تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۵۹۹

سیدعلی محمودی
1- کشته شدن اسامه بن لادن رهبر تشکیلات تروریستی القاعده رویدادی عبرت انگیز است چرا که فرجام زندگی شخصی را رقم می زند که از عوامل اصلی ترس، کشتار، خشونت گرایی و ناامنی در جهان امروز است. او از مصدا ق های بارز «ظلم» به شمار می رود؛ واژه ای که در آموزه های دینی بسیار نکوهیده است و سازمان های تروریستی که سهل است، حتی قادر است حکومت های قدرتمند را نیز به زیر آورد. به واقع «ظلم» صفتی است که در درازنای تاریخ، «کفر» را روسفید کرده است چراکه به سخن پیامبر اسلام (ص)، حکمرانی با کفر به حیات خود ادامه می دهد اما با ظلم پایدار نمی ماند. (الملک ببقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم).
2– بن مایه ایدئولوژی بن لادن و القاعده، برآمده از قرائت بنیادگرا از اسلام است؛ قرائتی به شدت تحریف آمیز، وهم آلود، متصلب، جزمی، خشونت طلب، متعصب و خشک مغز؛ قرائتی فاشیستی که کشتار سه هزار نفری در انفجار ساختمان های نیویورک در یازدهم سپتامبر 2001، برای پذیرندگان آن مانند نوشیدن یک لیوان آب سرد است. البته آدم کشی های بن لادن دامنه ای گسترده داشته و در سراسر جهان از اروپا گرفته تا آسیا قربانیان بسیاری گرفته است؛ از مسلمان گرفته تا مسیحی و از میان اقوام، نژاد ها و فرهنگ های گوناگون. موجب خرسندی است که نه تنها اهل دانش و خرد در جای جای جهان بلکه سیاستمداران بزرگ در شرق و غرب پذیرفته اند که قرائت تروریستی از اسلام، هیچ نسبتی با اسلام ندارد بلکه تحریف جفاکارانه و ناجوانمردانه از گوهر و حقیقت، ظاهر و باطن دین است.
جنبش های مدنی خاورمیانه در ماه های اخیر به روشنی نشان داد که مردم تونس، مصر، یمن، اردن، بحرین، سوریه و حتی لیبی با پذیرش ظرفیت های مبارزه مدنی و دموکراتیک مانند نافرمانی مدنی، روش های خشونت آمیز، تروریستی و انقلابی را پشت سر نهاده اند. امروزه گفتمان فراگیر در خاورمیانه، گفتمان تغییر و اصلاحات بنیادین با پرهیز از خشونت ورزی و کشتار است. حتی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، مردم برای دفاع از خویش نیز به زور متوسل نشده اند. به عنوان نمونه آنان در بحرین و سوریه، مقابل هجوم تانک ها و دیگر جنگ افزارهای سنگین، شعار آزادی، دموکراسی و استقلال سر داده اند، اما از به کار گرفتن سلاح خودداری ورزیده اند. اکنون در خاورمیانه بیش از هر زمان دیگر اسلام با قرائت تروریستی و فاشیستی به انزوا کشیده شده است. به همین دلیل است که روش های مبارزات مردم به نفرت، انتقام جویی و خشونت آغشته نشده است. از همین رو است که در هیچ یک از کشورهای یاد شده، جای پای سازمان های تروریستی و افراط گرایانِ آدم کش در عرصه های گوناگون جنبش های مدنی به چشم نمی خورد.
3- بن لادن رفته است، اما جهان ما به این زودی ها از آسیب های تروریسم جهانی در امان نخواهد ماند. زمینه های خشونت یا علت های ظهور تروریسم مانند خودکامگی، بی عدالتی، تبعیض، حاشیه نشینی، انزوا، ناامیدی و نفرت، همچنان جهان را آبستن افراط گرایی و تروریسم می کند. این زمینه ها در بستر جهانی شدن، فناوری ارتباطات و فضاهای مجازی، فرصت رشد یافته و علی الدوام خود را از قوه به فعلیت درمی آورد و باز تولید می کند. در برابر زمینه های بروز ترور و خشونت در جهان، هم کشورهای خاورمیانه مسوولیت دارند و هم کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا و همچنین نهاد های بین المللی. تا زمینه ها و ریشه های تروریسم از میان برداشته نشود خشونت گرایی بین المللی هر روز قربانی های افزون تری خواهد گرفت.
4- تمام رهبران سیاسی، کشورها و گروه هایی که با حمایت های سیاسی، مالی و تبلیغاتی خود از القاعده و اسامه بن لادن، یا با سکوت در برابر ظلم ها و جنایت های این گروه و همچنین طالبان به گسترش و تقویت تروریسم یاری رسانده اند، در برابر افکار عمومی جهانیان، عناصری بزهکار و محکوم اند و باید پاسخ گوی اعمال خود باشند و در مواضع و رفتار خود تجدیدنظر کنند.
یکی از تلخ ترین تجربه های سیاسی معاصر، گره زدن مبارزات حق طلبانه مردم فلسطین به سازمان های تروریستی همانند القاعده است. دردآور آنکه برخی از فلسطینی ها خود با حمایت از صدام حسین و
اسامه بن لادن، عامل این گره افکنی شرم آور شده اند. آنان به طور رسمی کشته شدن بن لادن را به عنوان «مجاهد عرب» محکوم کرده و دعا می کنند که «رحمت خداوند شامل حال او و تمامی مومنان و شهیدان باشد.» به کا رنامه سراسر خون و جنایت بن لادن- که در واقع نمودار بزرگ آدم کشی است- بنگرید و قضاوت کنید آیا او به راستی مسلمانی «مجاهد»، «مومن» و «شهید» است؟ در میان مسلمانان، آن کس مومن، مجاهد و شهید است که صرفا در برابر هجوم نظامی دشمن متجاوز از خود دفاع کند و در دفاع مشروع، به غیرنظامیان آسیبی نرساند. ترور به هر شکل و با هرانگیزه بر پایه کتاب و سنت در اسلام محکوم است. جعلیاتی مانند «ترور خوب» و «ترور بد» و بستن آن به دامن اسلام، چیزی نیست جز توجیه دست های آلوده به خون انسان های مظلوم و بی گناه و استفاده ابزاری از دین برای شست وشوی مغزی بی خبران و تحمیق ساده لوحان. چنین اندیشه ها و مواضع جانبدارانه از تروریسم، منطق «دفاع از خود» فلسطینی ها را که حقی مشروع و پذیرفته شده از سوی ادیان و مکتب های انسانی است و در «منشور ملل متحد» صورت بندی شده، لکه دار می کند و زمینه سوءاستفاده برخی قدرت ها در توجیه کشتار فلسطینی ها را فراهم می سازد. صاحبان این گونه اندیشه ها و مواضع باید از برادران و خواهران عرب خویش در مصر، تونس، سوریه، بحرین و یمن، شیوه های تدبیر و سیاست ورزی را بیاموزند و دریابند که سطوح عقلانیت در خاورمیانه ارتقا یافته و شیوه های مدنی جایگزین رسم های بدوی شده است.
5- بن لادن و ملاعمر به عنوان سرشاخه های شجره خبیثه تروریسم بین الملل از بستر ناآگاهی، محرومیت و نابالغی فرودستانی تغذیه می کنند که خود قربانی ستمگری، بی عدالتی و تبعیض اند. برای ریشه کن ساختن این درخت مسموم و زهرآگین، نخست باید از حجم محرومیت، ناآگاهی و تبعیض کاست. دوم، برابری را در مبارزه با تروریسم در جهان حاکم ساخت. اعمال تبعیض در برخورد با سازمان ها و دولت های تروریستی، نقض آشکار کنوانسیون های مبارزه با تروریسم و اعلامیه جهانی حقوق بشر است. تا زمانی که از سویی اسراییل با دست گشاده در کار تروریسم دولتی است و هیچ قدرتی مانع آن نیست و از سوی دیگر صرفا با سازمان هایی همانند القاعده و طالبان در پاکستان، افغانستان و عراق مقابله می شود، کار مبارزه جهانی با تروریسم بسامان نخواهد رسید. سوم، لازم است دولت های واقع در جغرافیای تروریسم، به ویژه خاورمیانه، در جداکردن ریشه های تغذیه درخت تروریسم از تنه و شاخه های آن بکوشند. افزون بر اصلاحات اقتصادی و رفع تنگناهای معیشتی، لازم است آموزش و پرورش در کشورهایی همچون پاکستان، افغانستان و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس و شمال آفریقا به سمت و سوی آموزش های علمی و مدنی دگرگون شود. از یاد نبریم مدرسه های سنتی سلفی ها و بنیادگرایان در مناطق یاد شده که شمار آنها به هزاران باب می رسد، از عمده ترین خاستگاه های ایدئولوژی های تروریستی و خشونت آمیز است. گفت وگو با جماعت هایی که به قرائت بنیادگرا و خشونت گرا از اسلام باور دارند، باید آغاز شود و تداوم یابد. اگر جرعه ای از آب شیرین و گوارای اسلام رحمانی و اخلاق انسانی به جوانان متعصب و شورشگری که در دام بن لادن ها و ملاعمرها گرفتار شده اند، هدیه شود، کام آنان شیرین و چشم های آنان شست وشو می شود. آنگاه با چشم های باز خواهند دید که خاورمیانه در حال دگرگون شدن است و حق را با راه و رسمِ مبارزه مدنی باید ستاند و نه با شیوه های ضد انسانی قرون وسطایی. مبارزه با تروریسم بین المللی مبارزه ای «انسانی» و درازمدت است. اگر این مبارزه از چنبره سیاست خدعه آمیز، فریبکار و فایده گرا خارج نشود و جامه انسانی و اخلاقی به بر نکند، تروریسم- که متاسفانه بیشتر قربانیان آن، انسان های بی گناه اند- با خشونتی فزاینده در جهان ادامه خواهد یافت.
6- باید این پیام را به گوش رهبران، اعضا و هواداران القاعده و طالبان برسانیم که دیری است منطق مبارزه تروریستی و خشونت آمیز هرچند با انگیزه های عدالت خواهانه، در هم شکسته و فروریخته است. راه درست و چاره کار آن است که این افراد، مبارزه تروریستی و انتحاری را کنار بگذارند و به مبارزه سیاسی روی آورند. آنان دیر یا زود درخواهند یافت که روز به روزدر عرصه افکار عمومی، تنها تر و تنها تر می شوند و مردم جهان و به ویژه جوانان آگاه جهان اسلام از آنان بیشتر فاصله می گیرند. پس بیش از این در خون و جنایت غوطه ور نشوند، دست های خون آلود خود را بشویند و به درگاه الهی توبه کنند و تمام توش و توان خویش را در راه آزادی، عدالت و پیشرفت در چارچوب فراخ و کارآمد مبارزه سیاسی و مدنی به میدان آورند.