احمد تشکر
علاوه بر آنچه پیش از این در نقد عملکرد پیشگامان پروژه اصلاحات بدان اشاره گردید، باید گفت که مدعیان آن در مبانی تئوریک ارایه شده دارای نگرشهای غیر قابل قبول برای مخاطبان خود بودهاند. اختلاف در اصول و تعاریف و تعابیر مبهم و نامشخص نیز این ادعا را اثبات میکند. چنین برداشتی نه تراوش ذهن فردی است و نه اجتهاد متعصبانه گروه یا جناح خاصی خواهد بود، بلکه مؤید این معنا، اجماع طرفین موافق و مخالف بر سر این ابهام است.
آنجا که گفته میشود: «اگر ما اصلاحطلبان در سال 78 ـ 77 پختهتر و با سعه صدر عمل کرده بودیم و به دنبال تسویه حسابهای شخصی و خصوصی خودمان نرفتیم و سعی میکردیم آنچه را که میاندیشیم و آنچه که عمل میکنیم، صرفاً به خاطر پیشروی اصلاحات و مملکت باشد، قطعاً اینگونه نمیشد. [و] توقیف مطبوعات و برخورد با روزنامهنگاران اصلاحطلب نتیجه چپروی و تندرویهای سال 78 ـ 77 بود.»(1)
نگارنده بر این باور است که تمام حقیقت کلام در تمام تحلیل فوق نیست، بلکه بخشی از آن است و بخش دیگر از عملکرد جماعت مورد نظر صاحب این گفتار مربوط به پروسه عبور از اصلاحات بوده و هست، و آنان اصولا حیات و بقای نظام را در مشی تساهل مدار خویش بر نمیتابند، زیرا به نظر آنان «آنچه در ایران وجود دارد، یک جنبش فاشیستی است که خوشبختانه فاقد پایگاه اجتماعی است و مردم در انتخابات اخیر (خرداد 76) به افکار، آرا، روشها و عملکرد آنها با یک "نه" بزرک پاسخ گفتند»!(2)
و لابد به نظر صاحب این سخن، کسانی که در انتخابات مورد اشاره «نه» نگفتند، همگی افکار فاشیستی دارند؟! و احتمالا به زعم او 54 درصد مردمی که در انتخابات استان گلستان در آذرماه 80 به کاندیداهای مورد علاقه خود رأی دادند (و نه آنها که گروهی درصدد تحمیلشان به مجلس بودند و با شکست خود انتخابات را تحریم کردند)، در زمره فاشیستها هستند! جالب این که طیفی از هواداران توسعه سیاسی با شعار تلاش برای تثبیت نظام و دفاع از قانون اساسی بعد از دوران انقلاب (به زعم خودشان)، به میدان آمدند و پس از استحکام پایههای قدرت خود در داخل حاکمیت، با چماق دوم خرداد بر آن شدند که خانه را از بنیان ویران کنند.
در همین رابطه، آقای دکتر حسین بشیریه چنین اظهار میکند: «به عنوان یک کارشناس میگویم که دوم خرداد این پتانسیل را دارد که باید دیوارههای نظام حقوقی [ایشان قبلا نظام حقوقی را قانون اساسی معنا میکند] را بشکند تا جنبش بتواند پر و بال گرفته و رشد کند.»(3)
اکنون آیا میتوان چنین مواضعی را به حساب عدم پختگی یا تندروی صاحبان این اندیشه گذاشت؟ و یا راز دیگری در نهانخانه دل وجود دارد؟ مواضع افراطی درون گروهی برخی از اصلاحگران نوظهور در ماههای اول تصاحب قدرت، چشمان تیزبین بسیاری از مردم و مسئولان نظام را متوجه خود کرد. اما قصاص قبل از جنایت و قضاوت قبل از عمل، نه به مصلحت بود و نه به طریق صواب، ولی امروز با کنار رفتن حجابها و پدیدار شدن لایههای فکری این طایفه، تکلیف دیگری را بر تمامی صاحبان خرد روشن میسازد.
اینک سادهاندیشی است که تصور شود مبارزه با اصل نظام به دلیل برخی اختلاف سلایق و یا تسویه حسابهای شخصی با یک جناح یا نهاد رسمی در کشور در حال انجام است، بلکه اقدامات اخیر ثمره تلاش نظریهپردازان تئوری تغییر نظام میباشد و تاکتیکهای فعلی مبتنی بر نقشههای قبلی است، زیرا در بدو امر نیز عقیده بر این بود که برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، هر آنچه به عنوان مانع بر سر راه تلقی میشود، از میان بردارند و به قول آقای هاشم آغاجری «اصلاحطلبان میتوانند موانعی چون شورای نگهبان یا بخشی از قوه قضاییه را که محافظهکاران و اقتدارگرایان در مسیر حرکت اتومبیلهای ظریف و عقلانی سیاست قرار دادهاند، با سازوکارهای سیاسی و مسالمتآمیز برکنار سازند و گرهها و راهبندان موجود را برای تسهیل ترافیک در جمهوری اسلامی باز کنند.»(4)
پیمودن راه افراط در جاده اصلاحات به گونهای رخ نموده که باعث رنجش بسیاری از همراهان گردیده و آنان را به عکسالعمل یا سکوت معنادار واداشته است.
به همین دلیل است که دکتر تاجیک، مشاور رییسجمهور، اعتراف میکند: «برخی از حاملان اصلاحات رفتار انحصارطلبانه دارند و میکوشند در درون جنبش اصلاحات گفتمان خود را به عنوان گفتمان مسلط اصلاحی ظهور بدهند. آنها هیچ صدایی جز صدای خودشان بر نمیتابند و هر صدایی جز صدای خودشان را ارتجاعی و استبدادی قلمداد میکنند.»(5)؛ «جنبش اصلاحات یک جنبش کاروانالیستی بود و هنوز بسیاری از کسانی که خود را در صف اصلاحطلبان تعریف میکنند، نتوانستهاند در درون خود یک نوع رفتار اولیه و اصلاحی را جا بیندازند.»(6)
راستی اگر مبدع یک ابداع از تعریف آن امر بدیع عاجز گردد و با گذشت چندین سال برای خودش امر مشتبه باشد، از دیگران چه انتظاری میتوان داشت و آیا اصرار بر تداوم آن به سود است یا به زیان؟ پاسخ به این پرسش در گرو قدری شجاعت و شهامت است که اکنون برخی از خود نشان میدهند. ادامه دارد...