نظر قرآن
قرآن در این رابطه می فرماید:
قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بینا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله (سوره آل عمران - آیه 64)
فقط یک سخن است که رنگ هیچ کس را ندارد نه رنگ یک گروه خاص ، نه رنگ یک ملت یا مکتب، و آن سخن خداست؛ خدایی که هم خالق ماست و هم خالق شما. آن سخن متساوی این است که بیایید جز ذات خدا را نپرستیم بیایید هم ما و هم شما خود را از هر مملوکیتی رها و آزاد کنیم و در حلقه سر سپردگان او درآییم .
بلافاصله پشت سر اصلاح درون ، اصلاح بیرون مطرح شده است؛ یعنی از نظر قرآن، ما باید در آن واحد، هم نظام روحی و فکری و اخلاقی و معنوی خودمان را درست کنیم و هم نظام اجتماعی و روابط بیرونی را.
از جمله خصوصیات انقلاب ما، یکی این است که چون بر پایه ایدئولوژی اسلامی قرار گرفته، به معنویتی واقعی متکی است، نه معنویتی از آن دست که حضرات پیشنهاد می کنند. از نظر قرآن معنویت پایه تکامل است؛ این همه عبادات که در اسلام بر روی آن تکیه شده است برای تقویت جنبه معنوی روح انسان است. مثلا خدا به پیامبرش تاکید می کند که :قسمتی از شب را برای عبادت برخیز، تهجد کن، نماز شب بخوان، تا به مقام محمود برسی. و یا در مورد حضرت علی( ع )، اگر عدالت اجتماعی او را می بینیم کارکردنها و بیل زدنها و عرق ریختنهایش را مشاهده
می کنیم.شهید مطهری در کتاب آینده انقلاب اسلامی به این مطلب می پردازد که برداشت هایی که از معنویت شده است منوط به اینکه اول اصلاح درون بعد اصلاح بیرون و یا برعکس اشتباه است. آنچه بر اساس قرآن شهید مطهری استنباط می کنند این است که اصلاح درون وبیرون باید همزمان صورت گیرد؛ یعنی ما باید در آن واحد، هم نظام روحی و فکری و اخلاقی و معنوی خودمان را درست کنیم و هم نظام اجتماعی و روابط بیرونی را.
روحانیت و انقلاب اسلامی
این مسئله از دو جنبه قابل بحث است، یکی مربوط به گذشته و آن اینکه روحانیت در این انقلاب چه سهمی داشته و چطور شده روحانیت اینچنین انقلابی شد و دیگر در رابطه با نقش روحانیت در آینده انقلاب اسلامی ایران .
برخی معتقدند امکان ندارد روحانیت انقلابی بشود زیرا بر اساس اصول مارکسیسم انقلاب از ناحیه طبقه محروم و به دلیل محرومیت آنها علیه طبقه مرفه و حاکم انجام می گیرد بر اساس همین بینش آنها عقیده داشتند که امکان ندارد از ناحیه گروههای وابسته به طبقه حاکم انقلاب صورت گیرد و از آنجا که روحانیت در طول تاریخ وابسته به طبقه حاکم بوده است، نمی تواند علیه همین طبقه انقلاب کند و اگر امروز می بینید که روحانیت روحیه انقلابی به خود گرفته این صرفا دسیسه طبقه حاکم برای حفظ موجودیت خودش است.
آینده نهضت و نقش روحانیت در تداوم انقلاب
سئوال مهمی که کمک زیادی به روشن شدن موضوع می کند اینست که چرا روحانیت در ایران چنین قدرتی دارد؟
روحانیت شیعه همواره در کنار مردم بوده و همواره به سود مردم قیام و حرکت می کرده است. در آینده ، این انقلاب نیاز زیادی به روحانیت دارد به شرط آنکه روحانیت وظایف خودش را به خوبی درک کند و از عهده مسئولیتهایی که دارد به خوبی برآید روحانیت می باید تلاش خود را چند برابر کند و از جمله تبلیغش می باید چند برابر بشود.
سیر مبارزات رهبران از صدر اسلام تاکنون
در صدر اسلام، مبارزه رو در رو و علیه قدرت حاکم تا زمان امام حسین(ع) به شکل برخوردهای گسترده، ادامه یافت اما از اواخر قرن اول و بخصوص قرنهای دوم و سوم که دوره سایر ائمه است ، در دنیای اسلام دگرگونی خاصی پیدا می شود به این معنی که با گرویدن ملل مختلف به اسلام و با بسط قلمرو دنیای مسلمان، کم کم شمشیرها کنار گذاشته شد و در عوض کتابها به عنوان سلاحی تازه به کار گرفته شد. واضح است که به دنبال انقلاب ، آزادی از راه می رسد و آزادی به همراه خود، تضاد افکار و عقاید و بحثهای فلسفی و کلامی را مطرح می کند. رسالت امام صادق(علیه السلام) در رویارویی با آن همه اندیشه های گوناگون این بود که در این جبهه به مبارزه برخیزد و راه راست و مکتب صحیح را به امت نشان بدهد. همه اینها که عرض کردم برای روشن کردن این نکته بود که وقتی اوضاع زمانه آن گونه شود که شناخت حق از باطل دشوار و صعب گردد ، اصلی ترین وظیفه رهبر دینی نشان دادن صراط مستقیم و مبارزه با انحرافها و تحریفها است.