بسماللهالرحمنالرحیم
شورای ملی فلسطین دیروز با تصویب و اعلام بیانهای ضمن پذیرش قطعنامههای 238 و 242 که بمنزله برسمیت شناختن اسرائیل است، تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی را اعلام کرد.
در بدو امر کسانی ممکن است تصور کنند که این، یک حرکت مثبت و یک قدم به پیش است. اما شیوه عمل و متن بیانیه منتشره درباره اعلام استقلال کشور فلسطین بخوبی در کرانه غربی نوار غزه نشان میدهد که این یک عقبگرد تاریخی از مواضع اولیه نهضت فلسطین و یک خیانت بزرگ در مرحله برسمیت شناختن اسرائیل است. اجلاس شورای ملی فلسطین که این روزها در الجزایر تشکیل گردیده است. در واقع رویای دیرینه اسرائیل یعنی تثبیت رژیم صهیونیستی و قبولاندن موجودیت آنرا تحقق بخشید.
اگر چه ممکن است عرفات مطابق معمول، دوشاخه پیروزی را بلند کند و خود را در این ماجرا پیروز بداند اما واقعیت امر اینست که در اجلاس الجزیره این خط اسرائیل است که پیروز شده و موجودیتش توسط شورای ملی فلسطین به رسمیت شناخته شده است. از آنزمان که «بالفور» با تشکیل دولت یهود موافقت کرد تا امروز که عرفات و جناحش آنرا به رسمیت شناختهاند، صهیونیستها همواره درحالت بیم و امید قرار داشتهاند لکن امروز، روزی است که عرفات بنام سازمان آزادیبخش فلسطین، بزرگترین هدیه مورد نیاز صهیونیستها را به آنها تقدیم کرده و موجودیت رژیم صهیونیستی را که در سرزمین اسلامی فلسطین و بر روی خانه و کاشانههای ویران شده مردم مظلوم فلسطین بنا گردیده است برسمیت میشناسد.
بیهوده نیست که رژیمهای استکباری، خشنودی خود را از این امر پنهان نمیکنند و آشکارا از تصمیم شورای ملی فلسطین و خیانت جناح عرفات استقبال کردهاند. بیهوده نیست که ریگان از تصمیم شورای ملی فلسطین برای قبول قطعنامههای 238 و 242 استقبال کرده و مراتب خشنودی خود را آشکار ساخته است.
آنچه عرفات و جناحش دیروز به اسرائیل هدیه کردند، چیزی بود که بیش از 4 دهه، از پذیرش آن امتناع شده بود ولی جناح عرفات برای آنکه به حکومت در گوشهای از سرزمین فلسطین دست یابند، بهمه چیز پشت پا زده و دشمن و حامیانش را خشنود ساختند. با این تفاوت که امروز، این اسرائیل و حامیانش هستند که دست بالا را گرفتهاند و فلسطینیها را «بدون سرزمین» معرفی میکنند و میخواهند باز هم جناح سازشکار فلسطین را به اعطای امتیازات جدیدتر وادار سازند.
عرفات و جناحش موضع خفتباری را در پیش گرفتهاند و مرتبا با اعطای امتیازات بیشتر سعی دارند اسرائیل و حامیانش را راضی کنند اما دشمن احساس میکند که با برخوردهای سرد و تحقیرآمیز، بهتر میتواند این مسئله را پیگیری کند.
اگر بالفور، وعده تشکیل دولت یهود را داد، بعنوان مجری سیاستهای دولت استعماری انگلیس، در فکر ایجاد یک جا پای مطمئن برای اجرای سیاستهای «نو استعماری» بود اما عرفات اکنون بنام ملت فلسطین و بنام صاحبان سرزمین فلسطین به حاتمبخشی پرداخته و اشغال و تجزیه سرزمین فلسطین را برسمیت شناخته است.
خیانت بزرگ عرفات و جناحش در اینست که این حرکتهای شرمآور خود را در لفافه جملات و الفاظ فریبنده مخفی ساخته و آنرا بنام «بیانیه استقلال فلسطین» معرفی نموده است. خیانت بزرگ در اینست که عرفات و جناحش به فریبکاری پرداختهاند و همه چیز را به ملت فلسطین وارونه معرفی کردهاند و اکنون بنشانه تائید حرکت خیانتآمیز جناح خود، مدعی شدهاند که در اردوگاههای فلسطین، همه به رقص و شادی و پایکوبی مشغولند. اما آیا اگر حقایق آنطور که هست، برملا شود و ابعاد خیانت بزرگ عرفات و جناحش نسبت به آرمان فلسطین، برای ملت مظلوم فلسطین تشریح گردد، آیا باز هم رقصی در کار خواهد بود و آیا کسی احساس شادی و خشنودی میکند؟ و مگر میشود حرکتی موجبات خشنودی ملت فلسطین و دشمنانش را در آن واحد فراهم کند؟
این در واقع بزرگترین خیانتی است که جناح عرفات بر ملت فلسطین روا داشتهاند و تجزیه سرزمین فلسطین را مورد تائید رسمی قرار دادهاند، تشکیل دولت فلسطین در بخشی از سرزمینهای اشغالی، بخاطر آنکه ملازم با پذیرش رسمی تجزیه سرزمین فلسطین و برسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است، و نه تنها افتخاری نیست بلکه خیانت بزرگی است که عرفات و جناحش برای همیشه بنام خود در تاریخ ملت فلسطین ثبت کردهاند.
اگر وعده بالفور برای تشکیل دولت یهود، برای ملت فلسطین جای خوشحالی داشت تائید و برسمیت شناختن دولت یهود توسط عرفات هم برای ملت فلسطین جای خوشحالی دارد. اما آیا عرفات و جناحش میتوانند بر اینهمه خیانت خود با توسل به شیوههای رذیلانه تبلیغاتی سرپوش بگذارند؟ و آیا مردم فلسطین از واقعیت امر غافلند؟ برای یافتن پاسخ این سئوال، شاید به زمان زیادی احتیاج نباشد.