تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۸۷۴
گفتگو با دکتر هِیجو مایر نویسنده و پژوهشگر یهودی؛
مترجم: یعقوب نعمتی‌وروجنی‏ اشاره: دکتر هِیجو مایر ‏Hajo Meyer، پژوهشگر، نویسنده و تحلیلگر یهودی آلمانی تبار می باشد؛ وی که خود را یکی از بازماندگان به اصطلاح هولوکاست نازی ها معرفی می کند، بر این باور است که رژیم صهیونیستی، یک رژیم نژاد پرست و اشغالگر است؛ وی سال های متمادی وضعیت فلسطینیان در سرزمین های اشغالی و عملکرد اسرائیل را از نزدیک مورد بررسی قرار داده و از سوی دیگر در دیدار با یهودیان سرتاسر جهان دیدگاه آنان در مورد رژیم صهیونیستی را جویا شده و از این رو مخالفت علنی خود با این رژیم جعلی ابراز می دارد. دکتر هِیجو مایر در گفتگو با سایت تحلیلی -انتقادی ‏Znet، با استفاده از تجربیات زندگی شخصی خود و مطالعات و پژوهش های میدانی اش، دلایل مخالفت خود با رژیم صهیونیستی و جنایات غیر انسانی و اشغالگری آن را بازگو می کند.‏البته لازم به ذکر است برخی دفاعیات مایر از هولوکاست هنوز جای سئوال دارد و پرسش های ایران در خصوص ماهیت این واقعه و علل ممانعت از انجام تحقیق در خصوص هولوکاست در برابر مدافعان این فرضیه اثبات نشده خودنمایی می کند . با این حال رسالت این گفتگو را برای آشنا شدن مخاطبان با تفاوت های میان دین یهود و صهیونیسم منتشر می سازد.

* لطفا این گفتگو را با معرفی خود و ارائه شمه ای از پیشینه زندگی خود شروع نمایید.‏
** من هیجو مایر نام دارم و در آگوست سال 1924 در شهر بیلِفیلد آلمان غربی به دنیا آمدم؛ از این رو هم اینک حدودا 86 ساله هستم. من در سال 1939 مجبور به ترک آلمان شدم زیرا از نوامبر 1938 دیگر اجازه نداشتم تا در مدرسه حضور بیابم. سپس همراه با خانواده خود به هلند مهاجرت کرده و در آن کشور که تحت اشغال آلمان نازی قرار داشت در آزمون ورودی دانشگاه پذیرفته شدم. با این حال در آوریل سال 1943 بازداشت شده و به آشوویتز انتقال یافته و ده ماه در آنجا به سر بردم.‏
* شما همواره از سنت اخلاقی دین یهود سخن می گویید. ممکن است این ایده را به طور مختصر توضیح دهید.
** باید تاکید کنم که این سنت اخلاقی در تقابل کامل با شالوده های فکری صهیونیسم قرار دارد. چرا که آقای تئودور هرتزل و همقطاران وی در اواخر قرون نوزدهم، صهیونیسم را جعل کردند و باید دانست که این دوران، زمانی بود که استعمارگری به شدت رواج داشت و از سوی دیگر، استعمارگر بودن، نژاد پرستی، و ملی گرایی افراطی باب روز بود و بنا به ایده فرانسه برای فرانسویان، آلمان برای آلمانی ها، ایده دولت برای یهودیان نیز مطرح شد. این نوع ایده های افراطی، مبانی صهیونیسم را شکل دادند.‏
باید دوباره تاکید کنم که صهیونیسم و آیین یهود در تعارض کامل با یکدیگر قرار دارند. چرا که یهودیت، جهانشمول و انسانی است و صهیونیسم دقیقا در نقطه مقابل دین یهود قرار دارد؛ زیرا صهیونیسم یک ایدئولوژی بسیار تنگ نظر، فوق العاده ناسیونالیست، نژاد پرست، و همچنین استعمارگر است. در واقع چیزی به نام یهودیت ملی گرا نداریم. بلکه یهودیت و صهیونیسم را داریم که به طور کامل با هم تفاوت های بنیادینی دارند.
صهیونیسم هیچ گونه ارتباطی با دین یهود ندارد؛ زیرا همان طور که من آموخته ام، دین یهود به شدت اخلاق مدار است در حالی که به هیچ وجه نمی توان صهیونیسم را با صفت به شدت اخلاق مدار پیوند داد. تنها می توان واژه هایی همانند اشغالگر، سرکوبگر، غارتگر و چپاولگر را به صهیونیسم نسبت داد. در واقع صهیونیسم هیچ گونه درونمایه اخلاقی ندارد. اخلاق بینا -انسانی ماحصل نوعی تکامل است. از این رو ما در مغز خود مرکزی داریم که احساس دلسوزی را به ما القا می کند و وقتی می بینیم فردی رنج می کشد به وی می گوییم "می توانم کمکتان کنم؟". من در آشوویتز به این مسئله رسیدم چرا که در آن گروه مسلط نازی های آلمانی به دنبال انسانیت زدایی از ما بودند و بدین منظور در ابتدا لازم بود تا خود آنان مورد شستشوی مغزی قرار گیرند تا قادر به انجام چنین جنایاتی باشند. امروزه تبلیغات و اقدامات صهیونیست های اسرائیلی نیز با فرایندی دقیقا مشابه با عملکرد نازی های آلمان صورت می گیرد. ‏
* شما با مقایسه ایدئولوژی صهیونیست ها، ذهنیت آنان را با فاشیست های اروپایی در دهه 1930 و 1940 یکسان برمی شمارید. ممکن است در این باره توضیحات بیشتری را ارائه نمایید
** این واقعیت به واسطه اسناد معتبری نیز مستند سازی شده است. طبق یکی از این اسناد، شلوماتی آلونی که زمانی وزیر آموزش اسرائیل بود نشان می دهد که کتاب های اسرائیلی چگونه با نفرت انگیزی و نژاد پرستی فلسطینی ها را ترسیم کرده و درباره آنها سخن می گویند. در موردی دیگر، نوریت پلد الهانان از مدرسان دانشگاه تل آویو نیز با مطالعه ای جامع به این نتیجه دست یافت که کتاب های آموزشی در اسرائیل نژاد پرستی را در میان کودکان اسرائیلی اشاعه می دهند. از سوی دیگر امروزه خاخام ها و بویژه خاخام های ارتش اسرائیل، به سربازان این گونه تلقین می کنند که براساس آموزه های کتاب مقدس، کشتن فلسطینی ها ثواب دارد و از این رو سربازان اسرائیلی به این حد خوی تهاجمی پیدا کرده اند. این افراد بسیار نژاد پرست هستند. و من از این نوع آموزش ها و رفتارها و این گونه انسانیت زدایی از فلسطینیان، بسیار هراسان شده ام. ‏
* شما در سخنرانی ها و نوشته های خود اعلام کرده اید که با جوانان فلسطینی که تحت اشغال اسرائیل زندگی می کنند احساس همذات پنداری می کنید. به چه دلیل این نوع احساس را به دست آورده اید؟
** جوانان فلسطینی در پست های بازرسی متوقف می شوند و در بسیاری مواقع اجازه نمی یابند تا به مقصد خود حرکت کنند؛ وضعیت آموزگاران آنان نیز به همین منوال است و از این رهگذر جوانان فلسطینی به آموزش های لازمه دسترسی ندارد و این بسیار هولناک است. در واقع من نیز زمانی در جوانی خود از دسترسی به آموزش محروم شدم و می دانم که ممانعت از تحصیل به واسطه اِعمال زور بسیار تلخ است. البته من بعدها خود آموزی را یاد گرفتم و در نهایت توانستم تحصیلات عالی را کسب نمایم ولی به این نتیجه رسیده ام که ممانعت از دسترسی جوانان مشتاق به خدمات آموزشی نوعی نسل کشی به شمار می آید. زیرا در صورت عدم دسترسی به آموزش شما نمی توانید به آرمان خود برسید و قادر نخواهید بود تا شخصیت و استعدادهای خود را پرورش دهید و این نوع ممانعت گونه ای نسل کشی تدریجی است. من از این رهگذر نسبت به جوانان فلسطینی احساس همدردی می کنم زیرا خود از این مسئله رنج برده ام؛ و فلسطینی ها نیز هم اینک از این امر رنج می برند؛ جوانان فلسطینی اغلب اوقات از دسترسی به آموزش های دلخواه خود محروم می شوند و این ممانعت از جانب اسرائیلی ها کاملا جنایتکارانه است. ‏
* در دوران جنگ 1948 و تاسیس رژیم اسرائیل شما چه دیدگاهی در آن مورد داشتید؟
** باید اعتراف کنم که من خود نیز در آن دوران کم و بیش تحت تاثیر تبلیغات صهیونیست ها قرار گرفته بودم. در واقع من پس از مشاهده پاکسازی نژادی فلسطینی ها در سال 1948 به اشتباه خود پی بردم. قبل از آن ماشین تبلیغاتی صهیونیسم به حدی قوی بود که در واقع شما را وارد یک سیاهچال می کرد؛ از این رو من برای مشاهده واقعیات تصمیم به مسافرت به اراضی اشغالی فلسطین را گرفتم و در آنجا متوجه امور شدم. پس از آن من به انتقاد از بگین، شارون و جنایات صبرا و شتیلا پرداختم و در واقع چشم من به روی واقعیات باز شد. ‏
* پس به نظر می رسد که شما نیز زمانی تبلیغات صهیونیست ها را باور داشتید.
** متاسفانه من نیز زمانی داستان ها و دروغ پردازی های صهیونیست ها را باور کرده بودم.
* ‏روایت صهیونیستی، هولوکاست را چگونه به تصویر می کشد؟
** صهیونیست ها در راستای اغراض خود هرگز تصویر درستی از هولوکاست را ارائه نمی دهند و از افرادی همانند من -قربانیان هولوکاست- به عنوان مواد انسانی بی مصرف سخن می گویند. اولا من بی مصرف نیستم و دوما من یک انسانم و نه یک ماده؛ و من از این رهگذر احساس می کنم که به من بی حرمتی می شود. و از سوی دیگری صهیونیست هایی همانند نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل با نام بردن از شماری افراد مثل من به دنبال توجیه حمله احتمالی به ایران بر می آیند و این در حالی است که این مسائل هیچ ربطی به یکدیگر ندارند. صهیونیست ها تنها برای یک چیز، هر نوع انسانیت و احساسات انسانی را کنار گذاشته اند: یعنی رژیم صهیونیستی،خاک و خون دقیقا همانند نازی ها. ‏
* منتقدین اسرائیل اغلب به یهودی ستیزی متهم می شوند و منتقدین یهودی آن نیز برچسب یهودیان متنفر از خود را می خورند. این اتهامات درباره شما نیز مطرح شده است و شما در این باره چه عکس العملی نشان می دهید؟
** زمانی روزنامه جروزالم پُست مرا مورد حمله قرار داده بود و از این رو من افتخار می کنم که یک یهودی ستیز یا هر آنچه جروازلم پُست می گوید نام بگیرم. زیرا زمانی یهودی ستیز کسی بود که به واسطه یهودیت و نژاد یهود، از یهودی ها متنفر بود ولی هم اینک یهودی ستیز کسی است که از صهیونیست ها احساس بیزاری می کند. در واقع صهیونیست ها تعیین می کنند که چه کسی یهودی ستیز است و از این رو من به عنوان یک یهودی افتخار می کنم که یک یهودی ستیز باشم. ‏