تاریخ انتشار : ۰۷ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۶۰۳

آیت‌الله قربانعلی دری‌نجف‌آبادی
طرح موضوع حقوق بشر و نیز محکومیت شماری از خدمتگزاران اسلام و مردم در جمهوری اسلامی ایران توسط اتحادیه اروپا و کمیسیون حقوق بشر به اتهام واهی نقض حقوق بشر موجب تأسف اینجانب و هر انسان با وجدان و با انصاف و صاحبنظران حقوقی و عدالتخواه می‌شود.
بنده بر خود لازم می‌دانم نه به عنوان شخصی بلکه به عنوان دفاع از حقوق اسلام و کرامت انسانی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مسئولیت‌هایی که در طول دهه‌های گذشته به عهده داشته‌ام و خداوند بزرگ و مردم شریف و بزرگوار ایران اسلامی و بسیاری از ملت‌های دیگر هم شاهد هستند نکاتی را در این رابطه توضیح دهم.
1ـ طرح موضوع محکومیت شماری از خدمتگزاران مردم در جمهوری اسلامی ایران توسط اتحادیه اروپا به اتهام نقض حقوق بشر، ماهیت سیاسی و فرار به جلو و به دور از واقعیت است و نشأت گرفته از عدالت و عدالتخواهی و همسو با وجدان جمعی ملت بزرگ ایران و جامعه جهانی و معیارهای حقوقی و قضائی نیست.
2ـ متأسفانه رویکرد ابزاری به حقوق بشر یا برخورد دوگانه و یک بام و دو هوا، سیاست دیرینه اصحاب قدرت و استکبار و صهیونیزم است و عملکرد آنها در طول صدها سال گذشته و در جنگ‌های اول و دوم جهانی و نیز در اشغال کشورها و تحمیل قراردادهای استعماری و طراحی کودتاها، از جمله کودتای رضاخان و 28 مرداد و حمایت از کودتاگران بهترین شاهد بر این مدّعاست.
3ـ اتحادیه اروپا اگر دلواپس حقوق بشر است، چرا در برابر جنایات صهیونیست‌ها سکوت کرده و سکوت می‌کند؟ چرا در جنگ‌های پی‌درپی در منطقه، نسل‌کشی، جنایات اخیر در کشورهای اسلامی نظیر بحرین و لیبی و یمن و غزه و مانند آن سکوت کرده است؛ یا از جنایتکاران حمایت می‌کند یا در باغ سبز به آنها نشان می‌دهد؟
4ـ به راستی کدام انسان با وجدانی جنایات غزه و فلسطین و بحرین و لیبی و یمن را تحمل می‌کند یا فراموش می‌نماید؟ آیا حمایت از منافقان که در طول بیش از 30 سال گذشته هزاران جنایت مرتکب شده بر وجدان‌های بیدار بشریت پوشیده است؟ آیا بمباران شیمیایی سرزمین‌های ما و حلبچه توسط رژیم جنایتکار صدام بر احدی پوشیده است؟ بنده خود شهر حلبچه را پس از بمباران شیمیایی دیده‌ام و مردم شریف آن سرزمین را که مانند برگ خزان بر زمـین ریخته‌اند زیارت کـرده‌ام و بـا علمـا و بزرگـان از جـملـه «شیخ لطیف برزنجی»، «شیخ عثمان» و «شیخ علی خطیب» و دیگر بزرگان آن سرزمین مراوده و مجالست داشته‌ام.
اینجانب در بررسی اجمالی که در دادستانی کل داشتم، حدود 350 بار سرزمین‌های ما را صدام بمباران شیمیایی کرد. آیا جنایات صدام در بمباران شیمیایی حلبچه و سردشت قابل اغماض است؟
بنده خود در آن تاریخ دو بار به شهر سردشت سرکشی کردم. بیش از 4000 نفر مصدوم شده و بیش از 110 نفر به شهادت رسیده بودند. اتحادیه اروپا در این جنایات و در تجهیز صدام به مواد شیمیایی چقدر مسئولیت و نقش داشته است؟ دولت‌های اروپایی مانند هلند و آلمان و فرانسه و دیگران چقدر مسئولیت پذیرفته و پاسخگو هستند؟
براستی حمایت آنها از پژاک و جریان‌های تروریستی در غرب کشور ما و جریان ریگی و وهابیت و القاعده و سلفی‌ها در شرق کشور و در عراق و پاکستان و افغانستان و حمله همه جانبه به بحرین و لگدمال کردن حداقل حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه و تخریب مساجد و بیمارستان‌ها و به شهادت رساندن زنان و کودکان و پرستاران و مجروحان، تخریب و آتش‌زدن مقدسات و قرآن کریم با کدامیک از حقوق بشر و یا حقوق بشر دوستانه منطبق است؟
تا چه زمانی مدعیان دموکراسی، آزادی، حقوق بشر باید دوگانه برخورد و در میدان عمل برضد اصول و مبانی ادعایی خود عمل کنند؟
کدام ملتی ادعاهای پوچ و دروغین آنها را می‌پذیرد؟
وضع اسفبار زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب و زندان‌های رژیم جنایتکار صهیونیزم مایه شرم و ننگ بشریت است. مدعیان حقوق بشر تا کی این جنایات را برانسانهای بی‌گناه و با گناه تحمیل می‌کنند؟
حمایت از باندهای قاچاق موادمخدر و اشرار و فساد و فحشا و منکرات و غارتگران حقوق ملت‌ها نیز بخش دیگری از برخورد دوگانه غرب با حقوق بشر است. برخورد تبعیض‌آمیز و ناعادلانه با مسلمانان مظلوم قاره آفریقا و با حجاب اسلامی و برخورد دوگانه با اقلیت‌های مذهبی و مسلمان در اروپا خود لکه ننگ دیگری بردامان این دروغگویان سیاست باز است و اگر بنا باشد این قبیل اقدامات آنها شمارش شود، مثنوی هفتادمن کاغذ است.
5ـ بهترین شاخص و ذیصلاح‌ترین مرجع احراز پایبندی به حقوق بشر دادگاه وجدان و محکمه فطرت جامعه انسانی است. مردم دنیا علیرغم بمباران تبلیغاتی امپراتوری رسانه‌ای غرب، می‌فهمند رویکرد چه قدرت‌هایی به حقوق بشر، کاسبکارانه، سیاست زده و سوداگرانه است و چه کسانی از مظلومین و بی‌پناهان و نهضت‌های آزادی‌بخش حمایت می‌کنند.
6ـ دیدگان بیدار و انسان‌های هوشیار ببینند کنار مردم مظلوم فلسطین، لبنان، مستضعفین آفریقا، آمریکای لاتین، بوسنی چه کسانی ایستاده‌اند؟ در کنار اسرائیل، قذافی‌ها و مبارک‌ها و صدام‌ها چه کسانی از آنها حمایت کرده و لااقل سکوت ورزیده‌اند؟ آیا گوانتاناما و ابو غریب فراموش‌شدنی است؟ آیا وجدان بشریت این جنایات را می‌پذیرد؟
7ـ حافظه تاریخی ملت‌ها بهترین دادگاه حقوق بشر است و ملت ایران اسناد زنده ناقضان و حامیان فاحش‌ترین خدشه برحقوق و کرامت بشر را در میان خود ثبت کرده است. صدها هزار شهید و صدها هزار مجروح جنگ ایران و عراق در سایه حمایت غرب از دیکتاتور عراق، 16هزار شهید بی‌گناه از شهروندان این کشور توسط گروهک منافقین مورد حمایت و اسکان در کشورهای غربی از جمله فرانسه، تجهیز رژیم بعث به بمب‌های میکروبی و شیمیایی و خردل، حامیان دیکتاتوری‌های پهلوی که ده‌ها هزار نفر را در کوی و برزن این ملک به خاک و خون کشیدند و مورد حمایت اروپا و آمریکا و دارای روابط سیاسی و پشت پرده در آن کشورها و استفاده ابزاری غرب از آنها برای اهداف شیطانی آنها و دیکته سیاست‌های آمریکا برمنطقه. 8ـ دور نخواهد بود که ناقضان واقعی حقوق‌بشر طبل رسوائی‌شان از بام‌ها خواهد افتاد. حرکت‌ ملت‌های منطقه خود نشان روشنی از این بیداری و عدالت‌خواهی ملت‌هاست. بدیهی است که ملت‌های تحت ستم جنایات مستبدان را هرگز فراموش نخواهند کرد و شاخ و دندان تیز ستمگران و جباران را خواهند شکست.
9ـ جای مدعی و مدعی‌علیه عوض شده است. ایران مدعی مظالم و معترض به ناقضان حقوق‌بشر در عرصه بین‌الملل است. بر مبنای ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق‌بشر طالب دادرسی منصفانه جنگ عراق با یک میلیون کشته در حضور ناتو، افغانستان و تقویت تروریسم بین‌الملل و موادمخدر، چنگ‌اندازی سوداگرانه به منابع انرژی و نفت منطقه به بهای خونریزی ملت‌ها. آقای تونی بلر اولین کسی بود که از جنگ آمریکا با عراق حمایت کرد و او اکنون از مسئولین اتحادیه اروپاست و مدعی حقوق‌بشر!
اما آنچه در رابطه با بنده قابل ذکر است:
1ـ بنده خدمتگزار کوچک اسلام و مردم بوده و هستم. افتخار می‌کنم در خدمت به مردم هر سختی را متقبل شوم.
2ـ مال و منالی نه در اینجا و نه در هیچ کشور دیگر ندارم که مرا تهدید می‌کنند. بزرگترین سرمایه خدمتگزاران ملت ایران، رضایت خدا و اعتماد مردم است.
3ـ در طول دوران مسئولیت‌های مختلف و در دادستانی و قوه قضائیه احیاگر گفتمان حقوق‌بشر و شهروندی بوده‌ام و ضمن رعایت بی‌طرفی سیاسی و عدالت‌ و استقلال قضائی، از حقوق ملت و تظلم‌خواهان دفاع کرده‌ام، صدها مورد از مصادیق پیگیری‌های حقوق‌بشری، برخورد با ناقضان حقوق‌بشر و شهروندی را در صدر برنامه‌های خود داشته‌ام و اسناد آن موجود است.
حضور اینجانب در اجلاس دادستان‌های کل در کره‌جنوبی، تایلند، قطر، رومانی و نیز در اجلاس مبارزه با ایدز در اتیوپی و سخنان اینجانب و مقالات و مواضع روشن و روشنگرانه اسلامی در اجلاس‌های گوناگون و نیز در تهران در اجلاس دادستان‌های کشورهای اسلامی و در اجلاس دادستان‌های مراکز کشورهای اسلامی و در اجلاس فلسطین و در ملاقات‌های بین‌المللی در تهران همواره با استقبال و احترام مواجه بوده و مواضع اینجانب مورد تأیید و تقدیر شخصیت‌های ممتاز و حقوقدانان و علاقه‌مندان به حقوق‌بشر دوستانه قرار گرفته است.
در فروردین سال 89 نیز وزیر خارجه هلند برای اجلاس رجال مذهبی جهان و راه‌های مبارزه با ایدز از اینجانب دعوت به عمل آورد و حتی در فرودگاه منتظر و برای استقبال آماده بودند که برادر عزیزمان آقای دکتر آشنا شرکت کردند.
در اجلاس اتیوپی نیز بنده چهار سخنرانی ارائه کردم و در اجلاس دادستان‌های بیش از 140 کشور جهان در رومانی دو سخنرانی در اجلاس عمومی و ده‌ها ملاقات کاری و جلسات جانبی با دادستان‌های کل کشورهای اروپایی، آسیایی، آفریقا و آمریکای لاتین انجام دادم و خوشبختانه همواره با استقبال مواجه شده و به دعوت اینجانب و توافق دادستان‌های کشورهای ذیربط، بنا شده است اجلاس دادستان‌های کل در سال 2013 در تهران برگزار شود.
در پایان باید عرض کنم:
1ـ منطق جمهوری اسلامی ایران، اسلام رحمانی و حقوق‌بشر الهی و انسانی و عدالتخواهانه است و بنا نیست جمهوری اسلامی ایران تسلیم انواع تحریم‌ها، توطئه‌ها، اتهامات و فشارهای سیاسی و اقتصادی و حقوقی بشود.
2ـ اسلام خود مظهر عزت، کرامت، عدالت و آزادی و آزادگی و رحمت رحمانیه و رحیمیه و برابری و برادری و حرمت انسانهاست.
3ـ اسلام دین سلم و صلح و صفا و رفق و مدارا و اصول و ارزش‌های اخلاقی و تقوا و فضیلت است و هرگز کوچکترین خشونتی را به رسمیت نمی‌شناسد و تأیید نمی‌کند؛ تا جائی که امیرالمؤمنین(ع) درباره قاتل خود فرمودند:
فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةٌ بضَرْبَة، وَ لاَ یُمَثَّلوُا بِالرَّجُلِ، فَإنُی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَمَ یَقُولُ: (إیَّاکُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بَالْکَلْبِ الْعقُورِ).1
اولاً عفو کنید و اگر خواستید قصاص کنید یک ضربت زده، یک ضربت به او بزنید و مبادا او را شکنجه یا مثله کنید چون از پیامبر اکرم(ص) شنیدم می‌فرمود بر حذر باشید از مثله کردن ولو سگ گزنده باشد.
4ـ ارزشهای حقوق بشری در پرتو آموزه‌های عمیق اسلامی در این کلام نورانی امام و پیشوای مسلمانان حضرت علی(ع) متجلی می‌شود که می‌فرماید: قلبت را از محبت به مردم لبریز کن و با رحمت و محبت و لطف با مردم رفتار کن که منتهای درجه کرامت و محبت را می‌رساند. همانا مردم دو دسته‌اند: یا در دین با تو برادرند و یا در خلقت با تو برابرند.
5 ـ حاکمان در صدر تکالیف حقوق بشری قرار دارند. حکومت امانت و تکلیف است نه لقمه لذیذ و طعمه چرب و حاکمان مسئولیت الهی و اخروی و مردمی دارند.
6 ـ در اسلام قاعده زرین، آن چیزی که بر خود نمی‌پسندی بر دیگران مپسند در رویکرد حقوق بشر اسلامی سایه گستر است. این شعار امت اسلامی است.
یَا بُنَیَّ الجْعَلْ نَفْسَکَ مِیزاَناً فِیَما بَیْنَکَ وَ بَینَ غَیْرِکَ، فَأحْبِبْ لِغَیْرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ، وَاکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا، وَلاَ تَظْلمِ کَمَا لاَ تُحِبُّ أنت ظْلَمَ.2
7ـ در آموزه‌های اسلامی حتی ارش الخدش نیز مورد حساب و کتاب و عتاب قرار می‌گیرد و کوچکترین آسیبی به دیگران مجازات دارد.
8 ـ در اسلام ظلم و تبعیض و خشونت و ناروا و اهانت و توهین و تحقیر به دیگران و حق‌الناس حتی به اندازه «نقیراً» یا «فتیلاً» پذیرفتنی نیست.
9ـ در اسلام اگر به کوچکترین ظلمی ولو به یک فردی که تحت ذمّه اسلام بوده و در دورترین نقاط جامعه اسلامی است پذیرفته نبود.
امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید:
مَا نَالَ رَجُلاً مِنْهُمْ کَلْمٌ، وَلاَ أرِیقَ لَهُمْ دَمٌ، فَلَوْ أنَّ امْرَاً مُسْلِماً مَاتَ مِن بَعْدِ هَذا أسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً، بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً.3
10ـ موارد 30 گانه اعلامیه جهانی حقوق بشر در قوانین ما لحاظ شده و بلکه برای تحقق آن ضمانت‌های اجرائی اعتقادی و اخلاقی و همه جانبه منظور شده و حقوق با تکالیف رابطه‌ای بسیار تنگاتنگ و نزدیک دارند. و بالاتر از همه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی با ملاحظه فضائل اخلاقی مورد توجه قرار گرفته است و اساس بر حرمت و کرامت و مسئولیت همه جانبه انسانهاست. در قانون اساسی ما فصل سوم ده‌ها مورد و اصل درباره حقوق عامه و وظایف حاکمیت در این باره آمده است. و بر رعایت و صیانت از حقوق عمومی و مردم تأکید و عنایت شده و ملاک امتیاز انسانها بر یکدیگر صرفاً در تقوا و پرهیزکاری دیده شده است.
یا ایها الناس إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن اکرمکم عندالله أتقاکم إن‌الله علیم خبیر4
11ـ در اروپا تا دو قرن پیش اصل برائت را نمی‌شناختند. حقوق زن ارزشی نداشت، رابطه حاکمان با مردم براساس مالک و مملوک بود. محکمه‌های تفتیش عقاید رایج بود. اما در اسلام عزیز، اسلامت مساوی است با کرامت انسانها و کرامت انسانها مساوی است با برائت انسانها و حرمت انسانها و قبل از اثبات هرگونه جرمی نمی‌توان احدی را مؤاخذه کرد، بازداشت کرد، متهم کرد، حکم صادر کرد، باید جرم در محکمه صالحه و شرائط عادلانه و با مستندات قطعی اثبات شود.
12ـ پیامبر اکرم(ص) جامعه مطلوب اسلامی را چنین به تصویر کشیده‌اند. «لن تقدس امة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیرمتتعتع»
بدون لکنت زبان و احساس بیم حق خود را باز می‌ستانند.
13ـ خداوند نشانه جامعه کفر را عدم امنیت و اختلال در معیشت آنان ذکر فرموده‌اند. و ضرب‌الله مثلاً قریة کانت آمنةً مطمئن? یأتیها رزقها رغداً من کل مکان فکفرت بأنعم الله فأذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما کانوا یصنعون5
14ـ در اسلام اصل بر عدالت است. امیرالمؤمنین(ع) به زیاد بن ابیه می‌فرماید: و قد استخلفه لعبد الله بن العباس علی فارس و أعمالها ـ فی کلام طویل کان بینهما نهاه فیه عن تقدم الخراج ـ. استعمل العدل و احذر العسف و الحیف ـ فإن العسف یعود بالجلاء و الحیف یدعو إلی السیف6
عدالت را به کار بند و از خشونت و ستمکاری و تجاوز و حیف و میل پرهیز کن زیرا خشونت و ستم موجب جلای وطن و مهاجرت مردم می‌شود و تجاوز و حیف و میل موجب شورش و قیام مردم خواهد شد.
آنچه در دانشگاه علوی(ع) شاهد هستیم عدالت است و آنچه را با قاطعیت نفی فرموده و نهی می‌فرمایند، خشونت، وحشیگری، تبعیض و بی‌عدالتی، حیف و میل و تجاوز به حقوق دیگران است و عدالت قوام رعیت و مایه پایداری و تداوم حکومت است. در هر حال اصل بر عدالت‌گرائی و عدالت‌خواهی است.
15ـ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نشأت گرفته از این مفاهیم بلند و معیارهای حکمت‌آموز و روح تعالیم اسلام را باید در عدالت و اخلاق و اخلاص جستجو کرد. آری همه در برابر قانون برابرند و در پیشگاه خداوند مسئول و تجاوز به حقوق مردم و بندگان خدا از هرکس و به هر صورت ناپسندیده است و ظلم غیرقابل اغماض و بخشش. و أما الظلم الذی لایترک فظلم العباد بعضهم بعضاً.7
بجاست اتحادیه اروپا و غربی‌ها به جای مقابله با اسلام و اتخاذ سیاست اسلام‌ستیزی و ایران‌ستیزی و زدن تهمت و افتراء و سنگ‌اندازی و اعمال تحریمهای ناعادلانه و تبعیض‌های ناروا و تهدید و فشارهای سیاسی و حمایت از جنایتکاران صهیونیزم و آل خلیفه و اشغال بحرین و اشغال سرزمین فلسطین و کشت و کشتارهای بی‌گناهان و حمایت از تروریستها و غارت نفت و منابع سرزمینهای اسلامی و متهم کردن امثال بنده در دکترین سیاسی خود تجدید نظر کرده و به قول امام حسین(ع) اگر دین ندارند لااقل آزاده باشند و دست از توطئه و تخریب و تهدید بردارند و حقوق ملتها را به رسمیت بشناسند. دیگر زمان آن گذشته است که یک سفیر اروپایی برای ملتها تصمیم بگیرد و کودتا به راه بیندازد و ملتها را به خاک و خون بکشد. آیا پرونده سیاه شما در طول 200 – 300 سال گذشته کافی نیست؟ آیا صرفاً شعار کافی است. آیا وقت آن رسیده است که عملاً نشان دهید به آنچه می‌گویید پایبند هستید و برای عدالت و آزادی و انسانهای مظلوم و ستمدیده ارزش و اعتبار قائل هستید و از جنایتکاران برائت می‌جویند.
16ـ نکته اخری که در اینجا به عرض می‌رسانم درباره مقام انسان در اسلام و در نظام اسلامی است. انسان گوهر صدف آفرینش است. همه انسانها با یکدیگر برابر و از حقوق عادلانه انسانی برخوردارند و جنس و مرد و زن بودن نیز رنگ و نژاد ملاک امتیاز و برتری نیست.
خداوند چون انسان را آفرید بر خود آفرین گفت: فتبارک الله احسن الخالقین8 و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا9
و امانت بزرگ الهی را به دوش اوگذاشت و انا عرضنا الامانة علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهونا10و مسئولیت خطیری را برعهده او نهاد و او را به عنوان موجودی مسئول شناخت. کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته، و او را با حق و عدل و کرامت و حریت تعریف کرد. و در جداول حقوقی موقعیت اجتماعی او را تبیین فرمود. ریشه تمامی این مسائل و احکام و مقررات و اصول و مبانی توحیدی و الهی نشات گرفته از نظام آفرینش و سنتهای خداوند منان و عدل در تکوین و تشریع و حق بودن ذات اقدس حق متعال است. نظام حقوقی اسلام نشات گرفته از اصول یاد شده و اصول مشابه دیگر است.
البته در مقام عمل باید تلاش کنیم چه از لحاظ تئوری و نظری و چه از لحاظ عملی و رفتاری مفاهیم و مبانی و اهداف عمیق اسلامی را درک کرده و مهمتر آنکه در مقام عمل آن را عملیاتی سازیم و از برخوردهای شعارگونه و ساختگی و فریبنده پرهیز کرده و حصار تقوا را در هرحال پاس بداریم و یاد خداوند را هرگز فراموش نکنیم و اسیر سلیقه و جناح‌بندی و سیاسی کاری و سیاست‌زدگی و جاه طلبی و غرور و غفلت نشویم و همواره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) را الگوی هدایت و چراغ فضیلت قرار دهیم و سعی کنیم تا این مبانی را تحکیم و تقویت کنیم و دین خود را به اسلام عزیز و آرمانهای علوی(ع) و فاطمی(س) و امام راحل(رض) و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی ادا نمائیم. انشاالله