سیروس محمودیان
در عین حال که سعید حجاریان یک چهره کاملا امنیتی است اما آنگونه که از شواهد امر پیداست او در اواخر 8 سال دفاع مقدس تلاش پیگیری داشته تا ارتباطات بسیار تنگاتنگ و خاصی! با مدیران اجرایی کشور داشته باشد و شاید به همین دلیل است که وی در سال 1368 مدتی هم پست معاونت سیاسی استانداری استان ژئوپلیتیکی مانند خوزستان را تجربه میکند تا بتواند بر اساس برنامهریزیهای دقیق از پیش تدارک دیده شدهای ضمن ارائه چهرهای کاملا سیاسی از خود در گام بعدی در جایگاههای استراتژیک و حساستری قرار بگیرد. در حقیقت حدود 2دهه قبل سعید حجاریان که به عنوان فردی کاملا امنیتی- اطلاعاتی در کشور اشتهار عمومی و اختصاصی داشت در اتفاقی نادر، پست کلیدی معاونت سیاسی محمد موسویخوئینیها، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری را داوطلبانه برعهده میگیرد تا بتواند در سایه فرصت طلایی به دست آمده طراحی و در نهایت عملیاتی کردن پروژه اختصاصی «توسعه سیاسی» با رویکرد «نوسازی سیاسی یا دموکراتیزاسیون» را در دوران حاکمیت دولت سازندگی که با بدنهای کاملا تکنوکرات شکل گرفته بود هوشمندانه! پی بگیرد که ظاهرا به دلیل پسندیده نشدن ذهنیات ضدنظام حجاریان و عدم اقبال شخص رئیسجمهور وقت یعنی هاشمیرفسنجانی از طرح کاملا مشکوک و حاشیهدار حجاریان، وی به ناچار طرح خود را نیمهکاره رها میکند تا شاید در فرصت مناسبتری کلیات طرح را بهطور جدی اجرایی کند.
البته نباید از این نکته غفلت کرد که از مدتها پیش حسین بشیریه، مدرس اصلی حلقه کیان و استاد بلافصل حجاریان، جانمایی کلاسیک نخستین مباحث دموکراتیزاسیون را در قالب کلاسهای درسی با عنوان «نظریههای گذار به دموکراسی» در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران شروع کرده و در این میان سرفصلهای خاصی را بهطور ویژه به شاگرد خانگی، خوشاستعداد و ویژهاش یعنی سعید حجاریان تدریس میکرد. در واقع حجاریان تلاش پنهانی داشت تا با طرح موضوع «توسعه سیاسی» توسط خود و موجهسازی عنوان مذکور در شرایط سیاسی استثنایی دوره سازندگی، زمینه را بهطور ضمنی برای طرح اصلی موضوع توسط شخص بشیریه که آن زمان در جامعه سیاسی کشور عنصری ناهضم به حساب میآمد فراهم کند. در هر حال در آن شرایط برقراری ارتباط مستقیم با مدیران اجرایی متمایل به برقراری روابط دیپلماتیک با دولت آمریکا و نخبگان دانشگاهی سابقا انقلابی عقب نشسته و القای ضرورت کلید خوردن عاجل پروژه «نوسازی سیاسی» در ایران یکی از اولویتهای کاری بشیریه به حساب میآمد طوری که بشیریه در بهار سال 1383 در سخنرانی اختتامیه سمینار شبهعلمی «گذار به دموکراسی» ویژگیها و گرایشهای موج جدید نظریههای گذار را مورد بحث و بررسی علمی! قرار میدهد؛ سمیناری که به همت دانشجویان دانشکده علوم سیاسی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دقیقا به سبک کلاسهای آموزشی بشیریه برگزار شده بود.
به هر طریق پس از تلاشهای هدفمند حجاریان در جانمایی موضوع در نزد اذهان عمومی، بشیریه کتابی را با عنوان گذار به دموکراسی به چاپ میرساند که در آن خلاصهای از پژوهشهای اخیر خویش در ادبیات گذار به دموکراسی را منتشر میکند. در گام بعدی و همزمان با حاکمیت سیاسی جریان دوم خردادی بر مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور، حجاریان به ریاست سازمان مطالعات استراتژیک منصوب و همزمان نیز نیابت رئیس اولین شورای شهر تهران را برعهده گرفته و از سوی دیگر به عنوان مشاور ارشد سیاسی رئیسجمهور محمد خاتمی به سیاستگذاری استراتژیک و کلان کشوری! مشغول میشود و جالب آنکه برخلاف تصور عمومی که اغلب او را فردی سایهنشین میدانند، وی در اقدامی غیرقابل هضم آشکارا وارد صحنه مطبوعات شده و در عین شگفتی همگانی مدیرمسؤولی روزنامه صبح امروز [توقیفی]را برعهده میگیرد که با حمایت جامعهایها! توان قرارگیری روی دکههای روزنامهفروشی را پیدا میکند. با گذشت زمان حجاریان کهنهکار پوست انداخته و از گردانندگان اصلی روزنامههای زنجیرهای و فلهای منسوب به دوم خردادیها میشود. در واقع حجاریان که یار غار و دوست قدیمی ضدانقلاب لندننشین فراری محسن سازگارا، هواخواه انجمن حجتیه، حامی منافق بریده سعید شاهسوند و همچنین عضو افراطی و مستعفی حزب منحله مشارکت بوده است با اسامی مستعار جهانگیر صالحپور و نادر صدیقی به تئوریپردازی در نشریات ضدانقلاب خارجنشین مشغول میشود و به قول برخی ضدانقلاب فراری وی با خاماندیشیهای کج و معوجش مثلا مستقیما «زیرآب اصل ولایت فقیه» را میزند.