تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۳۷۴

توسعه به مفهوم کلی گسترش زمینه بهره‌مندی و نیز عمق بهره‌گیری از امکانات است؛ به طوری که در نتیجه توسعه، تعداد بیشتری از مردم از آن امکانات برخوردار شوند و کیفیت برخورداری آنها هم رو به بهبودی باشد.
با تحقق توسعه، توانمندی افراد و کانونها و اجتماعات افزایش می‌یابد. بر مبنای بینش اسلامی، موازنه‌ای بین «وسع» و «تکلیف» وجود دارد که با تعبیری دیگر، همان تناسب اختیارات و مسئولیتهاست. فراتر رفتن زمینه اختیارات از مسئولیتها باعث تعدی و فساد می‌شود، و مسئولیت بدون اختیار لازم هم، فرد یا گروه مسئول را به تکلف و قبول فشار و محنت می‌اندازد.(1)
قرآن، تناسب تکلیف هر فرد را با امکاناتی که در اختیار او قرار گرفته نشان می‌دهد و اضطراب افراد مومن متقی از در اختیار داشتن امکانات و راکد نگهداشتن یا بلاتکلیف گذاشتن آنها و عدم مصرف بدون معطلی در مسیری که مرضی خداوند است نیز از آن نشأت می‌گیرد.(2)
پس اگر طالب شناخت و ادای تکالیف خودیم، باید ارزیابی صحیحی از وسع خود داشته باشیم و برآورد کاملی از فضل خدا نسبت به خود و از مجموعۀ امکاناتی که در اختیارمان قرار داده شده است بنمائیم و قدر آنها را بدانیم. آن امکانات جز مواهب و نعماتی که به شکلهای متنوع، در اصل، خداوند به بشر اعطا می‌کند و شکر بر آنها را واجب فرموده، چیز دیگری نیست؛ و چون هیچ بشر عاقلی نیست که از یک یا چندین نعمت برخوردار نباشد، انسان بدون مسئولیت و تکلیف در اسلام، منحصر می‌شود به سفهاء، محجوران و محرومان از سلامتی و محرومان از مطلق دارایی و نابالغان.
آفات توسعه
با توجه به این که احراز شرایط توسعه به مفهوم قابلیت بهره‌مندی از امکانات و اختیارات گسترده‌تر و در نتیجه ملزم شدن به تکالیف بیشتر است، آفات توسعه، همان عدم مراعات ظرایف و مقتضیات و ابعاد تکالیف، بویژه در نحوه ایفای آنهاست.
سه عنوان را که بیشترین توجه توسعه‌ای بدان شده است بررسی می‌کنیم:‌
1- توسعه اقتصادی: مفهوم خاص آن بسط امکانات اقتصادی، اشتغال، مال و منال و رفاهیات مادی است.
در بینش اسلامی: الف ـ انسان هدفمند آفریده شده و باید مراقب باشد که وجود او و ایام او به بیهودگی و بطالت صرف نشود.(3)
ب ـ انسان مستقلاً مالک نیست بلکه مال از آن خداست که در اختیار انسان قرار می‌دهد تا با درست به مصرف رساندن آن، انسان صاحب درجه و منزلت رفیع شود.(4)
از آیات قرانی بر می‌آید که مالکیت و سعه در مال، خود به خود اصالت ندارد و مهم، نحوه تشخیص مصلحت و هزینه کردن درست آنست. پس، آغاز کردن و ادامه دادن توسعه اقتصادی بدون اعمال تدبیر و برنامه‌ریزی، ثمره و سرانجام مطلوبی، به لحاظ آرمانی، به بار نمی‌دهد و زندگی توام با امکانات نادر ولی مبتنی بر تدبیر، قطعاً بر آن شرف دارد چون منتهی به عاقبت نیکوست.
از پیامدهای بد و خطیر گسترش ناشایست امکانات اقتصادی، پدید آمدن حالت سرکشی و طغیان در انسان است به طوری که ضرر آن فقط گریبان فرد سرکش را نمی‌گیرد بلکه باعث بروز فساد در روی زمین می‌شود.(5)
بدین ترتیب متوجه می‌شویم در برخورداریها باید محدوده مجاز تعیین شود و پا از آن فراتر نرود. آن محدوده، وابسته به ویژگیهای فردی انسانهاست و لزوماً برای همه یکسان نیست، اما کامجویی فراتر از آن، منجر به بروز ستمگری در روی زمین و خدانشناسی و اجحاف و بی‌انصافی و ترک نیکی نسبت به یکدیگر می‌شود.
همچنین در هر معامله‌ای با مشارکت مالی افراد، امکان غلبه خصلت حرص و افزون‌خواهی و سودجویی شخصی و انحصارطلبی بین شرکاء وجود دارد و توسعۀ اقتصادی ممکن است به ستم برخی از شرکاء به برخی دیگر بینجامد.(6)
با عمومیت پیدا کردن چنان شرایط ناروایی، انگیزه همکاری و تعاون که لازمه سرعت گرفتن در بهبود وضع جمعی است از بین می‌رود.
از آثار دیگر توسعه بی‌قواره امکانات مادی، پدید آمدن تبعیض، افزایش ریخت و پاش نزد عده‌ای قلیل از یک سو و محرومیت عده‌ای کثیر از سوی دیگر، بی‌توجهی به حرمت اسراف، و گردش محدود امکانات در دست صاحبان سرمایه است به طوری که اقتصاد، از صرفه‌جویی و قناعت در مصرف بیگانه و از اشتیاق به تولید و بهره‌وری و وجدان کار تهی می‌گردد.
بنابراین، توسعه بی‌رویه اقتصادی را آفاتی تهدید می‌کند که مهمترین آن ستمگری افراد نسبت به یکدیگر یا اشاعه ستم در روی زمین و تباهی امکانات است.
2ـ توسعه فرهنگی ـ اجتماعی: مفهوم ویژه آن برخورداری ییشتر از زینت دنیا و تسهیلات خلاقیت فکری است. با این توسعه، سوادآموزی و مطالعه و آگاهی‌رسانی و فن‌آوری و تحقیق و علم‌اندوزی می‌تواند گسترش یابد و آثار هنری بسط پیدا کند و سیر و سیاحت و به دنبال آن نظر افکندن و عبرت گرفتن، علاوه بر تفریح، رواج گیرد. زندگی توام با توسعه فرهنگی رتبه‌ای بلندتر از هر نوع زندگی دیگر ولو مشحون از همه‌گونه رفاه مادی، دارد.
اما همین توسعه فرهنگی آفاتی دارد که همانا فرو غلطیدن در چاه ویل هوا و هوس و لذایذ نفسانی و گرفتار شدن در دام تسویل است. ممکن است از سوادی که آموخته شده و قدرت مطالعه و ابزار آگاهی‌رسانی و حتی دانش و فن و هنر و ورزش و تفریح برای بطالت، بدآموزی و گمراهی سوء استفاده شود و دقیقاً صراط مستقیم فراموش و راه خدا مسدود شود.(7)
یا توسعه فرهنگی بهانه‌ای شود برای شیوع امیال شهوانی، و هنر وسیله‌ای برای ابراز تحریکات جنسی از راه‌ آهنگهای هیجانی و مطربی یا مخدر و نقاشی‌های مستهجن داستانهای عشقی گناه‌آلود یا خشونت‌گرا و تنفرآفرین، و اجرای نمایشهای اغواگر و فیلمهای منحط سینمایی و برنامه‌های مبتذل ویدیویی، ماهواره‌ای و تلویزیونی. از این روست که خداوند متعال آن قبیل انحرافات را چه علنی و آشکار باشد و چه ناپیدا و مخفی، حرام کرده است. توسعه فرهنگی در آن مسیر، انحرافی و بنابراین مطلقاً ممنوع است.(8)
نعمتهای دار دنیا برای بهره‌مندی انسانهاست، البته با مراعات حدود مجاز؛ چنانکه پا فراتر گذاشتن به سمت ناروا، بهر‌ه‌مندی حلال را به حرام مبدل می‌سازد.(9)
و اساساً دنیا برای خودش آفریده نشده است تا انسان غرق در بهره‌مندی دنیا و مافیها شود و آن را هدف قرار دهد، بلکه هدف خلقت دنیا، با تنعم قانونی و مشروع از آن و به کارگیری درست و بجای امکانات آن، دست‌یابی به آخرت و قرب درگاه الهی است.(10)
یکی از آفات توسعه اجتماعی، اولویت یافتن آزادیها و منافع فردی در مقابل مصلحتهای جمعی و رخت بر بستن فداکاری، گذشت و ایثار است که این ارزشها هر کدام به نوعی لازمه پیشرفت آرمانی جامعه و ممانعت از سیطره فردگرایی است، و بویژه اشاره کنیم به ضایع شدن حرمت و جایگاه کانون خانوادگی در مقابل بی‌بندوباریها و آزادیهای افراطی زن و مرد در لذت‌طلبی از وجود و بدن و اندام خود و تباه شدن نسل با کم بها دادن به ایام رشد جنین، موضوع حساس تربیت و پرورش طفل، و عدم مراقبت بر سرنوشت دوران نونهالی و کودکی.
3ـ توسعه سیاسی: مفهوم آن بسط آزادیهای سیاسی برای افراد و گروههای اجتماعی و نیز گسترش ابعاد مشارکت عمومی مردم در اداره امور محلی خود و کشور است. با توسعه سیاسی، مسئولیت‌پذیری آحاد مردم افزایش می‌‌یابد و رقابت در انجام دادن اموری که برای اصلاح وضع جامعه و کشور ضروریست، گُل می‌کند و بتدریج مخلص‌ترین و شایسته‌ترین افراد برای تصدی کارهای عمومی و دولتی شناخته و آموخته می‌شوند، و به کار بستن تدبیر اوج می‌گیرد و در نتیجه عقب‌ماندگی کشور و پریشانی اجتماعی رو به افول می‌گذارد. اما همین گسترش آزادیها و اختیارات آفاتی دارد و آسیب‌هایی را ممکن است پدید آورد:
الف ـ بازگشت به گذشته طاغوتی با اتخاذ روشهای غیر خودی، بر اثر غرض‌ورزی سیاسی یا نیت قدرت‌طلبی، یا عدم درک مقتضیات و شرایط جمهوری اسلامی یا عدم شکیبایی در مقابل نارسایی‌های غیر ظالمانه مختلف.(11)
از قرآن مستفاد می‌شود که ممکن است،‌ حتی پس از روشن شدن حکم خدا، که در برتری آن دودلی نیست، و درک مستقیم رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، عده‌ای هوس بازگشت به احکام جاهلیت را بکنند. به یقین جمهوری اسلامی نیز که با پیروزی انقلاب اسلامی جوانه زده، در میان فتنه‌ها، دشمنی‌ها و بدخواهیهای شرق و غرب، متاسفانه از وجود چنان افرادی تهی نیست.
ب ـ سوء استفاده از آزادی بیان و قلم و ایراد تهمت و افترا و افشاگری‌های دروغین و به کار بستن تبلیغات مزورانه و شعارهای عوامفریبانه برای دستیابی به حکومت یا حذف رقیبان از مسند قدرت.
ج ـ جستجوی رضایت مقطعی و عاجل رای‌دهندگان برای جلب نظر آنها در هنگام انتخابات با اتخاذ روشهای ابهام‌آلود و مبتنی بر آرایش ظاهر و دورویی، و بیانات خوش‌طنین و فریبا، و زیر پا گذاشتن حق.
د ـ تهییج و تحریک گروهی و فردی بی‌تجربگان صحنه سیاست و نوجوانانی که طبیعتاً فرصت دریافت آگاهی کافی و آموزش درخور سیاسی را نیافته‌اند و با سوء استفاده از عدم امکان فراهم ساختن وسائل لازم تشخیص سیاسی مستقل برای آنها، به منظور بهره‌گیری مقطعی و ابزاری از آنها.
هـ ـ تخریب انسجام همگانی و وحدت و وفاق ملی یا بزرگنمایی تمنیات سیاسی و خواستهای فرقه‌ای، طایفگی و بومی.
پیشگیری و علاج
مصون ماندن از آن همه آفات گوناگون و بهره‌مند شدن از نتایج مثبت توسعه آرمانی، ساده نیست و خود به خود حاصل نمی‌شود بلکه مقدمه‌ای نیاز دارد که چنانچه دست‌یابی بدان میسر شود، تلاش برای توسعه اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، ارزش و معنا می‌یابد، والا باید در انتظار ظاهر شدن آثار منفی و زیانبار و عوارض بیمارگونه توسعه نشست. آن مقدمه، که مستقلاً می‌تواند هدفی آرمانی باشد، رشد دینی است که مفهوم عمیق دریافت و درک هدایت الهی و استفاده از بصیرت و شکوفا کردن استعداد و تشخیص و تمیز دادن حق از باطل و حرکت به سمت کمال، در آن نهفته است.
الف ـ زمینه دینی توسعه: خداوند متعال وسعت را در ملک خود و رحمت خود و علم و حکمت و مغفرت و نیز در فصل خود و همچنین در پهنه زمین نهاده است و انسان باید خواهان توسعه‌ای باشد که زمینه خدایی آن آماده است.(12)
پس باید خواهان رحمت الهی، علمی که او خود معلم اول آنست، حکمتی که خیر کثیر در آن است، آموزشی که انسان را از آلودگیها پاک و از بندها آزاد می‌کند و فضلی که همه برکات را در بر دارد، شد و آنها را در هر نقطه‌ای از زمین که آسان‌تر یافت می‌شود جستجو کرد.
ب ـ رشد دینی: رشد فرایندی است که جنبه نظری و عملی دارد و کاملاً تبیین شده است و منعی برای دستیابی بدان نیست مگر هوای نفسانی. انسانهای هواپرست به مسیر رشد راه نمی‌یابند هر چند ممکن است توسعه را دریابند.(13)
خداوند متعال برای راهنمایی انسان، رشد را از غیّ (گمراهی) بروشنی متمایز فرموده است.(14)
اهل ایمان با یقینی که نسبت به عواقب رشد در زندگی دنیا و آخرت دارند دائماً در پی رشدند و دعای روز و شبشان طلب رشد است. مصداق آن را در جوانان اصحاب کهف می‌بینیم.(15)
و اگر کسی نیت و اراده کند که به رشد برسد خداوند او را هدایت می‌کند تا بتواند از نور اسلام کمال بهره را ببرد و راه زندگی متعالی خود را منور کند.(16)
اما روش نیل به رشد، در اجابت سفارشهای الهی و ایمان و عمل بدان است.(17)
و کسانی که رشد یافته‌اند از ویژگیهای اثباتی و سلبی برخوردارند.(18)
پس با رشد دینی، موانعی که بر سر راه پیشرفت کمال‌جویانه انسان وجود دارد برداشته می‌شود و غل و زنجیرهای جهالت و خرافات و شهوات کنار می‌رود و امکان حصول سایر ابعاد توسعه به طور طبیعی و بدون انحراف و آفت فراهم می‌گردد ولی بدون رشد دینی یا با عقب انداختن آن یا با تضعیف علنی یا مخفی مبانی دینی و کور کردن راه تقوی، یا تشکیک در باورهای اصیل مذهبی و معنویت، به تصریح یا به تلویح، مصیبتهای مختلفی در کمینگاه راه توسعه و در هر بخش آن می‌نشیند و دستیابی به توسعه سالم و پایدار و حقیقی و آرمانی را همچون آرزویی خیالی غیر ممکن می‌سازد.