تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۰۰۷

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
گفتیم که رژیم‌های ارتجاعی عرب یکی پس از دیگری در برابر اسرائیل کرنش می‌کنند ولی این بدان معنی نیست که ملت‌ها هم بر این سازش خفت‌بار صحه گذاشته‌اند. خشم و خروش ملت‌ها نشانگر موج عظیم نارضایتی عمومی در جهان اسلام و بویژه دنیای عرب است و حتی سکوت برخی از ملت‌ها هم نشانۀ تایید نیست بلکه میتواند بعنوان «آرامش قبل از طوفان» مورد ارزیابی قرار گیرد.
اکنون خوبست قدری در این‌باره بیشتر بیندیشیم تا معنی و مفهوم آنچه در منطقه میگذرد، بخوبی درک شود. تا دیروز شعار آزادی فلسطین، برای بسیاری بعنوان وسیله‌ای برای نان خوردن بود و بسیاری دیگر، برای حفظ ظاهر با این جماعت همراهی میکردند ولی در واقع، کاری با صهیونیستهای اشغالگر نداشتند و حتی بصورت پنهانی با آنها در ارتباط و مراوده بودند.
با امضای قراردادهای سازش، در واقع دست مدعیان حمایت از آرمان فلسطین «رو» شده و آنها که اهل مبارزه نبوده‌اند، آشکارا به جرگۀ سازشکاران پیوسته‌اند و حتی حاضرند در برابر اسرائیل زانو بزنند. در واقع، رژیم‌هائی که راه سازش حقارت‌‌آمیز را انتخاب کرده‌اند، با اسرائیل وجوه مشترک زیادی دارند که مهمترین موارد آن را میتوان اینگونه فهرست کرد.
1ـ نداشتن پایگاه مردمی در میان ملت‌های منطقه
2ـ اتکای مطلق به «زور» بعنوان یگانه عامل تضمین بقاء و حاکمیت
3ـ دشمنی با مسلمانان و بویژه فعالان اسلامی که امروزه بعنوان هواداران و نیروهای وفادار به نهضت جهانی اسلام شناخته میشوند.
4ـ نیاز متقابل آنها و استکبار به یکدیگر بطوریکه آنها برای بقای خود متکی به استکبارند و قدرتهای جهانی برای تضمین تداوم غارت منابع و ذخایر نفت کشورهای نفت‌خیز جهان اسلام به آنها احتیاج دارند.
این 4 عنصر بعنوان وجوه مشترک اسرائیل و رژیم‌های مرعوب عرب، حاوی نکاتی نیست که از دید کسی پنهان مانده باشد لکن اسرائیل و حامیانش اکنون سالهاست اصرار دارند بر روی این مسائل، به فعالیت‌های سیاسی ـ‌ تبلیغاتی بپردازند تا تدریجاً، «خطر اسرائیل» را بفراموشی بسپارند و در عوض، اسلام را بعنوان خطر اصلی برای منطقه و دربارهای عرب مطرح سازند. دقیقاً بهمین دلیل است که اگرچه موج تبلیغات علیه اسلام و نهضت جهانی اسلام در اکثر کشورهای غربی، شیوع دارد ولی سرنخ تمامی این قضایا در دست صهیونیسم بین‌المللی است و اگر سرمنشاء تمامی این تبلیغات عوام‌فریبانه بدرستی مورد شناسایی و پیگیری قرار گیرد، همۀ این جوسازیها به شبکه‌های تار عنکبوتی قدرت صهیونیسم بین‌الملل بازمیگردد.
کاملاً روشن است که صهیونیست‌ها با انتخاب چنین هدفی برای تبلیغات خود، بدرستی دشمن خود را شناخته‌اند و سعی دارند با جوسازیها، هوچی‌گریها و شگردهای تازه و کهنۀ شانتاژ سیاسی ـ تبلیغاتی، آنرا در موضع انفعالی قرار دهند تا جهان اسلام در لاک دفاعی فرو برود و دست بالا، فقط از خودش در صحنۀ جهانی از موضع یک متهم، دفاع کند.
کالبدشکافی تبلیغات صهیونیسم بین‌الملل، در این زمینه میتواند در راه شناخت صحیح و دقیق استراتژی و تاکتیک تبلیغاتی دشمنان اسلام، کمک‌های فراوانی را بما عرضه کند. کاملاً روشن است که هنوز نهضت جهانی اسلام در آغاز راه قرار دارد و هنوز تا آن زمان که مقبولیت عام در سراسر جهان اسلام را پیدا کند، فاصله داریم.
لکن صهیونیسم بین‌الملل سعی دارد از همین طریق برای جلوگیری از پیوستن نیروها به اسلام، وارد عمل شود و با ایجاد موانع ذهنی، چنین وانمود سازد که گویا اسلام و نهضت جهانی اسلامی نمی‌تواند برای حل مسائل منطقه و جهان اسلام، راهگشا باشد و گویا این راه به بن‌بست ختم خواهد شد. صهیونیسم بین‌الملل حتی در تبلیغات خود چنین وانمود می‌کند که این فقط مسلمانان انقلابی هستند که مخالف پیمان سازشند و گویا پیروان ناسیونالیسم عرب بر پیمان خفت‌بار سازش با اسرائیل صحه می‌گذارند. حال آنکه ابعاد ننگ و ذلت و خواری ناشی از این پیمانهای سازش بحدی است که هر عنصر ملی‌گرائی هم، اگر واقعاً راست بگوید، بایستی به مخالفت با آن برخیزد.
این درست است که امروزه، سنگینی بار مبارزه با اسرائیل بر دوش انقلابیون مسلمان است و باز، این نکته پذیرفتنی است که مسلمانان جان بر کف، نوک حمله دنیای اسلام و دنیای عرب علیه اسرائیل هستند و برای مبارزه با دشمن اشغالگر، انگیزه‌های نیرومند فراوانی را دارند لکن هرگز نباید تردید کنیم که هر کس احساس شرف می‌کند، هر کس برای حیثیت خود و حیثیت سرزمینش ذره‌ای ارزش قائلست، یقیناً حاضر نیست حتی برای لحظه‌ای این همه ننگ و خفت و ذلت را خریدار باشد.
بیهوده نیست که در طول این دوران 15 سالۀ پس از انعقاد قرارداد کمپ دیوید، حتی یک راهپیمائی بنفع پیمان سازش در مصر برپا نشده و دربارهای عرب هم شهامت مراجعه به آراء‌ عمومی برای سازش با اسرائیل را ندارند. چرا که میدانند پاسخ مردمشان چیست؟ حتی عرفات خائن هم حاضر نشده است به آراء مردمش مراجعه کند.
چرا که میداند مردم فلسطین، او را هم برسمیت نمی‌شناسند تا چه رسد به پیمان خفت‌بار وی با اسرائیل را.
شاید این سئوال در ذهن مطرح شود که اگر به اعتقاد ما، ملت‌ها با سازش مخالفند، چرا اعتراضات یکپارچه، تمام جهان اسلام را فرا نگرفته است؟ بیائید برای یافتن پاسخ این سئوال، بدون هیچگونه پیشداوری، قدری به عمق مسائل بیندیشیم.
یک علت عمده آنست که هنوز هم ابعاد عظیم خفت و خواری ناشی از پیمان سازش اعراب و اسرائیل برای بسیاری از ملت‌ها بدرستی مشکوف نشده و طبعاً وظیفۀ سخنوران، اندیشمندان، نویسندگان، سیاسیون، چیزفهم و همۀ کسانیکه اهل درک، اهل درد، اهل مطالعه و اهل مبارزه و انقلابند، ایجاب میکند که شجاعانه وارد عمل شوند و عمق فجایع را برای ملت‌ها بشکافند و مسائل را بازگو کنند و نگذارند که حتی دولت‌ها و ملت‌های انقلابی هم دربارۀ این مسئله، تدریجاً به موضع بی‌تفاوتی کشیده شوند.
امروزه برخی عناصر مرعوب و خودباخته ممکن است چنین استدلال کنند که وقتی همۀ دولت‌های عربی،‌ با اسرائیل از در سازش وارد شده‌اند، دیگر چه کاری از دست ما برمی‌آید؟ همین عناصر مرعوب و خودباخته ممکن است بگویند که مگر با امضای هر توافقنامه میتوان ارتباط با دولتهای سازشکار را قطع کرد و سپس بخواهند بلافاصله نتیجه بگیرند که بدین ترتیب، فرق رژیم مصر با سایر رژیم‌های عربی که پیمان سازش با اسرائیل را امضا کردند، چیست؟
با چنین نغمه‌های شومی، باید مقابله کرد. چرا که همان عناصر مرعوب میخواهند قبح سازش با اسرائیل را از بین ببرند و فردا با زمزمه برای از سرگیری رابطه با رژیم کمپ دیویدی قاهره، چنین وانمود سازند که دیگر هیچکس ما را بخاطر ارتباط با رژیم مصر، ملامت نخواهد کرد.
این شیوۀ نگرش انفعالی، غیر انقلابی و ساده‌لوحانه، تنها شایستۀ کسانی است که یا مرعوبند و یا از درک و شهامت انقلابی لازم برای تبیین صحیح و شجاعانۀ مسائل برخوردار نیستند. همدستی و همداستانی، چند دربار بی‌افتخار عرب را نمی‌توان بحساب ملت‌های عرب و جهان اسلام گذاشت. حتی سکوت امروز آنها که اعتراضی نمی‌کنند، بمنزلۀ تائید خیانت دربارهای عرب نیست. خیلی‌ها ممکن است اهل مبارزه و برخورد انقلابی نباشند ولی در عین حال اهل خیانت و سازش و تسلیم هم نباشند.
این اسرائیل و رسانه‌های صهیونیستی هستند که مایلند چنین وانمود سازند که گویا دوران مبارزه با اسرائیل بپایان رسیده و امروز همه در برابر اسرائیل برای سازش و همکاری و هماغوشی، صف کشیده‌اند. ولی از دیدگاه ما و همۀ پیروان نهضت جهانی اسلام، امروز با کنار رفتن مدعیان دروغین حمایت از آرمان فلسطین، صفوف مبارزه یکدست شده و جبهۀ مبارزۀ قهرآمیز علیه اسرائیل با خلوص و اطمینان بیشتری میتواند کار را پیگیری کند. پیروان نهضت جهانی اسلام بخوبی میدانند که اشتباهات گذشتۀ دیگران را نباید تکرار کرد. نهضت جهانی اسلام به سیاهی لشکر احتیاجی ندارد. چه بسا که عده‌ای کم ولی معتقد و جان بر کف، بهتر از انبوهی افراد بی‌انگیزه وارد عمل شده‌اند و راه مبارزه را با شهامت و شهادت خود هموار کرده‌اند.
انقلاب اسلامی اینگونه بود و یقیناً «نهضت جهانی اسلام» نیز اینگونه خواهد بود. اگر تا دیروز کسانی که از طریق ادعای مبارزه با اسرائیل، نان می‌خورند و باج میگرفتند،‌ بهمان دلیل بود که راه بجائی نمی‌بردند. چرا که نمی‌خواستند نانشان آجر بشود. ولی امروز با خالص‌تر شدن جبهۀ مبارزه نفس‌گیر علیه اسرائیل، امید به پیروزی بیشتر شده است.
پیروان نهضت جهانی اسلام بخوبی میدانند که در این وادی، جاه و مقامی در کار نیست. هر چه هست، مبارزه است و زندان و شکنجه و شهادت و امروز تاسف و نگرانی و خشم اسرائیل و صهیونیسم بین‌المللی از اینست که با اینهمه، باز هم خیل داوطلبان شهادت و خیل رزمندگان گمنام، سلحشور و جان بر کفی که میخواهند پوزۀ اشغالگران وحشی را در فلسطین اشغالی بخاک بمالند، هر روزه افزونتر میشود.