تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۹۵۵
سیاست خارجی و دنیای پرتلاطم

دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور
روایت کاخ سفید از قتل بن‌لادن در اوّل ماه مه 2011 و تحولات خبری مربوط به آن، پرسش‌ها، ابهام‌ها و معماهای فراوانی را فراروی تحلیل‌گران، سیاستمداران و علاقه‌مندان به امور بین‌المللی قرار داده است. زوایای گوناگونی در این بحث وجود دارد. ماورای سر خط خبرها، از دو محور در این ماجراها می‌توان سخن گفت. محوری که حول شخصیت بن‌لادن می‌چرخد و محوری که پیرامون دولت آمریکا قابل طرح است. رابطه بین این دو محور چگونه قابل تحلیل است؟ در بین این دو محور، پدیده فرد به‌ عنوان بازیگر امنیتی، پدیده دولت آمریکا به عنوان کنشگر امنیتی و پدیده جهانی شدن به عنوان بستر مناسبات نوین امنیتی وجود دارند که در خور توجه، دقّت و تعمق هستند.
هرگونه که بن‌لادن را تصور کنیم، بازیگری فردی را در دنیای پس از جنگ سرد به تصویر می‌کشد که از جهات گوناگون نقش‌آفرین بوده است. اینکه بن‌لادن در کارزار ضدکمونیستی دهه 80 میلادی در مبارزه غرب و شرق در اردوگاه واشنگتن قرار داشت، امری مسلم است. چگونگی تبدیل و تغییر فردی از دوست، متحد و دست‌آموز به فردی که گفته می‌شود بزرگترین طراحی‌ها را علیه امنیت آمریکا انجام داده، خود موضوعی است که نشان می‌دهد فرد به عنوان یک بازیگر سیاسی، الزاماً مسیر صددرصد روشن، یک دست و هموار را دنبال نخواهد کرد. به علاوه مهارت‌هایی که بن‌لادن در مارپیچ قدرت و ثروت از عربستان تا آمریکا به دست آورد و بعدها در مفهوم شبکه‌سازی در القاعده به کار بست، قابل ملاحظه است. از این زاویه بن‌لادن مظهر بازیگری است که قدرت جابه‌جایی مکانی و فضایی بالایی را در دنیای بعد از جنگ سرد به دست آورده است.
بن‌لادن هم ظرفیت تخریب بالایی فراهم آورده و هم تبدیل به مظهر و نماد تخریب گسترده شده است. به هر رو در سطح فردی، بن‌لادن نقش‌آفرین و ماوراء آن سطح، به پدیده‌ای تغییر ماهیت داده بود که به راحتی نمی‌توان گفت از بین رفته است. اگر اخبار نابودی فیزیکی بن‌لادن را کاملاً درست و سره قلمداد کنیم، بن‌لادن بمثابه یک پدیده، چالشی برای امنیت ملی آمریکا باقی خواهد ماند.
آمریکا به عنوان کنشگری امنیتی و در قالب یک دولت، بیش از یک دهه هویت امنیتی خود را با بن‌لادن پیوند زد. بن‌لادن بخشی جدا نشدنی از ذهنیت امنیتی آمریکا شد. اینکه دولتی مانند ایالات متحده، سرنوشت امنیتی خود را با بن‌لادن گره زده بود، خود بازتاب تغییرات و تحولاتی است که در درون جامعه بین‌المللی رخ داده بود. آمریکا در دنیای جنگ سرد با دشمن مشخص و معینی به نام کمونیسم خود را روبرو می‌دید که می‌توانست به راحتی آن را در مرزهای جغرافیایی و ژئوپلتیک محصور کند و دشمن خود را جسد و پیکری ملموس و مشخص بخشد، ولی فروپاشی نظام دوقطبی، به تعبیری آمریکا را از چنین دشمنی‌ محروم کرد. در سرگردانی امنیتی بعد از جنگ سرد که هنوز ادامه دارد، دولت آمریکا در چیدمان و آرایش امنیتی خود، آشفتگی‌های فراوانی را به نمایش گذاشت که تمرکز بیش از حد بر بن‌لادن، پرتوی از این اغتشاش مفهومی و عملیاتی است. علت این فعل و انفعالات را تا حدی می‌توان در پدیده جهانی شدن جستجو کرد.‏
قرائت‌های گوناگونی از جهانی شدن وجود دارد. در این قرائت‌ها، تضادهای جدّی به چشم می‌خورد، امّا علیرغم تمامی تفاوت‌ها، در خصوص جهانی شدن، این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که در اثر گسترش دانش ارتباطات، جهان به هم نزدیک‌تر شده است. تکنولوژی ارتباطات، مردمان جهان را به یکدیگر بیش از گذشته پیوند زده است. در کنار لایه‌های گوناگون هویتی که هر جامعه و هر فردی به طور سنتی داشته است، لایه جدیدی از آگاهی، ارتباط و حساسیت بین‌المللی به چشم می‌خورد. غلبه تصویرها و احساسات جهانی شده لحظه‌ای، محصول دو دهه اخیر است. از تصاویر حوادث 11سپتامبر تا اخبار قتل بن‌لادن، این جهانی شدن است که بخشی از رفتار و کنش‌های امنیتی تمامی بازیگران، از افراد گرفته تا دولت‌ها را تشکیل می‌دهد و آمریکا در قضایای مربوط به بن‌لادن از این قاعده مستثنی نیست.
در یک کلام، مطالعه کنش و واکنش‌های بین بن‌لادن و آمریکا از آغاز تاکنون روشن می‌کند که دنیای مناسبات امنیتی نسبت به گذشته دگرگون شده است و تلاطم‌های فراوانی در این مناسبات مشاهده می‌شوند. در این تلاطم‌ها، پرسش‌ها و ابهام‌ها، از داده‌ها و آگاهی پیشی گرفته و نبود اطمینان‌ها و ناامنی‌ها، فراگیر و جهانی شده‌اند.