تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۴۲
گفت‌وگوی فارس با علی‌رضا ذاکر اصفهانی
رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در این گفت‌و‌گو به بررسی چالش‌ها و تهدیدات نظام و بحث انرژی هسته‌ای و تهدیدات و فشارهای آمریکا در این رابطه پرداخته است .آشنایی هر چه بیشتر با چالش‌ها و تهدیداتی که می‌تواند نظام مقدس جمهوری اسلامی را با مشکل مواجه کند، برای علاقمندان به نظام بسیار مفید خواهد بود.

آشنایی هر چه بیشتر با چالش‌ها و تهدیداتی که می‌تواند نظام مقدس جمهوری اسلامی را با مشکل مواجه کند، برای علاقمندان به نظام بسیار مفید خواهد بود.تهدید نظامی آمریکا یکی از چالش‌هایی است که ذهن اکثر ایرانیان را به خود مشغول کرده است، در این گفت‌و‌گو به طور مبسوطی به این چالش پرداخته شده است.

* هرگاه صحبت از تهدیدات و چالش‌های جمهوری اسلامی می‌شود، بحث آمریکا و مشکلاتی که از ابتدا برای جمهوری اسلامی بوجود آورده است ، مطرح می‌گردد.به نظر شما علت این تهدیدات از جانب آمریکا چیست؟

**مشکل آمریکا با نظام جمهوری اسلامی ایران از فردای پیروزی انقلاب آغاز شده است و بدون توقف ادامه دارد.ما در مرکز بررسی‌های استراتژیک در حال مطالعه یکی از طرح‌های جورج بوش تحت عنوان PSI هستیم.این طرح در سال 2003 توسط رییس جمهور آمریکا مطرح شده است و در حال اجرای آن نیز هستند.در واقع با اجرای این طرح رفتارهای سایر کشورها توسط آمریکا و هم‌پیمانانش کنترل خواهد شد. هدف اصلی این طرح متوقف ساختن محموله‌های سلاح‌های کشتار جمعی در هر نقطه از جهان است.نهایت این طرح نیز ، کنترل به ویژه در عرصه‌های سیاسی در کشورهایی است که در مقابل آمریکا و سیاست‌هایش مقاومت می‌کنند.به زودی و پس از اتمام مطالعات توسط این مرکز ، جزئیات بیشتری از طرح را در اختیارتان قرار خواهیم داد.

گرچه مشکل آمریکا نه تنها با ایران بلکه با دنیای اسلام است، آنها اسلام را به عنوان یک چالش اساسی در مقابل خود می‌دانند.مشکل آمریکا فراتر از مباحث جاری است، مشکل آمریکا با اسلام بر سر مساله هویت است.به نظر من مشکل فراتر از مسائل استراتژیک است و به نوعی فوق استراتژیک به شمار می‌رود. در واقع آمریکا با اندیشه‌ای در حال چالش است که بروز و ظهورش در انقلاب اسلامی است. غرب از سالها قبل با اسلام به عوان یک مدعی دچار چالش شده است.زیرا اسلام به لحاظ هویتی و تفکری می‌تواند بنیان غرب را متزلزل کند،با وقوع انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی ، این چالش بیشتر هم شده است. برای اینکه متوجه مشکل غرب با اسلام شوید ، کافی است به وضعیت ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا دقت کنید،مشکل فراتر از مباحثی است که اتحادیه اروپا اعلام می‌کند. اروپایی‌ها از روزی می‌ترسند که هویت اسلامی مردم ترکیه برایشان مشکل ساز شود.

*بحث حمله نظامی آمریکا و سیاست‌هایی که در قبال جمهوری اسلامی در پیش گرفته است را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

**موضوعی که این روزها بسیار می‌شنویم ، بحث حمله آمریکاست، چند سالی است که این تبلیغ به منظور جنگ روانی توسط آمریکایی‌ها مطرح می‌شود، هرچند این مساله توسط این مرکز به صورت جدی در حال بررسی و مطالعه است.اما آمریکا با این بحث ، اتحاد و انسجام مردم و نیروهای نظام را از بین می‌برد.نیروهای درون نظام دچار پراکندگی می‌شوند و حساسیت مردم نیز نسبت به مسائل انقلاب و کشور کاهش می‌یابد و مردم منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح خواهند داد. آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی از سیاست‌های خاصی پیروی می‌کند ، که برخورد نظامی هم یکی از این سیاست‌هاست.اما ، بررسی‌ها نشان می‌دهد هدف اصلی آمریکا استفاده از استراتژی نرم و هوشمند است . آمریکایی‌ها با توجه به شرایطی که در منطقه خاورمیانه دارند ترجیح می‌دهند از استراتژی‌های نرم به جای جنگ و برخورد سخت بهره ببرند.در برخوردنظامی طرفین جنگ حرکات یکدیگر را زیر نظر دارند و در آمادگی بسر می‌برند. اما در استراتژی‌نرم ، شرایط متفاوت است و هر آن امکان شکست وجود دارد. در این استراتژی بحث تغییر رژیم در آخرین مرحله است و به طور کلی این نوع برخورد خطر بیشتری دارد.

آمریکایی‌ها اقدامات خود جهت جنگ_ استفاده از لفظ جنگ به دلیل برخورد فیزیکی جالب نیست استفاده از مقابله بهتر است_ با ایران را شروع کرده‌اند، اولین اقدام آنان استفاده از تحریم‌های پلکانی است ، هر چند قطعنامه‌های مختلفی نیز علیه جمهوری اسلامی به تصویب رسانده‌اند و فشارها بیشتر شده و از این بیشتر نیز خواهد شد.هدف آمریکایی‌ها از اعمال تحریم ، بیشتر اثرگذاری بر دولتمردان است این مقابله مدت‌هاست که شروع شده و از نظر آمریکایی‌های نتیجه اقدامات‌شان که فروپاشی جمهوری اسلامی است جواب خواهد داد.

* با توجه به تحولات اخیر منطقه، جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی و در آینده با چه چالش‌هایی مواجه خواهد بود؟

** در خصوص چالش‌هایی که جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه است می‌توان به تهدیدات و چالش‌های خارجی و دیگر چالش‌ها و تهدیدات درونی اشاره کرد.در بخش تهدیدات خارجی با شرایط و گزینه‌هایی مختلفی مواجه هستیم، تحریم و انزوا ، تهدید نظامی‌، تنش‌های فرقه‌ای در منطقه، اوضاع لبنان و روند صلح خاورمیانه مسائلی هستند که در این زمینه قابل بحث و بررسی هستند.

* چگونگی تاثیر این چالش‌ها را برایمان شرح دهید؟

** من سعی می‌کنم ، هرکدام از چالش‌های فوق را به طور جداگانه تحلیل کنم:

تحریم و انزوای بین‌المللی:

پس از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل و به بن بست کشاندن مذاکرات ایران و اروپا، غرب به طور جدی به منظور مهار فعالیت‌های هسته‌ای- نظامی ایران و کاهش قدرت آن در منطقه به طور جدی مکانیسم فشارهای بین‌المللی و انزوای ایران در جهان را در دستور کار خود قرار داده است. اگر چه دامنه تحریم کم شدت است، اما با تداوم روند کنونی امکان گسترش جدی آن وجود دارد. بصورتی که اردوگاه دشمن بر این باور است که اگر دامنه تحریم‌ها گسترش یابد و مسائلی مانند تولید، صادرات نفت و سرمایه‌گذاری خارجی در کشور بویژه در صنعت نفت را در بر گیرد، کشور با مشکلات گسترده‌تری روبرو خواهد شد. حداقل آن است که میزان تمایل کشورها و شرکت‌ها جهت سرمایه‌گذاری خارجی دشوار و امکان دسترسی ایران به تکنولوژی غرب محدود خواهد شد.

چرا که ایران به دلیل نیازی که به سرمایه‌گذاری خارجی و روابط با دنیای غرب دارد؛یکی دستیابی به تکنولوژی که منبع عمده آن غرب است و دیگری توسعه زیر بنایی مانند صنعت نفت که نیازمند سرمایه‌گذاری است.

این سرمایه‌گذاری گذشته از آن که به توسعه بخش‌هایی از صنعت کمک خواهد کرد به کاهش بیکاری و کنترل آن نیز خواهد انجامید.احتمال دارد با گسترش دامنه تحریم‌ها و ایجاد فضای نامناسب علیه کشور تمایل به سرمایه‌گذاری در کشور کاهش پیدا کند.

آنچه که مدنظر غرب و در راس آن ایالات متحده است، این است که علاوه بر تحریم بین‌المللی ،کشور به لحاظ سیاسی نیز دچار انزوا شود. چنین انزوایی به این صورت ایجاد محدودیت خواهد کرد که کشورهای دیگر ایران را به عنوان بازیگری تعیین کننده قبول نخواهد داشت ، افزون بر این غرب تلاش دارد تا با تاکید بر غیرصلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران؛ تهدید‌زا بودن ایران برای کشورهای عرب منطقه، دخالت بی‌ثبات‌سازی در عراق، لبنان و منطقه خلیج فارس و اصرار بر احتمال فعال شدن شکاف میان شیعه و سنی، کشورهای منطقه را علیه ما متحد کند. پس از جنگ لبنان، آمریکا به همراهی کشورهای عرب منطقه یعنی عربستان، اردن، مصر و کشورهای کوچک خلیج‌فارس سعی کرد، یک ائتلاف ضد ایرانی در منطقه ایجاد کند، چنین ائتلافی با تاکید بر خطرآفرین بودن ایران، در صدد مقابله با آن برآمد. امریکا سعی داشت با تاکید مکرر مقامات عربستانی،‌ اردنی و مصری بر دخالت‌های بی‌ثبات‌ساز ایران در منطقه این استراتژی را دنبال کند.

تهدید نظامی علیه ایران:

ایالات متحده در طول دو سال گذشته بر احتمال به کارگیری نیروی نظامی علیه ایران تاکید داشته است. اگر چه کاخ سفید در حال حاضر راهبرد خود را بر «اقدام سیاسی متمرکز» بین‌المللی تمرکز داده است، اما گزینه نظامی هم می‌تواند بعنوان یک خطر مورد لحاظ قرار گیرد. گزینه نظامی به دو صورت امکان تحقق دارد: یکی حمله نظامی گسترده، یعنی اشغال سرزمینی مثل؛ عراق و افغانستان و دیگری حمله محدود به این معنا که تاسیسات هسته‌ای و بخشی از پایگاه‌های نظامی و یا تاسیسات زیر ساختی کشور مورد هدف قرار می‌گیرد.

به نظر می‌رسد حمله نظامی- اعم از گسترده و محدود- تا زمانی که تلاش‌های آمریکا در شورای امنیت به بن بست نرسیده باشد منتفی است. آمریکایی‌ها زمانی که به این جمع‌بندی برسند که فعالیت دیپلماتیک بین‌المللی‌شان بی‌فایده و حرکت ایران به سوی تکمیل فعالیت‌های هسته‌ایش ادامه دارد، احتمالاً وارد فاز نظامی شوند. در حال حاضر به نظر می‌رسد بنا به دلایل متعدد آمریکا در صدد حمله نظامی علیه ایران نیست. اما آن را هم از دستور کار خود خارج نکرده است.

تنش‌های فرقه‌ای در منطقه:

بسیاری از تحلیل‌گران، درگیری فرقه‌ای در عراق و گسترش آن به دیگر کشورهای منطقه را تهدیدی برای ثبات خاورمیانه ارزیابی می‌کنند.

گذشته از این که بی‌ثباتی در منطقه امنیت کشور را درخطر می‌اندازد، متاسفانه ایالات متحده و برخی از کشورهای عرب سعی کردند ایران را به دست داشتن در چنین ناآرامی‌ها متهم کنند.تا قبل از سفر اخیر که دکتر احمدی‌نژاد به دو کشور عربی منطقه‌ای این موضوع شدت زیادی داشت.این نگرانی نه تنها درباره اتهام دخالت در عراق بلکه در مورد دیگر کشورها نیز وجود دارد. اردن، ایران را متهم به تشکیل هلال شیعی کرد و عربستان سعودی ادعا می‌کند، ایران در صدد تغییر جغرافیایی مذهبی منطقه‌ است و مصر شیعیان را متهم به وفاداری به ایران به جای پایبندی به منافع کشورهای متبوعشان کرده است.این نگرانی که گویا در طول جنگ لبنان و پس از آن جدی‌تر شده، مایه دلمشغولی رژیم‌های حاکم عرب گردیده است و به نظر می‌ر‌سد ایالات متحده سعی دارد جمهوری اسلامی ایران را هم از این منظر تحت فشار قرار دهد.

یکی از دلایل نامگذاری سال 1386 به نام «انسجام اسلامی» ناظر بر چنین شرایطی است. جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با چنین پدیده‌ای سیاسی خود را در چارچوب «تنش‌زدایی» و در راستای «انسجام اسلامی» سمت‌گیری کرد و در صدد اعاده و بازسازی روابط خود با کشورهای عربی بر آمد. بنظر می‌رسد که ایران و عربستان و حتی سایر کشورهای اسلامی باید از خطر ایجاد اختلافات فرقه‌ای خودداری کنند. چون دامن زدن به کشمکش‌های فرقه‌ای منافع همه را تهدید می‌کند و قطعا سود چنین اختلافات را رژیم صهیونیستی و ایالات متحده خواهند برد.

اوضاع لبنان:

به نظر می‌رسد، وضع حزب‌الله در لبنان پس از جنگ با دشواری‌هایی روبرو شده باشد. در حالی که گروه مخالف دولت در صدد تجدید نظر در ساختار کنونی قدرت در لبنان است، غرب به دنبال خلع سلاح حزب الله و نابودی آن می‌باشد. اگر چه لبنان اهمیتی به اندازه عراق برای ایالات متحده ندارد اما از آنجا که چنین کشوری در همسایگی رژیم صهیونیستی قرار دارد،دارای اهمیت زیادی است. از سوی دیگر قدرت‌های رقیب منطقه‌ای نیز تلاش دارند تا نفوذ حزب الله را کاهش دهند. این کاهش نفوذ گذشته از آن که می‌تواند منجر به کنترل ایران گردد، می‌تواند به ایجاد فضای مناسب‌تری برای صلح اعراب با اسرائیل منجر شود. از این منظر ، تحولات لبنان برای جمهوری اسلامی ایران کلیدی است.

روند صلح خاورمیانه:

ایالات متحده به همراه برخی از کشورهای منطقه پس از جنگ 12 جولای لبنان در سال 2006 ،تلاش‌هایی را برای صلح در خاورمیانه آغاز کرده‌اند. آن چه در این روند احتمال دارد برای ما تهدیدزا باشد، تلاش اعراب برای ورود سوریه به روند صلح خاورمیانه است. اعراب از این منظر به دنبال این هدف هستند تا سوریه را از انزوا خارج کنند. استدلال این کشورها بر این پایه استوار است: پیشرفت هرگونه روند صلح و توافقی بین اعراب و رژیم صهیونیستی بدون سوریه امکان‌پذیر نیست، با خروج سوریه از انزوا، این کشور مسئولیت و تعهد بین‌المللی را پذیرا خواهد شد و در نتیجه به ائتلاف و اتحاد خود با ایران پایان خواهد داد. با ورود سوریه به این روند ائتلاف سه گانه ایران- سوریه- حزب الله از هم فرو خواهد پاشید. نفوذ ایران در لبنان، فلسطین و منطقه کاهش خواهد یافت و امکان خلع سلاح حزب الله میسرتر می‌باشد.

سفر پلوسی به دمشق را باید در این چارچوب ارزیابی کرد.

* پس از بحث درباره چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ، درباره تهدیدات و چالش‌های داخلی نیز توضیح دهید؟

**در بحث تهدیدات داخلی شرایط متفاوت است و با چالش‌های گوناگونی روبه‌رو هستیم.در یک تقسیم‌بندی کلان این تهدیدات در دو لایه نخبگان فکری سیاسی و قومیت‌ها که هرکدام زیرمجموعه‌هایی دارند ، برنامه ریزی شده است.تحرکاتی مثل جنبش‌های کارگری و زنان از این جا منشا می‌گیرد.مسائل قومیتی هم که بخشی از آن در داخل و بخش عمده‌ آن در خارج انجام می‌شود.در واقع چالش‌های قومی - فرقه‌ای ، که می‌تواند اتحاد ملی و یکپارچگی کشور را تحت تاثیر قرار دهد. گسترش دامنه تحریم‌های بین‌المللی و افزایش نارضایتی داخلی شکاف دولت ملیت گرچه تهدیدات روز به روز بیشتر می‌شود ولی توان ملت ما و قدرت و نفوذ آن هم در داخل و هم خارج افزایش می‌یابد.گسست بین ‌مردم و حاکمیت در حوزه‌هایی اتفاق می‌افتد که به عموم مردم مربوط می‌شود مثل معیشت مردم و کالاهای اساسی و مسکن اگر چه بعدی اقتصادی در دارد ولی می‌تواند تلقی ناکارآمدی از حاکمیت را القا کند.بیکاری و تورم: بحران‌های که برای جامعه عمومیت داشته باشد بتواند شکننده باشد و مقام را آسیب‌پذیر کند.هر چند به مواردی چون نفوذ پذیری مرزهای ایران در غرب و شرق کشور نیز می‌توان اشاره کرد.

*با توجه به مطالبی که مطرح کردید، آیا در مرکز بررسی‌های استراتژیک ، اقدامات ، مطالعات و یا سیاست‌هایی برای کمک به دولت جهت مقابله با این تهدیدات انجام شده است؟

**این مرکز به دلیل وظایفی که دارد، تمامی مسائلی که به لحاظ استراتژیک برای کشور مهم باشد ، بررسی خواهد کرد و کارشناسان مرکز به تجزیه و تحلیل خواهند پرداخت.در همین راستا برای اولین بار سند امنیت ملی کشور در این مرکز تدوین شده است و به‌زودی جهت تصویب تقدیم هیات دولت خواهد شد.در این سند که کشورهای معدودی در جهان از آن بهره می‌برند ، وضعیت کشور در شرایط فعلی ،‌آینده و چالش‌ها و تهدیدات و راه‌های مقابله و برون رفت از آنها اشاره شده است.