تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۲۷۶

پشتوانه پول
در طراحی تئوری نوین اقتصاد، پشتوانه پول قدرت خرید و یا در واقع قدرت آن پول است. و قدرت مکانیسم خاص خود را دارد یعنی وجود قدرت با استفاده کردن از آن جداست. وقتی مردم برای خرید کالائی مراجعه می‌کنند، زمینه اعمال قدرت بوجود آمده، ‌یعنی نیاز زمینه اعمال قدرت گردیده است. و در این حال تعدادی صاحب قدرت می‌شوند. این قدرت ممکن است توزیع شود و ممکن است متمرکز باقی بماند.
اگر صاحب کالا سریعاً کالای خود را بفروش رساند قدرت خود را توزیع کرده در بین خریداران و حالا نوبت خریداران است که در مقابل نیازمندان جدید (افراد خانواده و...) قدرت‌نمائی نمایند. و اگر صاحب کالای اصلی کالا را احتکار کند، قدرت متمرکز ایجاد می‌شود چرا که این کالا برای همیشه برایش می‌ماند.
در واقع زور و زر دو روی سکه هستند. و براحتی میتوان نتیجه گرفت ترس از بی‌قدرت شدن باعث خسیس گردیدن افراد می‌شود و در واقع افراد خسیس، ‌اطمینان و آرامش خود را در سایه جمع‌آوری ثروت کسب می‌نمایند از اینرو تا پایان عمر حاضر به بذل و انفاق نیستند.
و وقتی گفته می‌شود مردم انفاق کنند،‌ در واقع روی دیگر سکه یعنی نترسیدن از دنیا را تبلیغ می‌کنند چرا که در دین فقط از خداوند باید ترسید نه چیز دیگر حتی فقر و نداری باید به جهتی فقر محسوب شود و آن جهت تقویت توکل به خداست.
پشتوانه دلار در ایران چیست؟
در ایران بدلیل تفکر آمریکائی بازمانده از رژیم سابق دلار بعنوان قدرتمندترین پول شناخته شده در حالیکه واقعیت این نیست واقعیت آن است که تصور غلط باعث قدرت‌مند شدن پول خارجی شده است. مهمترین این تصورات نکته‌های زیر است.
1- اخذ دلار در مقابل صادرات: وقتی به کشوری نفت می‌فروشیم، و از او دلار می‌خواهیم او باید بهر قیمتی شده تهیه کرده و به ما بپردازد از اینرو تقاضا برای دلار افزایش می‌یابد. حال تصور کنید ما «ریال» بخواهیم. مثلا ژاپن مجبور باشد پول نفت ایران را به ریال بپردازد آنوقت تقاضا برای ریال بالا می‌رود و ریال ارزش بین‌المللی پیدا می‌کند. حال چه کسانی مایلند ریال را سرکوب کرده و دلار را بالا ببرند؟ مسلماً یک تصور غلط است اگر نگوئیم یک اشتباه عمدی است.
2- اجازه ورود کالای همراه مسافر: وقتی به مسافر اجازه می‌دهیم بی‌نهایت کالا همراه خود وارد کشور کند، طبیعی است «دلار» متقاضی بسیاری پیدا می‌کند و بازار داخل تبدیل ریال به دلار گرم می‌شود.
یک مسافر حتی اگر قصد نداشته باشد، ‌برای کسب سودهای بادآورده به ارز مسافرتی نیاز پیدا می‌کند. وی با خرید دلار و سفر به کشورهای خارج میتواند کالای دست دوم را به قیمت ارزان خریده و معاف از سود بازرگانی و حقوق گمرگی بداخل سرازیر نماید و با بهای چندین برابر بفروشد و هزینه سفر خود را تأمین کند. و برای بار دوم و چندم اقدام به خرید ارز نماید و این دو تصور یا رویه غلط بازار داخل و خارج را برای دلار گرم می‌کند.
تبلیغات سیاسی
عامل سوم کاهش ارزش ریال فقط تبلیغات سیاسی است. رادیو و تلویزیونهای بیگانه همصدا با عوامل داخلی تبلیغ ورشکستگی «ریال» را می‌نمایند.
کسانی که در کشور خود میلیونها نفر زیر خط فقر دارند هر 4 دقیقه یک نفر به قتل می‌رسد، بدهی‌های کلان بار آورده‌اند تبلیغ می‌کنند که در ایران مردم در تنگنای اقتصادی هستند. و اقتصاد ایران ورشکسته است!
بانک مرکزی آمریکا هر روز نرخ برابری دلار در مقابل ریال را کاهش می‌دهد ولی هر بار هم اعلام می‌کند؛ بیان نرخ دلیل خرید آن نیست! یعنی اینکه فقط تبلیغات است!
بازار دبی به تبع از آمریکا سعی در قیمت‌گذاری دارد! قیمت او همیشه 100 ریال بالاتر از قیمت دلار در بازار ایران است! و این یعنی سعی در قبضه کردن اقتصاد ایران و نشان دادن ناتوانی دولت در حاکمیت پولی خود. آنها با این ترفند می‌خواهند ثابت کنند دولت ایران قدرت ندارد قیمت پول ملی خود را ثابت نگهدارد و نبض حاکمیت اقتصادی ایران در خارج از کشور می‌زند و با توجه به تکامل زور و زر یعنی قدرت سیاسی ایران،‌ در داخل نیست بلکه از خارج به آن دیکته می‌شود! چون وقتی دولت ایران نتواند شریانهای اقتصادی را کنترل کند و در برابر آن نقطه‌ضعف داشته باشد بدیهی است در برابر حرکتهای سیاسی و مدیریتی نیز تسلیم بازار سیاسی خارجی خواهد شد؟
راه‌حل چیست؟
برای کاهش ارزش دلار کافیست که مسیر عکس سه حرکت ذکر شده پیموده شود. یعنی صادرات در مقابل ریال باشد. واردات کالاهای غیرضروری همراه مسافر ممنوع شود و خرید از کشورهای خارجی هم به ریال صورت گیرد. و بالاخره در تبلیغات سیاسی جواب یاوه‌گوئیهای عمال خارجی داده شود و بجای تسلیم در مقابل آنها، شیوه مبارزه در پیش گرفته شود. ممکن است در ظاهر، ‌امری سخت و مشکل باشد،‌ ولی سختی آن بحد رذالت و عبودیت آمریکا نیست. چرا ما باید از نظر سیاسی مرگ بر آمریکا بگوئیم ولی از نظر اقتصادی او را خدای خود بدانیم؟
دستور اسلام اینست که در مقابل مستکبران باید تکبر کرد تا خواری آنان آشکار شود. ما چرا باید برعکس دستور اسلام حرکت کنیم؟
ترس از محاصره اقتصادی آمریکا برای چیست؟ مگر آمریکا چه دارد که ما نداریم یا نمی‌توانیم آن را بدست آوریم؟ براستی اگر جواب اینهمه چرا خضوع در برابر آمریکا باشد، چرا اینهمه جنگ را تحمل کردیم و چرا اینهمه شهدا تقدیم کردیم؟ دولت‌مردان ما بیایند و با قدرت تمام به طرف‌های خود اعلام کنند از این پس باید ریال بپردازند.
آیا این اوج عزت نیست؟ اکنون که بحمداله اقتصاد ما از وابستگی صددرصد به نفت رهائی پیدا کرده اگر حتی فروش ما کمتر هم شود ولی وجه آن به ریال دریافت شود اقتصاد ما قوی‌تر و قدرت پولی ملی ایران بیشتر می‌شود.
جلوگیری از ورود کالاها
کالاهای وارداتی ایران اغلب کالاهای اساسی است که از سوی دولت وارد می‌شود در درجۀ دوم کالاهای سرمایه‌ای ایست که باز اکثریت آنها از سوی دولت و بصورت کلان وارد می‌شود این نوع کالاها بدلیل روند ثابت و رشد مشخص، چندان تنشی در بازار ارز ایجاد نمی‌کند.
اما غیر از کالاهای اساسی و سرمایه‌ای کالاهای لوکس و کالاهای دست دوم از مهمترین عوامل تنش بازار ارز هستند. وقتی نگاهی گذرا به کالاهای وارداتی نوع لوکس و همراه مسافر می‌اندازیم چیزی جز البسه دست دوم، شکلات،‌ سیگار و حتی کالاهای قاچاق نمی‌بینیم، از نظر قانونی ورود «ویدئو» در ایران ممنوع است ولی چگونه بیش از 2 میلیون وارد این مملکت شده است؟ جز از طریق کالای همراه مسافر؟
انواع مشروبات و البسه ضدفرهنگ جز از این کانال وارد می‌شود؟ لذا می‌بینیم این نوع کالاها،‌ اساس فرهنگ و اقتصاد را متزلزل می‌سازد، و تزلزل در اقتصاد و فرهنگ میتواند مایه قوام سیاست و اقتدار یک مملکت باشد؟ و اگر اقتدار سیاسی باشد چه نوع اقتداری خواهد بود؟ اینهمه لوازم خانگی از چه طریق وارد مملکت می‌شود؟
جز از طریق تنها منفذی که هست؟ از اینروست که می‌گویند: کالاهای لوکس کشتی کشتی وارد می‌شود و پهلو می‌گیرد و دانه دانه ترخیص می‌شود و داخل کشور می‌شود. یعنی چون ورود کالاهای لوکس ممنوع است با آزاد گذاشتن دست مسافر در واقع این قانون را شکسته‌ایم و بی‌قانونی را جایگزین کرده‌ایم.
صدور پسته در مقابل ورود آدامس!
شاید خنده‌دار باشد ولی واقعیت است. معنی پیمان ارزی واردات بدون انتقال ارز یعنی همین. یعنی بهترین کالا را صادر می‌کنید و به بهای ارزان به کشورهای خارج بفروشید و پول آن را در بانکهای خارج نگهداری کنید و معادل آن کالاهای مورد نیاز وارد کنید و در همان جا پولش را بپردازید.
یک واردکننده قادر نیست کالاهای اساسی وارد کند چون کالای اساسی را دولت وارد می‌کند و از طریق گنجاندن سوبسیدهای کلان در بودجه می‌تواند به بهای نازل عرضه کند اما این امکان برای واردکنندگان دیگر نیست، کالاهای سرمایه‌ای هم همینطور یعنی بدون سوبسید،‌ هر نوع کالای وارداتی گران تمام می‌شود. از اینرو آنها تشویق به وارد کردن کالاهای غیرضروری و ارزان و حتی دست دوم می‌شوند.
داروهای تاریخ منقضی، سرمهای آلوده، البسه دست دوم بهترین کاندیدا برای یک تاجر ایرانی می‌شود و عملاً هم می‌بینم با آزاد شدن واردات،‌ بازار داخلی پر از کالاهایی چون نوشابه، آدامس و سیگار می‌شود. این کالا بدلیل ظاهر تجملاتی بخش اعظم درآمد اشخاص را بخود اختصاص داده و باعث می‌شوند قدرت خریدشان کاهش یابد.
فرض کنید شخصی روزی 100 تومان پول سیگار خارجی بدهد ماهی سه هزار تومان می‌شود. این سه هزار تومان میتوانست 6 کیلو گوشت باشد ولی جایگزینی این کالا باعث شده کارمند خود را مغبون احساس کند و پول او بی‌برکت شود.
بیماریهای واگیردار نتیجه واردات بی‌رویه!
واردات بی‌رویه نه تنها باعث اضرار سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی می‌شود،‌ بلکه زمینه انتقال بیماریهای واگیرداری چون ایدز، هپاتیت B و امثال آن نیز می‌گردد.
وقتی مسافر بتواند همراه خود کالای دست دوم وارد کند،‌ از یکسو حقوق و عوارض گمرکی نمی‌پردازد و از سوی دیگر کالای او تحت آزمایش قرار نمی‌گیرد. لذا آلودگی براحتی منتقل می‌شود. مگر اینکه قانونی گذاشته شود تا واردشوندگان در فرودگاهها و در مرزها مدت چند روزی در قرنطینه بمانند و بر روی آنها و لوازمشان آزمایشات لازم صورت گیرد!
می‌بینیم که امکان‌پذیر نیست پس بهترین راه جلوگیری از واردات است. جلوگیری از واردات کالای همراه مسافر اولاً کاهش مسافرتهای بی‌هدف را بدنبال خواهد داشت و ثانیاً از انتقال بیماریها می‌کاهد و علاوه بر اینکه باعث کاهش مراجعه برای خرید ارز شده و با کم شدن تقاضا قیمت دلار کاهش می‌یابد.