فاطمه رضوی
پایتخت عربستان سعودی به آخرین ایستگاه دیکتاتورهای خاورمیانه تبدیل شده است.هم اکنون زین العابدین بن علی رئیس جمهور مخلوع تونس در عربستان حضور دارد و مقامات سعودی از حسنی مبارک رئیس جمهور سرنگون شده سابق مصر نیز خواسته بودند که سفری به ریاض داشته باشد.
این در حالی است که هماکنون حسنی مبارک در بازجویی به سر می برد.عربستان سعودی به نمایندگی از ایالات متحده آمریکا دو وظیفه مهم را بر عهده دارد.نخست اینکه در کشورهایی که دیکتاتورهای عربی سرنگون شده اند حضور پیدا کرده و حرکت انقلابی مردم را به سمت و سوی اهداف واشنگتن و غرب منحرف کند.
دومین وظیفه آلسعود این است که دیکتاتورهای باقیمانده نظیر علی عبدالله صالح و خاندان آل خلیفه را به هر نحو ممکن در قدرت حفظ کند. نقش منفی ریاض در تحولات اخیر مصر را نمی توان نادیده انگاشت .کشورهای خارجی از جمله عربستان سعودی در تحریک درگیریهای فرقهای قاهره میان سلفیها و قبطیها، دست داشتهاند. بسیاری از مسیحیهای قاهره از اتفاقات اخیر به شدت ناامید شده و میگویند دستهای پشتپرده در تحریک این درگیریها دست داشتهاند.
بسیاری از مردم و فعالان نیز معتقدند سلفیهایی که در مقابل کلیسای منطقه امبابه گرد هم آمده و شعار میدادند، از حمایت کشورهای خارجی از جمله عربستان سعودی برخوردار بودهاند. این در حالی است که بر اساس گزارشها، عبدالمجید محمود دادستان عمومی مصر، برای بررسی درگیریهای خونین فرقهای هفته جاری در این کشور گروهی را متشکل از بازجوهای مصری تشکیل داده است.
تعدادی از قربانیان این حادثه به دلیل جراحات وارده از اصابت گلوله در ناحیه سر و قفسه سینه، کشته شدهاند. از سوی دیگر،ریاض هم اکنون در کسوت یک اشغالگر در بحرین حضور دارد و باید هرچه سریعتر خاک این کشور کوچک را ترک کند. ورود نظامی عربستان به خاک بحرین اشغال و تجاوز آشکار به خاک این کشور است و جامعه بینالمللی باید هرچه سریعتر با پایان این اشغالگری، حاکمان سعودی و اماراتی را به جرم جنایت علیه بشریت به محاکم قضائی بینالمللی بکشاند.
البته شورای امنیت سازمان ملل متحد که خود از اصلی ترین کانونهای سلطه و ستم در دنیای امروز محسوب می شود در برابر این اشغالگری آشکار سکوت کرده و به امر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تنها نظاره گر موضوع است.
ملت بحرین به صرف اینکه خواهان حقوق خود و رسیدن به استقلال هستند، به خاک و خون کشیده می شوند و باید سازمان ملل، نهادهای حقوق بشر و فعالان بین المللی برای نجات مردم مظلوم این کشور از ظلم، ستم و شکنجه های رژیم پادشاهی آل خلیفه به سرعت اقدام و از قتلعام بیشتر مردم جلوگیری کنند.
جنایات عربستان سعودی در منطقه حد و حصری ندارد و ریاض این روزها به همراه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی جزء اصلی ترین کانونهای حمایتگر از دیکتاتورهای منطقه محسوب می شود.این در حالی است که خود عربستان سعودی نیز وضعیت سخت و دشواری دارد و قیامهای مردمی در این کشور بزودی آغاز می شود. شهروندان عربستانی طی روزهای اخیر بارها خشم خود را علیه آل سعود و سیاستهای امیر عبدالله پادشاه این کشور ابراز کردهاند.
در این میان درخواست شهروندان عربستانی از حکومت خود مشخص است.ساختار حاکم بر عربستان دیکتاتور و مستبد بوده و طی سالهای متمادی تحت فرمان ایالات متحده آمریکا بوده است .افرادی مانند امیر عبدالله و بندر بن سلطان همواره مهره های ایالات متحده در منطقه بوده و اهداف واشنگتن در خاورمیانه را پیاده کردهاند. این روزها موج بیداری در منطقه به عربستان سعودی رسیده و پادشاه این کشور و آلسعود را به وحشت انداخته است.
چندی پیش حتی شاهد بودیم که مردم مکه در مقابل مسجد الحرام علیه رژیم آل سعود به تظاهرات پرداختند.بنابر این اعتراضات در عربستان محدود به یک طایفه معین نمیشود. همین گستردگی سبب سردرگمی مقامات آل سعود و نیروهای امنیتی این کشور شده است . مقامات سعودی در ابتدا تصور می کردند که تنها مناطق شیعهنشین کانون اعتراضات خواهد بود اما برگزاری تظاهرات اخیر این تصور را به طور کامل از بین برد و امروز همه عربستان و همه مناطق این کشور علیه آل سعود به پا خاسته است.
تظاهرات مردم عربستان ادامه می یابد و مقام های این کشور در حالتی از ترس و وحشت شدید به سر می برند.از این حیث باراک اوباما به شدت نسبت به آنچه در خاورمیانه و عربستان سعودی می گذرد وحشت زده شده و خواستار حمایت کامل از امیر عبدالله پادشاه این کشور است. ایالات متحده آمریکا، نسبت به عربستان سعودی و اردن نگاه خاصی دارد و این دو را عملا تنها متحدان باقیمانده خود در منطقه می داند.
با این وجود وضعیت هر دوی این کشورها متزلزل است و پادشاهان اردن و عربستان سعودی نیز آینده روشنی پیش روی خود نمی بینند. ریاض به شدت نسبت به تحولات جاری در خاورمیانه احساس خطر میکند. این احساس خطر با توجه به وضعیت به وجود آمده درخصوص بن علی، حسنی مبارک و معمر قذافی کاملاطبیعی به نظر میرسد. سعودیها به شدت از سرایت قیامهای منطقه به یمن و بحرین نگران بودند اما هماکنون این اتفاق افتاده است.
با این وجود سعودیها نشان داده اند که همواره در برهههای حساس و تعیین کننده قدرت محاسبه حداقلهای ملموس را نیز از دست دادهاند! سعودیها هماکنون تنها به پیادهسازی اهداف غرب در منطقه میاندیشند و دغدغهای جز این ندارند. ریاض هزینه زیادی داد تا قیامهای مصر و تونس به عربستان کشیده نشود اما در این مورد ناکام ماند و در نهایت عربستان به کانونی از خشم مردم تبدیل شد.
در این میان مقامات سعودی سعی دارند در ظاهر خود را مصون از هرگونه آسیبی جلوه داده و در این خصوص به جنگ تبلیغاتی روی آورند. اما ریاض نیز به عنوان آخرین ایستگاه توقف دیکتاتورهای خاورمیانه بزودی سقوط خواهد کرد و آلسعود به سزای دههها جنایت خود علیه ملتهای منطقه خواهند رسید.