دکتر احمدحسین شریفی
نویسندگان کتاب «ساخت شبکههای مسلمان میانهرو» در واپسین فصل کتاب خود با عنوان «نتایج و پیشنهادها» در توصیهای به حاکمان و سیاستمداران غربی برای چگونگی مواجهه با جمهوری اسلامی و به طور کلی جهان اسلام تحت عنوان «به کار بستن درسهایی از جنگ سرد» چنین مینویسند:
چگونگی حفظ اعتبار گروههایی که مورد حمایت آمریکا یا دیگر مقامات بینالمللی واقع میشوند، یکی از مشکلات کلیدی است که امروزه ایالات متحده با آن مواجه است. یک راه برای فائق آمدن بر این مشکل این است که از طریق تشویق سازمانهای غیر دولتی برای توسعة فعالیتهایشان در جهان اسلام، بخشهای عمومی و خصوصی را با یکدیگر مرتبط کنیم. در خلال جنگ سرد نهادهای مختلف، از گروههای دانشآموزی و دانشجویی گرفته تا «فدراسیون آمریکایی کار»، همگی علاقهمند به تأسیس سازمانهای آزاد و دموکراتیک بودند. نقش دولت آمریکا این بود که برای گسترش فعالیتهای این گروهها در سطح بین المللی، حمایتهای عملیاتی و مالی را برای آنها تدارک ببیند. امروزه با وجود گروهها و افراد فراوان در ایالات متحده و اروپا، که خود را برای مبارزه علیه افراطگرایی اسلامی سازماندهی میکنند، نبایستی برای آمریکا کمبود شرکا وجود داشته باشد.
جین شارپ و رابرت هلوی در این باره مینویسند:
هر سازمان و نهادی که خارج از کنترل مستقیم دولت عمل میکند، سرمایة بالقوهای برای جنبش دموکراسی محسوب میشود. NGOهای بین المللی میتوانند با رایزنیهای خویش، مساعدتهای مالی را برای تأمین نیازهای اقتصادی مبارزه جلب کنند، با مجامع بین المللی در ارتباط باشند، دانش و تخصص مورد نیاز را با جلب همکاری سایر کشورها به کار گیرند و بینش و تجربة سایر جنبشهای مبارزاتی را به مردم انتقال دهند.... یکی از ویژگیهای برخی NGOهایی که به فراهم کردن یک رشته خدمات و امکانات برای مردم اقدام میکنند، این است که نشان میدهند مردم همواره به دولت وابسته نیستند، و خود میتوانند مدیریت برخی از امور را به عهده بگیرند.... NGOها اگر چه دارای اساسنامه و اهداف مستقل خودشان هستند، ولی این اهداف و خطمشیها میبایست در چار چوب اهداف جنبش دموکراسی- خواهانه قرار گیرد و با آن همگرا شود.
بسترسازی برای نافرمانی مدنی
جین شارپ استاد و صاحبنظر ایجاد نافرمانی مدنی در کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی یکصد و نود و هشت دستورالعمل برای مبارزة خشونتپرهیز و ایجاد و تقویت نافرمانی مدنی در کشورهای هدف بیان میکند. افزون بر این، در سالهای اخیر کتابهایی از سوی برخی مراکز ترجمه و منتشر شد که به تبیین و آموزش چگونگی نافرمانی مدنی میپردازند. مثل کتاب «مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ: قدرت مبارزة عاری از خشونت» نوشته مری کینگ، ترجمه شهرام نقش تبریزی، که در سال 1385 توسط نشر نی به چاپ رسید و همچنین کتاب «گاندی و ریشههای فلسفی عدم خشونت»، نوشته رامین جهانبگلو، ترجمه هادی اسماعیل زاده، که باز هم توسط نشر نی در سال 1379 به چاپ رسید و در سال 1388 برای چهارمین نوبت تجدید چاپ شد. کتاب «جامعة مدنی، مبارزة مدنی» نوشتة جین شارپ و رابرت هِلوی، ترجمه مهدی کلانترزاده، که در سال 1386 توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به چاپ رسید و هدف اصلی آن تعلیم و آموزش روشهای مبارزة نرم و به اصطلاح خشونتپرهیز است. در این کتاب با مطالعة نمونههای معاصر نافرمانی مدنی در کشورهای مختلف دنیا، مشخصات و روشهای مبارزات بیخشونت و نافرمانی مدنی آموزش داده میشود.
همة این فعالیتها به منظور حمایتهای معنوی و فکری از گروههای مخالف نظام و ارائة دستورالعمل و راهکار به آنان برای چگونگی مقابله با نظام جمهوری اسلامی صورت پذیرفته است.
حمایت از گروهها و افراد معترض
یکی از دکترینهای جنگ نرم غرب علیه ایران، تقویت گروههای معارض و معترض در جمهوری اسلامی است و لذا میبینیم که علناً بودجههای هنگفتی را نیز برای کمک به آنها اختصاص میدهند و از اعلام رسمی آن نیز ابایی ندارند. «استراتژی چندجانبة اِعمال فشارهای مدنی» یکی از استراتژیهای غرب علیه جمهوری اسلامی است. که یکی از ارکان این استراتژی حمایتهای رسانهای و قانونی و مالی از گروههای معارض و معترض در ایران است. غرب از طریق تقویت افراد معترض داخلی و نفوذ در آنها اهداف براندازانة خود را دنبال کند.
آموزش و تربیت مهرههای اثرگذار
یکی از شگردهای جنگ نرم که از سوی دشمنان اسلام در کشورهای اسلامی در حال اجرا است، آموزش و پرورش افراد و مهرههایی است که منافع غرب و اهداف آن را در جهان اسلام دنبال کنند. استعمارگران مدرن در زمینة تربیت روزنامهنگار و وبلاگنویس و نویسنده و هنرمند و فیلمساز و امثال آن، سرمایهگذاریهای هنگفتی در جهان اسلام کردهاند. با استفاده از بورسهای تحصیلی و برگزاری دورههای کوتاه مدت آموزشی و دعوت به سمینارهای به ظاهر علمی سعی میکنند مهرههای خود را شناسایی کرده و به صورت هدفمند بچینند.