تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۶۹۴

شهریار هریسی
رقابت‌های حزبی، عناوین اجتماعی و به طور کلی جریانات فعال سیاسی به فراخور شرایط، موقعیت، نیازها و اقبال عمومی مردم در هر برهه‌ای در یک کشور به قدرت می‌رسند و عهده‌دار امور سیاسی، اقتصادی و اجرایی مملکت می‌شوند. در برخی مدل‌ها احزاب غالب در قالب 2حزب مهم و رقیب که معمولا آلترناتیو یکدیگرند حیات سیاسی دارند مثل آمریکا و تا حدودی انگلستان و در برخی دیگر از کشورها مانند فرانسه یک حزب خاص معمولا در هر دوره‌ای زمام امور مملکت‌ را برعهده دارد. از سوی دیگر در کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته معمولا رقابت حزبی به معنای خاص وجود ندارد و هر گروه یا جریانی که تامین‌کننده منافع غرب و کشورهای استعماری باشد برای سالیان متمادی قدرت را در دست داشته و در نهایت بر اثر کودتای داخلی که از سوی مستکبران تئوری‌پردازی شده است یا بر اثر خروش مردم ناگاه همچون سیلی ویرانگر عناصر دیکتاتور را از صفحه معادلات سیاسی حذف می‌کند که نمونه‌های این نوع حکومت‌ها را در کشورهای همسایه جمهوری اسلامی و حتی در کشورهای آفریقایی به عینه می‌بینیم.حتی می‌توان از حکومت طاغوت پهلوی در ایران نام برد که دیکتاتوری محض در نظام حکومتداری حکمفرما بود و احزاب سیاسی در این نظام از قدرت مانور سیاسی برخوردار نبودند اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران شرایط به کلی تغییر کرد بویژه آنکه گروه‌های مختلف که تا دیروز در قالب جریانات مبارز و انقلابی فعالیت می‌کردند در سال‌های اول پیروزی که هنوز نظام جمهوری اسلامی تثبیت نشده بود، مواضع واقعی و خواسته‌های خود را که متفاوت با آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی بود ابراز کردند.
گروه‌های محارب که تحت عناوین دینی و قرآنی و با بهره‌گیری از تفاسیر مبتنی بر نفع شخصی و مغرضانه از قرآن علم استقلال برافراشتند و اعلام موجودیت کردند، با اصول اساسی نظام و انقلاب به مخالفت برخاستند و به همه آرمان‌های اساسی انقلاب، مسؤولان دلسوز و مهم‌تر از همه شخص امام امت خیانت کردند ولی گذشته از همه اینها در همان موقع بنا به صلاحدید بزرگان انقلاب و جهت سرعت‌بخشی به راه‌اندازی سیستم‌های مختلف سیاسی و اجرایی کشور که با سقوط رژیم پهلوی به حالت تعطیل درآمده بود، حزبی به نام جمهوری اسلامی تاسیس شد و تقریبا همه افراد مهم و انقلابی به عضویت آن درآمدند. در کنار این احزاب دیگری مانند سازمان مجاهدین یا همان منافقین، عناصر توده‌ای و نهضت آزادی و... نیز کم و بیش دارای حیات سیاسی بودند. اما شاخص‌ترین نکته‌ای که وجه تمایز حزب جمهوری اسلامی و دیگر احزاب آن زمان بود، پایبندی فکری، مکتبی و التزام عملی اعضای آن به ولایت فقیه، فرامین امام و ارزش‌های انقلاب و قانون اساسی بود. با شروع جنگ تحمیلی و شهادت بسیاری از یاران واقعی و بی‌ادعای انقلاب و امام، اعضای حزب جمهوری اسلامی کم‌کم از آن فاصله گرفته و عملا در سال 66 با پیشنهاد اعضا و موافقت امام منحل شد ولی نکته حائز اهمیتی که در خاطرات و اسناد موجود در آن زمان می‌یابیم این است که 2 جریان راست سنتی و چپ که به فراخور طرز تفکر، افکار و برنامه‌های اقتصادی و جهت‌گیری‌های سیاسی هریک از طیف‌های منفک شده از حزب جمهوری اسلامی ایران بودند به حیات سیاسی خود در قالب یکی از این 2 جریان ولی خارج از حزب جمهوری اسلامی ادامه دادند. اختلاف سر انتخاب نخست‌وزیر، اقتصاد خصوصی یا دولتی یا همان اصل 44 قانون اساسی، تامین مایحتاج ضروری مردم، مساله ادامه یا توقف جنگ و... اهم مسائل مورد اختلاف میان طیف چپ و راست سنتی بود.
جالب‌تر آنکه در دهه 70 همه این مسائل حالت معکوس به خود می‌گیرد و جای این 2گروه در موضع‌گیری‌ها عوض می‌شود و دولت اصلاحات با شعارهایی مانند توسعه سیاسی، اقتصاد آزاد و مانند اینها سرکار می‌آید که زمانی در مقابل آنها موضع‌گیری می‌کرد. خط امام و نیروهای خط امام از همان روزهای اول انقلاب کم و بیش به گوش می‌رسید ولی به طور خاص در قضیه تسخیر لانه جاسوسی به دانشجویانی که به این کار مبادرت کردند، دانشجویان خط امامی می‌گفتند و بعدها احزاب و جریانات سیاسی تحت ترکیبات مختلف این خط امام را هم در اسم سازمانی، تشکلی یا فراکسیونی خود به کار می‌بردند، مثل جبهه اصولگرایان پیرو خط امام یا مجمع نیروهای دوم خردادی پیرو خط امام و... که بعضا جز یک اسم بیشتر نبود و در عمل چیزی که نشأت گرفته از افکار و آرمان‌های حضرت امام رضوان‌الله تعالی باشد، دیده نمی‌شد و گاهی موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرهای برخی از این افراد در مقابل منویات امام و رهبری معظم قرار داشت. حال آنکه خط امام مفهومی پیچیده و غیرقابل فهم نیست که هرکس بر اساس تفسیر و تعریف خود از آن به آن معتقد باشد یا بخواهد تحت لوای آن افکار و نظراتش را بیان کند.
خط امام همان امور و اصولی است که چنین مردی برای به دست آوردن و زنده کردن آن، این همه رنج و سختی را متحمل شد ولی در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آزادی واقعی مردم انجامید. خط امام را می‌توان در صحیفه نور و سخنرانی‌ها و نامه‌های ایشان جست‌وجو‌ کرد که به وفور در کتابخانه‌ها خاک می‌خورد و کسی هم محض رضای خدا حداقل سالی یک بار به آن سر نمی‌زند تا غبارروبی کند. هر جریان فکری و سیاسی چه در نام اصولگرایی و چه تحت عنوان اصلاح‌طلبی که از ارزش‌های انقلاب و نظام و اسلام فاصله بگیرد، قانون‌گریزی بکند، خون شهیدان را پایمال کند و خیانت به 33 سال مجاهدت این مردم نجیب و قانع و همیشه در صحنه بکند به دور از خط امام است چون خط امام همان خط خدا، اسلام، پیامبر و ائمه اطهار سلام‌الله علیهم است که عدول از آن تحت هر عنوانی نابخشودنی بوده و خیانت به حساب می‌آید. خط امام در حال حاضر ولایت‌پذیری و گوش به فرمان رهبر بودن است که بهتر از هر کس دیگر این خط را با جان و دل می‌شناسد و به آن ایمان دارد.