تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۴۸
مقدمه: برنامه پنجشنبه شب حسینیه ارشاد طبق معمول با تلاوت آیاتی چند از کلام‌الله مجید آغاز شد و پس از قرائت متنی که بمناسبت چهلمین روز شهادت پدر طالقانی تهیه شده بود، حدود ساعت 7 علامه مفتی‌زاده سخنرانی‌اش را در حضور جمع کثیری از حاضرین آغاز میکند، آنچه در زیر از نظرتان میگذرد قسمتهائی است از بیانات ایشان تحت عنوان "مسائل کردستان".

مسائل امشب درباره اوضاع کردستان و رابطه آن با انقلاب ایران بحثی است مفصل و طولانی و شاید نیازمند 10، 15 جلسه، لکن از آنجا که این آخرین دیداری است که در تهران با خواهران و برادرانم دارم، علاقمندم که گوشه‌ای از این واقعیات را برای همه روشن کرده باشم.

مسائل کردستان سه مشخصه جدا از هم را شامل میگردد:

1- مسائل مردمی:

ملت ایران چه پیش از اسلام و چه بعد از آن همواره در مقابل قدرتهای ارتجاعی حاکم و نیز در جهت از بین بردن استبداد و استثمار مبارزه‌ای بی‌امان داشته است و لازم بگفتن نیست که ملت کرد نیز پیوسته در این مبارزات شرکت داشته است. لکن از آنجا که مردم کرد، در تمام دورانها بیش از دیگر هموطنان ایرانی‌شان تحت ستم و فشارهای گوناگون قرار داشته‌اند، بطور طبیعی در مبارزاتشان نیز  سخت‌کوش‌تر بوده‌اند.

ملت کرد تا پیش از تقسیمات استعماری انگلستان در مستعمرات عثمانی، تاریخ مشترک با تمام ملت ایران داشت. در این تقسیمات استعماری بود که شیخ‌نشینهای گوناگون را تشکیل دادند و با مرزهای کاذبی که بوجود آوردند این ملت را نیز تجزیه کرده و در کشورهای گوناگون تقسیمشان کردند.

یکی از ستمهائی که بر این ملت رفته است اینست که با وجود این مرزها کرد مقیم ایران میتوانسته است از همنشینی و مصاحبت و معاشرت با دیگر برادرانش در محدوده مرزهای دیگر محروم بوده است.

ستم دیگری که بر ملت کرد بیشتر سنگینی میکرده، ستم استبداد است. ملت کرد چه در گذشته و چه حال هیچگاه اجازه نداشته است که خود سرنوشت خویش را در دست گیرد و در چگونگی زیست و رفع مشکلات و نظام اجتماعی‌اش خود، نقش اساسی را داشته باشد. در زمان رژیم پهلوی، اگر کسی در ادارات بزبان کردی تکلم میکرد یا لباس کردی میپوشید، تحقیرش میکردند، ضجرش میدادند و حتی میکشتند. بدون نظرخواهی از مردم کردستان برایشان مامور میفرستادند و بدون کوچکترین نظرخواهی در مورد زندگی و سرنوشت این مردم تصمیم میگرفتند. مسلم است که این ستمها عکس‌العمل مبارزه‌ای بوده است مداوم و تمامی خصلت کاملا مردمی داشته است. این مبارزه که بخاطر رفع انواع ستمها و دیکتاتوری جریان داشته، جریانی است که بتمامی مردم کردستان تعلق دارد.

2- جریان شبه مردمی:

از زمانیکه در روسیه برای اولین بار انقلاب مارکسیستی پا گرفت و به دیگر کشورها سرایت کرد، مجموعه یک سری فعالیتهای تبلیغاتی مارکسیتی بوسیله یک کمیسیون بین‌المللی در شوروی طرح‌ریزی شد.

و مسلما کردستان بعلت نزدیک بودن به این منطقه نمیتوانست از این فکر اثرپذیر نباشد. لذا تبلیغات گسترده مارکسیستی در کردستان و دیگر مناطق مرزی، با شدت شروع گردید. ما از این حرکتها، از آنجا که به پاره‌ای از نیازهای خلق برخورد میکند، بعنوان جریانی شبه مردمی نام میبریم.

3- جریان ضد مردمی:

این جریان بصورت گسترده با شدت هر چه تمامتر از سوی فئودالها، سرمایه‌داران شهری قاچاقچیان عمده و بعضی از رهبران خودفروخته دین و شیوخ و ملاها و شاید این دسته آخر بیشترین نقشهای ضدمردمی را داشته‌اند و رژیم تمامی امکاناتش را در اختیار این دسته قرار داده بود. زمانیکه دین توسط این دین‌فروشان اینچنین بابتذال کشیده میشود، مسلم است که در کنار آن مارکسیسم جان میگیرد.

رابطه ما با انقلاب ایران

اسلام باید بازسازی شود و بگونه اولیه‌اش مطرح گردد. باید اسلام اولیه و در راس آن قرآن مطرح گردد. اسلام بمثابه یک دین باید مطرح گردد و مذاهب کنار گذاشته شوند. دین مانند دریائی است که مذاهب همچون رودخانه‌هائی از آن منشعب میشوند. باید بدریا برگشت. مذاهب، برداشتهای دانشمندان در زمانهای گوناگون است که فقط برای مرحله خاصی بکار مییاید و دین(قرآن) برای همیشه است. مذاهب چه تشیع و چه تسنن قابلیت بقا ندارند و هر چقدر هم مترقی باشند قابل دوام نیستند، لذا باید بدور از همه این مذهب‌گرائیها به اصل دین یعنی قرآن برگریم. اسلام باید از قرآن زنده شود، نه از تشیع و نه از تسنن. و تلاش من همواره این بوده است که فکر دین زنده شود و فکر مذهبی از بین برود.

ما با علم باینکه خطرناکترین اختلافات، اختلافات مذهبی است، با تلاش پیگیرمان کاری کردیم که همه جا اهل تسنن زنده‌باد خمینی میگفتند. صادقانه از شما سئوال میکنم آیا شما قادرید با احترام و تجلیل از یک رهبر اهل تسنن نام ببرید و خود را پیرو او بدانید. لکن در آنجا، اهل تسنن خود را پیرو یک رهبر شیعی میدانست.

بخاطر ایجاد چنین وحدتی من حتی اعلامیه‌های امام را سانسور میکردم و هر کجایش را که رنگ مذاهب داشت حذف میکردم و آنگاه بین مردم پخش میکردم تا چیزی تفرقه‌انداز در آن نباشد یعنی مذهبی نباشد بلکه دینی باشد.

اگر تو گفتی مسلمان، من هم میگویم مسلمانم. لکن اگر تو گفتی شیعه‌ای من هم میگویم سنی‌ام تمام سنگینی وحدت تشیع و تسنن همواره از جانب ما بود، در حالیکه از طرف دیگر کوچکترین تلاشی نشد. رهبران اهل تشیع نه تنها در این امر بما کوچکترین کمکی نمیکردند بلکه خراب هم میکردند.

ببینید که دشمن چه آگاهانه حرکت میکرد که حتی خودش بعضی اعلامیه‌های بعضی از رهبران تشیع را، که مثلا در آن نوشته شده بود که رئیس‌جمهور باید شیعی باشد و از این قبیل مطالب، بین برادران اهل تسنن پخش میکرد.

دولت و کردستان

لازم بگفتن نیست که مرزها حساسترین مناطق کرد هستند. پس از انقلاب تمامی عناصر ضدانقلاب، فراریان عناصر ساواک و دیگر عوامل ضد مردمی بطرف کردستان هجوم آوردند. قبل از همه پالیزبان در نزدیکیهای مریوان پایگاه ساخت.

با آگاهی که از منطقه داشتیم، از دولت خواستیم که بما امکانات بدهد تا تمامی این فراریان را دستگیر کرده و تحویل بدهیم و مانع از بوجود آمدن این پایگاههای ضدانقلاب شویم. در حالیکه تمامی پادگانها و پایگاهها در خطر بودند و ما آماده هرگونه جانفشانی بودیم، لکن هیچ امکاناتی در اختیار نداشتیم. شاید باور نکردنی است که دولت حتی یک بی‌سیم و یک فشنگ در اختیار ما نگذاشت.

ما با همان مقدار اسلحه‌ای که روز 21 بهمن بدست آورده بودیم تا آخرین فشنگی که در اختیار داشتیم در حفظ پادگانها کوشیدیم. و وقتی تمامی درخواستهای ما بلاجواب ماند و ما بی‌سلاح شدیم پادگانها و پاسگاهها یکی پس از دیگری سقوط کرد.

یک خیانت بزرگ

همانگونه که قبلا اشاره شد، ملت کرد چه در گذشته و چه در حال، از این که خود سرنوشت خویش را در دست گیرد محروم بوده است. نمونه آن تعیین استاندار از سوی دولت فعلی است. دولت بما استانداری بنام "یونسی" را که قبلا از افسران حزب توده بوده است تحمیل کرد. و دولت آگاه از گذشته این شخص و اعتراضات ما همچنان بر وضع خود باقی ماند. حاصل عملکرد این شخص در کردستان این شد که همان نیروهای شبه مردمی را هم که میتوانسته با جنبش انقلابی در زمینه‌هایی همگام باشد بهمدستی و اتخاذ با ضدانقلاب سوق داد و در حین شرائطی که دولت انقلاب تمامی نیروها را برعلیه ما بسیج میکرد و سبب اعتراضات ما حتی امام اخطار فرستادند که اگر دولت نمیتواند یونسی را بردارد خودم وارد عمل شوم. کمیته‌ها و دادگاهها انقلاب نیز رسوائی‌های زیادی در منطقه ببار آورده‌اند. کمیته‌ها دست باعمالی زدند که حتی ژاندارمهای رژیم شاه نیز چنین اعمالی را مرتکب نمیشدند.

قانون اساسی

قانون اساسی قرآن اسلام است و ما نیازی بقانون اساسی نداریم. در این قانون اساسی ولایت فقیه چه صیغه‌ای است؟ شورای نگهبان چه صیغه‌ای است. علت تمام این انحرافات مذهب‌گرائی و بیگانه شده از قرآن است در اسلام فقط شوری داریم و لاغیر. هر فقیه و اندیشمند باید نقششان را در شورای ایفا کنند.

این آقایان خبرگان همه قوانین دنیا را میدانند بجز قرآن را.

این قانون اساسی از قرآن گرفته نشده از شرق و غرب گرفته شده که مطلقا اسلامی نیست. شما با تصویب اصلی مانند اصل منحوس 12، دوباره جنگهای زمان صفویه را زنده میکنید.

به طرح این مساله که "مذهب جعفری فقط رسمی است" بدشمنان بشریت فرصت بهره‌برداری میدهید شما با تصویب این قانون در حقیقت قانون تفرقه‌ را تصویب میکنید.

زمانیکه شما او را برسمیت نمیشناسید، چگونه توقع دارید او رهبر شما را برسمیت بشناسد، مگر نمیخواهید این رهبری رهبر تمام ملت ایران باشد. آری خبرگان جنگ مذهبی راه انداختند این مسئولیت شما مردم است که تظاهرات راه بیاندازید و شعار بدهید نه شیعه، نه سنی، ما همه مسلمانیم این نیز باید گفته شود که تمامی کسانیکه در کردستان کشته میشوند خواهران و برادران شما هستند.

در کردستان مسلمان است که مسلمان را میکشد.

باید از دولت پرسید که چرا اینقدر از خودمختاری که در مرحوم طالقانی بخاطر آن آنهمه تلاش کرد می‌ترسید؟... آیا دوباره میخواهید استبداد را زنده کنید؟..

مردم ایران باید بدانند که اگر این رهبر نبود، این دولت و مجلس خبرگان ایران را بسرنوشتی بدتر از لبنان دچار میساختند.

آخرین دیدار و آخرین حرف

هم اکنون که با شما وداع میگویم، دلم میسوزد تا نظراتی را مطرح نکنم، لذا این آخرین پیشنهادهای من است.

1- امام تمام چهره‌های اسلامی را شناسائی کنند و این جمع یک هیئت نظارت را تشکیل دهند تا کلیه اعمال دولت، مجلس، شورای انقلاب و غیره را تحت نظارت قرار دهند و در ضمن با مسافرت به شهرهای گوناگون مسائل مردمی را مورد بررسی قرار دهند.

برای نجات انقلاب باید، همه گروههای اسلامی بهم نزدیک شوند. و با کنار گذاشتن انحصارطلبی هر فرد شایسته‌ای را در هر کجای مملکت دیدند، بجمع خود اضافه کنند.

2- از 72 نفر دیگر از صاحبنظران، چه نماینده احزاب و چه منفردین دعوت شود تا در مجلس با نمایندگان فعلی همکاری کنند.

3- برنامه‌ای را که آقای فروهر آغاز کرده پشتیبانی کامل شود.

خلاصه عزیزان من

بیائید شوراهای خودمختار را در برابر ایران برسمیت بشناسیم.

مذاهب اسلامی را برسمیت بشناسیم.

از جوی مذاهب به دریای اسلام برگردیم.