فهمی هویدی
هماینک در فرانسه حملات روزافزونی علیه تهاجم فرهنگی آمریکا صورت میپذیرد. شایسته است به آنها توجه نماییم و برادران روشنفکر خود را نیز به تامل در آن فرا خوانیم. آنانی که همچنان مژده شکوفایی فرهنگ تازه جهانی میدهند و سخن در مورد «هویت» و «ویژگیهای ذاتی» را بازگشت به گذشته قلمداد میکنند.
ما باید خدای را شکرگذار باشیم که این بار سخن از «هویت» و «ویژگیهای ذاتی» و «خویشتن» از زبان ما شنیده نمیشود بلکه در جهان طنینافکن شده است، و ذهن همگان را در مهمترین مراکز فرهنگی اروپا و حتی در میان مرکز قدرت لالیسم و کعبه امید پیروان آن به خود مشغول کرده است.
فرانسویها در این راستا نسبت به تهاجم فرهنگی آمریکا هشدار میدهند و در مورد «برخورد تمدنها» لب به سخن میگشایند، و فرهنگ مبتذل آمریکا را محکوم مینماید و خواستار حمایت فرهنگ فرانسه از موج روزافزون آمریکاییگرایی هستند زیرا چند سال است که طوفان این شبیخون فرهنگی اروپا را نیز فرا گرفت و هماینک اساس هویت او را تهدید میکند. سئوال این است که چرا و چگونه چنین پدیدهای مشهود است؟
شواهدی پیرامون تهاجم فرهنگی آمریکا
فرانسویها معتقدند که در حال حاضر تهاجم تازهای توسط آمریکا هویت و اصالت آنها را بطور بیسابقهای تهدید میکند. در این راستا پیشرفت خارقالعاده وسائل ارتباط جمعی نقش عمدهای در نفوذ و تهاجم آمریکا ایفا میکند. به عنوان مثال تلویزیون مهمترین رسانه گروهی است که از طریق آن نفوذ آمریکا و مطرح شدن فرهنگ وارداتی از سوی آنان شکل پذیرفت. از آن گذشته امکانات فنی و مالی عظیم آمریکا سهم انکارناپذیری در تحمیل برنامههای آن کشور بر اروپا و فرانسه ایفا نموده و تولید برنامههای فرانسه و اروپا را با مشکل مواجه ساخته است.
اطلاعات مندرج در جهت معرفی ادامه و عمق این مشکل نظر ما را به واقعیتهای ذیل جذب میکند:
پخش فیلمهای آمریکایی 80% از سالنهای سینمایی انگلیس را به خود اختصاص داده است. این میزان در کشورهای دیگر اروپا تفاوت میکند. مثلا در آلمان 75% و کشورهای عضو جامعه اروپا 70% مطرح است.
این در حالی است که فیلمهای ساخت اروپا بیش از یک درصد فیلمهای پخش شده در آمریکا را به خود اختصاص نمیدهد.
در حالی که تولید برنامههای سینمایی آمریکا با استقبال گسترده مردمی در اروپا روبروست، فیلمها و برنامههای اروپایی روز به روز پایگاه خود را در این قاره از دست میدهد. به عنوان نمونه صنعت سینمایی ایتالیا که سابقا آوازه آن در سراسر دنیا مطرح بود هماینک افول کرده است.
نکتۀ قابل توجه در مورد فیلمهای ساخت فرانسه تولید آنها به زبان انگلیسی است تا بدین وسیله رواج بیشتری در بازار پیدا کند.
تهاجم فرهنگی آمریکا تنها به صحنه سینما محدود نمیگردد و برنامههای تلویزیونی آمریکا بطور روزافزون صفحات این دستگاهها را از آن خود ساخته است.
تسلط و نفوذ آمریکا به صحنه ادبیات راه پیدا کرد و فروش آثار نویسندگان و مؤلفان آمریکایی در کلیۀ بازارهای اروپا افزایش یافت. در این روند روزنامه آمریکایی «هرالدتریبون» که در پاریس منتشر میگردد، دومین روزنامه پرفروش فرانسه به حساب میآید.
فرانسویها بر این باورند که درآمدهای حاصل از تولیدات فرهنگی آمریکا امروزه منبع قابل توجهی را در تجارت خارجی آمریکا تشکیل میدهد بطوری که فراتر از درآمد ناشی از دیگر صادرات آمریکایی مطرح است و سالانه به بیش از صد میلیارد دلار برآورد میشود.
حملات فرهنگی آمریکا از صحنه اقتصاد فراتر رفت و اخلاق، سنتها و رسوم جامعه فرانسه را تحت تاثیر قرار داد و حتی شیوه زندگی مردم اروپا را تا اندازهای تغییر داده است. در این باره تعبیرهای متداول بر زبان قهرمانان سریالهای تلویزیونی در میان جوانان و عموم مردم فرانسه بیشتر رد و بدل میگردد. مسئله از این محدوده هم بالاتر رفت و آسمانخراشهای آمریکایی به عنوان سبک معماری جدید در داخل فرانسه متداول گشت.
اخیرا با رواج فرهنگ وارداتی آمریکا در جنبههای مختلف زندگی مردم فرانسه، همه مردم ضمن ابراز اعتراض خویش خواستار حمایت از تولیدات و آثار فرهنگی فرانسه و نیز تعیین حجم برنامههای ساخت آمریکا برای پخش از طریق تلویزیون فرانسه شدند.
نخستوزیر فرانسه، این درخواست را در کنفرانس کشورهای فرانکوفن مطرح و کنفرانس در بیانیه پایانی خود موضوع عدم ارتباط آثار و تولیدات فرهنگی به تجارت آزاد را به تصویب رساند، و با پرداخت سوبسید از صنایع و تولیدات سمعی بصری حمایت کرد.
مسئلۀ مورد نظر ما
داستان به اینجا ختم نمیشود و بازار گفتگو و بحث پیرامون این مسئله در فرانسه همچنان داغ است. لیکن جنبهای که در این میان مطرح شد به مسئله مورد نظر ما ارتباط دارد و در نزد دستاندرکاران آگاه عرب پرسشها و عکسالعملهای چندی برمیانگیزد. در اینجاست که آدمی باید نسبت به دفاع و حمایت بیسابقه فرانسه از «اصالت فرهنگی خویش» ابراز تعجب و شگفتی بنماید. چرا که فرانسویها به مقابله با سنتها و رسوم برخی از طبقات جامعه فرانسه میپردازند و به عنوان مثال دختران و بانوان مسلمان دانشجو و شاغل به تحصیل در مراکز آموزشی فرانسه را از پوشش حجاب ممنوع میکنند. و در همان حال سرسختانه به حمایت از «ویژگی و اصالت» خود در برابر دیگران میشتابند. آنان تلاش میکنند که هویت و فرهنگ بخشی از جامعه خود را به بهانه پیوستن این بخش به جامعه فرانسه و حل شدن در این محیط، محو و نابود سازند و در مقابل به حمایت از فرهنگ خویش در مقابل تهاجم نیروی دیگری فوقالعاده اصرار میورزند.
ما اگر این نکته را پشت سر بگذاریم و به اصل موضوع خود باز گردیم در مییابیم که مسئله «تهاجم فرهنگی» یک خیال پوچ یا «هیولای» ساخته ذهن پارهای از مردم کشور ما نیست. نمونه مورد بررسی ما نشان میدهد که اندیشه «تهاجم » تنها میان دو فرهنگ و تمدن متضاد مطرح نیست بلکه در میان فرزندان و پیروان یک تمدن به عنوان مثال تمدن غرب نیز به آن دامن زده میشود. اگر چنین امری صحت داشته باشد ما چگونه تمسخر و استهزاء و اظهار رنجش پارهای از روشنفکران خود را نسبت به هشداردهندگان حملات فرهنگی غرب علیه جوامع غربی و اسلامی تجزیه و تفسیر کنیم؟ و آیا واقعاً این انتقادکنندگان در قبال هویت و اصالت فرهنگ اسلامی اندک حساسیتی نشان میدهند؟
چندی پیش سخن یکی از مسئولین بلندپایه شورای عالی فرهنگ مصر را در روزنامه الحیات مورخ 5/5/93 ملاحظه کردیم. وی میگوید: «نباید ذهن خود را سرگرم هویت و اصالت نماییم». ما این مسئله را سرنوشتساز و حیاتی تلقی مینماییم، و از خویشتن میپرسیم که آیا برخورد جدی نکردن با مسئله شبیخون فرهنگی یا رد آن حاکی از اعلام آمادگی گروهی از روشنفکران ما جهت گردن نهادن و تسلیم در برابر همه چیز نیست؟
ما علیرغم آنکه از طرفداران حمایت از «هویت» و «فرهنگ اصیل ذاتی» هستیم، اما از این بیم داریم که گروهی از این ارزش سوءاستفاده نمایند و حق را باطل جلوه دهند و به جای اصلاح امور به تبهکاری روی آورند. بنابراین «ویژگیهای ذاتی» مورد نظر ما به معنی دشمنی با دیگران و جدایی از آنها و ابراز تعصب در مقابلشان نیست و نشان از رد ارزشهای والای انسانی و چشمپوشی از تجارب ارزشمند بشری و نیز صرف نظر کردن از روند پیشرفت زندگی ندارد.
ما خواستار یک ماهیت اصیل و پویا هستیم که خمودگی و دشمنی در آن راه نداشته باشد. و این همان اصولگرایی واقعی است که ما به دنبال آن هستیم.