بسماللهالرحمنالرحیم
خیزش دوباره مردم بحرین در اعتراض به احکام صادره توسط دادگاههای فرمایشی آل خلیفه علیه هفت نفر از معترضان که 4 نفر از آنها به اعدام و 3 نفر دیگر به زندانهای طویلالمدت محکوم شدهاند و راه پیمائیهای پیوسته مردم شرق عربستان در حمایت از مردم بحرین و اعتراض به لشکرکشی آل سعود به بحرین، به روشنی نشان میدهند حکام مستبد عربستان و بحرین در اقدام مشترکی که برای سرکوب قیامهای دو کشور تدارک دیدهاند با شکست سختی مواجه شدهاند.
مأموران باصطلاح امنیتی عربستان در روزهای اخیر با دستگیری 192 نفر از مردم شرق این کشور تلاش کردند تظاهرات ضد استبدادی مردم را سرکوب کنند ولی موفق نشدند. احکام فرمایشی دادگاههای بحرین علیه شهروندان معترض بحرینی نیز نتوانست کاری از پیش ببرد بطوری که دیروز و دیشب هم تظاهرات علیه آل خلیفه ادامه یافت و در شرق عربستان نیز دامنه تظاهرات هر روزه گستردهتر میشود.
تظاهرات معترضان به کشتار و سرکوب مردم مظلوم بحرین در شرق عربستان که مدتی است برگزار میشود و خشونتهای روزافزون آل سعود نیز نتوانسته آنرا مهار کند بطلان محاسبات آل سعود و لشکرکشی به بحرین و اشغال نظامی این جزیره را به اثبات رساند و نشان داد که طرح "سپر آهنین جزیره" نه تنها کاری از پیش نبرده بلکه آل سعود با اجرای این طرح به پدیدهای کمک کرده که از وقوع آن بیم داشت.
رژیم آل سعود از بیم آنکه مبادا شعلههای خشم و اعتراض مردم بحرین علیه رژیم آل خلیفه به صفحات شمال و شرق عربستان سرایت کند، برای سرکوب و جنایات در بحرین پیشقدم شد و با اشغال بحرین وارد بحرانی گردید که اکنون همچون باتلاق برای آل سعود ظاهر شده و نظامیان سعودی درآن دست و پا میزنند و این بدان معنی است که اشغال نظامی بحرین با هر معیاری که محاسبه شود، "نقض غرض" بوده و نتایج معکوسی را به بار آورده است.
بدین ترتیب رژیم آل سعود اشتباهی را مرتکب شده و با گره زدن سرنوشت خود به تحولات بحرین، با دست خودش به التهاب در صفحات شمال و شرق عربستان دامن زده است، حال آنکه میتوانست و شاید هنوز هم بتواند با توسل به راهکارهای عاقلانه و با تدبیر و دقت عمل، به حل و فصل مسائل و مشکلات این مناطق بپردازد و با رفع تبعیض و پایان دادن به سرکوب و بیعدالتی، از مرحله کنونی عبور کند.
گزارشاتی وجود دارد که نشانگر شکاف و دو دستگی در حاکمیت آل سعود و اختلاف نظر درخصوص نحوه برخورد با تحولات منطقه به ویژه مسائل بحرین است. اگرچه عربستان، اکنون ایران را به دخالت در امور بحرین متهم نموده ولی ظاهراً از این مسئله غافل است که نظامیان اشغالگر سعودی، اکنون به خانهها، نوامیس و زندگی روزمره مردم بحرین حملهور شدهاند و با توسل به جنایت در کشتار و سرکوب، عربده میکشند و اوضاع را باز هم به زیان خود، بحرانیتر کردهاند. در حالی که عقل و منطق ایجاب میکرد نه تنها آل سعود از دخالت سیاسی و لشکرکشی به بحرین پرهیز کند بلکه به حاکمان بحرین و مقامات استانهای شمالی و شرقی عربستان هم توصیه کند با تعامل و رفتارهای مدبرانه و حکیمانه، شعلههای خشم و اعتراض مردم را مهار و فضا را آرام نمایند نه آنکه به التهابات دامن بزنند و بر آتش، بنزین بپاشند.
واقعیت اینست که اعتراضات مردم عربستان، فقط محدود به شیعیان نیست و اگرچه شیعیان در مقایسه با برادران اهل سنت، از محرومیت و بیعدالتی بیشتری رنج میبرند ولی سرکوب و فقدان آزادی، "درد مشترک" مردم عربستان محسوب میشود. دقیقاً به همین دلیل است که اعتراض علیه بیعدالتیها، اگرچه از مناطق شیعه نشین آغاز شد ولی مخالفت با روشهای سرکوب گرانه، در عربستان عمومیت دارد و مختص یک منطقه، مذهب و یک گروه ویژه نیست.
موضوع مهمتر اینکه حداقل 20 سال است که مخالفتها و اعتراضات مدنی علیه شیوههای حاکمیت قرون وسطائی در عربستان در سطوح مختلف اعم از دانشگاهها، مراکز آموزش دینی و مجامع محدود و سرکوب شده، سابقه دارد ولی آل سعود به هر شکل ممکن به قلع و قمع معترضین و سرکوب آنها پرداخته و غافلگیری امروز ناشی از "آرامش قبرستانی" در فضای سیاسی - اجتماعی عربستان است که دامن آل سعود را گرفته است. این بدان معنی است که تلاش ریاض برای ایجاد رویاروئی و تفرقه میان شیعه و سنی و برچسب زدن به ایران، هرگز نمیتواند بر غافلگیری آل سعود سرپوش بگذارد و مشکلی را حل نماید.
لشکرکشی آل سعود به بحرین و اشغال آن سرزمین، در چنین شرایطی باعث تمرکز نظرها به سوی بحرین و شنیدن فریاد مظلومیت آنها میشود که میبینیم شده است.
ظاهراً آل سعود از "قانون ظروف مرتبطه" و تأثیرات آن بیاطلاع بوده است. چرا که در غیر اینصورت اینگونه بیپروابه اشغال بحرین مبادرت نمیورزید. آل سعود همین اشتباه را در بحران "صعده" در شمال یمن هم عیناً مرتکب شد و با توسل به بمبارانها و حملات موشکی و توپخانهای دست به جنایت علیه شیعیان یمن زد. اما بعد از بازداشت و اسارت چند افسر ارشد و سایر نظامیانش، بیسروصدا پای خود را از بحران شمال یمن کنار کشید. این قبیل اقدامات مداخله جویانه موجب شده اکنون آل سعود نزد افکار عمومی جهان عرب بشدت منفور است.
افزون بر این، ضرباتی که وهابیون و تکفیریها به حیثیت منطقهای و جهانی عربستان بویژه دردنیای اسلام زده اند، شاید هرگز به سادگی قابل جبران نباشد. این رفتارهای متناقض از جانب کسانی که لقب "خادم الحرمین" را یدک میکشند، به کلی با مسئولیتهای مورد انتظار از آنها منافات دارد و عملکرد آل سعود را به کلی غیرقابل توجیه نموده است، چرا که آنها خدا را هم فراموش کرده و سرزمین وحی را به جولانگاه دشمنان اسلام تبدیل نمودهاند.
اکنون مردم عربستان خواستار آزادی 8 هزار زندانی سیاسی، رفع تبعیض و بیعدالتی و پایان دادن به سرکوب چه در عربستان و چه در بحرین هستند. هرچند اینها خواستههای زیادی نیست ولی آل سعود هنوز هم در تن دادن به آنها تردید میکند.