* آقای نبیه بری از اینکه به من فرصت دادید که با شما مصاحبه انجام دهم متشکرم، مهمترین مسئلهای که در لبنان جریان دارد، تحرکات سیاسی اخیر و احتمال بهبود اوضاع سیاسی است، ظرف چند روز گذشته مطبوعات لبنان سخن از حل بحران لبنان بمیان میآورند، با توجه به نقش شما در صحنه سیاسی لبنان، میخواهیم بدانیم که ارزیابی شما از اوضاع جاری لبنان چیست و آیا شما معتقدید که نشانههائی از بهبود اوضاع بچشم میخورد و یا اینکه خوشبینی بعضی از افراد را بیجا میدانید؟
** نبیه بری: بسماللهالرحمنالرحیم اولاً از اینکه شما زحمت کشیدید و به اینجا آمدید متشکرم و فرصت را غنیمت شمرده از طریق روزنامه جمهوری اسلامی درودهای گرم خود را به برادر حجتالاسلام سیدعلی خامنهای ریاست جمهوری و دیگر مسئولین جمهوری اسلامی ایران ابلاغ مینمایم.
در پاسخ به سئوال شما باید عرض کنم که در حال حاضر سخنان زیادی در مورد بهبود اوضاع بینالمللی، و نزدیکی میان آمریکا و شوروی در مورد مسائل پیچیده و حل و فصل بعضی از مشکلات در آمریکای لاتین و افغانستان و خلیج فارس و نزدیکی میان کشورهای منطقه از جمله وحدت اقتصادی کشورهای عربی (مصر، عراق، اردن و یمن شمالی) و اتحاد اقتصادی میان کشورهای مغرب عربی (تونس، الجزایر، لیبی و موریتانی) و نزدیک بودن تاریخ تشکیل کنفرانس بینالمللی برای حل و فصل مسئله فلسطین و تلاش برای ایجاد کمپ دیوید دیگری بمیان میآید، همه این مسائل را بر اوضاع در لبنان منعکس مینمایند و نتیجه میگیرند که حل و فصل بحران لبنان نزدیک است.
بدون شک لبنان آئینه تمامنمای منطقه است یا بهتر بگوئیم، هر که بخواهد چهره خود را با دیگران در این آئینه ببیند به لبنان میآید، لبنان تجسم حضور اعراب و مسلمین و اروپا است کشور لبنان که به این اندازه کوچک است، با اینکه آینه کوچک است ولی میتواند چهره دهها تن از شخصیتهای بزرگ را نشان دهد. این یک مسئله است و خوشبینی نسبت به اوضاع مسئله دیگری است و بنظر من بکلی با نظر فوق متفاوت است بر لبنانیها این مثل منطبق است که میگوید «بیمار به یک ریسمان از باد چنگ میزند» بدین معنی که بیمار از هر چیزی که حاکی از احتمال بهبود بیماریاش است خوشحال میشود و به آن امید میبندد.
لبنان از 14 سال پیش در بحران بسر میبرد و غرق میشود. دوبار اسرائیلیها به خاک لبنان تجاوز کردند و آنها هر روز با هواپیما بمباران میکنند و ویرانی ببار میآورند آنها کودکان را بقتل میرسانند و مردم را محاصره میکنند و تبعید مینمایند. حتی لبنانیها را از لبنان خارج میسازند آنها را دستگیر میکنند از اردوگاههای خود خارج میسازند. اسرائیل تنها به نوار مرزی اکتفا نمیکند بلکه در داخل لبنان نفوذ دارد و در بین نیروهای لبنانی (فالانژها) بفرماندهی سمیر جعجع نفوذ دارد. اسرائیل میتواند با مزدوران خود هم داخل و هم خارج لبنان را تحریک کند.
اسرائیل در تحرکات بینالمللی مورد توجه قرار دارد با صراحت میگویم که تحرکاتی که در منطقه صورت میگیرد بنفع اسرائیل تمام میشود و نه به نفع اعراب و مسلمین امروز در منطقه تحرکاتی صورت میگیرد که به ضرر اعراب و مسلمین است. امروز تلاش میشود که دیوار روانی که میان اعراب و اسرائیل وجود دارد از بین برود. وقتی این دیوار میان دوستان از بین برود خوب است. اما وقتی این دیوار میان دشمنان از بین برود خطرناک است. از نظر ما، فتوای امام خمینی «حفظ الله» و سخنان امام موسی صدر (خداوند او را سالم به لبنان بازگرداند)، در مورد اینکه نبرد ما و اسرائیل نبرد بر سر مرز نیست، بلکه نبرد ما و اسرائیل نبرد برای وجود و حضور است سخن دقیقی است.
اسرائیل شر مطلق است. این مسئله نیاز به مناقشه ندارد. اسرائیل به سرزمینهای ما و شرف ما و حقوق دینی و اخروی ما تجاوز کرد. دو راهحل وجود دارد. یک! مقاومت یک حق مقدس است از نظر اسلامی و قانونی و از نظر سازمان ملل نیز حق مسلم است. مقاومت همیشه با تفنگ نیست، بلکه برای بدست آوردن حقوق خود باید مبارزه کنی، این مبارزه میتواند از طریق سازمان ملل باشد، سازمانی که هنوز از اسرائیل حمایت میکند باید از طریق موسسات و محافل بینالمللی مبارزه کنی تا تصمیم اخراج اسرائیل بمورد اجرا دربیاید.
باید عقبنشینی اسرائیل از لبنان بدون قید و شرط باشد. از اینرو ما در جنبش امل دو راه را در پیش میگرفتیم از یکسو خط مقاومت و از سوی دیگر خط اجرای قطعنامه 425 که در آن بر عقبنشینی اسرائیل از لبنان بدون قید و شرط تاکید مینماید.
بدبینی نسبت به آینده لبنان
* آیا با عقبنشینی اسرائیل بحران لبنان حل میشود؟
** نیبه بری: راهحل بحران لبنان با طرد اسرائیل از این کشور آغاز میشود. حل و فصل بحران لبنان از جنوب این کشور آغاز میشود. امام موسی صدر میگوید: «لبنان نمیتواند خشنود باشد مادامیکه جنوب لبنان از درد رنج میبرد»
جنگ لبنان از جنوب این کشور آغاز گردید. و باید پایان این جنگ از جنوب آغاز گردد. لذا باید اسرائیل از جنوب لبنان عقبنشینی کند و یا طرد گردد. من فکر میکنم که این مسئله تحقق نخواهد یافت، بلکه برعکس معتقدم که شرایط، این مسئله را به تاخیر میاندازد، لذا من مجالی برای خوشبینی نمیبینم.
دومین مسئله اینست که انسان لبنانی آزاد گردد. آزادی انسانها کمتر از آزادی سرزمین نیست. وقتی امام حسین راهی کربلا شد، با یزید بنمعاویه بر سر زمین اختلاف نداشت، بلکه اختلاف امام حسین و یزید بر سر دین و حق و حقوق و ارزش انسان بود. سیدالشهداء بر سر این مسئله در کربلا به شهادت رسید. از این مسئله به این نتیجه میرسیم که آزادی انسانها از ظلم، چه ظلم یزید باشد و چه ظلم مارونیها یک وظیفه است. ظلم شاه معدوم در ایران همانند ظلم دیگر ستمگران است. میان ظالمین فرقی وجود ندارد، این ظالم حتی اگر شیعه باشد ظالم است.
ما در لبنان زندگی انسانهای آزاده را نداریم. زیرا زندگی میان افراد مساوی نیست. ما زندگی بندگان را داریم. ما در لبنان جزو محرومین هستیم. من تنها درباره شیعیان لبنان صحبت نمیکنم، بلکه درباره اکثریت مردم لبنان درباره شیعیان، سنیها، دروزیها، مسیحیان آرتودکس، کاتولیک، ارامنه و بخش عظیمی از مسیحیان مارونی حرف میزنم، در لبنان مارونیت سیاسی وجود دارد، مارونیت سیاسی مثل یک حزب سیاسی است. مارونیت سیاسی تنها برای طائفه فعالیت میکند. این طایفه یعنی مارونیها خود را بالاتر از دیگران میداند خود را سرور میدانند و دیگران را بنده... مثل جنوب آفریقا با این تفاوت که در جنوب آفریقا رنگ معیار است و در لبنان طایفه معیار است و طایفه مارونی حاکمیت دارد.
دیگران نمیتوانند این تبعیض را درک کنند مگر اینکه در لبنان زندگی کنند و با چشمان خود واقعیتها را درک نمایند. بعنوان مثال یک شخص هر اندازه بزرگ و باسواد باشد اگر از طایفه مارونی نباشد نمیتواند در یک مرکز و پست معینی قرار گیرد مثلاً اگر شما از یک طایفه شناخته نشده در لبنان باشی نمیتوانی ازدواج کنی. در موارد بسیاری باید مذهبت و دینت را تغییر بدهی تا بتوانی ازدواج کنی. در لبنان 17 طایفه وجود دارد و دیگر طوائف برسمیت شناخته نشدهاند. لبنان با این ترکیب نمو و نشأت گرفت و فقط یک طائفه حاکمیت بر کل لبنان را در دست دارد.
برپائی جهموری جدید در لبنان
* آیا شما معتقدید که باید نظام حکومتی لبنان تغییر یابد؟
** نبیه بری: ما نیاز به جمهوری جدید داریم. ما نیازمند نظام جدید حکومتی میباشیم در لبنان واژه «میثاق» را دوست دارند میگوئیم ما نیاز به منشور جدیدی داریم. منشور 1943 (1322) همانند ازدواج یک مرد فریبکار با یک زن احمق بود. این منشور به قرارداد میان شرق و غرب موسوم گردید. ولی در واقع منشور 1943 قراردادی میان غرب با غرب بود. این منشور به توافق میان مسلمانان و مسیحیان موسوم گردید. ولی این توافق در حقیقت میان مارونیت سیاسی و سیاست مارونی بود. این منشور به توافق میان عربیت و استقلال موسوم گردید.
ولی در واقع استثمار عربیت بود. این حقیقت منشور 1943 بود، و ما بهای آنرا پرداختیم این بها در مناطق دور یعنی در جنوب لبنان، بقاع، عکار، کمربندهای بیچارگی و از همه طوایف پرداخت شد. سنگینترین بها زمانی پرداخت گردید که رژیم لبنان اسرائیل را برای اولین بار در سال 1972(1351) و برای بار دوم در سال 1982(1361) فراخواند.
رژیمی که دشمن را به منزلت دعوت میکند برای اینکه بتواند بر تو مسلط شود لبنان مانند اسبی لجامگسیخته است که مارونیت سیاسی سعی میکند بر این اسب سوار شود ولی مارونیت سیاسی برای سوار شدن بر این اسب اسرائیل را میآورد تا افسار این اسب را در دست بگیرد تا سوار اسب شود.
من از اولین کسانی بودم که زنگ خطر را بصدا درآوردم یکسال و نیم قبل از انتخابات ریاست جمهوری زنگ خطر را بصدا درآوردم. در 17 مارس 1987 (26 اسفندماه 1365) گفتم: اگر اصلاحات یا توافق صورت نگیرد و یا رژیم جدید و یا جمهوری جدید برپا نشود ما رئیسجمهوری را نمیپذیریم. ما توانستیم این قول را اجرا کنیم در 31 اوت 1988 (9 شهریورماه 1367) در سالگرد ناپدید شدن امام موسی صدر سخنرانی کردم و گفتم: اگر ما این شعار را انجام ندهیم از کار خود استعفا خواهیم داد. ما بر حرف خود ایستادیم و اکنون آنرا تکرار میکنیم. ما بشدت خواهان آزادسازی سرزمینهای خود هستیم ولی از مقدسترین مسائل آزادسازی انسانهاست. ما نمیخواهیم یک طایفه بر طایفه دیگری پیروز شود. ما نمیخواهیم سلطه خود را به سلطه دیگر تبدیل کنیم.
ما تنها خواهان حق شیعیان نیستیم، بلکه خواهان تحقق حق انسانها در لبنان هستیم. حقوق انسان در لبنان وجود ندارد. وقتی حقوق انسانها داده شود، شیعه، سنی، مسیحی، ارمنی و... به حق خود خواهند رسید.
جمهوری اسلامی ایران را مثال میآورم، در ایران اکثریت با شیعیان است، ولی اقلیتها دارای حقوق هستند و نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند و همه میتوانند کارهای دولتی بدست آورند ولی در لبنان همه مردم نمیتوانند کارمند دولت شوند بعضی اوقات، اگر بخواهند یک جنایتکار مسلمان را اعدام کنند منتظر میشوند تا یک جنایتکار مسیحی پیدا کنند و آنگاه حکم را اجرا میکنند. این مسخره است که یک حکومت این چنین عمل کند.
تلاشهای کمیته اتحادیه عرب
* آیا کمیته اتحادیه عرب میتواند گام مثبتی در راهحل بحران لبنان بردارد؟
** نبیه بری: تلاشهای اتحادیه عرب که نسبت به آن برخورد مثبتی داریم، میتواند در چارچوب ایجاد راهحل برای بحران لبنان باشد، ما هرگونه راهحلی را میپذیریم و میخواهیم دیگران ما را به ایجاد راهحل کمک کنند. ما از این امر غافلگیر شدیم وقتی دیدیم که سر اسقفی مارونی و با حمایت و پشتیبانی عراق و اسرائیل، با انجام اصلاحات سیاسی در لبنان همزمان با اجرای انتخابات ریاست جمهوری مخالفت میکند.
مادامیکه نبیه بری و دیگران خواهان انجام اصلاحات سیاسی قبل از انتخابات ریاست جمهوری، میباشند و دیگران میگویند که باید انتخابات قبل از اصلاحات سیاسی صورت گیرد. رای سومی وجود دارد و آن اینست که میان این دو نظر نظر وسطی باشد به این نحو که در یک جلسه پارلمان، هم توافق سیاسی و یا قانون اساسی به تصویب برسد و هم انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد. این نظر سوم هم از سوی پاتریارک مارونی رد شد.
من در اینجا میخواهم صحبتی درباره کمیته اتحادیه عرب داشته باشم. کمیته اتحادیه عرب با شش تن از روسای طوایف مذهبی لبنان دیدار کرد. پنج تن از سران طوایف مذهبی لبنان با نظر همزمانی انتخابات و اصلاحات موافق بودند و فقط پاتریارک مارونی با این نظر مخالفت کرد. پاتریارک مارونی نماینده مارونیت سیاسی میباشد. پاتریارک صفیر خط مارونیت سیاسی را دنبال میکند. من نمیخواهم به او ظلم کنم بلکه من فقط حقیقت را میگویم.
دولت میشل عون «فرمانده ارتش لبنان» خود را دولت قانونی میداند و میلیشیائی وجود دارد که به میلیشیای جعجع موسوم است. آنها سعی میکنند از همه وسایل استفاده کنند تا مسلمانان به حقوق خود نرسند. آنها معتقدند که حقوقی که مسلمانان خواهان آنند و همچنین درخواست انجام اصلاحات سیاسی میتواند برای مسلمانان مثمرثمر باشد ولی آنها حاضر نیستند با آن موافقت نمایند.
اکنون این سؤال مطرح میشود چرا بجای اینکه پاتریارک خویش دعوت شود پاتریارک صفیر دعوت شد. آیا این مسئله برنامهریزی شده است؟
اصلاحات سیاسی قبل از انتخابات ریاست جمهوری
* شما خواهان انجام اصلاحات سیاسی در لبنان قبل و یا همزمان با انجام انتخابات ریاست جمهوری هستید، و مارونیها میخواهند اول انتخابات ریاست جمهوری انجام گیرد و سپس اصلاحات، آیا کمیته اتحادیه عرب طرحهای دیگری ارائه خواهد داد یا اینکه شما طرح جدیدی به کمیته ارائه خواهید کرد. آیا شما معتقدید که فعالیت این کمیته با موفقیت روبرو خواهد شد؟
** نبیه بری: ما امیدواریم که کار این کمیته موفقیتآمیز باشد، من سخن از همزمانی اصلاحات سیاسی یا انتخابات ریاست جمهوری نگفتم. من خواهان برقراری جمهوری جدید قبل از انتخابات میباشم. در صورتیکه کمیته اتحادیه عرب مسئله همزمانی اصلاحات و انتخابات ریاست جمهوری را بر من مطرح نماید، من آنرا بررسی خواهم کرد. ولی موضع ما اینست که خواهان اصلاحات سیاسی و برپایی جمهوری جدید قبل از انتخابات ریاست جمهوری میباشیم. مشکل ما در لبنان، مشکل انتخاب رئیسجمهوری نیست، اگر توافقی قبل از انتخابات صورت نگیرد، چگونه میتوانیم شخص رئیسجمهوری را انتخاب کنیم. آیا رئیسجمهوری باید مارونی باشد؟ چرا باید مارونی باشد؟
در صورتیکه توافقی در میان نباشد چرا باید رئیسجمهوری مارونی باشد؟ مقام ریاست جمهوری مخصوص مارونیها نیست همچنانکه مقام ریاست مجلس مخصوص شیعه و مقام نخستوزیری مخصوص سنیها نیست، اکنون هیئت دولت نقش رئیسجمهوری را ایفا مینماید اعضای هیئت دولت فعلی بریاست سلیم الحص نقش رئیسجمهوری را ایفاء میکند. قبل از اینکه توافقی در مورد رئیسجمهوری صورت گیرد، چگونه میتوانم رئیسجمهوری را انتخاب کنم.
آیا قانونی در مورد اینکه باید رئیسجمهوری مسیحی مارونی باشد وجود دارد، این کدام عرف است که اجازه میدهد که یک مارونی رئیسجمهوری باشد این عرف با قانون اساسی مخالفت دارد. قانون اساسی حقوق همه افراد را یکسان قرار داده است در همه ادیان چه اسلام و چه مسیحیت مردم یکسان هستند.
در صورتیکه کمیته اتحادیه عرب طرحی را در مورد همزمانی انتخابات و اصلاحات به ما ارائه دهد آنرا بررسی میکنیم و در این زمینه تاکید مینمائیم که:
اولاً : هیچگونه راهحلی در لبنان عملی نمیگردد مگر اینکه منطقه جنوب این کشور آزاد گردد.
ثانیاً: ما به هیچکس که خود را کاندید ریاست جمهوری کند و طرحی ارائه دهد اطمینان نمیکنیم ما روسای جمهوری لبنان را از سال 1943 تاکنون آزمایش کردیم، و ندیدیم یکی از آنها راستگو باشد، ما به هیچیک از رهبران سنتی اطمینان نداریم، ما به صراحت میگوئیم که ما خواهان یک قانون اساسی هستیم که بر ما و دیگران اعمال گردد و از هماکنون اعلام میکنیم که حاضر نیستیم بر دیگران سلطه داشته باشیم، و حاضر نیستیم سلطه دیگران را بپذیریم، ما هرگونه طرحی که از سوی اتحادیه عرب یا سازمانهای بینالمللی مطرح گردد، نمیپذیریم و ما معتقد نیستیم که کمیته اتحادیه عرب دست به چنین اقدامی بزند.
مبارزه مشترک امل و حزبالله علیه اسرائیل
* پس از امضای توافق میان حزبالله و جنبش امل، اکنون شاهد اجرای این توافق هستیم، آیا شما به آینده این توافق خوشبین هستید؟
** نبیه بری: درگیریهای حزبالله و جنبش امل خلاف اصول بود، من تاکنون احساس میکنم که کابوسی وجود دارد و هنوز باور ندارم که آنچه که اتفاق افتاد حقیقت بود. این درگیریها لکه ننگی بر پیشانی مسلمانان در لبنان است و قابل توجیه نیست، در مورد توافق، ما الحمدلله به این توافق دست یافتیم هرچند این توافق بعد از دردهای فراوان و شهدای زیاد و نابودی و ویرانی بدست آمد، ما الحمدلله توانستیم بر مشکلات فائق آئیم قبل از اینکه مشکلات ما را به زانو درآورد.
چنانچه این جنگ ادامه پیدا میکرد، همه آرزوهای ملت ما را نابود میکرد و خون شهدای ما را به هدر میداد، ما الحمدلله با تلاش برادران سوری و ایرانی به این توافق دست یافتیم. برادر دکتر ولایتی تلاش زیادی جهت رسیدن به توافق مبذول داشت.
بازگشت حزبالله به جنوب بدون قربانی صورت گرفت من از این بیم داشتم که بازگشت حزبالله به جنوب ممکن است همراه با خونریزی و تظاهرات و آشوب در جنوب باشد. توافق مراحل متعددی را بدون قربانی سپری کرد امیدواریم این توافق بطور کامل اجرا شود. مسائل دیگر از جمله اطاق مشترک عملیات بطور کامل انجام گرفت. اکنون مسائل ظاهری پایان یافته است ولی موانعی وجود دارد ولی دو طرف مصمم هستند که توافق اجرا شود کمیته هماهنگی هر روز جلسه تشکیل میدهد، طرفین تصمیم دارند که موانع را برطرف نمایند.
در مورد تعداد دفاتر در جنوب توافق حاصل شد. در مورد یک یا دو دفتر در حومه اختلاف نظر وجود دارد. این یک مسئله ساده است. ولی من از هماکنون میگویم این مصالحه مطلوب نیست، بلکه مصالحه مطلوب اینست که هر دو طرف در کنار هم باشند و با هم در برابر دشمن بایستند. کسانی که خون آنها را از هم دور کرده است، خون مشترک میتواند آنها را به هم نزدیک کند. من بهیچوجه نسبت به توافق بدبین نیستم، ولی باید همیشه مواظب بسیج نیروها باشیم، آنچه که میان حزبالله و جنبش امل رخ داد علتش بسیج نیروها بود، باید ما نیروهای خود را بنفع یکدیگر بسیج کنیم و تنها راه مبارزه با دشمن را در پیش بگیریم.
ما در کنار انقلاب اسلامی ایستادهایم
* ظرف سالهای گذشته شما مواضع متفاوتی نسبت به جمهوری اسلامی داشتید، میخواهیم بدانیم که موضع واقعی شما نسبت به جمهوری اسلامی ایران چیست؟
** نبیه بری: از مسلمان در مورد نظرش درباره اسلام سئوال نمیکنند. از مومن در مورد نظرش درباره ایمان سئوال نمیکنند. از متعبد درباره عبادت نمیپرسند. موضع من و جنبش امل نسبت به جمهوری اسلامی ایران از قبل از انقلاب اسلامی در ایران مشخص بود. ما در کنار انقلاب و بر علیه شاه ایستادیم، و ما پناهگاه مجاهدینی بودیم که به لبنان میآمدند و با امام موسی صدر ملاقات میکردند. امام موسی صدر به دستورات امام خمینی(حفظالله) که در عراق بودند عمل کرد. امام موسی صدر نقش وزیر امور خارجه انقلاب را ایفا نمود.
من هم وکیل همه انقلابیون بودم که توسط سفارت ایران در بیروت در دوران منصور قدر و دیگران تحت تعقیب قرار میگرفتند من از بسیاری از مجاهدین بویژه عدهای از آنها هماکنون در تهران بسر میبرند در برابر سفارت ایران در بیروت و سفیر آن منصور قدر دفاع کردم و این زمانی بود که هیچکس حتی در لبنان نمیتوانست در برابر شاه معدوم بایستد. من برضد کلیه کسانی که با شاه همکاری میکردند چه شیعیان لبنان و چه غیر شیعیان عمل کرده و آنها را طرد نمودم و این زمانی بود که شاه معدوم صدها میلیون لیره لبنانی بر علیه امام موسی صدر میپرداخت.
الحمدلله انقلاب پیروز شد، من و شیخ محمدمهدی شمسالدین و حسین حسینی و شهید مصطفی چمران با اولین هواپیمای لبنانی وارد تهران شدیم تا پیروزی انقلاب را به امام تبریک بگوئیم. ما به خدمت امام خمینی مشرف شدیم.
در آنروز از ما خواسته شد که شهید مصطفی چمران در ایران بماند، و ما بدون شهید چمران که خود مسئول سازماندهی جنبش بود به لبنان بازگشتیم، و این بدین علت بود که هیچ فرقی میان انقلاب در ایران و انقلاب در لبنان وجود ندارد.
از آن تاریخ تاکنون جنبش امل موضع خود را نسبت به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تغییر نداده است. وقتی که اسرائیل به بیروت و حومه جنوبی رسید، جنبش امل عکسهای امام خمینی را حمل کرد و علیه صهیونیستها در جنوب مبارزه کرد در حالیکه دیگران از مقابله با صهیونیستها امتناع ورزیدند و از بیروت خارج شدند. نبیه بری از بیروت خارج نشد، ما زیر اشغال صهیونیستها پرچم انقلاب را حمل میکردیم بعضی از افراد بنا به مصلحت شخصی خود توانستند بعضی از مسئولین ایرانی را متقاعد سازند که جنبش امل مخالف آنهاست. ما از سال 1988 (1367) تاکنون مواضع مشخصی داریم. من سخنانی در صور، بعلبک، همه جا ایراد کردم و تاکید نمودم که ما در کنار انقلاب هستیم ولی انقلاب با ما نیست، ما در کنار ایران هستیم گرچه ایران در کنار ما نمیباشد این سخنرانیها ضبط شده و در روزنامهها درج گردیده است.
ما نسبت به کارهائی که در لبنان بنام ایران انجام گرفت موضع مخالف گرفتیم و ما معتقد بودیم که این کارها به ضرر ایران بود، کارهائی که بنام ایران انجام میگرفت ولی بضرر ایران بود. وقتی ملاحظه میکردیم که اقدامی به ضرر ایران است سکوت نمیکردیم حتی اگر این عدم سکوت با نارضایتی ایران همراه بود، ما در مورد مسائلی موضعگیری کردیم که بنفع جمهوری اسلامی ایران بود، تاریخ طولانی است و در روزهای آینده ثابت خواهد شد که آنچه که جنبش امل تذکر میداد بنفع انقلاب بود نه بضرر انقلاب.
این بدین معنی نیست که سیاست ایران در لبنان اشتباه بوده است. من اینرا نمیگویم، من میگویم صاحبخانه بهتر از دیگران میداند در خانهاش چه میگذرد، در صورتیکه به ایران سفر کنم به خود اجازه نخواهم داد علیه یک گروه و بنفع یک گروه سخنرانی کنم مگر اینکه از خود ایرانیها نظرشان را سئوال کنم. ایران باید در لبنان در سطحی فراتر از طایفه شیعه عمل کند، نه اینکه خود را در چارچوب شیعیان محصور نماید من نمیخواهم بیش از این صحبت کنم زیرا ما نسبت به توافق معینی پایبند هستیم ولی این سئوال مرا به این پاسخ کشاند من نمیگویم که ایران باید حزبالله را رها کند، ولی من میگویم که سیاست ایران در لبنان باید از مرز شیعیان فراتر برود. ایران بالاتر از سیاست امل و حزبالله است. ما بهای این صحبت را پرداختیم ولی هنوز بر آن اصرار میورزیم.
من آمادهام که هر سخنی را که از من علیه جمهوری اسلامی شنیده شده است بشنوم. من اگر از بعضی از کارها انتقاد کردهام حق من بوده است، در اسلام انتقاد جایز است.
آیات شیطانی یک جنگ صلیبی علیه انقلاب اسلامی
* ما معتقدیم که مسئله سلمان رشدی یک توطئه است نظر دولت لبنان را در مورد محکوم کردن کتاب و منع انتشار و توزیع آن در لبنان را شنیدیم، میخواهیم نظر شخصی شما را بشنویم.
** نبیه بری: من موضع خود را پس از پایان جلسه هیئت دولت لبنان اعلام کردم، وقتی از فتوای امام خمینی سخن بمیان میآید، نباید در مورد نظر شخصی سئوال شود. وقتی فتوا صادر شده که سلمان رشدی مرتد است یعنی مرتد است در مورد توطئه، داستان رشدی داستان یک کتاب نیست، من کتای را مطالعه نکردهام کتاب عمیق نیست، بلکه اسلام را مسخره کرده است.
انتشار کتاب توطئه صلیبیهاست. این توطئه این بار بر علیه عربیت نیست، بلکه بر علیه جمهوری اسلامی ایران است. بنظر من غرب توانست این مسئله عادی را به تلاش برای محاصره جمهوری اسلامی ایران مبدل نماید. کتاب آیات شیطانی یک جنگ صلیبی علیه انقلاب اسلامی در ایران است. قبلا جنگهای صلیبی علیه قدس، و الجزایر و... آغاز میگردید و هدف از آن ضربه زدن به اسلام بود.
بعد از موافقت ایران با قطعنامه 598، و پس از برقراری روابط میان ایران و دیگر کشورها، و پس از اینکه آثار سیاست ایران در دیگر کشورها ظاهر شد، تلاش گردید ایران محاصره شود و نگذارند مجدداً بازسازی گردد. شاید بعضیها بگویند که میبایستی به کتاب سلمان رشدی پاسخ داده میشد، زمانی که به مسیحیت توهین میشود چرا این کار را نمیکنند، همه کشورهای اسلامی نسبت به این کتاب موضعگیری کردند، پس چرا فقط ایران مورد حمله قرار میگیرد؟ اهمیت موضع دولت لبنان در برابر کتاب سلمان رشدی از اینجا سرچشمه میگیرد که پیشنهاددهنده طرح یک وزیر مسیحی است یعنی عبدالله الراسی وزیر کشور.