تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۳۹۱

سعدالله زارعی
پیام اعلام «سال جهاد اقتصادی» چیست؟ در این سال قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ مخاطب اصلی جهاد اقتصادی مردمند یا دولت؟ این شعار چه ارتباطی با رخدادهای تقویم شده داخلی کشور و منطقه ای دارد؟ «جهاد اقتصادی» بشارت است یا تخذیر؟ چرا اقتصاد بر پیشانی سال 90 نشسته است؟ اقتصاد جهادی چه سنخ اقتصادی است؟ چرا این شعار در دوره دولت پر کارکنونی مطرح شده است؟ شاید این ها مهمترین سوالاتی است که باید به آن ها پاسخ داده شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی برای چندمین بار طی دهه اخیر موضوعی اقتصادی را بعنوان شعار سال تعیین فرموده اند کما اینکه شعار سال گذشته نیز (همت مضاعف و کار مضاعف) شعاری اقتصادی بود. «جهاد اقتصادی» دو واژه - و یا یک مفهوم- ارزشی است که در قرآن کریم و سایر متون دینی- بصورت دو واژه جدا- مورد استفاده قرار گرفته اند از سوی دیگر جهاد اقتصادی یکی از زیرمجموعه های جهاد به حساب می آید و از این رو این مفهوم از یک سو کاملا تخصصی است و از سوی دیگر در محافل علمی- و حتی عمومی- کاملا شناخته شده می باشد در عین حال برای آنکه جای هیچ سوء تعبیری باقی نماند، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای - دامت برکاته- در حرم شریف رضوی-ع- فرمودند: «اگر بخواهیم در ادبیات امروز برای جهاد معادلی پیدا کنیم، می شود «مبارزه»- از این رو- جهاد اقتصادی یعنی مبارزه اقتصادی».
همانگونه که اقتصاد ناظر بر «کار بیشتر» و «مصرف کمتر» است جهاد اقتصادی هم حتماً دو بعد «قناعت» و «کار» را در برمی گیرد در این بین قناعت مسئله ای عمومی است و بخش های مولد و غیرمولد- فعال و غیرفعال- را شامل می شود و «کار بیشتر» به کسانی مربوط است که اشتغال دارند و یا به دستگاههایی مربوط است که برنامه ریزی و مدیریت کار کشور را در دست دارند. سر جمع مصرف در کشور ما بالاست در عین اینکه چند میلیون شهروند و روستاوند کشور در احتیاجات اولیه مشکل جدی دارند که با جهاد اقتصادی باید این احتیاجات و فاصله ها از میان بروند. بالا بودن مصرف در کشور ما ضمن آنکه اتلاف موقعیت ها و فرصت ها به حساب می آید یک تهدید مهم هم محسوب می شود چرا که تداوم میزان مصرف کنونی در کشور می تواند بروز مشکلات عدیده را در پی داشته باشد. بنابراین درست است که در وضع فعلی، بحرانی به چشم نمی خورد اما اگر علاج نشود چشم انداز آن وجود دارد و باید برای آن فکری کرد. کار بیشتر و مصرف کمتر- و به عبارتی کار و قناعت- در فرهنگ عمومی و تاریخ ما کاملا وجود دارد این فرهنگ تا اواخر دهه 1340 در همه شهرها و روستاهای ایران جاری بوده است در گذشته زنان، مردان و حتی کودکان ایران به کار خلاقه اشتغال داشتند در حالیکه اثر و نشانی از تجمل و یا مصرف گرایی در آن ها دیده نمی شد این فرهنگ که یک ملت را در برابر هجوم و توطئه دشمن آسیب ناپذیر می کند از اوایل دهه 1350 مورد تهاجم جدی قرار گرفت و به زودی کار به جایی رسید که تخم مرغ و ماست و دوغ روستایی از شهر تهیه شود و این در حالی است که جمعیت مولد در شهر هم از مرز 20 درصد فراتر نمی رود. ساعات بیکاری در کشور از ساعات کار فزونتر بوده و اساسا این دو قابل مقایسه نیستند و این در حالی است که کسانی که در عدد و آمار «شاغل» خوانده می شوند اکثرا مولد نیستند. از این همه دریا در کشور استفاده چندانی نمی شود (سهم فرآورده های غذایی دریایی در سفره ایرانیان کمتر از 5 درصد است) و از بیابانها که هزاران فرصت شغلی در متن آن ها نهفته است، به نام اینکه بیابانند، استفاده ای نمی شود.
تعطیلات در کشور بیداد می کند امروز تعطیلات رسمی - اعم از جمعه و ... - از مرز ثلث ایام سال فراتر رفته و این در حالی است که از این طرف و آن طرف زمزمه تعطیلی پنجشنبه ها به گوش می رسد. طی 2-3 سال گذشته بطور متوسط روزانه 2 ساعت از ساعات کاری شاغلین بخش دولتی کاسته شده و این ها به هیچ وجه علامت های خوبی برای کشور که بر اساس سند چشم انداز 20 ساله باید در 1404 رتبه اول خاورمیانه را داشته باشد، نیست. بر این اساس تعیین نام «جهاد اقتصادی» از سوی رهبری که سکان هدایت کشور را در دست دارد، کاملا معنادار است. البته این سال باید آغاز راهی برای بهینه سازی شرایط کار و فرم بندی وضعیت مصرف در کشور تلقی شود و باید گفت بدون «همراهی جدی و واقعی» مسئولین آثار لازم را ندارد.
همزمان با اعلام سال جهاد اقتصادی، رهبر معظم انقلاب اسلامی، سفری به عسلویه - تاسیسات پارس جنوبی - داشتند و در آنجا ابعاد نامگذاری این سال را توضیح دادند. در این میان نکته اول این است که پارس جنوبی در طول دو دهه گذشته، برجسته ترین میدان جهاد اقتصادی ملت ایران با غرب و کمپانی های وابسته به آن بوده است. این حضور به اندازه علامتی که «چفیه» آقا طی سالهای اخیر از جدی بودن معارضه به ما می دهد، معنادار می باشد. نکته دوم این است که برای گرم کردن میدان جهاد اقتصادی باید کارهای بزرگی به بزرگی کار در پارس جنوبی کرد، ثالثا مخاطب اصلی جهاد اقتصادی نیروهای مولد وسط میدان هستند در واقع اگرچه دولت شایسته «خسته نباشید» و «دست مریزاد» است اما پیش از این باید گفت ما در حالی که در آغاز راه هستیم، زمان زیادی نداریم.
نکته دیگر این است که سال 90 به «انتخابات مجلس» ختم می شود. انتخابات یک فرصت طلایی برای کشور است به شرط آنکه در آن رقابتی جدی برای خدمت بیشتر شکل بگیرد نه اینکه نیروهای در حال کار دست از کار بکشند و به مناقشه بپردازند. پیروزی در انتخابات مجلس حق کسانی است که در طول این سالها و از جمله در سال 90 اثبات کرده باشند که مرد خدمتند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب- در حرم رضوی- کسانی که کشور را به مسائل حاشیه ای مبتلا نمی کنند. در واقع «جهاد اقتصادی» هم کشور را حفظ می کند و هم فرصت های سال .1390 دقیقا از این منظر باید به نیروهای مذهبی- حزب اللهی که سرمایه اقتصادی آنچنانی ندارند و دستشان هم به مناصب نمی رسد ولی در عین حال بخاطر تعهد و عشقی که به «آقا» دارند می پرسند «از ما چه کار برمی آید» گفت شما با تاکید بر روی کار و خدمت رسانی و بی اعتنایی به مدعیانی که با اصلی کردن مسایل فرعی و فرعی کردن مسایل اصلی فرصت سوزی می کنند، می توانید نقش مهمی در سال جهاد اقتصادی داشته باشید. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در سفر عسلویه فرمودند: «همه مسئولند... شما حتی سر یک کلاس، یک معلم هم که باشید می توانید در این جهاد اقتصادی سهیم باشید. این فرهنگ را به این جوان، به این نیروی انسانی فردا تعلیم می دهید این می شود جهاد اقتصادی».
سال جهاد اقتصادی الزاماتی هم دارد که به اختصار به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
1- جهاد اقتصادی باید «ملی» تلقی شود و هر بخش خصوصی، دولتی و تعاونی و در عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... خود را مسئول بشناسد و این را همه باید بدانند که هیچ کشوری جز با «جهاد اقتصادی»- کار و قناعت- به جایی نرسیده است؛
2- جهاد اقتصادی، جهاد فی سبیل الله است و لذا «عزم»، «اخلاص»، «ثبات قدم» و «قصد تقرب به خدا» در آن شرط است این آموزه باید بعنوان «ارزشی تخلف ناپذیر» مورد توجه جدی قرار گیرد؛
3- جهاد اقتصادی به «معاضدت ملی» و به تعبیر آقا «اتحاد و انسجام ملی» نیاز جدی دارد و بدون آن تحقق نمی یابد. هماهنگی و همدلی قوا و طرد اختلاف افکنان از هر قوه بسیار اهمیت دارد، تریبونی کردن اختلافات قوا باید «خیانت ملی» تلقی شود و البته فراتر از آن کمک هر بخش از جامعه به بخش دیگر از اهمیت فراوانی برخوردار گردد.
4- «قاعده محوری» و اجتناب از شلوغ بازی یک مسئله کلیدی به حساب می آید. هر دستگاه یا مجموعه کشور باید برنامه و چارچوبی برای ورود به عرصه جهاد اقتصادی ترسیم کند و زیرمجموعه خود را با آن هماهنگ نماید. اگر این اتفاق بیفتد آن عزم و حضور عمومی شکل گرفته است.
5- «سند محوری» و اجتناب از برخوردهای سلیقه ای هم یک اصل کلیدی است. جهاد اقتصادی باید با نگاه به سند چشم انداز ملی کشور توام باشد و قبل از هر چیز باید جبران مافات گردد. سند چشم انداز می تواند هماهنگ کننده بخش های مختلف کشور باشد و دست ها را به یاری هم بسیج گرداند.
6- کارآمدسازی سیستم ها یکی از شرایط موفقیت جهاد اقتصادی است. در اکثر مواقع سیستم های موجود در دستگاههای مختلف کشور، کارایی لازم برای «حرکت جهشی و مجاهدانه» ندارند. آیا بدون تحول جدی در ستاد کشاورزی- که طی دهها سال بسیار ناکارا و تنبل شده است- می توان به جهادی در کشاورزی نایل شد و در بخش صنعت و در بخش خدمات و در بخش آموزش و...؟ دولت در ایران در اکثر بخش ها بزرگ است اما کارایی آن اندک است این هرم باید وارونه شود.
7- جهاد اقتصادی باید به قصد نشان دادن الگوی مدیریت اقتصادی به جهان دنبال گردد یعنی همانگونه که جهاد نظامی و سیاسی باید هدف بهینه سازی شرایط بین المللی را دنبال کند- به تعبیر قرآن برای لاتکون فتنه- جهاد اقتصادی هم باید بتواند چهره اقتصادی نظام ما را به جهان نشان دهد و برتری اسلام را به ثبت جهانی برساند.