تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۹۶۰

تحلیلگران امور جنبش‌های اسلامی معتقدند ایمن الظواهری، مرد دوم شبکه القاعده به زودی رهبری این گروه را پس از کشته‌شدن اسامه بن‌لادن به دست نیروهای آمریکایی که در یک عملیات نظامی در نزدیکی اسلام‌آباد رخ داد، برعهده خواهد گرفت. در این را بطه گرچه گروهی از تحلیلگران می‌گویند القاعده همان سبک و شیوه سابق خود را ادامه خواهد داد اما گروهی دیگر بر این باورند که این شبکه دچار رکود و اضمحلال خواهد شد یا به دلیل دستاوردهای انقلابات در کشورهای عربی در نهایت از دور خارج خواهد شد.
ایادالبرغوثی، تحلیلگرسیاسی و استاد دانشگاه بیرزیت می‌گوید: القاعده همان شیوه‌ای را دنبال خواهد کرد که در دوران اسامه بن‌لادن وجود داشت. زیرا به اعتقاد او ایمن الظواهری جانشین احتمالی بن‌لادن همان افکار و اندیشه‌ها را دارد. البرغوثی می‌افزاید: ادبیاتی که القاعده با آن سخن می‌گوید نشأت گرفته از یک سازمان متمرکز نیست بلکه ناشی از یک اید‌ئولوژی است که گروه‌های مختلفی در کشورهای جهان آن را نمایندگی می‌کنند اما هریک به روش خاص خود. این سازمان‌ها با مرکزشان که اسامه بن‌لادن مسوول آن بود در ارتباط زیادی نبودند.
همچنین دکتر ولیدالمدلل، کارشناس متخصص در امور جنبش‌های اسلامی می‌گوید: افکاری را که بن‌لادن طرح کرد به خصوص آنچه در ارتباط بین مسلمانان و غرب بود، همچنان استمرار خواهد داشت. وی با اشاره به توانمندی‌های القاعده بعید نمی‌داند که این جریان فکری رهبران جدیدی از خود باز تولید کند یا تحت عناوینی مشابه القاعده جدید فعالیت‌های تازه‌ای را شکل دهد.
وی می‌افزاید: بن‌لادن بیشتر یک نمونه فکری پایدار بود تا یک حالت گذرا، به همین دلیل انتظار می‌رود که این اندیشه همچنان پابرجا بماند. به‌خصوص تا زمانی که توجیهات خود را داشته باشد. از جمله این توجیهات اشغالگری اسراییل در سرزمین‌های عربی یا دخالت‌های غرب در امور کشورهای اسلامی و عربی یا تلاش برای ترجیح دادن منافع غرب بر منافع این‌گونه کشورهاست. تا زمانی که غرب همچنان به مبارزه خود با اسلام ادامه می‌دهد (طبق گفته تعدادی از رهبران سیاسی و ایدئولوژیک این گروه‌ها) افکار القاعده نیز برابر نسل‌های آینده‌ای که کشورهای عرب نمی‌توانند آنها را مجاب کنند باقی‌مانده و توان جدیدی پیدا خواهد کرد.
اما خالد العمایره، یک تحلیلگر دیگر می‌گوید: القاعده حول یک شخصیت کاریزماتیک شکل نگرفته بود که اگر رهبرش بمیرد یا پنهان شود سازمان فرو بریزد. به نظر او سازمان القاعده یک گروه عقیدتی است که خیلی تحت تاثیر مرگ یا اختفای رهبرش نخواهد بود. وی می‌گوید: بن‌لادن طی سال‌های اخیر بیش از آنکه رهبر یک گروه باشد و به مسایل گروهش بپردازد به یک شخصیت سمبولیک تبدیل شده بود. با این حال اعتراف می‌کند که القاعده دچار ضعف گشته بود و این مساله به‌خصوص پس از بروز جنبش‌های عربی کاملا به چشم می‌خورد.
العمایره در رابطه با آینده این گروه می‌گوید: انقلاب‌های عربی عقیم بودن و عدم صلاحیت روش‌های مبارزاتی شبیه القاعده را در ایجاد تغییرات دلخواه و دگرگونی رژیم‌ها به اثبات رساند. این جنبش‌ها نشان داد که شیوه‌های مسالمت‌آمیز و تظاهرات انبوه مخالفان کارآیی بیشتری دارد و می‌تواند تغییرات مطلوبی را به همراه آورد. به گفته او همین مساله حتی ممکن است در آینده القاعده را به تجدیدنظر در کارهای و عملکردش وادار کند و موجب ایجاد رویکردهای معتدلی در این گروه شود.
این کارشناس درعین حال هشدار می‌دهد که به هرحال باید پذیرفت شبکه القاعده غیرقابل کنترل است. زیرا یک شبکه غیرمتمرکز بوده و بر یک تفکر سلفی بنا شده است. استراتژی این شبکه قتال و جنگ با مشرکان وکفار یا رژیم‌های وابسته به آنها بدون توقت و تا پیروزی نهایی است.
اما مدلل معتقد است سازمان القاعده درآینده شاهد یک عقب‌گرد و رکود خواهد بود. به‌خصوص اگر انقلاب‌های عربی شکل درستی به خود گرفته و شکوفا شوند و بتوانند در واقعیت به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. وی در این‌باره استدلال می‌کند که در صورت وقوع چنین امری دیگر القاعده توجیهی برای فعالیت نخواهد داشت. از آن گذشته باید به یاد داشته باشیم که اندیشه متوسل شدن به غرب و تن سپردن به آن (غرب‌گرایی) بود که موجب شکوفایی اندیشه القاعده می‌شد.
البرغوثی نیز در تکمیل سخنانش می‌گوید: پیروزی ملت‌های عرب نشان می‌دهد که عصر جدید متعلق به ملت‌هاست، نه دولت‌ها یا سازمان‌ها. بنابراین تشکل‌های کوچک دیگر در این میان جایی نخواهند داشت. این تشکل‌ها جایی معنا داشتند که ملت‌ها قادر به تصمیم‌گیری‌ یا ایجاد تغییرات نباشند. آنها در واقع به نمایندگی از ملت‌ها یا گروه‌های اجتماعی می‌آمدند تا این تغییرات را به وجود آورند اما زمانی که این اهداف محقق شود دیگر چنین نقش‌هایی منتفی خواهد بود.