تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۶۴۴

دکتر احمدحسین شریفی
در یکی از بندهای گزارشی که کمیتة خطر جاری برای مسؤولان و سیاستگزاران آمریکایی در مورد ایران تهیه کرده‌اند، آموزش و تربیت مهره‌های اثرگذار از اقدامات مهم در زمینة براندازی نرم جمهوری اسلامی دانسته شده است:
دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک، اقدام مهمی است. این کار در صربستان، فیلیپین، اندونزی، شیلی وکشورهای دیگر جواب داده است. این افراد باید از سوی مقامات آمریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی.
مبارزه با تروریسم
مسألة انرژی هسته‌ای، حمایت از تروریسم و حقوق بشر سه ضلع مثلث فشار به ایران از سوی دنیای غرب هستند. دنیای غرب با ابزار رسانه‌ای گسترده‌ای که در اختیار دارد می‌کوشد ایران را به‌عنوان بزرگ ترین حامی تروریسم در جهان معرفی نماید. دیوید فرام و ریچارد پرل دو تن از استراتژیست‌های آمریکایی در کتابی با عنوان «پایان شرارت» می‌نویسند: «مشکل ایران چیزی فراتر از تسلیحات است. مشکل، رژیمی تروریستی است که به دنبال تسلیحات هسته‌ای است. چنین رژیمی باید عوض شود.»
آن‌چه که غرب حمایت از تروریسم می‌داند چیزی جز حمایت از مردم مظلوم فلسطین و نیروهای مقاومت لبنان و مخالفت با زیاده‌خواهی‌های دنیای استکبار در کشورهای فقیر و مستضعف نیست. و این البته از سیاست‌های اعلام شدة‌ جمهوری اسلامی نیز هست. ما بر اساس مبانی اعتقادی خود و ارزش‌های اسلامی همواره مدافع مظلومان و ستم‌دیدگان بوده و خواهیم بود و این حقیقتی است که بنیانگزار جمهوری اسلامی بارها و بارها آن را اعلام کردند. و به صراحت اعلام می‌کرد که « ما شریک غم همه مظلومین جهان هستیم، و پشتیبان همه مظلومان جهان». امام خمینی(ره) در تاریخ 5 آذر 1358 در مصاحبه با یک خبرنگار ژاپنی که از مذهب تشیع سؤال می‌کند، می‌فرماید:
مذهب شیعه طرفدار مستضعفین است و طرفدار مظلومین است و خصم با ظالم‌ها و مستکبرین است. و هم عقاید شیعه این طور است و هم اعمالش این طور بوده است و هم بزرگان شیعه دائماً در این خط و صراط بودند. و این طور باقى خواهد ماند تا آخر که اسلام است‏» به هر حال، حقیقت آن است که دنیای استکبار طرفداری ایران از مظلومان و مستضعفان جهان را با عنوان دفاع از تروریسم معرفی می‌کند و الا همة آگاهان این حقیقت را می‌دانند که بزرگ‌ترین پرورش‌دهندة تروریسم در دنیا، دولت آمریکا و انگلیس‌اند. اسناد و مدارک منتشر شده و اظهارات برخی از کارشناسان سیاسی نشان می‌دهد که سازمان تروریستی القاعده در حقیقت دست پروردة سازمان‌های جاسوسی غربی است. هر چند ظاهر رفتار غرب با واقعیت‌های پشت پرده متفاوت نشان می‌دهد!
شگردهای اجتماعی
استفاده از آسیب‌های اجتماعی
وجود مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همگی بیش‌ترین کمک را به دشمنان در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی می‌کند. به همین دلیل است که یکی از مهم‌ترین زمینه‌های موفقیت جنگ نرم دشمنان علیه جمهوری اسلامی، برجسته‌کردن آسیب‌ها و نقاط آسیب‌خیز جامعه است. مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری در 2/7/88 در این باره فرمودند:
یکی از کارهای دشمن این است که نقاط ضعف کوچکی که حتماً وجود دارد، بزرگ کنند یا نقاط ضعف را- نمی‌گوییم هم کوچک، نقاط ضعفی وجود دارد- بزرگ‌نمایی کنند؛ چند برابر آن‌چه که هست، این نقاط ضعف را نشان بدهند؛ سیاه‌نمایی کنند؛ تلقی‌های بدبینانة نسبت به نظام را گسترش بدهند. به زور می‌خواهند این یأس را به جامعه القاء کنند. وقتی یأس وارد جامعه شد، جامعه از پویائی خواهد افتاد؛ افراد مبتکر، افراد نخبه، افراد جوان و پر نشاط منزوی می‌شوند، کناره‌گیری می‌کنند، دست و دلشان به کار نمی‌رود، مشارکت‌ها کم می‌شود، پویائی جامعه از دست می‌رود. این یکی از خطوط کاری دشمن است.
بر این اساس، حتی کم‌کاری‌ها و بی‌دقت‌های یک مقام دولتی یا برخورد نامناسب یک کارمند جزء با ارباب رجوع می‌تواند به سهم خود در خدمت اهداف دشمنان نظام در جنگ نرم علیه کشور تلقی شود. فسادهای اداری و مشکلات شهری و ترافیکی و تأخیر در خدمت‌رسانی به مردم و رشوه‌گرفتن یک مأمور دولتی همگی زمینه‌های روحی و روانی برای مقبولیت فعالیت‌های نرم دشمنان علیه کشور را فراهم می‌کنند.
ترویج قومیت‌گرایی
یک جامعة یک‌پارچه و متحد، به طور طبیعی سدّ محکمی است در برابر هر گونه دخالت خارجی. ارباب جنگ نرم هنگامی در کار خود موفق می‌شوند که بتوانند در صفوف متحد مردم شکاف ایجاد نمایند. دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی و صنفی و زبانی می‌تواند زمینة مناسب برای ایجاد فتنه را فراهم سازد. اصولاً دشمنان اسلام زمانی می‌توانند ماهی مراد خویش را راحت‌تر صید کنند که وحدت و انسجام سیاسی و اجتماعی کشورها را تضعیف کنند و صفوف یکپارچة ملت را در هم بشکنند. تخریب وحدت ملی و از بین بردن و یا تضعیف همبستگی اجتماعی از شگردهای دشمنان در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی است. و متأسفانه استعمارگر پیر در دوران گذشته زمینه‌ها و اسباب لازم برای چنین فتنه‌گری‌ها و اختلاف افکنی‌هایی را فراهم کرده‌ است. استعمارگران از قبل کوشیدند تا جغرافیای سیاسی و مرزبند‌های کشورهای خاورمیانه، به ویژه کشورهای اسلامی، را به گونه‌ای تقسیم کنند که در دراز مدت منافع غربیان را تأمین نمایند و هموارة زمینه‌های بالقوة‌ ناآرامی و ناامنی، به ویژه ناآرامی‌های قومی و نژادی و مذهبی، را فراهم کنند. به‌عنوان مثال، کردها را بین کشورهای سوریه، ترکیه، عراق و ایران تقسیم کردند. آذری‌ زبان‌ها را در سه کشور ایران،‌ آذربایجان و ترکیه جای دادند، بلوچ‌ها را در ایران و پاکستان و افغانستان پراکنده کردند؛ ترکمن‌ها را در ایران و ترکمنستان جای دادند و یا در لبنان قدرت سیاسی را به صورتی ‌ناهمگون میان اقوام و مذاهب مختلف تقسیم کردند که همواره زمنیة تفرقه‌افکنی و ایجاد اختلاف را داشته باشند.          ادامه دارد...