تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۱۹۴
پژوهش ویژه واشنگتن‌پست
اشاره: روزنامه واشنگتن پست، در مقاله‌یی با عنوان«فرار مغزها از سی.آی.ای»، سازمان اطلاعات مرکزی امریکا، نوشت: در یک دهه بعد از حملات یازدهم سپتامبر 2001 به امریکا، شرکت‌های خصوصی اطلاعاتی و مشاوره امنیتی، حرفه‌یی‌‌های باسابقه را از سطوح ارشد سی.آی.ای، جذب کرده و شمار زیادی از افسران باتجربه را استخدام کرده‌اند تا دسترسی خود به جهان رو به رشد پیمانکاری اطلاعاتی را تضمین کنند. براساس اطلاعاتی که واشنگتن‌پست به دست آورده، حداقل نود و یک نفر از مدیران سطح بالای سیا، در 10سال گذشته، به بخش خصوصی پیوسته‌اند. چندین پست ارشد سیا، در این دوره زمانی بارها دست به دست شده‌اند: سی.آی.ای، علاوه بر 3 مدیر، چهار معاون مدیر، سه مدیر مراکز ضدتروریسم خود و پنج نفر از روسای بخش‌هایی را که در زمان حملات یازدهم سپتامبر، مسوولیت داشتند را از دست داده است.

در هر گوشه واشنگتن، مقامات رسمی دولتی، راهی بخش خصوصی می‌شوند. سازمان‌های مشاوره دفاعی، معمولا، ژنرال‌های بازنشسته پنتاگون را به استخدام خود در می‌آورند؛ شرکت‌های لابی‌گر، پر است از اعضای سابق کنگره و مقامات دولتی.
اما موج عزیمت از سی.آی.ای، نقطه پایانی است بر یک فرهنگ دیرینه حرفه‌یی که در چارچوب آن، افسران بازنشسته کمابیش به قبول مشاغل پیشنهادی توسط پیمانکاران اطلاعاتی که برای دولت کار می‌کنند، چندان تمایلی نشان نمی‌دادند. این مساله، همچنین پرسش‌هایی را درباره تاثیرات منفی این عزیمت‌ها بر سازمان سیا مطرح می‌کند. افسرانی باتجربه، با سرمایه‌یی از دانش سازمانی، ارتباطات وسیع شخصی و اشراف بر مسائل جهانی که تنها در اختیار کارکنان خزانه سرآمد اطلاعاتی کشور یعنی سی.‌آی.ای قرار می‌گیرد، این سازمان را ترک می‌کنند.
از جمله مدیرانی که سی.آی.ای به نفع بخش خصوصی از دست داده، کارشناسان سطح اولی همچون اشتفان کاپز Stephen Kappes هستند که به عنوان جاسوس ارشد سازمان در مسکو خدمت می‌کرد و در فرایند خلع سلاح لیبی در سال 2003 نقش داشت. هنری کرومپتون Henry Crumpton که یکی از نخستین افسران سی.آی.ای در افغانستان بعد از حملات یازدهم سپتامبر بود و کوفر بلاک، مدیر مرکز ضدتروریسم سی.‌آی.ای در یازدهم سپتامبر از دیگر افرادی هستند که از سی.آی.ای به بخش خصوصی رفته‌اند.
موج خروج از سی.آی.ای به بخش خصوصی، با رشد انفجاری پیمانکاری‌ها آغاز شد. واشنگتن پست، به عنوان بخشی از طرح بررسی‌های فوق محرمانه امریکا Top Secret America investigation به این برآورد رسیده است که از 854 هزار نفری که مجوز‌های فوق محرمانه دارند، 265 هزار نفرشان پیمانکار هستند. سی درصد نیروی کار در سازمان‌های اطلاعاتی خصوصی را پیمانکاران تشکیل می‌دهند.
این پیمانکاران، طیف بزرگی از ماموریت‌ها را انجام می‌دهند؛ از ارزیابی ریسک‌های امنیتی گرفته تا تحلیل اطلاعات و تا ارایه خدمات ریسک سنجی در کشورهای خارجی.
رابرت گرینیر Robert Grenier یک پرسنل کارکشته سیا که با 27 سال سابقه کاری این سازمان را ترک کرده و رییس کنونی«شرکای ‌ای.آر.جی» ERG Partners که متخصص صنعت اطلاعات است، می‌گوید:« از زمان حوادث یازدهم سپتامبر 2001، وضع آمار ورود و خروج پرسنلی سی.آی.ای، غیرقابل تصور است. شماری از کارکنان، بسیار زودتر از آنی که بشود باور کرد، این سازمان را ترک کردند و به جای آنان، افراد جوان‌تر، به داخل این سازمان سرازیر شدند. میانگین تجربه هریک از افسران کنونی سی.آی.ای، اکنون از سطح سنتی آن بسیار پایین‌تر است و این مساله، تاثیرات خود را بر کار این سازمان برجای گذاشته است».
برای شرکت‌های خصوصی‌ای که به دنبال دستیابی به بازار پر زرق و برق پیمانکاری اطلاعاتی هستند، ارزش در اختیار داشتن افسران سی.آی.ای، قابل ارزیابی نیست و اگرچه این سازمان به افسران خود دستمزدهای بسیار بالایی پرداخت می‌کند (ارشدترین افسران، سالانه صد و هشتاد هزار دلار می‌گیرند)، شرکت‌های خصوصی، این توان را دارند که دستمزدهای بیشتری پرداخت کنند.
این گزارش واشنگتن‌پست، برپایه مصاحبه‌هایی با ده‌ها نفر از مقامات رسمی کنونی و سابق سی‌.آی.ای تهیه شده و فهرستی را از بیش از نود مدیر سطوح بالای سی.آی.ای را با شناسایی پرسنلی که پس از عهده‌داری مناصبی همچون مدیر، معاون مدیر و ریاست بخش‌های مختلف سی.آی.ای، به بخش خصوصی رفته‌اند، در بر می‌گیرد. این فهرست همچنین شامل دیگر اعضای رهبری مدیریت‌های عملیاتی است که اکنون نام آن به«خدمات محوری ملی» تغییر کرده است.
جرج لیتل، سخنگوی سی.‌آی.ای می‌گوید: «هرگونه تصوری درباره اینکه در سی.آی.ای، اکنون تجربه هم سطح جهانی و ارشدی وجود ندارد، یک تصور نادرست است. بازنشستگی یک واقعیت زندگی است و سی.آی.ای، راهکارهای قدرتمندی را برای انتقال تجربه افسرانی که بعد از بازنشستگی به دنبال بهره‌برداری از فرصت‌های خود هستند، به وجود آورده است».
بیشترین شمار نیروی انسانی سی.آی.ای، تقریبا بین سال‌های 2002 تا 2007 از دست رفت چراکه در این دوران، تجارت از مسیر پیمانکاران اطلاعاتی، گسترش یافت. در سال مالی 2010، به گفته یک مقام ارشد امریکایی، ریزش نیرو در سی.آی.ای، بسیار پایین آمد.
برخی از مقامات رسمی که در این گزارش به آنها استناد شد، بخاطر حساسیت بحث درباره فعالیت‌های داخلی سی.آی.ای، به شرط ناشناس ماندن سخن گفتند. برخی از این مقامات، دلیل رفتن از سی.آی.ای را، مشکلاتی دانستند که در داخل این سازمان با آن مواجه بودند و تصمیم آنها البته، انگیزه مالی هم داشته است.
یکی از مقامات ارشد قبلی که بمدت 25 سال، در استخدام دولت بوده است، می‌گوید که«وی از یک سوی، در داخل سازمان به دنبال فرصت‌هایی برای رشد بود اما همزمان نمی‌توانست، شهریه تحصیل فرزندانش در دانشگاه را تامین کند و بنابراین به بخش خصوصی رفت. این یک مساله ویژه بود».
سال‌ها تغییرات و اصلاحات اطلاعاتی، موجب شد تا سی.آی.ای، برای رخدادهای پس از یازدهم سپتامبر آمادگی نداشته باشد. از سال 1990 تا 1996، کنگره هرساله بودجه جامعه جاسوسی امریکا را کاهش داد و از سال 1996 تا سال 2000 این سازمان عملا با مشکلات بودجه‌یی دست به گریبان بود.
ناگهان، نیاز به اطلاعات بهتر پدیدار شد و این سازمان نیازمند نفرات بیشتری بود. به افرادی نیاز داشت که در افغانستان مستقر شوند، به زبانشناسان برجسته نیاز داشت، به بازجو نیاز داشت و اینجا بود که در داخل و بیرون سی.آی.ای، این جمع‌بندی حاصل شد که این سازمان به پیمانکاران نیاز دارد.
ریچارد «هولیس» هلمز Richard Hollis Helms، که یک افسر باسابقه بین‌المللی و رییس سابق بخش اروپایی سازمان بود، در روزهای پس از حملات یازدهم سپتامبر 2001، شرکت آبراکساز Abraxas Corp را پایه‌ریزی کرد. هلمز، زمینه‌هایی را که سازمان سیا، نیازمند بیشترین میزان کمک است را شناسایی کرد و سریعا به استخدام حرفه‌یی‌های کنونی و سابق روی آورد.
این حرفه‌یی‌ها، شامل تحلیلگران میانی از مدیریت‌های اطلاعاتی سیا بودند اما همچنین امرایی چون راد اسمیث Rod Smith، رییس سابق بخش فعالیت‌های ویژه سیا و نیز فرد تورکو Fred Turco، یکی از معماران اصلی مرکز ضدتروریسم این سازمان و رییس سابق عملیات خارجی آن را نیز در بر می‌گرفت. مردیث وودراف Meredith Woodruff، یکی از ارشدترین افسران زن سی.آی.ای نیز در سال 2006 به آبراکساز پیوست.
هولیس، بسیار باهوش است؛ وی دریافت که بازار عظیمی در بیرون سی.آی.ای وجود دارد که قابل بهره‌برداری است. مدتی وفور هزینه کرد و ده‌ها کادر سی.آی.ای را استخدام کرده و به آنها دوبرابر دستمزد قبلی‌شان پرداخت کرد. یک رییس سابق ایستگاه سی.آی.ای، عنوانی که به افسر ارشد سی‌.آی.ای در یک سفارتخانه امریکا داده می‌شود، در این زمینه می‌گوید:«هولیس، نخستین افسر ارشد سی.آی.ای بود که این راه را باز کرد. شما آدم‌هایی را می‌بینید که روز جمعه سازمان را ترک می‌کنند و روز دوشنبه به سرکار خود باز می‌گردند اما برای آبراکساز کار می‌کنند».
باری مک مانوس، یک باسابقه اطلاعاتی سی.آی.ای، در میان افرادی بود که به تور آبراکساز افتاد. وی، به استثنای چندسالی که در نیروی پلیس منطقه واشنگتن خدمت کرد، یک دوره کامل شغلی را برای سی.آی.ای کار کرده بود. ابتدا، وی محافظ ویلیام ج. کیسی، رییس سی.آی.ای بود و بعد شروع به ترقی کرد تا اینکه نهایتا تجربه کار در صدوسی کشور را به دست آورد. در سال 1993، وی به سمت رییس عملیاتی سیا در بخش دروغ‌سنجی و فرایندهای بازجویی رسید که مسوولیت آن بازجویی از مظنونان سطح بالای تروریسم و دیگر کسانی بود که باید مورد بازجویی قرار می‌گرفتند.
مک مانوس می‌گوید: اما وقتی که در سال 2003 به سن پنجاه سالگی و شرایط بازنشستگی رسیدم، دریافتم که می‌خواهم کار دیگری انجام دهم. وی در این زمان، به عنوان معاون رییس بخش آموزش و تربیت نیرو در آبراکساز، بیشتر وقت خود را صرف آموزش دیگران در جهان انتظامی و اطلاعاتی می‌کرد. یکی از قراردادهای پیمانکاری وی با بخش آموزش نیروی انتظامی فدرال Federal Law Enforcement Training Center بود که وی را برای یک دوره چهار روزه با عنوان«مقدمه‌یی بر تروریسم» استخدام کرده بود.
براساس، اسناد پیمانکاری‌های دولت، مک مانوس در سه دوره چهارروزه جداگانه، چهل هزار دلار بابت اداره یک همایش برای افسران بخش گذرنامه، در زمینه پاسخ‌های گمراه‌کننده دریافت کرد. یکسال بعد، وی یک قرارداد 238هزار دلاری برای ارایه چند سخنرانی، به دست آورد و طولی نکشید که قراردادهای بیشتر و بیشتری به سوی او سرازیر شد.
مک مانوس می‌گوید: وی بخاطر کارش در آبراکساز، درآمد بسیار خوبی دارد. یکی از خریدهای وی در دوران بعد از کار در سی.آی.ای، یک خودروی ماسراتی «گران توریسمو» است که صد و شصت هزار دلار قیمت دارد.
هلمز، بنیانگذار آبراکساز، از مصاحبه با واشنگتن پست خودداری کرد. در سال 2009، شرکت خصوصی وی، 470 کارمند و درآمد سالانه‌یی معادل نود میلیون دلار داشت. سال گذشته، شرکت کیوبیک که یک پیمانکار اطلاعاتی دیگر است، با پرداخت 124 میلیون دلار، آبراکساز را خریداری کرد.
برخی از افسران سابق سی.آی.ای می‌گویند که آنها از ارزش مالی‌ای که در بخش خصوصی پیدا کرده‌اند، شگفت‌زده هستند و برخی می‌گویند اساسا از اینکه بخش خصوصی، آنها را خواسته است، شگفت‌زده‌اند.
در کنفرانسی که به سال 2009 و به میزبانی موسسه دولت دیجیتالی برگزار شد، جان سانو، معاون مدیر سابق«خدمات محوری ملی» که اکنون مدیر توسعه تجارت در سیسکو است، لطیفه‌یی را درباره سابقه شغلی خود بیان کرد. وی خطاب به حضار این کنفرانس در ساختمان رونالد ریگان در واشنگتن گفت: اجازه دهید درباره تجربه خود در فناوری برایتان بگویم: من هیچ تجربه‌یی ندارم. من فقط می‌دانم که فنر این خودکار چگونه کار می‌کند. این محدوده تجربه من است».
اگر سانو که یک افسر سابق سیا با 28 سال تجربه کاری بود، نتوانست فناوری را به سیسکو بیاورد، اما چیز دیگری را برای این شرکت به ارمغان آورد: توانایی کمک به شرکت برای عبور از لایه‌های اسرارآمیز بوروکراسی در واشنگتن.
شرایطی مشابه این، برای افراد بی‌شمار دیگری از حرفه‌یی‌های سی.آی.ای نیز وجود دارد. یک مقام سطح اول و دارای تجربه بالا در این سازمان، ممکن است دقیقا بداند که برای شناسایی آن کارکنان فدرال که نقشی کلیدی در تایید یک قرارداد بسیار پولساز اطلاعاتی دارند، به کدام افراد و در کدام کمیته‌ها مراجعه کند. آنها همچنین می‌دانند که جهان اطلاعات (جاسوسی) چگونه کار می‌کند.
یک افسر عملیاتی سابق سیا می‌گوید:« اگر شما در طبقه هفتم سازمان کار کرده باشید، از آگاهی وسیعی نسبت به هرچیزی که در جهان از مراکش گرفته تا بنگلادش می‌گذرد، برخوردار می‌شوید. ارزش این دانش، برای شرکت‌هایی که در سطح بین‌المللی کار می‌کنند، فوق‌العاده است».
در دوران پس از حملات یازدهم سپتامبر، در خارج از محدوده جهان اطلاعاتی هم شرکت‌ها، دلایل دیگری برای روی آوردن به حرفه‌یی‌های سی.آی.ای دارند. بسیاری از افسران سابق سیا، اکنون ریاست بخش‌های امنیتی شرکت‌های چندملیتی را برعهده دارند. از جمله اینها، رابرت داننبرگ است که پیش‌تر، ریاست بخش یوروآسیای مرکزی سیا را برعهده داشته و پس از ترک این سازمان، مدیریت بخش امور امنیتی بی‌پی را پذیرفت و اکنون ریاست امنیت جهانی گلدمن ساکس را عهده‌دار است.
زمانی که مل گامبل یک حرفه‌یی با سابقه 40 ساله در سازمان، در سال 2008 بازنشسته شد، نمی‌دانست باید به چه کاری مشغول شود. به هنگام بازنشستگی وی رییس بخش استخدام در«خدمات محوری ملی» بود و قبل از آن مشاغلی همچون افسر عملیاتی و رییس ایستگاه سیا در آفریقا را برعهده داشت.
گامبل به یاد می‌آورد که در طول دهه نود، قانون نانوشته‌یی وجود داشت که می‌گفت:«شما بازنشسته می‌شوید و بعد از آن سرگرم پرورش گل و گیاه و سگ می‌شوید». وی می‌گوید: اما برخی مقامات کنونی سازمان، به این نتیجه رسیده‌اند که درآمد بازنشستگی برای اداره زندگی کفایت نمی‌کند و همچنین مایل نیستند به عنوان مربی آموزش در سازمان بمانند و وظایف خاصی را انجام دهند.
گامبل می‌گوید: من نمی‌خواستم به عنوان یک پیمانکار، دوباره به سازمان برگردم، کاری که افراد زیاد دیگری انجام دادند.
وی نهایتا به شرکت جنگ افزارهای الکترونیکی Electronic Warfare Associates پیوست. این شرکت یک پیمانکار دفاعی مستقر در هرندون است که خدماتی شامل تست نفوذ به شبکه و تحلیل‌های حقوقی رایانه‌ها را انجام می‌دهد.
گامبل می‌گوید: آنها می‌دانند که روزنه‌های عقد قرارداد با وزارت دفاع را می‌دانند اما دیگر سازمان‌ها را نمی‌شناسند و نمی‌دانند که ساختار آنها چیست. گامبل که از همان زمان،‌ای. وی.‌ای را ترک کرد و به شرکت دیگری پیوست می‌گوید:«من به آنها گفتم که شما باید با افرادی در این سطح گفت‌وگو کنید یا اینکه مشخصا این فرد خاص در شورای امنیت ملی امریکا روی این پروژه خاص تصمیم می‌گیرد».
در داخل سازمان، برخی معتقدند که موج ریزش افراد، احساس بدی را در سیا به وجود آورده است. در سال 2009 و پس از آنکه یک جاسوس دوجانبه، با یک عملیات انتحاری، خود و هفت نفر دیگر از افسران سی.آی.ای را کشت، بسیاری از مقامات سابق به این نتیجه رسیدند که اگر سازمان شمار بیشتری از پرسنل ارشد خود را در سمت‌های خود حفظ کرده بود، از این تراژدی جلوگیری می‌شد.
برخی مقامات رسمی، این پرسش را مطرح کردند که چرا سازمان یکی از مناصب ارشد خود را به افسری واگذار کرده که هرگز در یک منطقه جنگی خدمت نکرده است. دیگر مقامات سابق هم نگرانی‌هایی را درباره اینکه چگونه سرمایه‌های اطلاعاتی حراج شده است، ابراز کردند.
در آن زمان، یک مقام ارشد اطلاعاتی که اکنون بازنشسته شده، گفت: ارزش‌های حرفه‌یی سازمان که در طول سال‌ها، به دست آمده بود، از دست رفته است. اکنون شما در یک وضع نظامی هستید که زمان کافی برای کنترل کردن منابع اطلاعاتی و حصول اطمینان از آنها را ندارید... این نشان می‌دهد که افراد زیادی نیستند که از تجربه بالایی در این زمینه برخوردار باشند.
تنها یک سال قبل از این عملیات انتحاری، سازمان برنامه تازه‌یی را برای جبران حافظه از دست رفته سازمانی آغاز کرده بود. این برنامه افسران را ملزم می‌کرد که قبل از ترک سازمان، به جانشینان خود آموزش‌های لازم را بدهند یا تاریخ شفاهی دوران حرفه‌یی خود را ثبت کنند. برخی افسران حتی جزوه‌های راهنما را برای برخی مشاغل خاص تهیه می‌کنند. با اینحال، در آن زمان، این انتقال دانش، به حد کفایت نرسیده بود.
در سال 2010، پس از آنکه سی‌.آی‌.ای، میشاییل سولیک، رییس بخش خدمات محوری ملی را به دلیل بازنشستگی از دست داد، وی را با یکی از افراد کادر این قسمت جایگزین نکرد و در عوض، جان دی. بندت را که یک افسر باسابقه سیا بود و به عنوان رییس ایستگاه سازمان در پاکستان کار کرده بود و تنها دو ماه قبل از آن بازنشسته شده بود، جایگزین وی کرد.
در سال 1989، سی.آی.ای، اقدام به تاسیس یک برنامه بازنشستگی کرد تا به کارکنان سابق برای انطباق با زندگی بیرون از سازمان، کمک کند. این برنامه که اکنون یک دوره سه ماهه را شامل می‌شود، به مقامات سازمان درباره مهارت‌های مدیریت مالی آنها و منافعی که برایشان دارد، آموزش می‌دهد. این روزها، همین قسمت، در استخدام افراد هم نقش دارد.
هنگامی که برنامه بازنشستگی به جریان افتاد، کمتر از بیست شرکت در کلاس‌های آن شرکت کردند تا درباره فرصت‌های موجود در بازار خارج از سازمان صحبت کنند. امروزه چهل تا پنجاه شرکت در یک نمایشگاه مشاغل که 10 بار در سال، توسط سیا در مرکز بازنشستگی سازمان در رستون برگزار می‌شود، مشارکت می‌کنند. پیمانکاران عمده، از جمله سیاک SAIC، بوز آلن همیلتون و کاکی CACI، شرکت‌کنندگان ثابت این برنامه هستند.
یکی از حاضران در این دوره‌ها که با پیمانکاران برجسته دفاعی مصاحبه کرده است، این مصاحبه‌ها را به عنوان آزمونی برای فهم اینکه فرد مورد مصاحبه، چه کسانی را در جهان اطلاعات جاسوسی، می‌شناسد، توصیف کرد.
در داخل سی.آی.ای، لئون پانتا، رییس کنونی سازمان، اقدام به کندکردن موج ریزش استعدادها کرده است. با اینحال در سال جاری، وی سه نفر از مدیران درجه اول خود را از دست داد. این افراد، در مجموع از یک تجربه 75ساله دانش سازمانی و توانایی‌های عملیاتی، برخوردار بودند.
یک مقام سابق گفت که از دست رفتن این همه استعدادهای داخلی سیا، برای کسانی که با این سازمان مرتبط‌اند یک ضربه محسوب می‌شود. وی می‌گوید: صادقانه بگویم که این برای من دردناک است. این خلاف منافع ملی است که اینهمه مرد و زنی که به اوج تجربه حرفه‌یی خود رسیده‌اند، در سنین 52 و 53، سازمان را ترک می‌کنند. سازمان باید انگیزه‌های قوی‌تری را برای ماندگار شدن افراد، فراهم کند.
باب والاسه که یک افسر، با سابقه کاری 32 سال در سی.آی.ای است و اکنون گروه مشاوره آرتموس Artemus Consulting Group را اداره می‌کند، می‌گوید: موج ریزش سازمانی، نشانگر عاملی بیش از انگیزه‌های مالی بهتر در خارج از سازمان است. عامل مهم‌تر، بوروکراسی موجود است که باعث می‌شود برخی از باسابقه‌هایی که به سطوح مدیریتی ارتقاء یافته‌اند، سازمان را ترک کنند. افرادی که از نشستن در جلسات خسته شده‌اند، به بخش خصوصی می‌روند تا بتوانند دوباره به خیابان‌ها برگردند و آنگونه که دوست دارند، زندگی کنند.