تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۲۷۱

حجت‌الاسلام دکتر سیدمحمود نبویان
چنان‌که ملاحظه می‌شود اعضای مجلس خبرگان، موظفند بهترین فرد را برای رهبری تشخیص دهند و معرفی کنند. آیا اعضای مجلس خبرگان در این وظیفه خود کوتاهی کرده‌اند؟ آیا بهترین فرد را برای رهبری معرفی نکرده‌اند؟
در جلسه خبرگان رهبری در 14/3/1368 برای انتخاب رهبر، اگرچه شخص مقام معظم رهبری با انتخاب خودشان مخالف بودند، ولی ایشان از سوی اکثریت قریب به اتفاق اعضای مجلس خبرگان به رهبری انتخاب می‌شوند. کما این‌که پس از بازنگری قانون اساسی و رأی مردم به قانون اساسی جدید در تاریخ 15/5/1368 با آرایی بیش از آرای دفعه اول، به رهبری برگزیده می‌شوند.
برای این‌که بدانیم آیا مجلس خبرگان به سوگند خود عمل کرده و بهترین فرد را برای رهبری انتخاب کرده است، به سخنان یکی از اعضای مجلس خبرگان توجه می‌کنیم:
آقای یوسف صانعی چند روز پس از انتخاب مقام معظم رهبری به مقام رهبری از سوی مجلس خبرگان، بر شخصیت بلند حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای تأکید کرده و تخلف از فرمان ایشان را خروج از ولایت ا... و ورود به ولایت شیطان و نیز مخالفت و رد کردن ایشان را در حد شرک به خداوند می‌داند:
من به‌عنوان یک مسأله شرعی می‌گویم که تخلف از فرمان آیت‌ا... خامنه‌ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او، رد بر امام صادق (علیه‌السلام)، رد بر رسول‌ا... (صلی‌ا... علیه و آله و سلم) و رد بر رسول‌ا... (صلی‌ا... علیه و آله و سلم)، رد بر ا... و موجب خروج از ولایت ا... و ورود به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر‌بن حنظله در باب ولایت فقیه، رد بر او در حد شرک بالله است.
اما حفظ و تقویت آیت‌ا... خامنه‌ای هر چه بیش‌تر تأیید و تقویت شود، اسلام و انقلاب اسلامی و حوزه‌های علمیه و فقه و قرآن تقویت شده است. تأیید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب. مسأله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسأله یک امر جزئی نیست و عدم تأیید، ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.(1)
از سوی دیگر، اعضای مجلس خبرگان حاضر نیز به سوگند خود عمل کرده و چنان‌که آقای کدیور هم در ضمیمه نامه خویش آورده است مجلس خبرگان رهبری درباره صلاحیت مقام معظم رهبری اعلام نظر و آن را تأیید کرده است:
نظر به این‌که وظیفه کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان رهبری بررسی درباره اصل 111 قانون اساسی است این کمیسیون در هر ماه یک جلسه و در مواقع لزوم جلسات متعدد فوق العاده تشکیل می‌دهد و به وظیفه تحقیق پیرامون تداوم شرایط و اوصاف مربوط به مقام رهبری بحث و بررسی می‌نماید... در بررسی‌های این کمیسیون در هیچ‌کدام از اوصاف و شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و دهم قانون اساسی در این مدت بیست‌سال و اندی در وجود رهبر عزیزمان نه تنها کم و کاستی مشاهده نشد بلکه هر مقدار در زمان جلوتر می‌رویم صفات لازم مزبور درخشان‌تر مخصوصاً درایت و مدیریت در حد اعلا در ایشان متجلی می‌شود.(2)
با توجه به قانون اساسی، روشن است که تبعیت از قانون مستلزم آن است که تشخیص مجلس خبرگان را معتبر بدانیم نه تشخیص هر فرد دیگر.
آقای یوسف صانعی در مورد تشخیص و نظر خبرگان در انتخاب رهبری آورده است:
دشمنان و خناسان ننشینند و مصوبه مجلس خبرگان را وسوسه کنند. مسأله قانونی و حقوقی را نمی‌شود با وسوسه حل کرد... من حاضرم به‌عنوان یک طلبه و آشنا که طرف آدم سوفسطایی نباشد بنشینم و ثابت نمایم که این مصوبه هم به حکم اولی طبق قانون اساسی و هم به حکم ثانوی طبق قانون اساسی می‌باشد. شصت نفر از مجتهدین و خبرگان تشخیص دادند که اصل فوق با آقای خامنه‌ای منطبق است.(3)
مبنای توقیف مطبوعات چیست؟
آقای کدیور در بند دیگر مقدمه آورده است:
رسانه‌های مستقل و منتقد برخلاف قانون، توقیف و تعطیل شده‌اند.(4)
درباره این کلام مناسب است که به قانون اساسی مراجعه کنیم تا صحت و یا خطای مدعای مورد نظر روشن شود:
در مورد مطبوعات در اصل بیست و چهارم قانون اساسی آمده است:
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن‌که مخلّ به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد.
مطابق اصل نام برده شده، مطبوعات در بیان مطالبی که ضد اسلام باشد، آزاد نیستند و چنین نشریات و روزنامه‌‌هایی نباید آزاد باشند.
بر این اساس برای نمونه، محتوا و مطالب چند روزنامه اصلاح‌طلب را که برخی از آن‌ها توقیف شده‌اند ذکر می‌کنیم تا برای خوانندگان عزیز روشن شود که آیا برخورد با این روزنامه‌ها خلاف قانون بوده یا براساس قانون اساسی همان قانونی که آقای کدیور بر رعایت و محوریت آن تأکید می‌کند باید توقیف می‌شده‌اند، قضاوت با شما:...
1. اثبات حق حاکمیت به معنای حقوقی آن برای خدا اشکالات فراوانی دارد.(5)
2. به خدای خالق و هستی بخش می‌توان اعتراض جست؛ فراتر از آن، می‌توان او را فتنه‌گر نامید.(6)
3. اگر مجوز راه‌پیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود، اشکال ندارد حتی علیه خدا.(7)
4. قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است.(8)
5. قرآن به هیچ‌یک از چهار معنا دارای تقدس نیست. یعنی از ناحیه خدا نیست، کامل نیست، بی‌چون و چرا نیست و غیر قابل نقض نیست. به اعتقاد روشن‌فکران دینی ختم نبوت باطل است و روشن‌فکران دینی با ادعای افزودن به دین به نوعی ادعای پیامبری دارند.(9)
6. وحی همان احساسات پیامبر و تابع پیامبر است نه پیامبر تابع وحی؛ و از این‌رو، اگر پیامبر عمر بیش‌تری می‌کرد قرآن ممکن بود دو جلد می‌شد.(10)
7. قرآن، وحی خداوند نیست بلکه سخنان شخص پیامبر است،(11) و بخش معاملات و عقود آن برگرفته از فرهنگ عرب است؛ از این‌رو، باید قرآن را اصلاح کرد و آن آیات متعدد را از قرآن حذف کرد و نباید «دبه» در بیاوریم و ملتزم به آن‌ها باشیم.(12)
8. صحت قضیه یوسف در قرآن کریم از محالات است.(13)
9. آدم و حتی معصومین، خود به خود و بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند.(14)
10. اعتقاد به عصمت انبیا و ائمه (علیهم‌السلام) از بُن معیوب و نادرست است.(15)
11. پیامبر و ائمه (علیهم‌السلام) فقط در برهه‌ای از زمان صلاحیت مرجعیت داشته‌اند.(16)
12. دامنه تساهل، امور جنسی و همجنس‌بازی را نیز فرا می‌گیرد. این امور مردود است ولی نباید ممنوع باشد.(17)
13. قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است(18)
14. احکام دیه و طلاق در حق زنان غیر عادلانه است.(19)
15. طرفین ماجرا در کربلا اهل خشونت بودند(20)
16. دوران مدرن، دوران حکومت و رهبری عقل است و دین باید به عرصه زندگی خصوصی بازگردد، رهبری ائمه و پیامبر هم به‌خاطر آن بود که مردم آن زمان، عقل را مرجع استناد خود قرار نداده بودند.(21)
17. حقیقت ثابت نداریم، حتی در دست انبیا و معصومین هم حقیقت ثابتی نبوده که بتوانند آن را برای همه ازمنه و امکنه دیکته کنند.(22)
18. احکام کیفری اسلام کارآیی ندارد و موجب رواج خشونت می‌گردد.(23)
19. شادی و اسباب آن حد و حدود شرعی و قانونی ندارد.(24)
20. یکی از قوانین که بنده به شدت با آن مخالفم با حجاب بودن زن در تمام صحنه‌های فیلم حتی در حریم خانواده است، چنین صحنه‌هایی در واقع تحریف واقعیت است.(25)
21. اباحی‌گری جزءِ لاینفک جامعه مدنی است، جامعه ما با مشکل کمبود قطار شادی، آوازخوانی، دست‌افشانی و نواختن موسیقی روبه‌روست.(26)
این‌ها بخشی از هزاران موردی است که در روزنامه‌ها و نشریات اصلاح‌طلبان آمده است.
حال از آقای کدیور می‌توان پرسید که آیا محتوای نشریات نام برده شده مطابق با دین است یا مخلّ به دین اسلام؟ به نظر شما این نشریات ضد دین باید بر اساس قانون اساسی آزاد باشند یا توقیف شوند؟ شما که مدعی شدید تنها راه حل برون رفت از مشکلات و بحران‌ها تن دادن به قانون است، مقتضای اصل بیست و چهارم قانون اساسی با صراحتی که دارد این است که این نشریات نباید آزاد باشند. پس چگونه مدعی شدید که بستن این مطبوعات خلاف قانون اساسی است؟!
به جز این، مدعی شدید که این مطبوعات مستقل هستند. آیا مطبوعاتی که علیه اسلام می‌نویسند، مستقل هستند؟ این مطبوعات استقلال از چه چیزی دارند؟ آیا علیه آموزه‌های اسلام و ائمه هدی(علیهم‌السلام) و بر ضد اعتقادات پاک تقریباً همه مردم ایران عزیز اسلامی سخن گفتن، مستقل بودن است ولی مطابق اندیشه‌های کاملاً درست اسلامی موضع‌گرفتن به معنای استقلال نداشتن و وابستگی است؟!
آقای کدیور! شما در نامه خود ادعا کرده‌اید که: «نویسنده نامه هنوز از اهداف انقلاب اسلامی 1357 استقلال، آزادی، عدالت و اسلام رحمانی دفاع می‌کند»(27)، به نظر شما موضع‌گیری‌های بیش‌تر روزنامه‌ها و نشریات اصلاح‌طلبان سبز با اهداف انقلاب اسلامی و اسلام عزیزی که حتی تمام احکام کیفری و جزایی آن نیز منشأ رحمت برای بشر است، سازگاری دارد؟         ادامه دارد...