیر مستقیم در کنار او بنشیند. «استنلی رید» (Stanley Reed) کارشناس خاورمیانه‌ای نشریه «بیزنس ویک» (Bussiness Week) پس از سفر یک ماهه خود به اردن و عراق گزارشی در مورد تحولات اخیر اردن و جایگاه این کشور در بحران خلیج‌فارس تهیه کرده و دلایل نزدیکی این دو کشور را طی چند سال اخیر مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. با تشکر از خبرگزاری جمهوری اسلامی که گزارش فوق را ترجمه کرده و برایمان ارسال نموده توجه خوانندگان گرامی را به قسمتهایی از این مقاله جلب می‌کنیم:

اردن بگونه‌ای دقیق و محتاطانه بعنوان پابرجاترین کشور عرب طرفدار غرب کسب شهرت کرده است. بنابراین جانبداری از صدام حسین رئیس‌جمهوری عراق در بحران خلیج‌فارس توسط اکثر اردنی‌ها، برای خیلی‌ها تکان‌دهنده بود، و رهبران کشورهای غربی از عدم تمایل شاه‌حسین جهت پیوستن به نیروهای چند ملیتی علیه حاکم بغداد برآشفته‌اند. لیکن با توجه به وابستگی فزاینده امان به بغداد، نه شگفتی و نه ناخشنودی و خشم نسبت به آن قابل توجیه است. بحران خلیج‌فارس بسادگی میزان و حدی را که آینده این دو کشور بهم گره خورده‌اند و همچنین موقعیت ناپایدار و پرمخاطره شاه‌ در سرزمین خشک او را کاملاً روشن و مشخص نمود.
حمایت عمومی از رهبری عراق در سراسر اردن گسترده است و طیف وسیعی از اجتماع را در برمیگیرد. تظاهرات به طرفداری از صدام که روزانه اغلب چندین‌بار صورت میگیرد حتی در روزنامه‌های محلی که زمانی آرام و سربراه بودند آگهی میشود. دامنه برگزارکنندگان این تظاهرات ازحزب چپگرای دموکراتیک خلق اردن تا گروه افراطی جهاداسلامی ادامه دارد. اما خود این گردهمایی‌ها و تظاهرات با هم زیاد تفاوت ندارند سخنرانان، خانواده الصباح حاکم مخلوع کویت را بخاطر برباد دادن ثروت اعراب در راه قمار و فحشا و هرزگی مورد حمله و بدگویی قرار میدهند حامیان کویت، یعنی عربستان سعودی و مصر بعنوان خائنین مورد استهزاء قرار میگیرند پرچمهای آمریکا به آتش کشیده میشوند و انبوه جمعیت شعارهای «ای صدام ما مایلیم در راه تو جان خود را فدا کنیم!» سر میدهند.
شاه‌حسین در حالیکه بیش از عوامل و پشتیبانان خود محتاط است، این احساس را بوجود آورده است که وی نیز با صدام همدردی میکند. شاه‌حسین روزهای پس از تهاجم عراق به کویت به شبکه خبری ان.بی.سی گفت: «صدام شخصی است که میتوان باو اعتماد کرد و با او ارتباط داشت». و او رئیس‌جمهور عراق را «از دید خیلی‌ها یک عرب میهن‌پرست» نامید. پادشاه اردن همچنین در اجرای مجازات‌های اقتصادی سازمان ملل علیه همسایه خود مسامحه میکرد. در حالیکه تردد کامیون‌ها به آنسوی مرز اردن و عراق از روزی یک هزار در زمان قبل از تهاجم عراق به کویت اکنون عملا به صفر کاهش یافته، اردن هنوز نفت خود را از عراق وارد میکند و مدعی است که انجام هر کار دیگری قبل از تعیین یک منبع جایگزین، یک انتحار اقتصادی است. افزون بر این،‌ اردن در یک تخلف آشکار از تحریم سازمان ملل علیه معاملات بازرگانی و مالی با عراق، ‌همچنان بطور روزانه اجازه میدهد پروازهای عراق از امان که در حال حاضر تنها مقصد منظم این شرکت هواپیمایی است انجام گیرد.
شاه‌حسین از زمان آغاز این بحران با پرواز به گوشه و کنار جهان عرب، اروپا و آمریکا بیهوده تلاش کرد تا برای یک «راه حل عربی» در رابطه با این بحران جلب حمایت کند. پیشنهاد شاه، بر اساس گزارشها، خروج عراق از کویت در قبال اعطای مجموعه امتیازاتی برای صدام است. این معامله شامل خروج نیروهای غربی از «عربستان سعودی» یک رابطه نامشخص و تعیین شده مبتنی بر «امتیاز» بین عراق و کویت، تشکیل کنفرانس صلح خاورمیانه برای بررسی اشغال کناره غربی رود اردن توسط اسرائیل و اشغال لبنان بوسیله سوریه است. چنین پیشنهادهایی، اردن را از واشنگتن و دوستان عرب این کشور بیگانه و دور کرده است.
دولت بوش ضمن رد اندیشه‌ها و نظریات حسین میگوید که چنین پیشنهاد و اقداماتی برای این تهاجم به صدام پاداش میدهند.
مقامات آمریکایی همچنین نگران آن هستند که تلاشهای شاه‌حسین با دادن این امیدواری به عراق که تعداد بیشتری از کشورهای عرب سرانجام بطرف آنها کشیده خواهند شد، به تحریم سازمان ملل لطمه بزند.
اردنیها در مقابل میگویند که تلاشهای آنها میتوانست با موفقیت‌ قرین باشد، اما این آمریکا است که با سختگیری‌هائیکه میکند مانع از چنین موفقیتی میشود.
به نظر میرسد شاه‌حسین با توجه به صف‌بندی نیروهای عظیمی که در برابر عراق موضع گرفته‌اند، قلمرو سلطنت خود را در معرض مخاطرات شدید قرار میدهد. اردن علیرغم آنکه از نظر منابع طبیعی فقیر و از جنبه نظامی ضعیف‌تر از همسایگان خود است، بدلیل رابطه پیوسته و وابسته خود با قدرتهای غربی، مانند آمریکا و انگلیس، و کمک‌دهندگان مالی منطقه‌ای، مانند عربستان سعودی و کویت ترقی و رشد کرده است. موضع کنونی شاه‌حسین نه فقط حفاظت و حمایت ناشی از روابط وی با آمریکا و مساعدت مالی کشورهای خلیج‌فارس را بمخاطره میاندازد، بلکه به خطر تحریک کشورهای همسایه سوریه و اسرائیل نیز دامن میزند.
ساده‌اندیشانه است که اتخاذ این روند از سوی شاه‌حسین را به بیم از سرنگون‌سازی حکومت وی یا حمله نظامی بوسیله عراق نسبت دهیم. هر چند، چنین نگرانیهایی باید بدون تردید در محاسبات وی دخیل باشند. وی میتوانست به آنچه که «لامیس آندونی» روزنامه‌نگار اردنی بعنوان «جبهه نغمه‌سرایان هم‌آهنگ» ضد صدام توصیف کرده بپیوندد و خواستار حمایت غرب شود، ‌در حالیکه چنین اقدامی با توجه به موضع طرفداری شدید از صدام در میان جمعیت اردن احتمالاً به سرکوب آزادی سیاسی در این کشور نیاز داشت.
در پس این موضع شاه‌حسین یک وابستگی متقابل اردن و عراق نهفته است که طی سالهای اخیر عمیقا ریشه دوانیده است.
اردن بخاطر صدور کالاهایش به عراق بعنوان یک بازار و بعنوان یک منبع تامین نفت ارزان، تا آن حد به عراق وابسته شده است که نابودی اقتصاد عراق بطرق نظامی یا محاصره اقتصادی،‌ اقتصاد اردن را نیز تهدید به نابودی میکند. شاه‌حسین با وجود بدگمانی خود در مورد روش خشونت‌بار حکومتی صدام و رفتار غیرقابل پیش‌بینی او همچنین به عنوان یک محافظ و حامی در برابر تجاوز اسرائیل، قویا روی عراق که از نظر نظامی قدرتمند است حساب میکند. امتناع کنگره آمریکا از اجازه فروش جنگ‌افزارهای آمریکایی به اردن طی دهه گذشته به کشیده شدن وی در این جهت کمک کرده است.
حسین خواستار تامین آینده قلمرو پادشاهی خود است. او همچنین میخواهد بیش از آنچه که بنیه نظامی و اقتصادی کشورش بطور آشکار نشان میدهد، نقش موثرتری ایفاء کند. بنظر میرسد وی با توجه به سقوط کمونیزم، ‌سرخوردگی از واشنگتن و نگرانی از مقاصد اسرائیل،‌ به این نتیجه رسیده است که یک رابطه نزدیک با صدام بهترین فرصت برای او است. او همچنین ظاهرا از قرار گرفتن در برابر افکار عمومی اعراب به دلیل همکاری با طرحهای آمریکایی و اسرائیلی جهت حل مناقشه اعراب و اسرائیل، خسته شده است. حسین اکنون که در جهت احساسات مردم کشورش حرکت میکند، از نتایج آن بهره‌مند میشود. تظاهرکنندگان، منجمله چپ‌گراها که شاه‌حسین رهبرانشان را به زندان افکنده بود، در تظاهرات تصویر وی را کنار تصویر صدام حمل میکنند. حسین همچنین با آمریکا که تا حدود زیادی آنرا مسئول عقیم ماندن تلاشهایش جهت یافتن یک راه حل برای مشکل فلسطین میداند، با سرخوردگی و ناامیدی برخورد میکند.
اردن همواره در خطر چند دستگی و انشعاب بر مبنای شکل و تقسیم‌بندی جمعیتی بوده است اما بحران خلیج‌فارس این کشور را متحیر کرده است. اردنی‌های فلسطینی‌تبار که بالغ بر نیمی از جمعیت 1/3 میلیون نفری این کشور را تشکیل میدهند، لفاظی‌های صدام علیه اسرائیل را دوست دارند، و این سئوال را مطرح میکنند که در حالیکه غرب برای وادار کردن اسرائیل به خروج از کناره غربی رود اردن تقریباً هیچ اقدامی بعمل نیاورده است چرا به کویت تا این اندازه اهمیت میدهد.
اردنیهای غیرفلسطینی یا ساکنین ساحل شرقی همین سئوال را مطرح میکنند خیلی از سالخوردگان ساکن ساحل شرقی، هوادار اعتقادات سیاسی حزب بعث از دوران تحصیل در بغداد یا دمشق هستند، و صدام به آنها این امیدواری را داده است که یک ملت قدرتمند، متحد عرب میتواند یک واقعیت باشد. سرانجام همدردی کمی بین اردنیها برای کویت وجود دارد زیرا خیلی از صدها هزار اردنی که در این کشور کار کرده‌اند اکنون میگویند کویتی‌ها اربابان و کارفرمایان متکبر و حتی ستمگری بودند.
روابط میان امان و بغداد نخست در دوران جنگ ایران و عراق شکوفا شد. شاه‌حسین ارتش عراق را بعنوان مانعی در جهت تلاشهای آیت‌الله خمینی برای صدور انقلاب اسلامی خود به کشورهای عرب مشاهده نمود. آمریکا و دیگر کشورهای غربی عمدتاً به همین دلیل از صدام حمایت کردند. حسین به عراقیها که راههای باریک خروجی کشورشان به خلیج‌فارس طی این جنگ بسته شده بود، اجازه داد از اردن بعنوان یک شاهرگ حیاتی بهره گیرند. یک مجموعه گسترده از کامیونها در تمام مدت این جنگ بی‌وقفه غرش‌کنان جاده‌های کویری را از بندر عقبه در اردن به بغداد را طی کرده مواد غذایی و ملزومات حیاتی حمل کردند. کامیونهای نفتکش، نفت عراق را به دریا رسانیدند.
این رابطه اقتصادی بتدریج به صورت تسهیلات ارائه وام در بانک مرکزی اردن بگونه‌ای رسمی درآمده که به موجب آن صادرات اردن به عراق، در مقابل صدور نفت عراق و پرداختهای ماهانه 12 میلیون دلار پول نقد تامین مالی گردید. بازرگانان و تولیدکنندگان اردنی با کالاهای مصرفی مانند مواد دارویی، پاک‌کننده‌ها و پوشاک بازار عراق را هدف قرار داده‌اند در سال 1989،‌ 40 درصد از صادرات غیرفسفات اردن (حدود 190 میلیون دلار) روانه عراق شد و حمل گندم، ذرت و واردات صنعتی توسط کامیون از بندر عقبه به بغداد 250 میلیون دلار دیگر را به خود اختصاص داد.
اینها در یک اقتصاد چهار میلیارددلاری ارقام مهمی هستند، کمتر جای تعجب است که انسان بشنود احساسات هواداری از صدام نه فقط از جانب فعالین سیاسی امان بلکه همچنین از سوی افراد قابل قبولی چون روسای اتاق بازرگانی و انجمن بازرگانان اردن ابراز میشود.
بنظر میرسد در حالیکه اردن در تلاش است تا تعهدات مربوط به دیون خود را برآورده نماید این بحران میرود تا بر اقتصاد شکل گرفته از برنامه ریاضت‌طلبانه صندوق بین‌المللی پول در سال گذشته اثرات ویرانگر داشته باشد. این ضربه به مراتب فراتر از دست رفتن بازار عراق خواهد بود. اگر اردن مجازاتهای اعمال شده علیه عراق توسط سازمان ملل متحد را رعایت می‌کرد ممکن بود مجبور شود بدهی 310 میلیون دلاری کنونی بغداد از بابت اعتبارات واردات را فراموش کند، و سالانه 50 میلیون دلار کمک عراق را از دست بدهد.
مبلغ 6/2 میلیارد دلار دیگر که اردنیها بصورت وامهای طرف سوم برای عراق تضمین کرده‌اند نیز در معرض خطر بود. اگر امان خرید نفت از عراق را متوقف کند، در صورتیکه قیمتهای نفت بطور متوسط بشکه‌ای 30 دلار باشد، سالانه با هزینه‌ای سرسام‌آور سوخت حدود 280 میلیون دلار دیگر روبرو خواهد بود. اردن نفت قابل توجهی تولید نمیکند و اکنون با قیمت ثابت بشکه‌ای 40/16 دلار از عراق نفت وارد میکند.
اردن همچنین دومین بازار بزرگ خود یعنی کویت را از دست داده است و ناخشنودی اعراب ممکن است مانع رسیدن کالاهای اردنی به دیگر بازارها در این منطقه شود. موضعگیری حسین سرانجام ممکن است برای اردن به قیمت از دست دادن قسمت اعظم سالانه 550 میلیون دلار کمک عادی دریافتی از کشورهای منطقه خلیج‌فارس، همچنین 600 میلیون دلار دستمزدهای ارسالی 350 هزار اردنی که در این کشورها کار میکنند تمام شود حدود 850000 اردنی که اکثر آنها فلسطینی‌تبار میباشند، منجمله خانواده و وابستگانشان در کویت، عربستان سعودی و امارات کوچکتر خلیج‌فارس زندگی میکنند، اگر قرار باشد این عده به کشورشان بازگردانده شوند، اردن که در حال حاضر زیر فشار حدود 600 هزار پناهنده از کویت و عراق قرار دارد، ممکن است در زیر بار مشکلات غرق و خرد شود.
سعودیها در حال حاضر با قطع جریان نفت خط لوله «تاپلین» که اردنیها قرار بود برای جایگزینی نفت عراق، از طریق آن نفت دریافت کنند، خشم خود را باین کشور نشان داده‌اند میگویند پرداختهای اردن بتعویق افتاده است. آنها همچنین سفیر خود را از اردن فراخوانده و از خرید کالاهای ساخت این کشور امتناع میکنند.
موضوعی که بخصوص برای سعودیها تلخ و ناگوار است، تمایل حسین به این امر است که او با عنوان و لقب جدش «شریف» نامیده شود و این امر مبین آن است که او به جاه‌طلبی بازگشت به قلمرو پیشین خانواده خود در مکه فکر میکند.
اردن طی یک درخواست کمک از سازمان ملل خسارت بالقوه ناشی از بحران خلیج‌فارس بر اقتصاد خود را 1/2 میلیون دلار برآورد کرد. بانک جهانی این خسارت را سالانه 5/1 میلیارد دلار پیش‌بینی کرده است. رقم واقعی هرچه که باشد یک روند نزولی با چنین وسعتی که ممکن است نرخ بیکاری را از رقم 15 درصد کنونی به 35 درصد افزایش دهد، عامل خطرناکی برای بی‌ثبات کردن این کشور است.
امان بدون تزریق کمکهای عمده، قادر نخواهد بود هزینه واردات پیش‌بینی شده را تامین کند یا آماده پرداخت سالانه حدود یک میلیارد دلار تعهدات بدهی خود در اوایل سالهای دهه 1990 باشد دینار اردن که زمانی یک واحد پول قوی بود، و اکنون تقریبا نیمی از ارزش خود را طی دوسال گذشته در برابر دلار از دست داده، ممکن است سقوط کند در ماه اوت سال 1990 در جو متشنج پس از تهاجم عراق به کویت سپرده‌گذاران مضطرب بیش از 45 میلیون دلار بصورت ارز و 124 میلیون دینار از بانکهای اردن خارج کردند. در یک بانک روزانه معادل 10 میلیون دلار پول رایج کشور برداشت میشد. با وجودیکه بازار سیاه پول رایج اکنون فعالتر میشود بانک مرکزی این کشور موفق شده است نرخ تبدیل پول را حدود 5/1 دلار برای هر دینار حفظ کند. لیکن بانک‌ها از تبدیل پول رایج کشور به دلار اکراه دارند، و دفتر محلی آمریکن اکسپرس در عرضه دسته‌چکهای مسافرتی با کمبود مواجه شد. دولت در ماه سپتامبر برای اولین‌بار از زمان سالهای دهه 1940 شروع به جیره‌بندی شیر، شکر و برنج کرد. دولت برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت تصمیمات شدید و جدی منجمله کاهش روزهای کاری هفته از شش روز به پنج روز و لزوم خاموشی چراغهای خیابانها و علائم تجاری در اواخر شب اتخاذ کرد با وجودیکه شاه‌حسین و اطرافیان نزدیکش بدون تردید تصور میکنند تهاجم صدام به کویت اقدام احمقانه‌ای بود، هنوز تلاش میکنند چیزی را در این میان نجات دهند. اولین هدف نجات صدام و عراق است. اما شاه‌حسین همچنین درصدد است تا نقش موثری در نظم نوین خاورمیانه که پس از این بحران پدیدار میشود دست و پا کند. وی تلاش میکند رهبری و پیشگامی را بعهده گیرد و توجه را روی مشکلات رو به وخامت در این منطقه منجمله اشغال سرزمینهای عرب توسط اسرائیل و نابرابریهای اقتصادی اعراب متمرکز کند. این مسائل نه تنها در اردن و سرزمینهای اشغال شده بلکه همچنین در سوریه، یمن و قسمت اعظم شمال آفریقا برای صدام حسین همدردی کسب نموده است. پادشاه اردن معتقد است که واکنش شدیدتری از آنچه که آمریکا در مورد مداخله خارجی (در این منطقه) پیش‌بینی میکند، وجود خواهد داشت، و اینکه ممکن است آْنرا در جهت منافع اردن بکار گرفت. این اندیشه، دلیل میزبانی یک کنفراس در نیمه ماه سپتامبر، یکماه پس از تهاجم عراق، متشکل از تندروهای عرب و چپگراها، منجمله جرج‌حبش از جبهه خلق برای آزادی فلسطین و نایف‌حواتمه از جبهه دمکراتیک برای (آزادی) فلسطین بوده است. این دو تن افراد یاد شده برای اولین‌بار از زمان اخراج اردن در سال 1970 در جریان جنگ سپتامبر سیاه بین کوماندوهای فلسطینی و ارتش اردن، مجددا باین کشور بازگشتند.