در عصر حاضر، رسانهها و وسایل ارتباط جمعی به دلیل تأثیرات عمیق، سریع وگستردهای که درحوزههای مختلف انسانی دارند، دغدغههای جدی را به وجود آوردهاند. یکی از این موارد، موضوع "اخلاقِ رسانه" و تعامل میان "اخلاق" و "رسانه" میباشد؛ به این معنی که باید دید تعامل درست اخلاق و رسانه چگونه باید باشد؟ آیا میتوان "اخلاق رسانهای" و یا "رسانه اخلاقی" داشت؟ ویژگی هر یک از این دو چیست؟ آیا میتوان یک نظامنامه و یا اصول اخلاقی برای رسانهها تدوین کرد که از یک سو، با عمل اصحاب رسانهها و پایبندی برنامههای متنوع رسانهها به آن، شاهد "رسانه اخلاقی" باشیم و از سوی دیگر، مخاطبانی که از طریق رسانهها اصول و هنجارهای اخلاقی را دریافت کرده و بدان عمل میکنند، پایبند "اخلاق رسانه"ای باشند. در پاسخ به پرسشهای فوق و در تعامل اخلاق و رسانه باید گفت: دیدگاههای متفاوتی در این زمینه وجود دارد:
1. برخی معتقدند که رسانهها نمیتوانند اخلاقی باشند و به مسائل اخلاقی پایبند بمانند؛ زیرا رسانهها در محیط پر رقابت و برای سودآوری بیشتر تلاش میکنند. در چنین وضعیتی، اگر رسانه دنبال رعایت اخلاق باشند، از رقبا عقب مانده و به "سود" نخواهند رسید. رسانه حرفه ای، رسانه ای است که به دنبال جذب حداکثر سود و منفعت است و کمتر به قید و بندها پایبند است.
2. بسیاری دیگر معتقدند که رعایت مسائل اخلاقی توسط رسانهها دور از دسترس نیست. رسانهها برای اینکه درجامعه نفوذ داشته باشند و به حیات خود ادامه دهند، نیازمندند که اعتماد عمومی را کسب نمایند. لازمه کسب اعتماد عمومی، درستی، امانتداری و ایجاد یک رسانه مقبول عموم است. از اینرو، کشورهای جهان برای سامانمند کردن کار رسانهها و جلوگیری از بداخلاقی، قوانینی را در جهت رسیدگی به تخلفات رسانهای تدوین کردهاند.
درمیان این گروه نیز نظرات گوناگون دیده میشود:
الف. عدهای معتقدند که میتوان یک نظامنامه اخلاقی جامع تدوین کرد و درتمام کشورها به آن عمل نمود. بیشتر اندیشمندان اسلامی، داعیهداران جهان تک قطبی و تک فرهنگی و اعلامیه حقوق بشر چنین نظری دارند.
ب. در مقابل، اکثر صاحب نظران عرصه رسانه مدعیاند که در عمل، داشتن اخلاق رسانهای جامع، که در همه جا کاربرد داشته باشد، عملی نیست؛ زیرا بسیاری از معیارهای اخلاقی، در همه جای دنیا مورد قبول نیستند. برخی محققان حتی مدعیاند که فقدان توافق جهانی درباره هنجارهای اخلاقی از مشخصههای ارتباط جمعی است. در نتیجه، بسیاری از مقررات اخلاقی که در این مورد وضع شدهاند، در بهترین شکل خود، تنها رهنمودهای هنجاری هستند که بر هیچ فلسفه اخلاقی مشترکی مبتنی نیستند و روزنامهنگاران و ارتباطگران، بسته به موقعیت، به نحوی خاص با آنها روبهرو میشوند. تصویب قوانین گسترده، برای اِعمال چنین هنجارهایی که دوام و مقبولیت آنها مورد تردید است، بسیار غیرعملی است.
به دلیل تنوع ارزشها و هنجارهای موجود در فرهنگها و جوامع مختلف، تدوین نظامنامههای اصول اخلاقِ حرفهای رسانهای، که شکل جامع، شامل و عام داشته باشد، بسیار مشکل است و درصورت تحقق، چندان مشکلگشا نخواهند بود. در گزارش کمیسیون مکبراید درباره حقوق حرفهای و اصول اخلاق رسانهای، با بیان تاریخچهای از تدوین هنجارهای اخلاق حرفهای، که نخستین بار در دهه 1920 آغاز شد، آمده است: "در حال حاضر تعداد شصت کشور در سراسر دنیا نظامنامههای کم و بیش گستردهای را، که اغلب مورد پذیرش اشخاص حرفهای قرار گرفته است، پذیرفتهاند. استانداردهایی را برای رفتار تعیین میکنند که روی هم رفته جنبهای عام دارند- از جمله آزادی دسترسی به منابع اطلاعات، عینیت و تعهد به خودداری از وارد آوردن افترا- اما اغلب اینها در لفافه ابهام و گاهی اصطلاحاتی نارسا هستند. دلیل این نارسایی را باید در تنوعات فرهنگی و در نتیجه، تنوع در مبانی ارزشی هر فرهنگ و جامعه جستجو کرد. از این رو، معنی و ارزشهای منسوب به مفاهیمی چون اخبار، حقیقت، عینیت، آزادی و حق دانستن واقعیات، میتواند با توجه به شرایط خاص یا با توجه به نیازها و اولویتها یک جامعه مفروض در یک برهه مفروض زمانی تغییر کند".
هرچند در یک نگاه، قواعد اخلاقی فردی در مورد هر ملتی با توجه به اولویتهای ملی، محدودیتهای زبانی، تنوع فرهنگی و یا نوع ساختار سیاسی تغییر میکند و علیرغم تلاشهای سازمانهایی چون یونسکو در دستیابی به قواعد اخلاقی پذیرفته شده رسانهای، که جنبه عام و فراگیر و بینالمللی داشته باشد، فرایند ارتباطات جمعی در عمل تابع دیدگاه خاص هر روزنامهنگار و... است. بنابراین، در زمینه اخلاق رسانهها، دیدگاهها و نظرات متفاوت و متنوعی بسته به تفاوت و تنوع معتقدات فرهنگی و فلسفی نظریهپردازان مختلف، عنوان شده است.
اما این دیدگاه کلیت ندارد. در اسلام و فرهنگ ناب دینی هرگز نمیتوان در اخلاق و ارزشهای اخلاقی، قائل به نسبیت شد؛ زیرا در اسلام ارزشها و اصول و معیارهای اخلاقی ثابت و لایتغیر همه زمانی و همه مکانی وجود دارد که هیچ گاه نمیتوان از آنها عدول نمود: برای مثال، در این منظر، دروغگویی، پخش شایعات بیاساس، تهمت به افراد حقیقی و حقوقی، ورود به حریم خصوصی افراد، ظلم در حق افراد و... اموری غیراخلاقی و غیرقابل پذیرش است و هرگز پذیرفتی نیست. به هرحال، چند رویکرد محوری را میتوان در اینجا نام برد:
1. موقعیتگرایی و یا اباحیگری: معتقد است مهم آن چیزی است که رسانه یا ارتباطگر میل دارد در یک لحظه خاص انجام دهد و هیچ اصول حرفهای و اخلاقی مسلمی وجود ندارد. ارزشهای اخلاقی سازمان، به تصمیمات کارگزار ارتباطی تقلیل مییابد. در واقع، به جای اینکه یک قانون مکتوب و یک دستورالعمل لازمالرعایه اخلاقی وجود داشته باشد، تجربه خبرنگار ملاک و معیار اصلی انتشار خبر قرار میگیرد. این به معنای اعتماد مطلق به اشخاص میباشد. در رویکرد موقعیتگرایی همچون رویکرد ماکیاولیستی، حتی کار غیراخلاقی به شرطی که منجر به موفقیت شود، مجاز شمرده میشود. در این نگاه، تحریف، سانسور و تقلب خبری به روشنی قابل مشاهده است.
2. غایتگرایی: این دیدگاه پیامدها را تنها عوامل تعیینکننده در اخلاقی بودن عمل ارتباطگر میداند. حاصل، نتیجه و پیامد عمل مهم است، نفس عمل ممکن است چندان ارزش نداشته باشد.
3. عمومیتگرایی: در این رویکرد، "منافع عمومی" اصل است. در مقابل این پرسش که "آیا حق داریم قانون را نقض کنیم؟" پاسخ این است که "اگر منفعت عمومی اقتضا کند، اشکالی ندارد." برای مثال، خبرنگار در روزنامهنگاری جستجوگر، که حالت بازپرسی دارد، با تعارضهای اخلاقی متنوعی روبهرو است: حریم خصوصی را نقض میکند و گاه از امکانات شنود بهرهمند میشود. در چنین وضعیتی، حسن نیت خبرنگار به عفو و بخشودگیاش میانجامد؛ چون منافع عمومی مورد نظر است.
4. خودگرایی و خودمحوری: این رویکرد معتقد است یک عمل صحیح رسانهای، عملی است که برای خود ارتباطگر لذتبخش و مطلوب باشد. کاری که شهرت، حقوق، درآمد و پایگاه فرد را در سازمان بالا ببرد، درست است.
5. حقمداری یا حقیقتگرایی: مبانی اخلاق رسانهای حقمدارانه، دروندینی است. چه اطلاعاتی باید منتشر شود؟ حقیقت. در واقع، دیدگاه اسلام به اخلاق رسانهای که در اصول، ارزشها و فلسفه این دین الهی ریشه دارد، دیدگاهی عام و فراگیر و جهانشمول شمرده میشود.
این دیدگاه، گرچه منتسب به فرهنگی خاص به نام فرهنگ اسلامی است، اما به دلیل فطری بودن این دین، در برگیرنده تمامی اصول و فروع اخلاقی است که در زمینه رسانهها مطرح شده است. در این رویکرد، اصول اخلاقی لایتغیر و ثابت و به اصطلاح، خطوط قرمزی وجود دارد که نمیتوان آنها را نقض کرد. این رویکرد دارای اصول متنوع و قابل توجهی است که در مقالات بعد بدان اشاره خواهیم کرد.