تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۴۱۴

حسین رسولی
ژاپن در تمام زمینه‌ها مناسبات وسیع و گسترده‌ای با ایالات متحده آمریکا دارد و گروههای حاکم در توکیو، بویژه لیبرال - دمکرات‌ها حفظ این پیوندهای نزدیک و همکاری‌های گسترده را حائز اهمیت می‌دانند. رابطه‌ی وسیع و همه جانبه با ایالات متحده آمریکا، پایه و اساس دیپلماسی خارجی ژاپن را تشکیل می‌دهد!
سیستم نظامیگری ژاپن که خود را تحت پوشش «دفاع ملی» استتار نموده، براساس «معاهدۀ امنیتی» با ایالات متحده آمریکا استوار می‌باشد. «معاهدۀ امنیتی» برای اولین بار در سال 1330 به هنگام امضاء عهدنامه سانفرانسیسکو تحت عنوان: «معاهدۀ امنیتی بین ژاپن و ایالات متحدۀ آمریکا» برقرار گردید.
معاهدۀ کنونی تحت شرایط پیمان همکاری مشترک و امنیت میان ژاپن و ایالات متحدۀ آمریکا که در سال 1339 منعقد و جایگزین پیمان قبلی گردید، اجرا میشود. براساس این معاهده ژاپن و ایالات متحده، اعلام می‌کنند که دارای اهداف، منافع و رسالت مشترک در جهان بوده و برای رسیدن به این اهداف و حفظ منافع و اعمال رسالت خود، موازی با یکدیگر حرکت کرده و کلیه استعدادهای خود را برای حفظ منافع مشترک به کار خواهند گرفت.
ژاپن که تا قبل از سال 1339 به واسطۀ شکست در جنگ دوم جهانی خلع سلاح شده و فاقد نیروی مؤثر نظامی بود، پس از گردن نهادن به مطامع واشنگتن و امضای عهدنامۀ سان فرانسیسکو اجازه یافت نیروی دفاعی ویژه‌ای تأسیس نماید.
آغاز مخاصمات در شبه جزیره کره موجب شد ایالات متحده، نیروهای نظامی خود را که از نخستین روزهای تسلیم ژاپن، در خاک این کشور مستقر کرده بود به جبهات جنگ منتقل نماید.
پس از انتقال بخش عمده‌ای از نیروهای آمریکایی مستقر در ژاپن به صحنه‌های جنگ در کره، واشنگتن به بهانه بروز خلاء امنیتی در ژاپن، علیرغم مخالفت‌های شدید متفقین، توکیو را مجاز ساخت تا نیروهای نظامی خود را به نحو بیسابقه‌ای توسعه دهد.
تسلیح مجدد ژاپن مغایر اصل نهم، اصل مشهور قانون اساسی سال 1325، که با نظارت دقیق ژنرال مک آرتور نوشته شده و هموار به قوت خود باقی است، می‌باشد: «ملت ژاپن صادقانه خواهان صلحی بین‌المللی است که بر پایۀ عدالت و نظم استوار باشد، به همین سبب برای همیشه از جنگ به عنوان حق تام و مطلق کشور، یا از تهدید، یا از اعمال زور به عنوان وسیلۀ حل برخوردهای بین‌المللی، صرف نظر می‌کند. به منظور نیل به اهداف مشخص شده در این اصل، هرگز نیروهای زمینی، دریایی یا هوایی، یا امکانات دیگر جنگی، نگهداری نخواهد کرد. حق دست زدن به جنگ برای دولت به رسمیت شناخته نخواهد شد».
پس از این مرحله، ژاپن توان نظامی نوبنیاد خود را در پشتیبانی از قوای متجاوز آمریکایی در کره به کار گرفت.
در سال 1348 ریچارد نیکسون در «گوام» دکترین تازه‌ای را تعیین کرد: «همپیمانان آسیایی ایالات متحده باید از این پس به امنیت منطقه کمک کنند». در پی این درخواست «ساتو» نخست‌وزیر وقت ژاپن که توسط «سیا» جانشین ایکه‌دا» شده بود بی‌سر و صدا نیروی نظامی چشمگیر ژاپن را وارد جنگ ویتنام نمود. جنگی که حدود شش سال از عمر آن می‌گذشت.
رشد نظامیگری در ژاپن چنان سرعتی به خود گرفت که در سال 1361 ژاپن دارای هشتمین بودجۀ نظامی دنیا گردید. (در حال حاضر ژاپن رتبه پنجم را دارا می‌باشد)
روزنامۀ ژاپنی «توکیو شیمبون» با اشاره به تمکین رهبران کشور در برابر مطامع پنتاگون صراحتاً نوشت: «ژاپن به زائده ناتو در اقیانوس آرام تبدیل شده است.»
«گاسپارواینبرگر» وزیر دفاع وقت آمریکا در گزارشی به کنگره پیرامون طرح بودجۀ سال 1365 اظهار داشت: «ایالات متحده همکاری نظامی با ژاپن را در عرصه امنیت، سنگ بنای دفاعی خویش در آسیای خاوری می‌شمارد».
اقدامات اخیر دولت ژاپن به وضوح نشان می‌دهد که ژاپن نه تنها بر آهنگ و دامنه نظامی کردن خود می‌افزاید، بلکه فعالانه استفاده از نیروهای مسلح و قبل از همه ناوگان‌های جنگی خود را در فواصل دور از خاک کشور تدارک می‌بیند.
آهنگ رشد چشمگیر هزینه‌های نظامی ژاپن نسبت به مخارج نظامی کشورهای عضو ناتو قبل از همه از خط منظم توکیو مبنی بر ارتقاء توان نظامی حکایت می‌کند، طی سالهای دهه 80 میلادی مخارج نظامی ایالات متحده مثلا 9/3 برابر، جمهوری متحد آلمان 1/10 برابر، فرانسه 1/6 برابر ترقی کرده است و در صورتیکه رشد هزینه‌های نظامی ژاپن 8/24 برابر بوده است.
وزیر دفاع آمریکا در اجلاسیه ناتو طی اظهاراتی به وضوح اعلام داشت: «منافع امروز ایالات متحده و ناتو در خارج از مرزهای آنها و در سایر مناطق آسیایی و آفریقایی قرار دارد». وی ضمن ابراز خشنودی از حرکت سریع ژاپن، اسرائیل و آفریقای جنوبی در بهبود بنیه نظامی خود، از جمله گفت: «در آینده نزدیک ما دارای پیمان نظامی گسترده‌ای خواهیم بود که اضلاع آن از ژاپن تا دماغۀ امید نیک و کانال سوئز و کانال پاناما امتداد یافته و «ناتو» فقط قلب اروپایی آن می‌باشد.»
طی سالهای 64-1361 بودجۀ نظامی ژاپن 29 درصد رشد مرتب سالیانه را نشان می‌دهد، در صورتیکه رقم مذکور در مورد کشورهای اروپایی عضو ناتو معادل 8 درصد بوده است.
برای سال مالی 1986 میلادی مبلغ 3/3 تریلیون ین (3/13 میلیارد دلار) بودجه نظامی در نظر گرفته شده بود که این مبلغ در سال 1990 میلادی از مرز 16 میلیارد دلار فراتر رفت.
بر پایۀ اعتبارات نظامی که سریعا رو به افزایش است، قدرت نظامی ژاپن با آهنگ سریعی در جهت اهداف تعیین شده توسط واشنگتن رشد می‌کند: نیروهای نظامی ژاپن علیرغم قلت نسبی تعداد نفرات (270 هزار نفر) از نظر قدرت آتش، تحرک و سایر عوامل در میان کشورهای هم‌پیمان آمریکا مقام پنجم را احراز نموده است.
در سال آینده هفتمین برنامۀ پنجساله پایان می‌پذیرد و ژاپن از لحاظ تجهیز نیروهای خود با برخی انواع سلاح مدرن، از کشورهای اروپایی عضو ناتو سبقت خواهد گرفت. مثلا ناوگان نیروی دریایی ژاپن 75 فروند ناوشکن موشک‌انداز در اختیار خواهد داشت که از این لحاظ از آلمان فدرال یا فرانسه پیشی می‌گیرد.
از نظر تعداد جت‌های شکاری از نوع اف - 15، ژاپن با 165 فروند پس از آمریکا مقام دوم را دارا می‌باشد.
اجرای برنامه‌های نظامی ژاپن با رشد سالیانه 9 درصد به تعبیر مطبوعات ژاپن به معنی متزلزل شدن خط مشی «صلح دوستانه» ژاپن در برابر چشمان کسانی است که بر اساس برخورد مبتنی بر انتقاد از خود قول داده بودند در مسیری پای نگذارند که خاطرات شوم جنگ جهانی دوم را مجدداً زنده نماید. به موازات ترقی توان نظامی ژاپن، نقش ارتش در حال احیاء ژاپن در سیستم استراتژیک نظامی آمریکا در قاره آسیا همواره رو به افزایش است. ژاپن متعهد شده است، ضمن تشریک مساعی نزدیک با ناوگان نیروهای دریایی و هوائی آمریکا، انجام عملیات ضد هوایی و ضد زیردریائی را در بخش غرب اقیانوس آرام متقبل شود و نیز توافق نموده است مین‌گذاری تنگه لاپروز، سانگار و کره و راههای دستیابی اتحاد شوروی به اقیانوس آرام را در شرایط اضطراری عهده‌دار شود؛ توکیو همچنین تصمیم گرفته است عملیات گشت‌زنی در فاصله یکهزار مایلی سواحل ژاپن از جمله اسکورت ناوهای آمریکایی حامل سلاح هسته‌ای را به عهدۀ نیروی دریائی خود بگذارد! واشنگتن صریحاً اظهار امیدواری کرده است ژاپنی‌ها طی سالهای آینده به کنترل سواحل چین، فیلیپین، اندونزی و کشورهای هند و چین نیز بپردازد.
در چهارچوب استراتژی فوق، عرصه‌های تشریک مساعی ژاپن با آمریکا همواره گسترش می‌یابد. به موازات همکاری در راستاهای ساختمان و آموزش رزمی نیروهای مسلح، کمک و مساعدت توکیو در عرصه‌های نظامی - سیاسی و نظامی - فنی نقش فزاینده‌ای ایفا می‌کند.
در این زمینه حمایت معنوی - سیاسی محافل رسمی توکیو از «طرح دفاع استراتژیک» آمریکا (جنگ ستارگان) که در جهت کشیدن دامنۀ مسابقه تسلیحاتی به فضای کیهانی هدفگیری شده است، اهمیت ویژه‌ای کسب می‌نماید.
یاساهیر و ناکازونه عضو دسته‌بندی بزرگ تاناکا و استاد اعظم شاخۀ فراماسونری آمریکایی و نخست‌وزیر سابق ژاپن، هنگام ملاقات با رونالد ریگان در لوس‌آنجلس اظهار داشت که اهداف آمریکا منطبق با اهداف ژاپن می‌باشد. مواضع فوق را وی طی مذاکرات خود با رئیس‌جمهوری آمریکا در واشنگتن بار دیگر تجدید کرد.
طی سالهای اخیر مساله پیوستن ژاپن به طرح تجاوزکارانۀ «جنگ‌های ستاره‌ای» مورد بحث و بررسی گسترده‌ای قرار گرفته بود؛ این مسأله ابتدا در جریان مذاکرات وزیر دفاع آمریکا با رئیس آژانس دفاع ملی ژاپن (وزارت دفاع) در سال 1365 در توکیو و مذاکرات ریگان - ناکازونه در همانسال در واشنگتن مطرح شده بود.
به موازات هراس افکار عمومی در ژاپن از عواقب سیاسی، نظامی و اقتصادی گسترده‌ای که مشارکت ژاپن در طرحهای تجاوزکارانۀ آمریکا در سطح رسمی به دنبال خواهد داشت. دولت ژاپن بدون توجه به افکار عمومی اعلام نمود:
«هیچ سدی در راه پیوستن شرکتهای ژاپنی به برنامۀ جنگ ستارگان ایجاد نخواهد کرد.»
تلاشهای آمریکا جهت نزدیک کردن ژاپن به طرحهای تجاوزکارانه خود، به منظور تحقق هدف‌های بلندمدت واشنگتن در ایجاد سیستم فراگیر پیمان‌های نظامی، خطر جدی برای صلح در قاره آسیا ایجاد می‌کند. در گزارش سالیانه وزارت دفاع آمریکا به صراحت گفته شده است که: «مناسبات نظامی و همپیمانی ژاپن با آمریکا، همسطح با کشورهای عضو ناتو می‌باشد.»
در گزارش فوق بر ضرورت ایجاد سیستم امنیت جمعی در منطقه آسیا اقیانوس آرام با شرکت ژاپن به عنوان یکی از حلقه‌های «دفاع مشترک کشورهای اتحاد غرب» تاکید شده است.
مطبوعات ژاپن ضمن ارزیابی محتوای این فراخوان متذکر شده بودند، صحبت بر سر تلاش واشنگتن جهت «به عهده ژاپن گذاشتن مسئولیت مساوی با کشورهای ناتو در عرصه نظامی» می‌باشد.
بطوریکه از نقشه‌های اتحادیه ناتو بر می‌آید، ژاپن عمدتاً نقش سرپل نظامی برای همپیمانان غربی را در جنگ آینده ایفا خواهد کرد. در اراضی ژاپن حدود 120 هزار آماج نظامی با پنجاه هزار نفر نظامی مستقر است. بزرگترین این پایگاه‌ها «یوکوسوکا»، «ساسه‌بو»،‌ «یوکوتا»، «میساوا» و مجموعۀ مراکز نظامی در «اکیناوا» و «کادنا» است که در آن تسلیحات هسته‌ای مستقر گردیده است.
سرفرماندهی ناتو در توجیه علل استقرار هواپیماهای «اف - 16»، مجهز به موشک‌های کروز با کلاهک هسته‌ای در «میساوا» واقع در شمال جزیره «هونشو» اعلام داشته است که این پایگاه در فاصلۀ 600 کیلومتری ساخالین (کارانوتو) و 800 کیلومتری شهر ولادی وستوک قرار دارد و در این صورت جنگنده‌های «اف - 16» با شعاع عمل برابر هزار کیلومتر، عملاً ناتو «امکان می‌یابد که فواصل ضربات هسته‌ای خود را 250 کیلومتر کاهش دهد!»
ایالات متحده و انگلستان طی سالهای اخیر منطقۀ اقیانوس آرام را به عرصه افزایش نیروهای مسلح خود تبدیل کرده‌اند. ژاپنی‌ها با نیروهای این دو کشور به مثابه نیروهای خودی برخورد می‌کنند. امروزه 1500 هواپیمای جنگنده، نزدیک به هشتاد کشتی جنگی که در میان آنها ناوگان‌های هواپیمابر، زیردریایی‌های هسته‌ای و رزم ناوهای موشک‌انداز،‌ ناوچه‌های مین‌گذار و کشتی‌های جنگی دیده می‌شوند. این نیروها دارای 150 ناو جنگی با قوه محرکه هسته‌ای می‌باشند. ژاپن همچنین یکی از بزرگترین خریداران اسلحه در جهان می‌باشد. ایالات متحده در منطقه اقیانوس آرام دارای 360 هزار نفر نیروی مسلح است که عمده آنها در فیلیپین، کره و ژاپن استقرار یافته‌اند.
ایالات متحده در ژاپن دارای 32 پایگاه نظامی شامل پایگاه‌های حاوی موشکهای عظیم هسته‌ای، بمب‌ها و گلوله‌هایی که در کشتی‌های جنگی، هواپیماها و یک سری از میادین عملیات سوق‌الجیشی به کار برده می‌شوند، می‌باشد.
کارشناسان عمدۀ پیمان آتلانتیک شمالی و از جمله ژنرال راجرز خاطرنشان می‌سازند که تعداد پایگاههای موجود ناکافی هستند و ما در جستجوی یافتن مناطق مختلف قاره برای یافتن میادین عملیات سوق‌الجیشی جدیدی هستیم.
جونجی شیمودا مسئول عهدنامۀ امنیتی و نظامی ژاپن - آمریکا در وزارت امور خارجه ژاپن می‌گوید: «اقیانوس آرام یک دریاچه آمریکایی - ژاپنی است ما به اتفاق دوستان آمریکائی در دو سوی آن قرار گرفته‌ایم و به لحاظ توانمندی‌های نظامی و اقتصادی باید امنیت آنرا حفظ نمائیم!»
توکیو به عنوان زائده نظامی آمریکا در منطقه اقیانوس آرام هدفهای عمده زیر را در منطقه اقیانوس آرام دنبال می‌کند. این اهداف سرفصل‌های عمده مطامع اقتصادی و سیاسی ژاپن در سایر مناطق جهان، منجمله خاورمیانه می‌باشند.
1- تأمین مواد اولیه لازم به نازلترین قیمت
2- دستیابی به نیروی کار ارزان قیمت (و معمولاً کاردان و مؤثر)
3- تأمین بازارهای پایدار و مطمئن برای صادرات
4- تضمین امنیت و مصونیت منطقه از خطرات احتمالی به منظور توسعۀ اقتصاد و رشد بازرگانی ژاپن
«گلی گابالدان» یک تبعۀ جزایر میکرونزی، در اقیانوس آرام، که دوستان همسنگر زیادی را جزیره ماریان، در نبردهای بیرحمانه با نیروهای ژاپنی از دست داده است می‌گوید: «هفتاد سال از آن زمان گذشته است که تقریباً دو هزار جزیره بزرگ و کوچک از سایپان گرفته تا بالی و مجمع الجزایر میکرونزی به دستور جامعه ملل به ژاپن داده شدند. توکیو تا قبل از شکست در جنگ جهانی دوم در این دو هزار جزیره کوچک و بزرگ اقیانوس آرام حکومت می‌کرد. با شکست ژاپن در جنگ، این جزایر تحت‌الحمایه ایالات متحدۀ آمریکا قرار گرفتند. اما بار دیگر پس از نیم قرن که از پایان جنگ می‌گذرد، مجدداً سر و کلۀ ناوگان نظامی ژاپن در آب‌های ساحلی این جزایر پیدا شده است. همزمان، حضور ژاپنی‌ها در اینجا بسیار محسوس است. از نظر گابلدان، پیرمرد اهل جزیره ماریان، ژاپنی‌ها با توسل به قدرت «ین» و «اسلحه» مجدداً سلطۀ استعماری خود را بر منطقه تحمیل می‌کنند.
«گئیجی شیموجی» از مسئولین وزارت امور خارجه ژاپن در امور مربوط به همکاری‌های دفاعی ژاپن - آمریکا می‌گوید: «درست است که ژاپنی‌ها جنگ را باختند، ولی در کل برنده بودند و اکنون ما بطور کلی بسیاری از جزایر اقیانوس آرام را در اختیار داریم!»
روزنامۀ «دومینئیون» چاپ زلاندنو با نقل قول از فلیسیداد اگومورو عضو جامعه «چومورو» (از جزایر اقیانوس آرام) می‌نویسد: «من احساس می‌کنم که دیگر ما صاحب کشور خود نیستیم.»
جزایر میکرونزی مملو از ژاپنی‌ها شده است. توکیو مهاجرت و سرمایه‌گذاری در این جزایر را تشویق می‌کند. بیشتر ژاپنی‌ها برای زیبایی به این مناطق نمی‌آیند. آنها ترجیح می‌دهند زمین‌های این جزایر را به مالکیت خود در آورند. توکیو شیمبون می‌نویسد: «اکنون ژاپنی‌ها مالک سه برابر کشور خود هستند. آنها سرزمینهایی را از جزایر ماریان گرفته تا خاورمیانه و نیویورک خریداری کرده‌اند.
یکصد هزار ژاپنی در سایپان (اقیانوس آرام) در حالی به بازی گلف و یا موج‌سواری و شنای زیرآبی سرگرمند که ناوگان ژاپن با به اهتزاز در آوردن پرچم این کشور در آبهای اطراف جزیره گشت می‌زنند.
پیش‌بینی میشود که طی 3 سال آینده نسبت جمعیت در صدها جزیره عمده اقیانوس آرام، حدفاصل استرالیا و زلاندنو تا آبهای ساحلی ژاپن به نفع ژاپنی‌های مهاجر بر هم بخورد و بیش از 2 میلیون ژاپنی در این جزایر مستقر شوند.
«کی کومارا» یک خبرنگار ژاپنی ساکن اوکیناوا می‌گوید: «ژاپن در تملک سرزمین‌های کوچک و بزرگ پاسفیک روش اسرائیل در غصب املاک فلسطینی‌ها، قبل از تشکیل دولت صهیونیستی، را اتخاذ نموده است».
یک روزنامۀ آمریکائی می‌نویسد: «عصر سلطه‌جویی ژاپن آغاز شده است. تاروناکایاما وزیر امور خارجه ژاپن در ملاقات با بوش مجوز رسمی برای فعالیت‌های توسعه‌طلبانه خود در آسیا را بدست آورد. براساس خط مشی جدید، سهم ژاپن در نظم نوین جهانی، در صورت تبعیت بی‌چون و چرا از مطامع واشنگتن، یافتن نقش نظامی - سیاسی منطقه‌ای محدودی می‌باشد.
بر این اساس ژاپن باید در جبهه‌بندی جدیدی که در جهان شکل می‌گیرد. مواضع ایالات متحده را تقویت و از سیستم اروپایی دوری کند. در برابر پایبندی بی‌چون و چرای ژاپن به سیاستهای آمریکا، سردمداران کاخ سفید متقابلاً به گروههای حاکمه توکیو قول داده‌اند دست ژاپن را در مناطقی از جهان که به واسطۀ دارا بودن منابع سرشار کانی به مثابۀ مناطق حیاتی ژاپن محسوب می‌گردند، باز گذارند».
به دنبال این توافق‌های آشکار و پنهان، اخیراً زمزمۀ اعزام نیروهای نظامی ژاپن به خارج از مرزهای این کشور به گوش می‌رسد. در حافل دولتی ژاپن گفته میشود که تغییر در قانون اساسی ضروری است. عصر ژاپن آغاز شده است و ملتهای دیگر جهان بایستی در برابر قدرت اقتصادی و توان بالقوۀ نظامی این کشور فرش قرمز پهن کنند و به تمجید ژاپن لب بگشایند!
از سال 1367 همکاری‌های تسلیحاتی گسترده‌ای میان ایالات متحده آمریکا، ژاپن و اسرائیل آغاز شده است. هر سه کشور در یک مرحله فوق‌العاده سری مربوط به جنگ ستارگان فعالیت می‌کند. در ژاپن کمپانی‌‌های معظمی چون (ان، ای، سی) با تشکیل کنسرسیوم‌های عمده، تکنولوژی فوق مدرن را در اختیار مراکز تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل قرار می‌دهند.
اسرائیل با استفاده از همکاری‌های تکنولوژیکی ژاپن موفق به پرتاب ماهواره‌های جاسوسی به مدار زمین در سال گذشته گردید. ژاپن همچنین در ساخت موشکهای بین قاره‌ای توسط اسرائیل سهم اصلی را داشته است. همکاری‌های مشابه‌ای نیز با آفریقای جنوبی بعمل آمده است. ژاپن بویژه در زمینۀ تکنولوژی هسته‌ای با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی همکاری داشته و عامل اصلی در دستیابی پرتوریا به سلاح هسته‌ای بوده است. مرکز هسته‌ای اسرائیل در صحاری رامون نیز به وسیله کامپیوترها و روبات‌های ژاپنی تجهیز شده‌اند. ژاپن در همکاری با کشورهای خاورمیانه دو شیوه متفاوت را برگزیده است. تعارفات را نثار ملت‌های مسلمان و غرب منطقه می‌کند و تکنولوژی و هدایا را مخفیانه در اختیار رژیم اشغالگر قرار می‌دهد!