تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۶۹۱

«علی عبدالله صالح» معروف به صدام کوچک که از سال 1978رئیس‌جمهوری یمن است، این ‌روزها شاهد اعتراض مردمی است که خواسته اصلی آنها سرنگونی رژیم حاکم است.
در سایه به بن‌بست رسیدن بسیاری از گفت‌وگوهای مستقیم و غیرمستقیم احزاب اپوزیسیون با رژیم علی‌ عبدالله صالح، مردم یمن در استان‌ها و شهرهای مختلف به تظاهرات و اعتصاب علیه رژیم حاکم برای سرنگونی این رژیم ادامه می‌دهند و هرروز موج این تظاهرات‌ها در حال افزایش است.
علی عبد‌الله صالح سیاستمدار و نظامی یمنی اولین رئیس‌جمهوری مردم یمن به شمار می‌آید که یمنی‌ها مستقیما در سال 1999 او را به ریاست جمهوری این کشور انتخاب کردند.
علی عبدالله صالح روز 21 مارس 1942 در روستای «بیت الأحمر» در منطقة «سنحان» استان «صنعاء» در خانواده‌ای فقیر دیده به جهان گشود و در همان اوان کودکی به دلیل جدایی مادر و پدرش از یکدیگر، نتوانست در کانون خانوادگی رشد کند.
تحصیلات ابتدایی خود را درحالی که به چرای دام نیز مشغول بود در همان مدرسه روستای خود طی کرد. سپس در سال 1958 محل سکونت خود را‌ ترک کرد تا خیلی زود و درحالی که 16 سال بیشتر نداشت وارد ارتش یمن شود.
عبدالله صالح در سال 1960 وارد دانشکده افسری نیروهای مسلح یمن شد و در حوادث انقلاب 26 سپتامبر 1963 حضور داشت. پس از انقلاب به رتبه سرگردی ارتقاء یافت و با انقلابی‌های یمن در دفاع از انقلاب «محاصره 70» مشارکت داشت که طی آن سلطنت‌طلبان این کشور به مدت 70 روز صنعا، پایتخت یمن را به محاصره خود درآورده بودند تا بر انقلابیون پیروز شوند که در نهایت به شکست سلطنت‌طلبان انجامید.
وی در سال 1964 به دانشکده نیروهای زرهی پیوست تا در جنگ‌های زرهی و توپخانه‌ای نیز آموزش‌های لازم را ببیند و بعدها فرماندهی این نیروها و رهبری این نوع از جنگ‌ها را در یمن بدست گیرد.
در سال 1975 فرمانده تیپ «تعز» و فرمانده پادگان «خالد بن ولید» شد و از آن طریق نفوذ بسیاری در یمن کسب کرد و نام یمن را در عرصه بین‌المللی بر زبان‌ها ‌انداخت.
رسیدن به قدرت
صالح پس از این که مسئولیت تیپ تعز را برعهده گرفت به یکی از شخصیت‌های بسیار با نفوذ یمن شمالی تبدیل شد و روابط بسیار گرم و صمیمانه‌ای با شیوخ قبایل قدرتمند یمنی که در دولت وقت نفوذ داشتند، برقرار کرد.
در 11 اکتبر 1977 «ابراهیم الحمدی» رئیس‌جمهوری وقت یمن و برادرش در شرایطی بسیار پیچیده و مبهم کشته شدند. پس از الحمدی، «احمد الغشمی» به ریاست جمهوری یمن رسید، اما هنوز یک سال از حکومت الغشمی نگذشته بود که او نیز طی توطئه‌ای‌ترور شد.
کمتر از یک ماه پس از‌ترور الغشمی و پس از این که شورای رهبری ریاست جمهوری یمن، علی عبدالله صالح را به فرماندهی نیروهای مسلح یمن انتخاب کرد، وی به عضویت شورای رهبری یمن درآمد.
در اکتبر 1979 گروهی از افسران ناصری (پیروان جمال عبدالناصر در مصر) به رهبری فردی به نام «محمد فلاح» که توسط لیبی حمایت می‌شدند، تلاش کردند علیه علی عبدالله کودتا کنند که به دلیل عدم حمایت مردمی در اقدام خود ناکام ماندند.
این کودتا باعث شد تا صالح در اداره ارتش و مؤسسات و دستگاه‌های امنیتی فقط بر افراد خانواده خود و نزدیکانش تکیه کند، به همین دلیل برادران تنی خود را در پست‌های حساس و مهم نظامی گماشت و به هم ولایتی‌های خود پست‌های مهم دولتی را اعطا کرد و یاران وفادارش را به عنوان استاندار و والی در مناطق مختلف یمن منصوب کرد.
 اتحاد دو یمن
در 22 می‌1990 دو یمن با یکدیگر متحد شدند. در سه سال اول اتحاد، کشور شاهد اختلافات و‌ترورهای سیاسی میان دو بخش جنوبی و شمالی بود و بحران‌های نظامی به وقوع پیوست که سرانجام با پیروزی علی عبد‌الله صالح بر «علی سالم البیض» رئیس‌جمهوری یمن جنوبی همراه شد و البیض وادار به فرار به کشور عمان شد.
پس از اتحاد مجدد دو یمن در 7 ژوئیه 1994 صالح در حالی که در آن زمان ریاست شورای ریاست‌جهموری را برعهده داشت، در اکتبر 1994به ریاست جمهوری یمن رسید.
در انتخابات سال 1999 نیز علی عبدالله صالح با رأی مستقیم مردم به ریاست جمهوری این کشور انتخاب شد تا اولین رئیس جمهوری یمن باشد که با رأی مستقیم مردم و با شکست دادن تنها رقیب خود «قحطان الشعبی» فرزند رئیس جمهوری یمن جنوبی، بار دیگر به ریاست جمهوری یمن انتخاب شود.
از آن سال تاکنون علی عبدالله صالح هم چنان پست ریاست جمهوری یمن را در اختیار دارد و چندی پیش اعلام کرد مانند حسنی مبارک درصدد است، پسرش را جانشین خود و به این‌ترتیب قدرت را در خانواده خود موروثی کند، اما چون با اعتراضات گسترده یمنی‌ها مواجه شد که نسبت به شرایط اسفبار اقتصادی کشور اعتراض داشتند و از ‌ترس بروز انقلابی همچون انقلاب تونس و مصر، اعلام کرد که از این اقدام خود منصرف شده است. با این حال یمن هنوز شاهد برگزاری راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیز علیه عبدالله صالح است و کارشناسان امر، امکان سرنگونی وی را مانند رؤسای جمهوری تونس و مصر دور از انتظار نمی‌بینند.
 جنبش «الحوثی»
جریان حوثی‌ در یمن، جنبشی شیعی زیدی است که اولین بار در «صعده» شمال یمن توسط «یحیی بن‌الحسن» از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) پایه‌گذاری شد و بسته به نفوذ و قدرت زیدی‌ها، حکومت آنها نیز توسعه و گسترش می‌یافت یا این که از اقتدار آن کاسته می‌شد.
جریان زیدیه در یمن جریان ریشه‌دار 11 قرنی است. حکومت زیدیه در سال 1962 توسط انقلاب جمهوریخواهان در صنعا و به کمک دولت مصر سرنگون شد و در همان سال‌ها علمای زیدیه نیز ‌ترور شدند و با‌ترور و مهاجرت بسیاری از علمای زیدیه از این منطقه، جنبش زیدیه نیز کاملاً منزوی شد.
شیعیان زیدیه در این دوران در حوزه‌های علمیه فقط به فعالیت‌های فکری و فرهنگی مشغول شدند. با این که در این دوره، شیعیان زیدی در یمن بر فعالیت‌های فکری و فرهنگی تمرکز داشتند، اما همین فعالیت‌ها مانع گسترش تفکر سنی و وهابی سعودی در این کشور شد و اگر این فعالیت‌ها نبود، یمن تحت نفوذ سیاسی عربستان قرار می‌گرفت.
آگاهی بخشی و مقاومت علمای زیدیه در چند دهه گذشته، باعث شد جریان «شباب‌‌المومن» (جوانان با ایمان) در سال1990 و در زمان اتحاد دو یمن شکل گیرد.
انقلاب اسلامی در ایران در کنار پیوند‌های تاریخی، مذهبی و فکری، باعث شد زیدی‌ها تصمیم بگیرند گذشته پرشکوه خود را دوباره احیا کنند و از دل جریان زیدی «حسین بدرالدین الحوثی»، جنبش «شباب المومن» را شکل داد. این جنبش از سال1990 تا 2004 مشغول فعالیت روی نوجوانان و جوانان زیدی شد تا بستر مناسب و خوبی میان نوجوانان و جوانان یمنی برای پذیرش زیدیه ایجاد کند.
این جریان فراز و فرودهایی هم داشت. زیدی‌های اقلیت و غیر اصیل وابسته به حکومت یمن و عربستان، خود را به عنوان شیعیان اصیل زیدی معرفی کرده و دولت یمن به این طریق، تلاش کرد، زیدیان اصیل تحت رهبری «حسین بدرالدین» را که علیه دولت مرکزی قیام کرده بودند سرکوب کند و همین موجب بروز درگیری‌هایی میان زیدی‌های اصیل، با دولت یمن شد.
 جنگ با حوثی‌ها
دولت یمن شش جنگ با حوثی‌ها داشته که در تمامی آنها با شکست مواجه شده است،‌ این موضوع دولت یمن و همسایه وی عربستان را که با روی کارآمدن یک دولت شیعی در یمن مخالف است، به وحشت‌انداخت و همین موجب شد تا ارتش یمن و عربستان کشتار بی‌رحمانه‌ای در مناطق تحت نفوذ حوثی‌ها به راه بیندازند. در واقع دولت یمن به دلیل ناتوانی در مقابله با حوثی‌ها به روستاها حمله کرده و به شکلی فجیع افراد بی‌گناه را به قتل رساند.
جدای از عربستان که دولت یمن را از خارج علیه حوثی‌ها حمایت می‌کرد، در داخل یمن نیز جریانی منتسب به عربستان همواره در کنار دولت یمن قرار داشت که در قبیله «حاشد» متعلق به خاندان «الاحمر» نمود پیدا می‌کرد. قبیله بزرگ حاشد در جنگ‌های دولت یمن علیه حوثی‌ها، نیروهای خود یا اوباش قبایل را به جنگ می‌فرستاد و به آنها اجازه می‌داد هر غنیمتی بدست آوردند، برای خود نگه دارند. به همین منظور آنها منازل شیعیان حوثی را غارت می‌کردند. خطبای سلفی هم از جنگ چهارم وارد عمل شده و علیه ایران و شیعیان حوثی تبلیغات خود را آغاز ‌کردند. آنها جوانان سلفی را به جنگ علیه حوثی‌ها تشویق می‌کردند و حتی برخی عناصر القاعده به شرط جنگ علیه حوثی‌ها از زندان‌های یمن آزاد می‌شدند. حتی بعثی‌های عراق نیز در این جنگ‌ها مشارکت داشتند.
اهمیت یمن برای آمریکا و رژیم صهیونیستی
آمریکا و رژیم صهیونیستی با این که به طور مستقیم وارد جنگ‌های رژیم یمن با حوثی‌ها نشدند، اما به طور غیرمستقیم و با اعطای تسلیحات نظامی، تلاش می‌کردند منافع غرب را در یمن حفظ ‌کنند، چون می‌دانستند، روی کار آمدن دولتی شیعی برای آنها تا چه‌اندازه زیانبار است.
همچنین از آنجا که 40 درصد نفت دنیا از این منطقه صادر می‌شود و امنیت تنگه استراتژیک «باب‌المندب» بر عملکرد رژیم یمن بستگی دارد، به همین دلیل غربی‌ها با حساسیت بالا تحولات یمن را دنبال می‌کنند و آمریکا در این منطقه بیش از مناطق دیگر جهان، دموکراسی را قربانی ثبات و حفظ وضع موجود کرده است.
آمریکا تلاش می‌کرد تا جنبش حوثی‌‌ را یک جریان کور، خشن و با اهداف سیاسی افراط گرایانه مذهبی معرفی کند و درصدد بود موضوع یمن را در یک مقیاس محدود تعریف تا آن را مدیریت کند، اما واقعیت این است که این جنبش توانست به استراتژی کلان آمریکا در منطقه ضربه جدی وارد کند.
حوثی‌ها دو خواسته کلیدی دارند که حکومت در این مورد برخوردی سلبی و منفی با آنها داشته است.
یکی از آنها رفع تبعیض از استان صعده است، بویژه آن که صعده ثروتمندترین استان یمن و در عین حال محروم‌ترین استان این کشور است.
خواسته دوم، اعطای آزادی‌های مذهبی به نیروهای زیدی است که می‌خواهند، مساجد و فعالیت‌های خود را داشته باشند و حکومت یمن از مدت‌ها قبل با اعزام روحانیون سنی فضای تنفسی زیدی‌ها را در مساجدشان تنگ کرده ‌بود. این دو خواسته،درخواست‌های قابل احترامی هستند که به هیچ وجه بوی تجزیه‌طلبی و براندازی نمی‌دهند.
 نابخردی‌های عبدالله صالح
علی عبدالله صالح از سال 1978 تاکنون بر مسند ریاست‌جمهوری یمن تکیه زده و در این سال‌ها او و خویشاوندانش در اداره کشور اشتباه‌های بسیاری مرتکب شده‌اند. راز ماندگاری صالح تاکنون در این بوده که توانسته است نظر رؤسای قبایل یمنی را جلب کند و آنها نیز به او تضمین دهند که در انتخابات‌ پی‌درپی، افراد قبیله‌شان به او رأی خواهند داد.
از جمله اقدامات بحث برانگیز صالح در زمان ریاست‌جمهوری‌‌اش این بود که در یک حرکت عجیب طی جنگ خلیج فارس، علیه نیروهای بین‌المللی که می‌خواستند، صدام را از کویت خارج کنند، موضع گرفت و این یک «نه» بزرگ بود که بسیار برای یمنی‌ها گران تمام شد، زیرا پس از آن، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، کارگران یمنی را بیرون و کمک‌های مالی را که تکیه گاه خوبی برای اقتصاد ضعیف یمن بود، از آنان دریغ کردند.
غیر از آن، نیروهای القاعده که ظاهراً دغدغه اصلی دولت صالح هستند، ابتدا با اجازه او در این سرزمین خانه کردند، به شرط این که خطری برای دولت نداشته باشند. در همان زمان بود که جنگ‌های داخلی جنوب آغاز شد و صالح به جای این که به ساکنان این منطقه بها دهد، آنها را از نظر سیاسی و اقتصادی به حاشیه راند؛ اتفاقی که موجی از نارضایتی درپی داشت و بعدها القاعده برای مقابله با صالح از آن به خوبی بهره برد. نکته عجیب این است که صالح به جای به کار بردن کمک‌های نظامی برای مقابله با نیروهای القاعده، از آنها برای سرکوب و حمله به مردم جنوب کشور استفاده می‌کرد و بهانه‌‌اش این بود که آنها را با القاعده یکی می‌داند.
 ریشه‌های بحران کنونی
در پی تغییر و تحولاتی که منطقه عربی چه خاورمیانه و چه شمال آفریقا شاهد آن است و ابتدا در انقلاب تونس و سپس انقلاب مصر نمود یافت، مردم یمن نیز در اعتراض به دیکتاتوری حاکم بر این کشور دست به راهپیمایی زده و نسبت به سیاست‌های علی عبدالله صالح که بیش از سه دهه است بر این کشور حاکمیت دارد و پیش از بروز اعتراضات قصد داشت حاکمیت را در خانواده خود موروثی کند، اعتراض کردند.
علی عبدالله صالح برای آرام کردن معترضین یمنی و‌ ترس از این که مبادا یمن به سرنوشتی چون تونس و مصر دچار شود،‌ با تشکیل جلسه‌ای فوق‌العاده در پارلمان و شورای مشورتی، برنامه خود را برای کناره‌گیری از قدرت مطرح کرد.
او گفت که دوره ریاستش را تمدید و آن را به پسرش نیز واگذار نخواهد کرد و از گروه‌های مخالف خواست دست از تظاهرات و راهپیمایی‌ها بردارند.
اما معترضان یمنی بی‌اعتنا به این درخواست، شعار می‌دهند که خواهان تغییر حکومت هستند. نرخ بیکاری در یمن حدود 40 درصد است و بهای مواد غذایی بسیار بالا و سوء تغذیه به سطح هشدار دهنده‌ای در این کشور رسیده است.
یمن یکی از همپیمانان دولت آمریکا در منطقه به شمار می‌آید. در پی انتفاضه تونس و مصر و قیام مردمی در لیبی و برخی کشورهای دیگر عرب خاورمیانه، واشنگتن نگران از دست رفتن منافع خود در یمن با سرنگونی رژیم حاکم در این کشور است.
کشور یمن در ماه‌های اخیر شاهد شدت گرفتن تظاهرات مردمی علیه رژیم علی‌عبدالله صالح بوده است و هیچیک از‌ترفند‌های علی‌عبدالله صالح تاکنون نتوانسته شعله‌های خشم مردم این کشور را مهار کند و قیام مردم تا سرنگونی این رژیم همچنان ادامه خواهد داشت.       ادامه دارد...