تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۳۸۸

مهدی امامقلی: هفته گذشته حاج‌اسماعیل موسوی (پدر مرد شماره یک جریان فتنه) در سن 103 سالگی دار فانی را وداع گفت و چشم از جهان فروبست. گرچه درگذشت آن مرحوم حواشی سیاسی تامل‌برانگیزی به همراه داشت و موجبات تحرکات فتنه‌گران و اپوزیسیون را در اغتشاش‌آفرینی و متشنج کردن مراسم تشییع، ترحیم و جنجال رسانه‌ای فراهم آورد اما نکته‌ای که در ‌این بین قابل تامل‌ به نظر می‌رسد پیام تسلیت هاشمی‌رفسنجانی و محتوای غیرمنطقی آن است که خطاب به خاندان موسوی نوشته شده است! ناگفته نماند که‌ این پیام به دلیل ادبیات مبهم و سوال‌برانگیز خود مورد سوءاستفاده رسانه‌های غربی قرار گرفت و در رسانه‌های داخلی هم در ترازوی نقد و نکوهش کارشناسان و تحلیلگران سیاسی، سوال مهمی ‌را به اذهان عمومی‌ متبادر کرد و آن ‌اینکه چرا هاشمی‌رفسنجانی هنوز بر عدم مرزبندی با ضدانقلاب اصرار دارد؟ ‌ایشان در بخشی از پیام خود که به بهانه درگذشت مرحوم حاج‌اسماعیل موسوی نوشته شده، آورده است: «مصیبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان بویژه مهندس میرحسین موسوی تسلیت می‌گویم؛ خاندانی که خدمات شایسته‌ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی‌مان کردند و افتخار تقدیم چندین شهید در راه اسلام، انقلاب و میهن را در کارنامه خود دارند.» حال آنکه میرحسین موسوی را که در جرگه ضدانقلاب است به عنوان فرزند خدوم و برومند آن مرحوم عنوان کرده و تمام اقدامات و تحرکات منافقانه او را نه‌تنها محکوم نکرده بلکه «خدمت» هم فرض کرده است !
به هر حال جدای از تحلیل‌های مختلفی که درباره فعل و انفعالات سیاسی آقای هاشمی‌رفسنجانی همواره مطرح بوده باید تاکید کرد ‌ایشان در رفتار سیاسی خود اصالت را به «هدف» می‌دهد و حیات سیاسی‌اش را در «تاکتیک ابهام و تردید» می‌بیند. به عبارتی هاشمی‌رفسنجانی مرگ سیاسی خود را در موضع‌گیری صریح می‌داند و به اشتباه فکر می‌کند که اگر با جریان فتنه مرزبندی قاطعانه و مشخصی داشته باشد برای همیشه از گردونه سیاست حذف می‌شود چه آنکه در جریان مقابل فرقه فتنه یعنی جریان ارزشی و مذهبی برای خود نه پایگاه اجتماعی و مردمی‌ و نه پناهگاه یا ملجأ نمی‌بیند. بنابراین به نظر می‌رسد این رفتار سیاسی و محافظه‌کارانه آقای هاشمی‌رفسنجانی اصولا از نوع تاکتیک است نه استراتژی. در حقیقت هاشمی‌رفسنجانی می‌داند که جریان فتنه شکست خورده و به بن‌بست نهایی خود رسیده اما هاشمی مجبور است نسبت به آن رویکرد سلبی نداشته باشد تا هم از سوی جریان خارجی حمایت شود و هم از سوی جریان داخلی مورد رصد قرار گیرد و زیست سیاسی و خبری داشته باشد. اینکه هاشمی‌رفسنجانی ضمن دور شدن تدریجی از نظرات و دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی، همواره رهبری و سیاست‌های‌ ایشان را به طور تلویحی مورد تایید و تمجید قرار داده خود دلیلی بر ‌این ادعاست. به عبارتی عادت سیاسی هاشمی‌رفسنجانی‌ این بوده که یک بام و دوهوا باشد و هر از گاهی یکی به نعل بکوبد و یکی به میخ! راز پیام تسلیت هاشمی‌رفسنجانی و عدم مرزبندی با جریان ضدانقلاب همین زیست سیاسی و باقی ماندن در قدرت و بهره‌گیری از تاکتیک «هدف‌محور بودن» و نیز «در ابهام و تردید گذاشتن» مخاطبان است یعنی هاشمی‌رفسنجانی در رفتارهای سیاسی خود، اصالت را به هدف می‌دهد نه به تحلیل! با تداعی یک واقعه تاریخی ‌این نکته روشن‌تر می‌شود؛ در انتخابات دوم خرداد 76 هاشمی‌رفسنجانی به ‌این تحلیل رسیده بود که با ناطق‌نوری نمی‌تواند ادامه بدهد و باید با سیدمحمد خاتمی‌ هماهنگ شود اما غالب توده‌های مردمی‌ به‌ این دلیل آرای پاک خود را در صندوق‌های رای به نفع خاتمی ‌ریختند که فکر می‌کردند هاشمی ‌مخالف خاتمی ‌است! یعنی اگر هاشمی‌رفسنجانی موضعی به نفع خاتمی ‌می‌گرفت (تحلیل) آن موقع خاتمی‌ پیروز نمی‌شد، پس باید به نوعی رفتار می‌کرد (سکوت یا ابهام) تا ناطق‌نوری در برابر خاتمی‌ شکست بخورد (هدف). به ‌این دلیل است کسی که در دهه 60 خطاب به بنی‌صدر می‌گفت با ضدانقلاب‌ها مرزبندی کنید، امروز خود وی با ضدانقلاب‌ها مرزبندی نمی‌کند و اصولا برای تحقق هدف (باقی ماندن در قدرت) در رفتار سیاسی خود اصالت را به هدف می‌دهد نه تحلیل.