حسین یاری
بسیاری از رسانه های منطقه پس گرفتن گزارش مستند گلدستون در خصوص حقایق جنگ غزه را تحت تاثیر لابی صهیونیسم و فشارهای پشت پرده شورای امنیت سازمان ملل متحد مخصوصا ایالات متحده به این قاضی می دانند.این در حالی است که جنایات رژیم صهیونیستی از جمله استفاده از بمبهای فسفری و کشتار غیر نظامیان غزه در این جنگ محرز و مسلم است.در چنین شرایطی باید به نکاتی چند توجه داشت .
اقدام گلدستون به انتشار این مقاله در روزنامه واشنگتن پست چیزی از ارزش آن گزارش که به نام او صادر شده نمیکاهد، اگرچه آن گزارش اصلا گزارش شخص وی نبود، بلکه گزارشی ارائه شده از سوی هیئتی از حقوقدانان بین المللی بود و این گزارش در واقع تائیدی بر جنگ جنایتکارانه رژیم صهیونیستی علیه ملت بیدفاع فلسطین در نوار غزه بود. بدیهی است که عقب نشینی گلدستون بار سیاسی دارد اما گزارش اولیه و مستند وی بار حقوقی دارد.
این مسئله ای است که نظام بین الملل آن را به طور کامل تشخیص می دهد خصوصا اینکه چنین عقب نشینی مفتضحانه ای با گذشت حدود دو سال از وقوع جنگ در نوار غزه به وقوع پیوسته است. رژیم صهیونیستی در جنگ غزه حدود یکهزار و 400فلسطینی را شهید و بیش از پنج هزار نفر را که بیشتر آنها غیرنظامی بودند، مجروح کرد. در آن زمان رژیم صهیونیستی در برابر مخالفتهای گسترده افکار عمومی جهانی یورش نظامی خود را علیه غزه آغاز کرد و در پی آن، به مدت 22 روز غزه را از زمین و هوا و دریا مورد شدیدترین و وحشیانه ترین حمله نظامی خود قرار داد.آیا این واقعیاتی است که گلدستون می تواند با نوشتن یک مقاله در روزنامه ای کاملا صهیونیستی مانند واشنگتن پست آن را تغییر دهد؟
واقعیت امر این است که گزارش گلدستون حاوی یک سلسله مستندات بوده است که انکار یا تحریف آنها پس از دو سال عملا امکان پذیر نیست.از این حیث عقب نشینی گلدستون مورد پذیرش کشورها و افکار عمومی دنیا نیست.قاضی گلدستون و گروهش دیدند که رژیم صهیونیستی چگونه از همکاری با آنها در جریان تحقیق و بازجویی ممانعت و گزارش منتشره را کاملا رد کردند و به دلیل همین کارشکنیها بود که قاضی گلدستون پس از ارائه گزارش خود در مقالهای در همین روزنامه واشنگتن پست نوشت که " اگر پیش از این از واقعیت آنچه در نوار غزه گذشته بود و برخورد اسرائیل با وی و گروهش آگاه و مطلع بود، بیشک گزارش دیگری ارائه میداد ". اما اخیرا موارد دیگری در خصوص عقب نشینی ریچارد گلدستون منتشر شده است که خود گویای بسیاری از واقعیات است .دکتر "آلون لیال " از دوستان نزدیک گلدستون که زمانی با سمت فرستاده وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در آفریقای جنوبی فعالیت میکرد، درباره گلدستون میگوید: "از زمان انتشار آن گزارش گلدستون گویی در جهنم زندگی میکند و همین موضوع یکی از دلایل انتشار آن مقاله و ابراز پشیمانی وی از آن گزارش بود.
لیال میافزاید: گلدستون و خانوادهاش در طول تمام این مدت در معرض فشار و تهدید قرار داشتند و گلدستون مجبور شد، چند بار و برای رها شدن از مزاحمتها و تهدیدهای تلفنی شماره تلفن و ایمیل خود را تغییر دهد. "در هر صورت نباید فراموش کرد که رژیم صهیونیستی فشار بسیار زیادی بر روی این قاضی وارد کرده است.در این میان انتظار از سازمان ملل و شخص گلدستون این بود که تسلیم این فشارها نشده و حقایق را با ملتها و رسانه های دنیا در میان بگذارد.بدیهی است که لابی صهیونیسم در سازمان ملل متحد و ایالات متحده نقش به سزایی در این عقب نشینی داشته است.نکته مسلم دیگر اینکه اقدام گلدستون به انتشار این مقاله در روزنامه واشنگتن پست چیزی از ارزش آن گزارش که به نام او صادر شده نمیکاهد، اگرچه آن گزارش اصلا گزارش شخص وی نبود، بلکه گزارشی ارائه شده از سوی هیئتی از حقوقدانان بین المللی بود و این گزارش در واقع تائیدی بر جنگ جنایتکارانه رژیم صهیونیستی علیه ملت بیدفاع فلسطین در نوار غزه بود.
ایالات متحده آمریکا به صورتی آشکار قدرت حمایت از تل آویو در محافل بین المللی را از دست داده است.تصویب قرائت گزارش ریچارد گلدستون و تصویب سند نهایی نیویورک بر ضد رژیم صهیونیستی از جمله مواردی است که ناتوانی کاخ سفید در ادامه حمایت از صهیونیستها را اثبات می کند.اگرچه واشنگتن در این خصوص همچنان به لابی های گسترده خود ادامه می دهد،اما این لابی ها دیگر فایده ای به سود تل آویو ندارد.گزارش گلدستون ماهیت خود را به هیچ عنوان از دست نداده است و عقب نشینی ظاهری قاضی این پرونده نیز چیزی جز یک بازی سیاسی وقیحانه از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نیست . گلدستون نقطه پیوند میان تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم اشغالگر قدس و به طور مشخص نقطه پیوند میان ابومازن و بنیامین نتانیاهو محسوب می شود.در همان دوران مقاومت غزه بسیاری از سئوالات در خصوص سکوت محمود عباس و تشکیلات خودگردان در قبال چنین جنایتی مطرح بوده است.گزارش گلدستون این پیوندها را مشخص کرده است.
حال با توجه به این شرایط ریچارد گلدستون در صدد انکار چه چیزی است.حتی مقامات رژیم صهیونیستی نیز به خوبی می دانند که نمی توان آب رفته را به جوی برگرداند.صهیونیستها در برابر وجدان عمومی ملتها همواره بازنده بوده اند و لابی آنها در سازمان ملل متحد نمی تواند ذره ای از حقایق موجود را تغییر دهد.تا زمانی که نام جنگ غزه به میان می آید افکار عمومی جهان به یاد جنایات تل آویو و ایالات متحده و برخی کشورهای غربی هم پیمان واشنگتن در این جنگ می افتند.در این میان ادعاهای تازه ریچارد گلد ستون و کسانی که بر روی مقاله وی مانور می دهند محلی از اعراب نخواهد داشت .