تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۶۵۳

یکی از رسانه‌های اینترنتی منتسب به آقای میـــــم در خبری پریوش سطوتی سلطنت‌طلب مشهور را زنی مومنه!!!! و افشاگریهای یک روزنامه صبح تهران را علیه وی یک ادعای واهی خواند.
به گزارش البرز این رسانه وابسته به جریان انحرافی که از نماد فراماسونری بعنوان نماد خود استفاده میکندبا طرح مطالبی با موضوع اقدام برعلیه منافع ملی و جاسوسی به نفع انگلیس توسط این فرد را یک ادعای بی اساس خوانده و علنا وکالت این خانم را که اسنادی نیزعلیه وی بدست آمده را بر عهده گرفت.
نویسنده خبر با سپر قرار دادن آقای میم درمقابل اتهامات سلطنت طلب مومنه! مینویسد :"انتظار می رود این اقدام بی سند و مدرک و غیراخلاقی در ادامه سایر حرکت های اقتدارگرایان برای ضربه زدن به مهندس مشایی طراحی شده است."
نویسنده در ادامه این مطلب آورده است: "مشخص نیست این روزنامه با چه مجوز شرعی و قانونی اتهام جاسوسی به این بانوی مومنه!! وارد کرده است؟ "
گفتنی است پریوش سطوتی همسر دکتر فاطمی است که پس از مرگ همسرش رابطه نزدیکی با تیمسار معدم رحیمی از افسران وفادار رژیم پهلوی بعنوان همسر خواهرش برقرار میکند و از مستمری دربار زندگی مرفهی را در لندن برای خود آغاز میکند.
وی در زمان حضورش در انلگیس بامحافل سلطنت طلب روابط نزدیکی داشته و به میزبانی آقای میم واردتهران شده و باتحمیل هزینه گزاف در هتل لاله تهران اقامت گزدیده است.
خانم مومنه و اقامت ۸۰ میلیونی !
از فروردین ۱۳۸۸ تا کنون، بیش از دو سال می گذرد که پریوش سطوتی بخش اعظم آن را در هتل لاله اقامت داشته که با یک حساب سرانگشتی هزینه این اقامت دو ساله حدود ۸۰ میلیون تومان ارزیابی می شود.
پرداخت این هزینه در حالی است که خانم پریوش منکر هرگونه انگیزه مالی برای حمایت از احمدی نژاد شده و نوشته مطبوعات را که در آن گفته شده وی برای باز پس گیری اموال مصادره ای خانواده خود به ایران آمده و با کمک مشایی قصد بازپس گیری آنها را دارد، رد کرده است.
با این حال روابط عمومی شورای ایرانیان خارج از کشور، در جوابیه ای که به یکی از رسانه های فارسی زبان در سال ۸۸ داده است، مدعی شده که خانم سطوتی برای پیگیری مسائل حقوقی و املاک شخصی در ایران اقامت کرده است. هرچند وی در مصاحبه ای با خبر آنلاین گفت هنوز یک چهار دیواری هم برای زندگی ندارد.
تصویر زیر خانم پریوش فاطمی را در ژوئن سال 1979 (آستانه پیروزی انقلاب اسلامی) در هتل دربند تهران در کنار رحیمی، وفادارترین فرمانده نظامی به دربار پهلوی نشان می‌دهد.
این تصویر را تابناک چندی پیش به بهانه حضور این سلطنت طلب در تهران منتشر کرد.
مهری که به دل این خانم نشست!
در اولین دیدار مهر مشایی به دلم نشست، احمدی نژاد همان فاطمی است!
تعریف و تمجید های خانم پریوش از احمدی نژاد کمی از دایره اظهار نظرهای شخصی فراتر رفته است! این زن ۷۵ ساله، تقریبا چیزی در ستایش دکتر کم نگذاشته است و جالب است شباهت پیام اخلاقی اولین برگ یادداشت های شهید فاطمی با ستایش، در این تک برگ از دستنوشته های دکتر فاطمی که سایت ریاست جمهوری ان را منتشر کرده است آمده: «بر روی ستایشگران خاک بریزید» در اینجا برخی مدح های پریوش از احمدی نژاد و مشایی را دوره می کنیم:
بعد از این که دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور شدند، احساس کردم که ایشان با آن رویه های مردمی که مورد قبول دکتر بود همخوانی دارند وبه همین دلیل تصمیم گرفتم که به همراه پسرم تنها بازمانده دکتر به ایران آمده و با رییس جمهور مردمی ایران ملاقات کنم.
وقتی به ایران آمدیم اولین ملاقاتمان با آقای رحیم مشایی بود که ایشان را در آن زمان نمی شناختم و از همان روز مهر بزرگی از آقای مشایی در دل ما جای گرفت.
قطعا در انتخابات آینده ریاست جمهوری (خرداد ۸۸) شرکت می کنم و به احمدی نژاد رای می دهم.
با آقای احمدی نژاد دیدار کردیم و آن دیدار نیز همه به گریه گذشت. در تمام دوران قبل و بعد از انقلاب تمام آقایان نهایت محبت و احترام را به دکتر فاطمی گذاشتند، ولی من احساس نزدیکی بیشتری با آقای احمدی نژاد می کنم و تنها موقعی که به ایران آمدم و خاطرات تلخی از آن ندارم این مقطع زمانی است.
من تا آن جایی که از این دو نفر(محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی) شناخت دارم، آن ها تمام وقت خود را جهت خدمت به مردم قرارداده اند.
من تا حالا رییس جمهوری به مانند دکتر احمدی نژاد و رییس دفتری به مانند آقای مشایی و اعضای هیات دولتی به مانند آنها ندیده ام که به تمام استان ها چندین بار سفر کنند و با مردم دیدار و در جهت حل مشکلات مردم تلاش و مشکلات را حل کنند و در واقع این یکی از کارهای آنهاست.
در مورد آن همایش بعضا مطالب نادرستی گفته شد. در صورتی که آن همایش منفعت زیادی برای کشور داشت؛ افرادی به ایران آمدند که بعد از سال ها برای اولین باربه کشور می آمدند و وقتی به وطن خود رسیدند خاک آن را بوسیدند. اکنون عاشق اینجا هستند و مرتب می آیند و می روند و در کشور سرمایه گذاری کرده اند. آیا این خدمت بزرگی نبوده است؟ برای برگزاری این همایش آقای مشایی زحمت زیادی کشیدند و جای آن نبود که در مورد این همایش این همه تبلیغات منفی بشود و دروغ گفته شود.
پروردگار یکتا یک نفر (احمدی‌نژاد) را برای رسیدگی به وضعیت مردم رسانده و این فرد در راهی که همسر من نتوانست دنبال کند، قدم گذاشته و مسیر او را ادامه می دهد.
پس از دیدار(با احمدی نژاد) تحولی عمیق در زندگی من و فرزندم ایجاد شد.
افرادی که این مطالب(تخریب چهره ایران در مجامع بین المللی) را مطرح می کنند، درواقع فقط به دنبال منافع خود هستند. دولت در ایران درپی خدمت است و آبادانی و سازندگی میهن را برنامه های خود قرار داده است.
دکتر احمدی نژاد هم مانند دکتر فاطمی به خاطر عشق به وطن که ساعت چهار صبح به خانه می آمد و پنج و نیم صبح منزل را با پای سوخته و حال بد ترک می کرد، تمام توان و اندیشه‌اش را برای سربلندی کشور به کار گرفته است.
زمانی که با دکتر احمدی نژاد دیدار کردم متوجه شدم که ایشان را خدا به مردم داده و همان سلوک دکتر فاطمی که همانا با مردم بودن و برای مردم زیستن بود را در ایشان دیدم. بنابراین علاقه ایشان در دل من افتاد چون اقدامات ایشان همان کارهایی است که فاطمی قصد انجام آن را داشت، اما ناتمام ماند.
من با ایشان یک رابطه انسانی برقرار کردم چون ایشان همه ویژگی های مردان بزرگی مانند فاطمی را در خود دارند و همین مساله موجب وابستگی من شد به گونه‌ای که قرار بود من برای سه هفته در ایران بمانم اما تاکنون در ایران ماندگار شدم.
ایشان نیز مانند دکتر فاطمی مزایایی دریافت نمی کند. من به یاد دارم که دکتر فاطمی هزینه بسیاری از جلسات وزارت امور خارجه و هزینه نهار و شام را از جیب خود تامین می کرد. البته من نمی توانم در مورد بقیه اظهارنظر کنم اما ایشان به من بسیار نزدیک هستند.
آقای مشایی را در دیدار با آقای احمدی‌نژاد برای بار اول دیدم و تحت تاثیر صمیمیت، وطن پرستی، ادب و متانت ایشان قرار گرفتم. من این خصوصیت را به مقدار بیشتری در آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم.
دکتر فاطمی، روزنامه نگاری شجاع و سرسخت بود و رقیبی نداشت اما دکتر احمدی نژاد در این دوران باید با رقبای بسیار زیاد و سرسخت مبارزه کند. او دارای دشمنان زیادی است و با شهامتی وصف ناشدنی در مقابل آنان ایستاده است.
من محبت از آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم که من را مورد لطف قرار دادند و سراغی از من گرفتند در حالی که این افراد (اعضای جبهه ملی که دکتر فاطمی عضو آن بود) هرگز سراغی از من و پسرم نگرفتند.