سیدمحمدمهدی توسلی
ابوحامد محمد غزالی، تعجیل صحابه و انصار برای انتخاب خلیفه پس از مرگ پیامبر را ناشی از ضروری بودن حکومت میداند. علامه طباطبایی حکومت را از ضروریات واضحات احکام فطری الهی انسان دانسته و جریان سقیفه را بهترین دلیل آن میداند.
آیتالله جوادیآملی در کتاب ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت مینویسد: هیچ پیامبر صاحب شریعتی نیامده مگر آنکه علاوه بر تبشیر و انذار، مساله حاکمیت را نیز مطرح کرده است.
آیتالله مصباحیزدی درباره ضرورت حکومت مینویسد: در طول قرنها بلکه هزاران سال تجربه نشان داده در هر جامعهای افرادی هستند که به قوانین اخلاقی ملتزم نیستند و اگر قدرتی آنها را مهار نکند، زندگی اجتماعی را به هرج و مرج میکشانند.
آقای نایینی در ضرورت نظام سیاسی به 2کارویژه اساسی حکومت اشاره میکند؛ نخست حفظ نظم داخلی و منع از تعدی و تجاوز افراد بر یکدیگر و جلوگیری از استبدادورزی و بسط عدالت و دوم اینکه به هر تقدیر به ضرورت تاسیس نظام سیاسی نزد بسیاری از اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان بدیهی است با گسترش نیازهای بشری این ضرورت در همه ابعاد بیشتر خود را نشان میدهد، لذا در ادامه این نگارش به موضوع مشروعیت در 2 دیدگاه تفکر سیاسی غرب و تفکر سیاسی اسلام میپردازیم تا به یاری خداوند بتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که چه کسی باید سکانداری حکومت را به دست بگیرد.