تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۶۳۷
پاسخی به نامه کدیور

حجت‌الاسلام دکتر نبویان
آقای کدیور در بخش دیگر نامه آورده است:
نامه‌ استیضاح رهبری ادای یک وظیفه‌ دینی، اخلاقی و ملی است. وظیفه‌ دینی است از باب امر به معروف و نهی از منکر، فریضه‌ نصیحت به ائمه‌ مسلمین.(1)
نیز برای توجیه درستی این نامه از کلام پیامبر اسلام(ص) و حضرت علی(ع)، شواهدی را بر ضرورت استیضاح رهبری ذکر کرده‌اند.
در مورد این بخش از نامه به دلیل این‌که به مسایل و دستورات دینی اشاره شده است، اگرچه جای خوشوقتی دارد، اما توجه آقای کدیور و خوانندگان عزیز و منصف را به نکته‌ زیر جلب می‌کنم:
آقای کدیور! ادعا کرده‌اید که از روی خیرخواهی و نصیحت این نامه را نوشته‌اید و با نیت خیری که داشته‌اید به وظیفه‌ دینی خود عمل کرده‌اید؛ وظیفه‌ای که پیامبر اسلام و ائمه‌ هدی (علیهم‌السلام) ما را به انجام آن ترغیب می‌کنند. (شما از کلام پیامبر و ائمه هدی (علیهم‌السلام) نیز شاهد آورده‌اید که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم.)
اما جای این سؤال وجود دارد که آیا توهین کردن و فحاشی‌های پی‌درپی و مکرر نیز از باب خیرخواهی است و عمل به وظیفه‌ دینی، اخلاقی و ملی و از باب امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت و خیرخواهی کردن؟ آیا هیچ انسان منصفی حتی اگر مسلمان نباشد در نصیحت و خیرخواهی خود برای یک شخص، دست به فحاشی و توهین‌های مکرر (از قبیل ظالم، مستبد، دیکتاتور تمام عیار، جائر، کسی که حکومت مطلقه‌ شاهنشاهی را پدید آورده است، کسی که مایه‌ وهن اسلام و شَین مذهب شده است و...) نسبت به او می‌زند؟
آیا کسی که ‌دنبال نصیحت به یک شخص است، پس از توهین‌ها و فحاشی‌های مکرر و قبل از شنیدن پاسخ وی، به نتیجه و حکم قطعی می‌رسد و او را محکوم می‌کند و فاقد صلاحیت می‌داند؟
در این قسمت بخشی از فحاشی‌ها و توهین‌های آقای کدیور را یادآور می‌شویم تا برای خوانندگان منصف روشن شود که آیا ایشان به واقع در مقام خیرخواهی و نصیحت بوده است یا...؟
آقای کدیور در نامه‌ خودش با چشم‌پوشی از برخی موارد 495 بار فقط به رهبری توهین و فحاشی کرده که برخی از آن‌ها را صرفاً برای قضاوت خوانندگان ذکر می‌کنیم(2):
آقای خامنه‌ای فردی ظالم، مستبد، برانداز، دروغگو، قانون شکن، موجب وهن اسلام، جائر، مجرم، جنایتکار، یزید، کسی که موجب سقوط حکومت دینی شده است، موجب جدایی دین از دولت بوده و مروج سکولاریسم در کشور است، مروّج خرافات و قشری‌گری در ایران است زیرا به زیارت جمکران می‌رود، مروّج رذایل اخلاقی و اشاعه دهنده‌ فساد در کشور است به طوری که هیچ فسادی در کشور نیست مانند دروغ، ریا و تمام رذایل اخلاقی دیگر که خامنه‌ای مروّج آن نباشد و نه تنها در کشور ایران بلکه در کل کره‌ زمین بلکه در تمام خشکی‌ها و دریاها فساد و رذیلتی نیست که خامنه‌ای علت ترویج آن نباشد: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر»، او دفن کننده‌ موازین اسلامی و مروج قشری‌نگری و سطحی نگری جمکرانی در مقابل اسلام رحمانی روشنفکران است، دارای قرائتی متحجرانه، عقب افتاده و خشونت‌طلبانه از اسلام است، او مجرم و جنایتکار است و شاهد جرم، جنایت و فساد خامنه‌ای کسری میلیاردی دولت احمدی‌نژاد است، او مجتهد نیست و کسی است که بزرگ‌ترین ضربه را به اسلام، خدا، شیعه، پیامبر و ائمه زده است و هیچ دشمنی به اندازه‌ ایشان به اسلام ضربه نزده است، خامنه‌ای کسی است که هر روز حجم وسیعی از مقررات بین‌المللی را نقض می‌کند، نیز همیشه علیه دشمن در هر سخنرانی خود حرف می‌زند در حالی که سران دنیا به دنبال صلح و دوستی هستند، و صدها توهین و فحش دیگر.
جالب این است که ایشان مدعی است از روی خیرخواهی این حرف‌ها را بیان کرده‌است؛ و نیز در آخرین جمله‌‌ نامه‌ خود می‌گوید که فقط و فقط به قصد اصلاح امور این نامه حاوی حداقل 495 فحش و توهین را نوشته است!
جالب‌تر آن‌که ایشان هر کسی مانند مردم عزیز کشورـ را که طرفدار رهبری بوده است از فحاشی‌های خود بی‌بهره نگذاشته است، که در این جا به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
فرهنگ عمومی جامعه‌ ما فرهنگ نفاق و دورویی است، مُد روز در ایران دغل‌بازی است، عموم مردم ایران افسرده، بی‌رغبت به تولید و کار حلال هستند، مجلس شورای اسلامی موجود مجلس مهره‌چینی شده، دست نشانده و چون مدعی در خط رهبر بودن است، خونابه‌ دل است(3) اعضای هیأت منصفه‌ مطبوعات، منصوب رهبری و دشمن‌ترین شهروند ایرانی هستند، صدا و سیما دروغ‌گو و مروّج خرافات و نازل‌ترین قرائت عوامانه از اسلام است، شورای نگهبان متحجّر، بسیط و مانع پیشرفت کشور هستند، فقهای شورای نگهبان در حد نسبی و متعارف نیز آگاه به زمان نیستند، آن‌ها عادل نبوده و موجب فروپاشی قانون اساسی هستند، جنتی عادل نیست، احمدی نژاد فردی متقلب، فرصت طلب، بی‌کفایت، انسانی وقیح و منصوب رهبری است، دولت و کارگزارانش شرورترین افراد کشور هستند، مجلس خبرگان مجلس بی‌کفایت است، سعید مرتضوی سیاه‌ترین پرونده را در تجاوز به حقوق دیگران دارد، سپاه پاسداران عامل فساد سیاسی و اقتصادی در کشور بوده و غولی است که ممکن است رهبری را نیز ببلعد، تئوری ولایت مطلقه‌ فقیه که امام خمینی بیان داشته است فسادزا و موجب پدید آمدن هر نوع فسادی در کشور است و....
راستی چرا آقای کدیور نسبت به هر کسی که او را قبول ندارد فحاشی می‌کند؟ آیا روشنفکر بودن و قرائتی روشنفکرانه از اسلام داشتن مقتضی این امر است؟ آیا به واقع همان‌طوری که او گفته است همه این توهین‌ها و فحاشی‌ها علیه همه را به قصد اصلاح امور کشور، خیرخواهی و نصیحت بیان داشته است؟
سرّ چنین برخوردهایی که منحصر به آقای کدیور نیست و اکثر دوستان ایشان نیز از همین شیوه بهره می‌برند این است که یکی از انواع مغالطات برای پیروزی در بحث توسل به مغالطه‌ «فحاشی» است.
این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که شخصی در مقام نقد دیگری به جای ارایه‌ استدلال، مشتی فحش و ناسزا به‌عنوان نقد! بیان کند و بکوشد با تخریب و مخدوش نمودن شخصیت او، سخن و یا رفتار وی را باطل جلوه دهد. جنبه‌ مغالطی بودن توهین و فحاشی در این امر است که اصل استدلال کنار نهاده شده و معیار و شیوه دیگری برای نقد مدعا به‌کار گرفته شده است که در منطق هیچ ارتباطی با ادعا ندارد. برای مثال گفته می‌شود:
این مقاله ارزش خواندن ندارد، زیرا نویسنده او شخص خشونت طلب و انسانی وقیح است.
این نوع مغالطه، شیوه‌ جدیدی نیست، بلکه همیشه توسط اهل باطل علیه اهل حق به‌کار می‌رفته است.
در قرآن کریم مواردی متعددی نقل شده که مشرکین و کفار، پیامبران را «دیوانه»، «ساحر» خوانده‌اند. برای نمونه، در مورد پیامبر اسلام حضرت محمدبن عبدالله (صلی‌الله علیه و آله) آمده است:
و قالوا یا ایهاالذی نزّل علیه الذکر إنّک لمجنون.(3)
قرآن کریم در مورد اهل جهنم می‌گوید بدین علت به عذاب گرفتار شدند که در مقابل پیام الاهی، استکبار می‌ورزیدند و می‌گفتند ما چرا از خدایان خود به خاطر حرف یک شاعر دیوانه دست بکشیم:
إنّهم کانوا إذا قیل لهم لا إله إلا الله یستکبرون- و یقولون أئنّا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون.(5)
‌وقتی که حضرت موسی (علیه‌السلام) با نشانه‌هایی به سوی فرعون رفت، فرعون در مقابل بیان داشت:
فتولّی برکنه و قال ساحرٌ أو مجنون.(6)
درباره حضرت نوح (علیه‌السلام) نیز پس از تکذیب ایشان گفته‌اند او «دیوانه» است.(7)
علاوه بر پیامبران خداوند، پیروان آن‌ها نیز از سوی دشمنان خداوند و طرفداران کفر و باطل، سفیه و دیوانه خوانده شده‌اند. خداوند می‌فرماید: «عده‌ای از مردم (منافقین) با این‌که ایمان ندارند ادعای ایمان می‌کنند، ولی قصدشان فریب خداوند و مؤمنین است.» اما این عده در واقع خودشان را فریب می‌دهند و خداوند نیز بر مرض دل های‌شان می‌افزاید و وقتی که به آن‌ها گفته می‌شود که در زمین فساد نکنید، ادعا می‌کنند که ما اهل فساد نیستیم بلکه ما اصلاح‌طلب هستیم؛ در حالی که این عده اهل فساد هستند و وقتی که به آن‌ها گفته می‌شود ایمان بیاورید می‌گویند: «آیا ما مانند افراد «ابله» ایمان بیاوریم»:
و إذا قیل لهم آمنوا کما آمن الناس قالوا أنؤمن کما آمن السفهاء ألا إنهم هم السفهاء و لکن لا یعلمون.(8)
حال چگونه فحاشی‌های آقای کدیور با ادعای قانون‌گرایی ایشان و روشنفکر بودن ایشان سازگاری دارد، امری است که خوانندگان باید داوری کنند.        ادامه دارد...