دکتر احمدحسین شریفی
ترویج جامعة مدنی
از نگاه اندیشمندان غربی، جامعة مدنی، مقدمه و شرط تحقق دموکراسی راستین و واقعی است. بدون جامعة مدنی نمیتوان انتظار تحقق یک دموکراسی محتوایی و همه جانبه را داشت. و یکی از ارکان تحقق جامعة مدنی، وجود سازمانهای غیر دولتی مقتدر و اثرگذار در جامعه است. به همین دلیل، برای تحقق دموکراسی نیازمند به جامعة مدنی هستیم و برای نهادینه شدن جامعة مدنی لازم است از تأسیس و تقویت سازمانهای غیر دولتی مقتدر حمایت کرد. بنابراین دموکراسی، جامعة مدنی و سازمانهای غیر دولتی حلقههای به هم پیوستة یک زنجیره هستند. رواج جامعة مدنیِ مصطلح در میان اندیشمندان سیاسی غرب، در یک کشور در حقیقت به معنای فراهم کردن بسترهای لازم برای دموکراسی آمریکایی با تمام لوازم و مبانی آن است. بی جهت نیست که آمریکاییها در عراق به تأسیس «وزارت امور جامعة مدنی» اقدام کردند! کار جامعة مدنی در حقیقت نهادینه کردن مبانی و ارزشهای نظام لیبرال دموکراسی در جوامع هدف است.
ایالات متحدة آمریکا برای ایجاد جامعة مدنی مورد نظر خود در کشورهای اسلامی و به منظور شبکهسازی از عناصر غربزده در جهان اسلام، در سه سطح فعالیت میکند: (1)تقویت سازمانهای موجود، از طریق کمکهای مالی و سیاسی و فنی و تبلیغی؛ (2) ایجاد سازمانهای جدید از طریق گردهم آوردن اشخاص و گروههای همفکر و (3)کمک به ایجاد فضایی که تقویت و ایجاد سازمانهای مدنی را تسهیل کند.
تأسیس و تقویت سازمانهای غیردولتی
NGOها به معنای سازمانهای غیر دولتی، یکی از بهترین رهآوردهای تجربة بشری در ادارة امور اجتماعی است. بشر آرام آرام به این نتیجه رسید که نمیتوان از دولتها انتظار داشت که عهدهدار همة امور اجتماعی باشند. برخی از امور را باید خود مردم و البته با حمایت دولتها انجام دهند. به تعبیر بهتر، در جایی که دولتها توان ادارة امور مردم را ندارند و یا در جایی که مردم دولت را از خود میدانند و فاصلهای میان خود و دولت نمیبینند و از طرفی به مشکلات و محدودیتهای دولت نیز واقف هستند، خود تلاش میکنند که برخی از امور اجتماعی را به نیابت از دولت بر عهده بگیرند. هر چند سازمانهای غیردولتی، بر اساس تعریف، جهتگیری سودگرایانه و سوداگرایانه ندارند و به اصطلاح سازمانهایی غیر انتفاعیاند؛ اما در بسیاری از موارد شاهد سودآوری بسیار بالای این سازمانها هستیم. برخی از کسانی که اهداف صرفاً اقتصادی دارند بعضاً با تأسیس یک سازمان غیر دولتی بیشتر و بهتر به منافع مالی و اقتصادی خود دست پیدا میکنند و فعالیتهای اقتصادی و تجاری گستردهای انجام میدهند.
هر چند اصطلاح NGO اصطلاحی جدید است؛ و عمری کمتر از یک قرن دارد (نخستین بار در دهة چهل قرن بیستم (1945م) به کار گرفته شد) اما سابقة سازمانهای مردم نهاد دست کم در عالم اسلام سابقهای طولانی است. مسلمانان بر اساس آموزههای قرآنی همواره در امر تعاون و مشارکت در کارهای خیر در جامعه فعالیت داشتهاند و بعضاً بدین منظور به تأسیس سازمانهایی اقدام کردهاند. شکلگیری اصناف گوناگون در عالم اسلام حاکی از وجود چنین سازمانهایی بوده است.
سطح و محدودة فعالیت سازمانهای غیر دولتی نیز به حسب مورد متفاوت است بسیاری از آنها سازمانهایی محلی هستند و حداکثر فعالیت آنها ناظر به مسائل منطقه و محل زندگی افراد است. برخی نیز فعالیتهای ملی دارند و تعدادی نیز به فعالیتهای فراملی و بینالمللی میپردازند. هر چند بر اساس برخی از تعاریف، سازمانهای غیر دولتی بینالمللی به سازمانهایی گفته میشود که بر اساس توافق دولتها به وجود نیامدهاند؛ اما در بسیاری از موارد دولتها نقشی جدی در راهاندازی یک سازمان غیر دولتی (!) بینالمللی بر عهده دارند. بهعنوان مثال، یکی از استراتژیهای آمریکا برای نفوذ در کشورهای مستقل این است که با تأسیس و راهاندازی سازمانهای به اصطلاح غیر دولتی و از طریق آنها، برنامههای خود را در کشورهای هدف عملیاتی نماید.
سازمانهای غیر دولتی پدیدهای است که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفتند و از دهة هشتاد به بعد تلاش شده است که در همة کشورهای جهان گسترش یابند. بسیاری از سازمانهای غیر دولتی بین المللی ساخته و پرداختة سازمانهای چند ملیتی هستند که از طریق سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی و امثال آن از نظر مالی و سیاسی پشتیبانی میشوند. این سازمانها نقش زیادی در اجرایی شدن تصمیمات سازمان ملل در کشورهای عضو داشتهاند.