تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۵۹۶
بازخوانی پرونده انتخابات پارلمانی عراق و بررسی تحولات منطقه در گفت‌وگوی «جوان» با کاظمی‌قمی سفیر سابق ایران در عراق
اشاره: عراق در سالی که گذشت درگیر یک پروسه انتخاباتی سنگین برای پارلمان و سپس تشکیل دولت بود که 9 ماه زمان برد. همچنین منطقه خاورمیانه و شمال افریقا ‌ با تحولات شگرفی روبه‌رو شده که شناسایی و تحلیل ابعاد و پیامدهای آن از اهمیت بالایی برخوردار است. جمع این دو موضوع مهم، مسبب دیدار با «حسن کاظمی قمی» سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در عراق بود که در یک عصر بارانی در دفتر کارش پذیرای ما شد. او علاوه بر اشراف کامل بر تحولات رخ داده و یک سال گذشته عراق، تحلیل جامعی از تحولات منطقه ارائه داد.

* چه عواملی موجب شد در انتخابات پارلمانی 16 اسفند 88 عراق، اتفاقات غیرمنتظره‌ای رقم بخورد و تشکیل پارلمان و دولت اینقدر پیچیده‌ شود؟
** در فرآیند سیاسی عراق باید به چند نکته توجه کرد و تحلیل شرایط در هر مقطعی از این فرآیند را با توجه به آن شاخصه‌ها مورد ارزیابی قرار داد. اولین نکته اینکه تجربه دموکراسی در عراق، جوان است. یعنی از عمر حرکت سیاسی در عراق نزدیک به هشت سال بیشتر نمی‌گذرد و طبیعی است که در یک تجربه جوان شما مسائلی را ببینید و گمان کنید بحث انتخابات و تشکیل کابینه خیلی طول کشیده است. نکته دوم مربوط به اشغال عراق می‌شود. کشوری که همچنان از اشغال رنج می‌برد و به دلیل حرکت‌های تروریستی دچار بحران‌ها و چالش‌های امنیتی است و هنوز یک حاکمیت سیاسی کامل ندارد فلذا طبیعی است که در هر معادله سیاسی داخلی دچار مشکل شود. نکته سوم این است که گرچه در داخل عراق مؤلفه‌های جدیدی شکل گرفته اما هنوز نگاه طائفه‌ای و قومی وجود دارد، هر چند نگاه به مصالح و منافع ملی هم به وجود آمده است.
* اما 9 ماه زمان زیادی است؟
** در فرآیند سیاسی، همواره یکسری چالش‌ها و بگومگوها و مجموعه عواملی که گفته شد از لحاظ زمانی در تشکیل پارلمان و دولت تأخیر می‌اندازد. این تأخیرها در تدوین قانون اساسی و انتخابات قبل از عراق هم وجود داشته اما آنچه مهم است اینکه، با وجود اشغالگری، ناامنی و چند صدایی جامعه سیاسی عراق، دستاوردهای بزرگی در طول هشت سال گذشته به دست آمده است.
فراموش نکنیم که 160 هزار نظامی خارجی و هژمونی قدرت و نفوذ امریکا در عراق بوده، ساختار حاکمیت مشکل داشته، حاکمیت دچار بحران امنیتی بوده، دشمن به دنبال جنگ‌های طایفه‌ای رفته و نظام گذشته هنوز تصفیه نشده است که همه اینها تبدیل به دست‌ا‌‌نداز می‌شود و مانع‌تراشی می‌کند. با این حال در عمر کوتاه دموکراسی عراق، می‌بینیم که مردم موفق شدند نظام سیاسی، قانون اساسی، پارلمان و دولت را شکل بدهند.
* اساساً چرا انتخابات پارلمانی در عراق اینقدر مهم است؟
** در عراق نظام پارلمانی حاکم است. یعنی دولت برآمده از انتخابات پارلمانی است. رئیس‌جمهور و نخست وزیر با رأی مستقیم مردم انتخاب نمی‌شوند بلکه پارلمان رئیس جمهور را انتخاب و رئیس‌جمهور هم نخست‌وزیر را مأمور تشکیل کابینه می‌کند. از این جهت انتخابات پارلمانی در عراق بسیار مهم است.
* اهمیت این وجه از قبلا‌ هم وجود داشت، اما به نظر می‌رسد این دوره حساسیت‌ها خیلی بیشتر بود. آیا دلایل خاصی داشت؟
** انتخابات 16 اسفند 88 در مقایسه با انتخابات قبلی چند ویژگی‌ دارد. اولین ویژگی، رقابت بسیار سنگین در این دوره نسبت به دوره قبل و انتخابات شوراهای استانی بود. ویژگی دوم اینکه تمام جریان‌هایی که انتخابات قبلی را تحریم کرده بودند و اساساً در فرآیند سیاسی عراق مشارکت نمی‌کردند، در این دوره به صحنه آمدند. قبلاً برخی از علمای اهل سنت، فتاوایی می‌دادند مبنی بر اینکه این حاکمیت مشروع نیست و توجیه هم این بود که تا زمان وجود اشغالگر، امکان برگزاری انتخابات سالم و آزاد نیست و با همین بهانه در فرآیند سیاسی مشارکت نمی‌کردند.
در این انتخابات، شرکت همه به یک فرض‌واجب تبدیل شد. ویژگی سوم این بود که ترکیب فراکسیون‌ها تفاوت کرد، یعنی در جامعه شیعه، سنی و کرد، فراکسیون‌های شکل گرفته در انتخابات قبلی، دچار تغییر اساسی در این دوره شدند. مجموعه شیعه در دوره قبل، یک لیست بود اما در این دوره، دو لیست شد. مجموعه کردی در قالب چهار لیست وارد شدند حال آنکه قبلاً یک لیست بزرگ بودند. مجموعه سنی‌ها هم در چند لیست آمدند.
در انتخابات اسفند پارسال 287 حزب و جریان سیاسی شرکت کرد و فقط 164 تشکل سیاسی در قالب 12 فراکسیون در صحنه بودند. بنابراین این مشارکت فراگیر وجود داشت.
ویژگی چهارم در انتخابات تبدیل شعارهای طائفه‌ای به شعارهای ملی بود. ویژگی پنجم هم این بود که لیست‌ها دارای کاندیداهای مختلط به لحاظ طائفه‌ای و مذهبی بود. در دوره قبل شیعیان در لیست خود‌ کردها و سنی‌ها هم در لیست خود شرکت کرده بودند، اما در این دوره، برخی لیست‌ها کاندیدای شیعه و سنی در کنار یکدیگر داشتند. مجموعه این تغییرات نشانگر بلوغ سیاسی جامعه عراقی است.
* اما با وجود این بلوغ سیاسی، انتخابات دچار مشکلاتی شد و دست آخر هم اعتراض دولتی‌ها را برانگیخت؟
** توجه داشته باشیم که فضای انتخاباتی عراق از اسفند 88 شکل نگرفت، بلکه از فروردین 88 ایجاد شد. مشارکت از همان زمان گرم وجدی بود. این، بلوغ سیاسی عراقی‌ها را نشان می داد، ضمن اینکه در سال 88 امنیت عراق به نسبت بهتر از قبل بود اما هر چه به انتخابات نزدیک می‌شد، بحران امنیتی در این کشور افزایش می‌یافت.
جریان مخالفت روند سیاسی در سال 88 بیشترین تمرکز خود را روی عملیات تروریستی علیه مراکز دولتی می‌گذارد؛ چرا که دولت حاکم بیشترین مانور را روی دستاوردهای امنیتی انجام داده بود و حالا این جریان می‌خواست نشان بدهد، دولت در تأمین امنیت ناکارآمد بوده است. با این حال انتخابات برگزار شد که همین مسئله مهمی است.
* نتایج انتخابات که مورد اعتراض برخی گروه‌ها‌ قرار گرفت، تأثیری هم‌ بر سهم جریان‌ها ازپارلمان گذاشت، با توجه به اینکه تعداد کرسی‌های پارلمان هم افزایش یافته بود.
** نتایج انتخابات مورد اعتراض گروه‌هایی قرار گرفت که اولین آنها نخست وزیر بود، یعنی آقای مالکی. با این وجود کمیته انتخابات پس از پیگیری‌هایی که انجام شد، صحت انتخابات را تأیید کرد. این مسئله مورد توافق همه فراکسیون‌های سیاسی و لیست‌های پیروز در انتخابات قرار گرفت.
درباره نتایج انتخابات باید گفت تغییر جدی نسبت به دوره قبل وجود نداشت. سهم فراکسیون‌ها به لحاظ درصدی تغییر نکرد، اما چون تعداد کرسی‌ها افزایش یافته بود، کرسی‌های هر جریانی به همان نسبت بیشتر شد. مثلاً جریان شیعه در انتخابات قبل با یک لیست 130 کرسی از 275 کرسی را در اختیار گرفت اما این بار در قالب دو لیست شرکت کرد و 159 کرسی از 325 صندلی پارلمان را تصاحب کرد، بنابراین به لحاظ درصدی، تفاوتی با دوره قبل نداشت. از لیست العراقیه که نسبت به نتایج این گروه اعتراضاتی از سوی جریان‌های دیگر مطرح شد هم 91 نفر به پارلمان راه یافتند. این 91 کرسی متعلق به فراکسیون العراقیه است که شامل پنج جریان بزرگ است.
جریان الوفاق الوطنی که رئیس آن، ایاد علاوی است، جریان حوار که رئیس آن، صالح المطلک است، جریان متعلق به رافع العیساوی، جریان تجدید که طارق الهاشمی رئیس آن بود و اسامه النجیفی از جریان الحدی پنج جریانی بودند که العراقیه را شکل می‌دادند. نسبت کرسی‌های اینها در دوره قبل، با توجه به اینکه در جریان‌های دیگری هم بودند به کل تعداد کرسی‌ها با این دوره تفاوتی نکرده اگرچه کرسی‌هایشان به دلیل افزایش کل کرسی‌های پارلمان، بیشتر شده است.
در دوره قبل جبهه التوافق، جریان اهل سنت در انتخابات بود که افرادی چون خلف العیان، عدنان الدلیمی و طارق الهاشمی را داشت ‌ حدود 76 کرسی از 275 کرسی را در اختیار گرفت که به لحاظ درصدی برابر است با 91 کرسی از 235 کرسی پارلمان فعلی.
در مجموعه کرد‌‌ها که قبلاً با یک لیست آمده بودند، این بار با چهار لیست به صحنه آمدند و جمعاً 57 کرسی کسب کردند، اما یک نکته اینجا وجود دارد که به پیچیدگی قانون انتخابات پارلمانی عراق مربوط می‌شود. مثلاً تعداد آرای کردها در چهار لیست، حدود 2میلیون رأی بود.
فراکسیون العراقیه هم به همین میزان رأی آورد، اما کردها صاحب 57 کرسی شدند و العراقیه 91 کرسی. در یک منطقه، فردی از یک لیست با 1500 رأی وارد پارلمان می‌شود اما در همان منطقه فردی از لیست دیگر با 6 هزار رأی نمی‌تواند به پارلمان راه یابد. این پیچیدگی‌ها احتمالاً برای دوره های آینده رفع خواهد شد.
* انتخابات پارلمانی عراق را کمیسیون عالی انتخابات برگزار می‌کند و امریکایی‌ها از طریق این کمیسیون سعی داشتند اهداف خود را دنبال کنند، چقدر در این امر توفیق داشتند؟
** به دلیل وجود شرایط اشغال در عراق و براساس قانون اساسی، انتخابات را کمیسیون عالی انتخابات برگزار می‌کند. این کمیسیون زیرمجموعه دولت نیست بلکه زیرمجموعه پارلمان محسوب می‌شود. البته به لحاظ مالی و اداری تحت پشتیبانی دولت قرار دارد منتها چون عراق در اشغال است باید با هماهنگی و نظارت سازمان ملل، انتخابات را اجرا ‌کند. اعضای این کمیسیون را پارلمان انتخاب می‌کند و معمولاً اعضا باید بی‌طرف و بدون وابستگی حزبی ‌ باشند که نیستند و البته شاید در انتخابات این دوره تمایلاتی بود، اما خیلی مهم نبود ولی امریکایی‌ها تلاششان را کردند در قالب سازمان ملل دخالت کنند. در مقابل اکثر رهبران سیاسی عراق، اینگونه دخالت‌های امریکا را مردود می‌دانستند.
* پس از تأیید نتایج انتخابات و پیروزی اکثریت شیعیان، انتظار می‌رفت پارلمان به سرعت تشکیل شود اما باز هم تأخیر به وجود آمد؟
** به محض اعلام نتایج انتخابات، مسئله این شد که کدام فراکسیون باید دولت را تشکیل بدهد. قانون اساسی عراق می‌گوید دولت در چارچوب نتایج انتخابات و مشارکت ملی باید تشکیل شود، اما عده‌ای از رهبران سیاسی عراق، تنها نتایج انتخابات را ملاک تشکیل دولت می‌دانستند، بنابراین العراقیه مدعی بود باید دولت را تشکیل بدهد. اما براساس قانون اساسی عراق، بزرگ‌ترین فراکسیون شکل گرفته در پارلمان باید تشکیل دولت بدهد که فراکسیون هم‌پیمانی‌ ملی که از اتحاد ائتلاف دولت قانون و ائتلاف ملی شکل گرفت، دولت را تشکیل داد. قانون نمی‌گوید آنکه در انتخابات پیروز شد باید تشکیل دولت بدهد بلکه می‌گوید بزرگ‌ترین فراکسیونی که در پارلمان شکل گرفت باید مأمور تشکیل کابینه شود.
* با توجه به 159 کرسی شیعیان و اتحاد با کردها شرایط برای انتخاب رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر مهیا بود اما تأخیرها ادامه یافت.
** ابتدا باید رئیس‌جمهور انتخاب می‌شد. هر کسی می‌تواند کاندیدای ریاست جمهوری شود. اما باید دو سوم آرای نمایندگان پارلمان را بیاورد. اگر دو سوم حاصل نشد، شخصی که بین دو کاندیدای دارای بیشترین رأی‌ها، رأی بالاتری بیاورد رئیس‌جمهور می‌‌شود. رئیس جمهور هم نخست وزیر پیشنهادی بزرگ‌ترین فراکسیون پارلمان را مأمور تشکیل کابینه ‌می‌کند. در جبهه‌بندی‌های سیاسی عراق، همواره شیعیان و کردها در مقاطع حساس با هم بوده‌اند. برای انتخاب ریاست‌جمهوری که دو سوم رأی پارلمان را می‌خواهد، همکاری این دو جریان وجود داشت اما در این صورت، بخشی از مجموعه سیاسی عراق از دولت بیرون می‌ماند. در جامعه عراق این اعتقاد وجود دارد که اگر دولتی بر پایه مشارکت ملی تشکیل شود هیچ گروهی به اپوزیسیون خارج از دولت تبدیل نمی‌شود بلکه حضور آن در درون حاکمیت موجب قوام بیشتر دولت خواهد شد. وقتی همه باشند پارلمان و دولت در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند و دولت کارآمدتر می‌شود. بنابراین در مسئله انتخاب رئیس جمهور و تشکیل کابینه باید وفاقی به وجود می‌آمد تا دولت قوی باشد و همه در دولت مشارکت داشته باشند.
* فشار امریکایی‌ها هم در تأخیر تشکیل کابینه زیاد بود؟
** امریکایی‌ها می‌گفتند فراکسیون پیروز در انتخابات باید دولت تشکیل بدهد، اما در داخل عراق به این خواسته آنها توجهی نشد و آقای طالبانی رئیس جمهور و آقای مالکی نخست‌وزیر شد. امریکایی‌ها از اول به دنبال ساخت نظام سیاسی براساس مدل امریکایی بودند اما با «نه بزرگ» مردم، رهبران سیاسی و مراجع دینی عراق مواجه شدند و در هر مقطع، مجبور به عقب‌نشینی شدند. امریکایی‌ها در این انتخابات از یک جریان خاص حمایت می‌کردند و در اینکه مناصب در اختیار چه کسانی باشد، دخالت نمی‌کردند اما با وجود فشار سنگین آنها، یک دولت عراقی شکل گرفت چرا که رفتار امریکا، موجب انزجار عمومی در جامعه، رهبران سیاسی و مراجع دینی عراق شد. در واقع منویات امریکا با منافع ملت عراق در تضاد بود.
* برخی رسانه‌ها و جریان‌ها و حتی دولت‌های غربی و عربی چنین تبلیغات می‌کنند که وزارتخانه‌های حساس در اختیار جریان شیعه قرار گرفته، آیا واقعاً چنین است؟
** درخصوص ترکیب کابینه باید بگویم هر کابینه‌ای، چند وزارتخانه اصلی دارد، تعدادی وزارتخانه‌ خدماتی را شامل می‌شود و یکسری وزارتخانه هم حالت بالوکاله دارند. یعنی وزارتخانه بدون سازمان و ساختار است مثل وزیر در امور امنیت، وزیر در امور جامعه مدنی و از این قبیل. در تعریفی که عراقی‌ها از وزارتخانه‌های کلیدی کرده‌اند بعضی کمیته‌ها مهم‌تر از برخی وزارتخانه‌ها شده‌اند. کمیسیون‌ عدالت، کمیسیون انتخابات، سازمان اطلاعات و معاونت‌های نخست‌وزیری به اندازه یک وزارتخانه یا حتی بیش از وزارتخانه مهم هستند. از وزارتخانه‌های مهم، وزارت کشور و نفت در اختیار شیعه(جریان ملی)، وزارت دفاع و اقتصاد و دارایی در اختیار اهل‌سنت (العراقیه) و وزارت خارجه در اختیار کردهاست. وزارت حمل و نقل و وزارت برق هم دو وزارتخانه مهم خدماتی است که اولی در اختیار شیعه و دومی در اختیار اهل‌سنت است. بنابراین پست‌های دولتی حساس به نسبت نتایج انتخابات توزیع شده و کاملاً منصفانه و عادلانه است.
* حجم دولت خیلی بزرگ نیست؟!
** بله، دولت عراق 42 پست رده یک دارد. در این دوره شورای ریاست جمهوری نداریم، اما رئیس جمهور می‌تواند تا چهار معاون داشته باشد.
* با توجه به اینکه وزارت دفاع در اختیار العراقیه است که از سوی بعثی‌ها حمایت می‌شود و ارتش، تحت امر نخست‌وزیر شیعه است، تعارضی در این بخش به وجود نمی‌آید؟
** ارتش عراق تحت امر وزارت دفاع است، اما نیروهای مسلح اعم از نیروهای نظامی و انتظامی تحت امر فرماندهی کل نیروهای مسلح هستند که نخست‌وزیر است. مسئولیت وزارت دفاع، مراقبت از مرزها و مقابله با تهدید خارجی است، اما آنجا که تهدید داخلی باشد باید به کمک پلیس هم بیاید.
* بعثی‌ها هم هنوز به طورکامل تصفیه نشده‌اند؟
** این مسئله زمان می‌برد. با توجه به تحولات منطقه، تحرکاتی از سوی امریکا در عراق صورت می‌گیرد که منتهی به ماندن نظامیان آنها پس از 2011 شود. امریکایی‌ها از قبل می‌خواستند بمانند و با اوضاع جدید منطقه، انگیزه بیشتری پیدا کرده‌اند.
* کمی درباره اهداف، ابعاد و پیامدهای این تصمیم امریکا بفرمایید.
** براساس توافقنامه امنیتی بغداد- واشنگتن، نظامیان امریکا تا پایان سال 2011 باید خاک عراق را ترک کنند. امریکا می‌خواهد بخشی از نیروهای نظامی‌اش شامل یک تیم مدیریت کلان نظامی، بخشی از نیروهای هوایی و نظامیانی به بهانه آموزش و سازماندهی ارتش عراق در این کشور باقی بمانند و چند پایگاه داشته باشند. با این کار می‌خواهد کنترل هوایی و آینده ارتش عراق را در دست بگیرد. رابرت گیتس، وزیر دفاع امریکا در اظهارات اخیرش گفته خروج ما وابستگی به شرایط امنیت عراق دارد. با این جنبش نظامی که در منطقه دارند دور از ذهن نیست اگر به دنبال حفظ بخشی از نیروهایشان باشند اما مردم عراق خواهان خروج امریکا از خاک کشور خود هستند و امکان تمدید توافقنامه امنیتی از طرف مردم وجود ندارد. رهبران سیاسی عراق هم تمایلی به این امر ندارند و خواهان خروج امریکا از کشورشان هستند.
* اما به نظر می‌رسد امریکا با دامن زدن به برخی ناآرامی‌ها در عراق به دنبال تحمیل حضور بلند‌مدت خود به این ملت و دولت است؟
** اینکه امریکایی‌ها بخواهند در پرونده امنیتی دخالت کنند یا بحران‌های ناامنی را توسعه بدهند تا دولتمردان عراقی بگویند نیازمند حضور نظامی خارجی هستیم تا امنیت تأمین شود، نکته‌ای است که باید به آن توجه شود. امریکایی‌ها هم از بعد فضاسازی و هم از بعد دیپلماسی تلاش می‌کنند که بمانند، اما آنچه مردم عراق از دولت و پارلمان خود می‌خواهند این است که مجالی برای ادامه حضور امریکا در کشورشان داده نشود. بنابراین چون تمدید توافقنامه به تأیید پارلمان نیاز دارد و فضای پارلمان به نفع امریکا نیست، بعید است نمایندگان چنین توافقنامه یا الحاقیه‌ای به آن را تأیید کنند که مجوز ادامه حضور نظامی امریکا در عراق باشد.
* ‌پس از آغاز انقلاب‌های مردمی در شمال افریقا و کشورهای جنوبی خلیج‌فارس، اعتراضات و تظاهراتی نیز در عراق انجام شد که گاه به خشونت کشیده شد. آیا می‌توان گفت این هم یکی از کارهای امریکایی‌ها برای امتیاز گرفتن از دولت بغداد است؟
** درباره اینکه حرکت‌های خیابانی در عراق در تداوم انقلاب‌های مردمی عربی- اسلامی است یا نه باید به چند نکته توجه کنیم.
در حال حاضر نوع و ماهیت نظام سیاسی و حاکمیتی در عراق متفاوت از نوع حاکمیت و نظام‌های سیاسی در کشورهایی است که در آن انقلاب صورت گرفته است. در عراق با وجود جوان بودن دموکراسی اما حاکمیت، قانون اساسی و دولت و پارلمان برآمده از رأی مردم است. هیچ مجموعه‌ای نمی‌تواند مدعی شود که این دولت و این نظام غیرمردمی است چون مردم در سخت‌ترین شرایط امنیتی، پای صندوق‌های رأی آمده‌اند و این دولت را درست کرده‌‌اند. در حالی که حکومت‌های مصر، تونس، لیبی، بحرین و دیگران دیکتاتوری و وابسته به بیگانه است. نکته دوم این است که چه دولت، چه تمام فراکسیون‌هایی که در انتخابات شرکت کردند و مراجع دینی، مردم را به حضور در انتخابات تشویق کردند و همه اینها از دولت حمایت می‌کنند.
* اما مردم معترض هستند؟
** مردم به اصل حاکمیت معترض نیستند، خدمات می‌خواهند. شعار اصلی مردم عراق، خدمات است. می‌گویند کوپن ارزاق ما چه شد، برق چه شد. چرا هنوز عناصر ناباب که مشکلات مالی دارند و باید با آنها برخورد شود درون دولت حضور دارند. اینها خواسته‌های طبیعی مردم است. حرکت‌های مردمی منطقه تازه آغاز شده اما در عراق پنج، شش سال است این مسائل وجود دارد. مردم بارها بر سر مسئله برق به خیابان‌ها ریخته‌اند، حتی پارسال در بصره درگیری شد که به خاطر برق بود و البته قابل پیش‌بینی‌ بود. هر چه بیشتر به طرف تابستان برویم، وجود گرمای 50 درجه و نبود امکان استفاده از کولر می‌تواند مشکلات را مضاعف کند. دولت عراق هم این خواسته‌ها را بر حق می‌داند.
* اگر بر حق می‌داند چرا با معترضان برخورد می‌کند؟
** چون عده‌ای درون صفوف مردم وارد شده و سوء‌استفاده می‌کنند. تظاهرات مردم کاملاً قانونی بود و اینها در یک جامعه آزاد خوب است. مراجع دینی و سیاسی که مردم را به انتخابات دعوت کرده‌اند اصل اعتراضات مردم را بر حق می‌دانند، اما می‌گویند اعلام خواسته‌ها نباید پوششی بشود برای اقداماتی بر ضد مردم، وقتی قرار است به دولت اعلام شود بیا خدمات‌ر‌سانی بکن، مردم باید مواظب باشند دشمن سوء‌استفاده نکند.
* با توجه به اینکه دولت‌ عراق مدعی است پول دارد اما تکنولوژی ندارد. چرا برای ساخت نیروگاه و تأسیسات دیگر اقدامی نشده؟
** عراق درگیر پروسه دولت‌سازی و برقراری امنیت بوده است. حضور اشغالگر هم مانع بازسازی است. در این دوره، دولت اولویت خود را تأمین امنیت و شروع بازسازی اعلام کرده و 750 پروژه تعریف کرده است. تا امروز عدد سازندگی در عراق زیاد نبوده و از حالا اقدامات شروع می‌شود. جمهوری اسلامی ایران هم حامی ملت عراق بوده و خواهد بود. روابط اقتصادی ما از 730 میلیون دلار در سال 86 به 8 میلیارد دلار در سال 88 رسید با این حال بین این عدد و ظرفیت‌های بین دو کشور فاصله خیلی زیاد است. البته ما گام‌های خوبی برای سازندگی در عراق برداشته‌ایم. الان چند بانک ایرانی در عراق ایجاد شده است. با استقرار دولت جدید باید خود را آماده ورود به خدمات فنی- مهندسی کنیم.
* گویا بخش خصوصی چندان تمایلی به حضور در بازار عراق ندارد؟
** متأسفانه هنوز بخش خصوصی ما باور نکرده، عراق یک بازار اقتصادی قوی و بزرگ است. رسانه‌ها تأثیر منفی گذاشته‌اند اما با آمدن بانک‌ها تا حدودی این فضا شکسته شد. عراق یک کشور غنی است. نفت و جمعیت زیاد، یک بازار وارداتی بزرگ را شکل داده که از کالاهای مصرفی تا خدمات فنی- مهندسی نیاز دارد. بازاری است با رقابت کامل که باید با دقت و قوت وارد شویم اما بخش خصوصی ما نیامده.
* ‌تکلیف اردوگاه منافقین چه می‌شود. مدت‌هاست که بحث اخراج آنها مطرح می‌شود اما عملاً کاری صورت نگرفته است؟
** تصمیم دولت و پارلمان عراق درباره اخراج منافقین قطعی است. به هر حال پادگان منافقین در اختیار امریکا بوده و الان چند وقتی است تحویل عراقی‌ها شده و دولت بغداد به سرکردگان آنها اعلام کرده که باید خاک عراق را ترک کنند. از طرفی بخش زیادی از این افراد در دادگاه‌های عراق تحت محاکمه هستند. درباره گروهک پژاک نیز ایران اعلام کرده از منافع خود در مرز دفاع خواهد کرد.
* کمی از بحث عراق فاصله بگیریم و به منطقه بپردازیم. تحلیل شما از تحولات منطقه چیست؟
** در حقیقت آنچه در خاورمیانه رخ می‌دهد، انقلاب‌های مردمی با جوهره اسلامی است. در تونس و مصر و دیگر کشورها مشاهده می‌کنیم که وقتی مردم جمع می‌شوند اول نماز جماعت و نماز جمعه برگزار می‌شود بعد علیه حکومت تظاهرات می‌کنند و شعار می‌دهند.
* با توجه به اینکه خاورمیانه یکی از نقاط حساس جهان است تأثیر تحولات این منطقه بر شرایط بین‌المللی چگونه خواهد بود؟
** دایره نتیجه این اتفاقات، محدود به منطقه نخواهد بود بلکه تأثیرش بر محیط بین‌المللی خواهد بود و بلاشک نظام بین‌المللی را تغییر خواهد داد. در آینده چیزی به نام نظام تک‌قطبی، دوقطبی، قدرت‌های صنعتی و پست‌مدرنیسم نخواهیم داشت و اینکه فرهنگ لیبرال دموکراسی بر جهان حاکم شود، نخواهد بود. شاهد ظهور یک قدرت جدید خواهیم بود با شاخص و محوریت معنویت. آغازگر این حرکت هم نهضت امام خمینی (ره) و الگوی آن انقلاب اسلامی است که یک نظام مردم‌سالاری دینی به وجود آورده است.
* تحولات منطقه چه تأثیرات امنیتی خواهد داشت و واکنش امریکا و رژیم صهیونیستی در قبال آن چه خواهد بود؟
** در منطقه آن چیزی که دیده می‌شود فروریختن پایه‌های قدرت امریکاست. پایه‌های اصلی منافع و اعمال سیاست‌های امریکا بر دوش حکومت‌های دیکتاتوری است اما با وجود بیداری اسلامی فروریخت. این بیداری هم ناشی از انقلاب اسلامی امام است آنجا که می‌گوید ما در جنگ صدور انقلاب کردیم. امام صدور اندیشه ضدظلم و ضدبی‌عدالتی و ضداستکباری داشت و این جواب می‌دهد. از این پس نظام‌هایی در منطقه روی کار خواهند آمد که امریکا نمی‌تواند منافع خود را مانند گذشته تأمین کند. امریکا هم هیچ راهی ندارد جز اینکه مسیر تساهل و تسامح را در پیش بگیرد. اگر مسیر حرکت امریکا در این یک ماه را بررسی کنیم متوجه می‌شویم از شروع حرکت مردم مصر تا سقوط مبارک که 18 روز طول کشید، امریکا پنج موضع گرفت. اما موضعی که قطعی کرد همراهی نشان دادن با مردم بود ولو اینکه ظاهری باشد. امریکا قبلاً در برابر نقض حقوق بشر از سوی این حکومت‌ها سکوت و حتی از آنها حمایت می‌کرد اما الان اعلام می‌کند کاری از دستش ساخته نیست و به حکومت‌های عربی می‌گوید اصلاحات کنید و تغییرات به‌وجود بیاورید. از این هم نتیجه نگرفت و به حکام گفت بروید کنار.
* اما به نظر نمی‌رسد دست از کار کشیده باشند و اجازه دهند حکومت‌های اسلامی بر سرکار بیایند؟
** به دنبال مصادره اهداف و انقلاب مردم هستند. ‌ قطعاً در محیط بین‌الملل، نظام بین‌الملل و رویه بین‌الملل تغییراتی رخ خواهد داد. تغییر در مدیریت جهانی رخ خواهد داد به این معنی که اسلام به عنوان قطب قدرت در جهان مطرح خواهد شد. چطور اکنون قدرت در اختیار غرب است و پنج کشور در شورای امنیت حق وتو دارند. این قطب می‌تواند جای غرب را بگیرد.
* رژیم صهیونیستی هم یک طرف ماجراست. آنها چه واکنشی نشان خواهند داد؟
** از منظر رژیم صهیونیستی، اتفاق بزرگی در محیط استراتژیک پیرامونی‌اش در حال رخ دادن است. این انقلاب‌ها در محیط پیرامونی که بن‌گورین تعریف می‌کرد رخ داده و مصر که همپیمان رژیم تل‌آویو شد و آن پیمان ننگین را امضا کرد دارد از دست آنان می‌رود.اظهارات نتانیاهو، همین‌طوری مطرح نمی‌شود آنجا که با نگرانی می‌گوید «مصر با پیمان کمپ دیوید چه خواهد کرد؟» از خشم ملت مصر نسبت به رژیم جعلی اسرائیل آگاه است. رژیم حسنی مبارک یک حکایت داشت و حرف مردم دین‌گرا، حق‌طلب و دشمن‌ستیز مصر چیز دیگری است. در اردن هم که رابطه حسنه‌ای با تل‌آویو دارد ناآرامی‌ها آغاز شده. در سال‌های قبل هم نبرد 22 روزه غزه و 33 روزه لبنان را داشتیم که آنها را ضعیف کرد. امروز حرکت عظیم مقاومت اسلامی یک وهم و خیال نیست. وقتی دبیرکل حزب‌الله لبنان این مرد الهی بزرگ می‌گوید « اگر اسرائیل قصد تجاوز به لبنان داشته باشد، رزمنده‌ها آماده آزاد کردن شمال فلسطین اشغالی باشند و اگر به حریم ساحل لبنان تجاوز شود، ما در سواحل اسرائیل پاسخ می‌دهیم و اگر بیروت هدف حمله موشکی قرار بگیرد، تل‌آویو را هدف قرار می‌دهیم.» این حوادث در محیط بین‌الملل، پایه‌های رژیم نامشروع اسرائیل را می لرزاند. بنابراین کاری نمی‌تواند بکند.
* حتی وقتی در خطر نفت 300 دلاری قرار بگیرند؟ تحلیل‌ها می‌گوید اگر این موج به عربستان برسد امریکا و حتی رژیم صهیونیستی به فکر حمله علیه کشورهای انقلاب کرده عربی می‌افتند؟
** از منظر کارشناسی، حمله نظامی امریکا و ناتو امکان ندارد. به کجا می‌خواهد حمله کنند؟ مگر مردم مصر از مردم عراق کمترند به لحاظ مقاومت و ایمان. امریکا با توجه به گیرافتادن در باتلاق عراق و افغانستان قادر به مدیریت بحران چند منطقه‌ای نیست. فرض کنید بخواهد به لیبی حمله کند. با چه کسی می‌خواهد بجنگد با مردمی که مسلح هستند یا با رژیمی که رفتنی است. با رژیم که نمی‌خواهد بجنگد، مردم هم اعلام کرده‌اند نیازی به پشتیبانی خارجی نداریم. نفت اگر 1000 دلار هم بشود امریکا امکان حمله ندارد و باید با مردم کنار بیاید و حداکثر تلاشش را می کند تا انقلاب آنها را به انحراف بکشاند. امریکا دارد نتیجه تحقیر ملت‌ها را می‌بیند. وقتی به عراق می‌آمدند می‌گفتند می‌رویم یک ملت متوحش را متمدن کنیم. چنین نگاهی موجب نفرت عمومی در بین ملت‌ها می‌شود. این انقلاب‌ها نتیجه تحقیرهای نظام سلطه علیه ملت‌هاست.